سفيدک سطحي ( پودري = واقعي ) سيب و گلابي Pear&Apple Powdery Mildew
هر جا که سيب کشت مي شود اين بيماري نيز وجود دارد بويژه در خزانه هاي سيب در سراسر جهان بيماري مهمي محسوب مي گردد در ايالات متحده اين بيماري با ايجاد شبکه زنگاري (زبر و چوب پنبه اي Russeting) روي پوست ميوه موجب کاهش ارزش ميوه تا 50% مي شود.
علائم:
سفيدک سطحي سيب به قسمتهاي مختلف درخت مانند: سرشاخه ها ، برگها ، شکوفه ها و ميوه ها حمله مي کند.
علائم روي برگها بصورت لکه هاي خاکستري تا سفيد کثيف ظاهر مي شوند و اگر برگهاي جوان آلوده شوند دچار پيچ خوردگي و بد شکلي شده و نهايتاً خشک مي شوند. شکوفه هاي درخت بر اثر زمستانگذاراني قارچ در جوانه هاي زايشي زودتر از بقيه قسمتها آلوده مي شوند. در اثر آلودگي شکوفه ها ،‌گلبرگها چروکيده و کاسبرگها گوشتي و کلفت مي شوند و توانايي تشکيل ميوه را از دست مي دهند. کاسبرگها خيلي حساس هستند.ميسليومها کنيديوفورها و کنيديهاي قارچ روي سرشاخه ها منظره سفيد رنگي را ايجاد مي کنند رشد اين شاخه ها متوقف شده و فواصل ميانگره ها کوتاه مي ماند و نهايتاً سرشاخه ها خشک مي شوند معمولاً روي سرشاخه ها فرم جنسي قارچ (کليستوتسيوم) تشکيل مي شود . ميوه ها نيز آلوده شده و حالت شبکه چوب پنبه اي در سطح ميوه ها (زنگار ميوه) بوجود مي آيد. در مورد گلابي هم پوشش سفيد ميوه تا اواسط تابستان روي ميوه باقي مي ماند و بعد اين پوشش محو مي شود و اثر آن بصورت لکه زنگاري(Russet) باقي مي ماند در خزانه ها قارچ به همه برگهاي در حال رشد حمله کرده و موجب کندي رشد قسمت هاي انتهايي شاخه ها مي شود .
عامل بيماري :
روي سيب و گلابي قارچ زير است:

Te) Podosphaera leucotricha (Erysiphaceae-Erysiphales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes)
An) Oidium farinosum (Moniliaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

Podosphaera leucotricha
کليستوتس P.leucotricha داراي زوائد دو شاخه اي شکل اند هر چند در اين گونه حالت دو شاخه اي به سختي ديده مي شود داخل کليسترتسيوم فقط يک آسک وجود دارد که حاوي 8 آسکوسپور بيضوي است . اين قارچ هتروتاليک است.
کنيديهاي O.farinosum شفاف، تک سلولي و دو سر تخت و استوانه اي شکل اند و بصورت زنجيري روي کنيديوفور تشکيل مي شوند.
چرخه بيماري :

ريسه درون جوانه ها مهمترين بخش زمستانگذران قارچ مي باشد اين قارچ انگل اجباري است . اگر آسکوکارپ تشکيل گردد مي تواند موجب بقاء قارچ گردد ولي بنظر نمي رسد کليستوتسيوم در چرخه زندگي قارچ نقش داشته باشد و آسکوسپورهاي P.leucotricha موجب آلودگي نمي شوند در بهار به مجرد مناسب شدن شرايط محيطي ريسه ها، داخل جوانه ها فعال شده و توليد کنيديوم مي کند کنيدي ها با باد پخش شده و موجب آلودگي اوليه مي شوند سپس از زخمها و لکه هاي جديد نيز کنيديوفورها توليد کنيديهاي جديد را کرده و موجب انتشار بيماري و آلودگي هاي ثانويه مي گردند. فعاليت قارچ در تابستان شديداً کاهش مي يابد ولي در اواخر تابستان و پائيز مجدداً فعال شده و با انتشارکنيديها موجب آلودگي هاي جديد مي گردد، نهالهاي موجود در خزانه بعلت اينکه تا اواخر پائيز رشد مي کنند بسيار مستعد آلودگي هستند. البته برگهاي جوان درخت سيب فقط تا چند روز بعد از باز شدن به آلودگي حساس هستند و پس از آن آلودگي فقط در برگهايي ديده مي شود که بطور مکانيکي صدمه ديده اند. کنيديها در سطح برگ وقتي رطوبت نسبي حدود 70% باشد به خوبي تندش مي کنند. اوج توليد و آزاد سازي اسپورها در ظهر انجام مي شود. قارچ در گستره دمايي0C 32-4 فعاليت مي کند ولي بهينه دماي آن 0C20-16 است. اين بيماري در مناطق نيمه خشک به فراواني ديده مي شود ولي به ندرت در مناطق خشک ظاهر مي شود. از عوامل مهم و موثر در جوانه زدن کنيديها دما و رطوبت است هر چند نقش دما خيلي بيش تر از رطوبت است زيرا ميزان آب در داخل کنيديها بالا بوده و رطوبت تأثير کمتري در جوانه زني اسپور قارچ دارد. بعد از عفونت ميسليوم قارچ در جوانه هاي آلوده تا بهار سال بعد به حالت رکود باقي مي مانند و جوانه هاي انتهايي مهمترين مکان براي زمستانگذراني قارچ عامل بيماري هستند.
اگر آلودگي 3 هفته قبل تا 3 هفته بعد از مرحله گلدهي صورت گيرد حالت زنگار روي ميوه هاي سيب و گلابي بوجود مي آيد.
کنترل :
1- هرس شاخه ها و سرشاخه هاي آلوده: مي تواند موجب کاهش مايه تلقيح اوليه گردد. کاهش مايه تلقيح اوليه و حفاظت برگ، ميوه و جوانه از عفونت ثانويه در مبارزه با اين بيماري مهم است.
2-ارقام مقاوم: ارقام سيب با حساسيت کمتر عبارتند از : سيب زرد لبناني ، دليشز،گلدن دليشز، واين ساپ ، يورک ايمپريال ، نيتاني، لورد لمبورن.
ارقام گلابي مقاوم به سفيدکهاي سطحي عبارتند از :دوآنژو،لوئيزبون Louise Bonne
3-شيميايي: قارچکشهاي عليه سفيدکهاي حقيقي عبارتند از : گوگرد ، بنزيمدازول ها، ضد بيوسنتز ارگوسترول
(Ergosterol Biosynthesis Inhibitores :EBI)، بوپريمات ، پيرازوفوس،تري آديمفون، دينوکاپ (کاراتان).
قبل از پيدايش گلها ، مصرف سفيدک کشهاي بسيار مؤثر مثل تري آديمفون که به شدت از توليد کنيدي جلوگيري مي کنند ضرورت ندارد. در اروپاي غربي به علت وجود هواي ملايم در زمستان و شرايط مناسب بيماري در بهار ، درختان باغ را 15 بار با قارچکش ها سمپاشي مي کنند.
زمان سمپاشي:
الف)نوبت اول هنگام تورم جوانه ها که ترجيحاً از سموم سيستميک استفاده مي شود . چون خنکي هوا مانع تسعيد گوگرد است و از طرفي ديگر سموم سيستميک روي آلودگي درون جوانه ها مؤثرند.
ب)نوبت دوم بعد از ريزش گلبرگها که مي توان از گوگرد و تابل استفاده نمود همچنين کاراتان و ساير سموم سيستميک نيز قابل استفاده اند(بعضي ارقام سيب و گلابي به گوگرد حساسند و موجب گياهسوزي آنها مي شود که بايستي دقت نمود).
ج) نوبت سوم : بستگي به شرايط جوي و ميزان پيشرفت بيماري دارد بيش از 3 نوبت هم ممکنست لازم به سمپاشي باشد. قارچ کشهاي باز دارنده بيوسنتز ارگوسترول زمانيکه بيماري هنوز شدت پيدا نکرده است بسيار موثرند.