دستورالعمل فنی زراعت کلزا - سال زراعی 92-93


دستورالعمل فنی زراعت کلزا – سال زراعی 93-92

مقـدمـه:

كلزا گياهي است از خانواده شب بو (Brasicaceae) ، يك ساله، دگرگشن و يكي ازمهم ترين گياهان زراعي كه از دانه آن جهت توليد روغن استفاده مي‌شود. در دهه اخير اين محصول روغني از نظر متوسط عملكرد روغن جهاني از رتبه پنجم به رتبه سوم صعود كرده است كه كشورهاي اروپائي و كانادا و چين و هند قسمت اعظم روغن خود را از آن تهيه مي‌كنند. به دليل وجود گونه هایي با خصوصيات متفاوت ، امكان كشت آن در شرايط سرد ، گرم و معتدل دنيا وجود دارد. مبداء آن كشورهاي آسياي ميانه و اروپا است. دراستان گلستان كلزا با تيپ رشد بهاره كشت مي‌گردد. مقاومت به شوري كلزا حدوداً ازگندم بيشتر و از جو كمتر است و آستانه خسارت ناشی از شوری در ارقام تجاري حدود 6-5 دسي زيمنس بر متر مي‌باشد. درمناطقي ازاستان كه داراي بارندگي 350-300 ميليمترمي باشد مي‌توان به صورت ديم اقدام به كشت اين محصول نمود. درحال حاضر بجز نخود كه به علت نداشتن بازار اقتصادي مناسب امكان كشت آن درسطح وسيع وجود ندارد كلزا تنها گياهي است كه درتناوب با گندم و جو مي‌تواند به عنوان يك محصول پائيزه اقتصادي كشت شود وضمن توليد، نقش بسيار مؤثري دركنترل آفات خاك زي مانند زابروس دراراضي ديم استان داشته باشد.

 

آماده سازي زمين و تهيه بستر مناسب:

        آماده سازي زمين و تهيه بستر مناسب يكي از شرايط اصلي موفقيت زراعت كلزا مي باشد. بذور كوچك كلزا نياز به بستر كاشت مرطوب با بافت مناسب دارد تا رطوبت كافي براي جوانه زني و رشد را در اختيار داشته باشد. كلوخه هايي با قطر بالاي 3 سانتي متر دربستر آماده كشت باعث عدم سبز مطلوب مي شود.

ادامه نوشته

دستورالعمل فني كاشت گندم آبي و دیم استان گلستان

دستورالعمل فني كاشت گندم آبي و دیم استان گلستان  

عملیات آماده سازی بستر بذر

خاك ورزي عميق با زيرشكن

به منظور شكستن لايه هاي متراكم در زير عمق شخم و افزايش ميزان نفوذ پذيري آب در خاك وتهويه مناسب ، زيرشكن زني با استفاده از زيرشكن هاي سه شاخه اي با فاصله 50 سانتي متر ويا دو شاخه اي با فاصله 80 سانتي متر، يك ماه قبل از انحام خاك ورزي اوليه در عمق بين 50-30 سانتي متري خاك با استفاده از تراكتورهاي پرقدرت و يا تراكتورهاي 6 سيلندر در اراضي گندم آبي و يا اراضي با بارندگي ساليانه بيش از 400 ميلي متر مفيد واقع مي شود و مي توان زيرشكني را در رطوبت خاك بين 20-15 درصد يعني همان رطوبت در مرحله شخم انجام داد.

در مناطقي مانند آق قلا ، بندرتركمن ، گنبد فقط در صورت داشتن منابع آبي كافي براي آبياري مي توانند زيرشكن زني نمايند و در اراضي كه خاك آنها كمي شور است اگر آب آبياري مي تواند آبشوئي را درخاك انجام داده و از عمق خاك توسط زهكش هاي نزديك به هم  وكم عمق خارج گردد زيرشكن زني مفيد بوده و در غير اين صورت براي اين منطقه توصيه نمي گردد

شخم با گاو آهن برگرداندار

        خارج كردن خاك از حالت پيوستگي و سست كردن منطقه نفوذ ريشه و انجام خاك ورزي به منظور نرم كردن  لايه سطحي خاك و آماده سازي بستر بذر بوسيله انجام عمليات شخم با گاوآهن برگردان دار صورت مي گيرد. با خرد كردن بقاياي گياهي كشت قبلي بوسيله ساقه خردكن ها و برگردان كردن و مدفون ساختن اين بقايا در خاك ، مواد آلي در خاك پوسيده شده و به خاك باز مي گردد. اين عمليات در رطوبت خاك حدود 20-15 درصد بهترين شرايط را براي شخم ايجاد مي كند به طوري كه لايه خاك درحين برگردان شدن از هم گسسته مي شود. شخم تابستانه در اراضي آيش در كنترل علف هاي هرز مؤثر بوده و در مديريت زراعي يك محصول نقش مهمي دارد. براي انجام عمليات شخم مطلوب، تنظيمات درست و تراز بودن گاوآهن باعث يكنواختي عمق شخم مي گردد. لازم به ذکر است در اراضی دیم و خشک استفاده از گاوآهن برگرداندار برای خاک ورزی توصیه نمی شود.

ادامه نوشته

گلومروميكوتا

گلومروميكوتا

تاکسونومی گلومرومیکوتایی نسبتاً جوان می­باشد. قبل از 1974 اکثر قارچ­های AM در جنس Endogone قرار گرفته بودند. به هر حال، در سال 1974 گردمن و تراپ قارچ­های AM را از جنس Endogone حذف کرد و آنها را در چهار جنس جداگانه قرار داد: Glomus، Sclerocystis، Acaulospora و Gigapsora. بطور غیر مشابه اعضاء مشهور غیرجنسی از شاخه Glomeromycota تولید مثل جنسی گونه­های­ Endogone  از طریق زیگوسپورها صورت می­گیرد که نشان دهنده اتصال فیلوژنتیکی آنها با شاخه Zygomycota می­باشد. آنالیزهای فیلوژنتیکی از زیرواحدهای کوچک  RNA ریبوزومی هسته به طور قوی پیشنهاد می­کند که Endogone (Endogonales) و شاخه Glomeromycota یک کلاد را تشکیل نمی­دهند (Gehrig et al., 1996). راسته Glomelas توسط Morton and Benny (1990) تشکیل گردید و شامل همه قارچ­های AM می­باشد. بیشتر دو جنس Scutellospora و Entrophospora توسط دیگر نویسندگان ایجاد گردید و سه خانواده (Glomaceae, Gigasporaceae  و Acaulosporaceae) تشخیص داده شد. این خانواده­ها بوسیله نحوه تشکیل اسپور توصیف گردید و به طور ابتدایی با استفاده از داده­های مولکولی حمایت گردید (Simon et al., 1993). پس از آن روشن­تر شد، به هر حال، نحوه تشکیل اسپور صفت تشخیصی مفیدی برای برخی از جنس­ها نمی­باشد. نوع­های متفاوت اسپورهای Glomus و Acaulospora گزارش شده است که چندین دودمان مجزا و با اشتقاق عمیق ایجاد می­کند (Redecker et al., 2000a). متعاقباًٌ آنها دو جنس جدید Archaeospora و Paraglomus را توصیف کردند (Morton and Redecker, 2001) و در خانواده­های جداگانه­ای قرار دادند. زیرا برخی از گونه­ها در Archaeospora هم دیمورفیک می­باشند، اعضاء این جنس در اصل در خانواده­های جداگانه­ای طبقه­بندی می­شوند (Morton et al., 1997). آنالیزهای فیلوژنتیک مولکولی همچنین نشان داد که گونه­ها تشکیل اسپوروکارپ­های پیچیده را می­دهند که قبلاً در جنس Sclerocystis ( شکل 4) جایگذاری شده که در حقیقت از نظر فیلوژنتیکی درون گونه­های Glomus به خوبی توصیف شده با اسپورهای ساده قرار گرفته است (Redecker et al., 2000b).


 

شکل- بخشی از اسپوروکارپ Glomus sinuosum (جدایه MD126، پیشتر Sclerocystis sinuosa). اسپورها در اطراف یک هیف در هم پیچیده آرایش  یافته و بوسیله یک پریدیوم پوشش یافته است. قطر اسپوروکارپ تقریباً 250میکرومتر می­باشد.

جنس جدید Pacispora توسط Oehl and Sieverding (2004) در مقایسه با برخی از گونه­های پیشتر Glomus ایجاد گردید. جنس Gerdemannia برای گروه قارچی چند هفته بعد انتشار یافت (Walker et al., 2004). که همنام Pacispora می­باشد، و اسم نامشروع برپایه تاریخ انتشار می­باشد. اسپورهای Pacispora دارای صفات حدواسط بین Glomus و Gigasporaceae را دارند.

از دیگر جنس پدیدار شده حاصل از خرد شدن Glomus (sensu Morton and Benny, 1990) جنس Diversispora می­باشد. فقط یک گونه Glomus پیشتر تغییر نام یافته است بنابراین (Walker and Schüßler, 2004) در اصل برپایه اثر توالی یابی زیرواحد کوچک ریبوزومی حاصل می­شود. 

شاخه Glomeromycota گروهی بسیار قدیمی می­باشد با منشاء تخمین زده شده حداقل 600 تا 620 میلیون سال پیش تخمین زده شده است. منشاء تکاملی آنها، بنابراین، پیش از Ascomycota و Basidiomycota انشعاب یافته است (Berbee and Taylor, 2000; Redecker et al., 2000b). اسپورها و هیف قارچ­های گلومالنی از صخره­های 460 میلیون سال پیش از ارودویسین ( Ordovician) یافت شدند (Redecker et al., 2000b) بنابراین آنها درمیان قدیمی ترین فسیل­های قارچی تاکنون می­باشند.

قدیمیترین آربوسکول­های یافت شده خیلی دورتر از اولین گیاهان خشکی از دوران دونین (400 میلیون سال قبل، Remy et al., 1994) می­باشند. این یافته­ها نشان داد که شاخه Glomeromycota در مراحل خیلی پیشتر از کلنیزای گیاهان خشکی حضور داشتند و حمایت کننده فرضیه­هایی که آنها در این مسیرها هستند قابل استفاده باشد (Pirozynski and Malloch, 1975, Simon et al., 1993; Blackwell, 2000). امروزه قارچ­های AM در اکثر دودمان­های گیاهان خشکی یافت می­شوند. هرچند که این همزیستی­ها ظاهراٌ ازدست رفته­اند یا با دیگر مایکوریزا در طول چندین دوره تکاملی از گیاهانی که در خاک زندگی می­کنند جایگزین شده­اند، در واقع آن نشان دهنده نمونه اولیه مایکوریزا می­باشند.

دیگر اسامی Glomeromycota

-         قارچ­های آربوسکولار میکوریزا و خویشاوندهای آن

-         Glomales

-          Glomerales

 

Constantine John Alexopoulos

C.J.A. The Last Mycologist Who Was BSA President

At the American Institute of Biological Sciences meeting in San Diego in 1995 I learned that earlier strong ties that had existed between botanists and mycologists were severed. BSA members wondered who was the John S. Karling, who had made a generous bequest to the BSA (and also MSA)? That incident has been rectified by a short Karling biography and the notice of the Karling Award that was established with the gift on the BSA web site. I recalled this incident after I discovered that C. J. Alexopoulos was the last person to have served as president both of the BSA (1963) and of the MSA (1958-1959), marking a lost connection. Also gone is the Department of Botany at the University of Texas and the diverse group of botanists who had written all the textbooks I used there as a student in the late 1960s and early 1970s. The Plant Biology/Botany graduate program link on the Texas web site leads to "The page cannot be found." Mycology, however, is still present at Texas in Paul Szaniszlo's lab in the Department of Molecular Genetics and Microbiology. As I recall that is where it was (as the Department of Microbiology) before Jim Maniotis, and then Dr. Alex, inhabited the Department of Botany. Dr. Alex was happy at Texas, commenting on the luxury of walking out on a December day without a top coat, having lunch with Harold Bold, having lunch and coffee with his students, and with Mrs. Alex, taking advantage of the musical programs available on the campus certainly not the music of the Austin scene that was becoming so popular nationally around him.

One item on the Texas web site was a happy discovery:

Dr. Alexopoulos was a lucid, enthusiastic and inspiring teacher of both undergraduate and graduate students. During his career he supervised nine M. A. students and twenty-eight Ph. D. students, eighteen of the latter at The University of Texas. He was greatly respected and beloved by his graduate students who demonstrated their loyalty clearly and to an unusual degree.

— Harold Bold, Jerry J. Brand, and R. Malcolm Brown

The quote is from the memorial resolution, prepared by a committee made up of Dr. Alex's good friend and former BSA president [see below], as well as two younger faculty members, one a graduate student in Dr. Alex's time (who involved him in an air-borne spore project that was the beginning of my own association with Dr. Alex), and the committee designed a cogent resolution ! Today his students are mostly mycologists; one, a lawyer; many retired or nearing retirement; several untimely dead; none resides in a botany department, although one mycological grandchild comes close as the member of a Department of Botany and Plant Pathology. Most of the students followed him as academics, six followed him as MSA president, and one, as IMA president —but not one has been a BSA president. All of the students remain loyal "to an unusual degree," but it is only the later Texas students that could be contacted easily, making this piece very Texacentric. The Texas students, however, were linked to earlier students from the University of Illinois, Kent State University, Michigan State University, and University of Iowa, because we saw their photographs on Dr. Alex's office wall daily a rogue's gallery he referred to with great affection

In addition to the memorial resolution that appears on the University of Texas web site, two biographies were published soon after Dr.Alex's death (Brodie, 1987; Blackwell, 1988). The Brodie biography was published in Mycologia at a time when society notables oftenmade a last appearance on the first page of an issue of that journal. The other biography in the journal of the British Mycological Society memorialized the society's Honorary Member. His last, slightly updated CV is posted at <http://lsb380.plbio.lsu.edu/LabPersonnel/cja.html>. He name was given to the MSA Alexopoulos Prize "awarded annually to an outstanding mycologist early in their [sic] career. The nominees will be evaluated primarily on the basis of quality, originality, and quantity of their published work." His students established the prize at the time of his retirement from teaching at Texas, and over the years some students continue to contribute to the gift. In fact one year the fund mysteriously swelled, and I learned later that Henry Aldrich (Ph.D. Texas (1966) contributed the excess profits he had had to accept as a principal of the "non-profit corporation" of organizers of the Second International Mycological Congress at Tampa. There also is an MSA student travel award named for Dr. Alex, again mostly with contributions from former students.

ادامه نوشته

لیست بیماری های قارچی گزارش شده در استان گلستان

همایون، کاظمی، محمد علی اقاجانی، علی دهقان ، عبدالرضا فروتن ، ساسان رجائی وخشنور نورالهی ، 1385. بررسی پراکنش واهیت بیماری سپتوریا سنبله گندم دراستان های مختلف کشور ص 1 .هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران . stagonosyora  nedorum

 

شعبان کیا ، عبدالرحیم نظری ومحمد ترابی ، 1385 ، بررسی عملکرد ناشی از آلودگی به پستوریوز برگی درارقام تجاری گندم دراستان گلستان ص 4 ، هفدهمین کنگره گیاهپزشکی  ایران ، septoria tritici

آزاده بشیری ، محمد رضوی ، محمد ترابی وسعید رضایی ، 1385 ، بررسی اختلافات بیماری زایی در میان جدارهای mycosphaerella graminicola عامل بیماری لپتوریوز گندم درایران ص 8 ، هفدهمین کنگره گیاهپزشکی  ایران .

Mycosphaerella graminicola

مهدی بهدانی ، علی روستایی ، حسن رضا اعتباریان وغلام خداکرمیان .1385 ، کنترل بیولوژیک قارچ Bipolavis spicitera عامل پوسیدگی ریشه گندم توسط باکتری های آنتاگونیت Pseudomonas وBacillus ص 12 ، هفدهمین گنگره گیاهپزشکی ایران ، Bipolaris spicifera

مهسا علیمی ، محمد جواد سلیمانی ، حشمت اله رحیمیان ومحمد علی دهقان ، 1385 ، بررسی مکانیسم های بیوکنترلی  وتفاوت درمیزان بازداری چند باکتری آنتا گونیت به صورت کار بردنک  جدایه ومخلوط برقارچ Fusariam graminearum

عامل بلایت فوزاریومی خوشه گندم ص 13 ، هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران . Fusarium graminearum

صفرعلی مهدیان ، 1385 ، پرآزادی جرابه های

Blumeria graminis F.sp.tritici دراستان های مازندران و گلستان ص 52

هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران ، Blumeria graminis F.sp.tritici

سیدمهدی شتاب بوشهری وعبدالرضا فروتن ، 1385 ، بررسی تاثیر آلودگی زنگ زرد درمراحل مختلف رشد درارقام مختلف گندم در خوزستان ص 55 ، هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران ، Puccinia  striiformis

داریوش شهریاری ، حسن یونسی ، خدیجه حافظ ، مریم خیرخوان ، منصور صلاتی ، محسن مهدیه ومجتبی اسکندری ، 1385 ، بررسی خصوصیات جدایه

Fusarium oxysporumعامل پژمردگی نخوددرمناطق عمده کشت دیم ایران ص 122

هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران ، Fusarium oxysporum F.sp .ciceri

سمیه لتانی ، عبدالحسین طاهری ، زهرا تنها معافی واسماعیل رضوی ، 1385 .

بررسی اثرات متقابل نماتد مولد زخم ریشه Pratylenchus thornei و قارچ عامل پژمردگی Verticillium dahlia ص 227 ، هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران ، Verticillium  dahlia

عباس محمدی وعزیزا... علیزاده ، 1385 ، گزارش نژاد 1 قارچ Phytophthora  sojae  عامل پوسیدگی ریشه وطوقه سویا از مغان ص 233 ، هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران ، Phytophthora sojae  

همایون افشاری آزاد ، محمد رضا چگین وفرهاد باغبانی مهماندار ، 1385، مطالعه توان بیماری زایی جدایه های قارچ

Sclerotinia sclerotiorum عامل پوسیدگی سفید ساقه گلزا ص 238 ، هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران ، Sclerotinia sclerotiorum

حسین براری ، کیوان بهبودی ، فرضعلی رستمی و حسین کیانوش ، 1385 ، کنترل بیولوژیک بیماری پوسیدگی ذغال افتابگردان با استفاده از قارچ های آنتا گونسیت در شرایط آزمایشگاه ص 246 ، هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران

Macrophomina phaslina

محمود هوشیار فرد و عبدالرضا قرنجیکی ، 1385 ، تاثیر کودهای حیوانی به شیوع و شدت بیماری های مرگ گیاهچه ، کله برگی آلترناریایی و پژمردگی و رتیسلوهی پنبه ص 250 ، هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران .

Alternaria spp-Rhizoctonia solan

محمود هوشیار فرد وتقی درویش مجنی ، 1385  ، اثرات ضد قارچی دوحشره کش سیتمیک تیودیکارب وایمیر کلوپراید ضد عفونی کننده بذر پنبه ص 252 ، هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران ، Pythium ultimum – Fusarium moniliforme

هادی خاطری وناهید معرف زاده ، 1385 ، زمستانگذرانی عامل بیماری سفیدک داخلی توتون در بوته های باقی مانده در مزارع توتون ص 267 ، هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران . Peronospora hyoscyami F.sp. tabacina

لیلا عطار ، کامران رهنما ، مهدی صدروی و منصور صلاتی ، 1385 ، بررسی واکنش ارقام زیتون به جدایه های برگریزونیربرگریز قارچ verticillium duhlilae در استان گلستان ص 303 – هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران ، Verticillium dahlia

علیرضا حوادی اصطهباناتی ، منصورصلاتی و همایون افشاری ازاده 1385 .

عوامل قارچی مولد خشکیدگی سرشاخه های درختان زیتون دراستان گلستان ص 357

هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران – Sphaeropsis sp   -Phoma insulana- fusicoccum sp

معصومه رنجبران ، عزیزالله علیزاده وناصر صفایی ، 1385 ، بررسی و تشخیص موفوریو ژیک ومولکولی قارچ Phytophthora nicotianae همراه با میزان های مختلف درایران ص 430 ، هفدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران، Phytophthora nicotianae

فاطمه خلقتی نیا ، طه داد رضایی ، محمد علی دهقان ، عبدالرحیم نظری ومحمد ترابی ، 1383 ، واکنش  یازده رقم تجارتی گندم نسبت به Septoria tritici در مزرعه ص 11

شانزدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران ، Septoria tritici

شعبان کیا ومحمد ترابی ، 1383، ارزیابی مقاومت ژنوتیپ های پیشرفته گندم شبت به بیماری زنگ قهوه ای ص 19 ، شانزدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران –Paccinia reconditan

وحید رهجرو مهرداد عباسی ، 1383، اولین گزارش از وقوع قارچ

Uromyces striutus عامل بیماری زنگ یونجه دراستان گلستان ص 125 - ، شانزدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران – Lvomyces striatus  

منصور صلاتی ، داریوش شهریاری ، لیلا تربتی ، 1383، نخود ایران میزبانی جدید برای قارچ Botrytiscinera ص 169 ، شانزدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران Botrytis cinera

سعید نصرالله نژاد ، 1383 ، بررسی گونه های فیتوفترا ، عوامل بوته سیری گیاهان جالیزی دراستان گلستانص 276 ، شانزدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران ph.capsici-ph.nicotiana

محمد علی آقاجانی ، 1383، Trichocladium canadense ، گونه ای جدید برای فلور قارچی ایران ص 446 - شانزدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران Trichocladium canadense

سیدحسین صباغ پور و اکرم حمداله زاده ، 1381 ، عملکرد رقم نخود هاشم ومقاومت آن به بیماری برق زدگی ص 160 پانزدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران Ascochyta rabiei

سعید نصرالله نژاد ، سید جواد صانعی ، جعفر ارشاد ، 1377، شیوع سرخشکیدگی درختان کاج ناشی از sphaeropsis malorum در جنگل های شرق گرگان – ص 269  ، سیزدهمین کنگره گیاهپزشکی ایران – Sphaeropsis malorum

MORPHOLOGICAL, CULTURAL AND PHYSIOLOGICAL STUDIES ON Slerotinia sclerotiorum CAUSING STALK ROT OF CA

800x600

Omonrice 14 71-77 (2006)

 

MORPHOLOGICAL, CULTURAL AND PHYSIOLOGICAL STUDIES ON Slerotinia sclerotiorum CAUSING STALK ROT OF CAULIFLOWER

 

Nguyen Duc Cuong(1) and N. P. Dohroo(2)

(1) Cuu Long Delta Rice research Institute, Cantho, vietnam

(2) Dr. Y.S. Parmar University of Horticulture and Forestry, Nauni, Solan, H.P., India

 

ABSTRACT

Morphological, cultural and physiological of Sclerotinia sclerotiorum were studied on solid and liquid media at Vegetable Pathology Laboratory, Department of Mycology and Plant Pathology, Dr. Y.S. Parmar University of Horticulture and Forestry, Himachal Pradesh, India. The fungus produced aerial mycelium, which was hyaline consisting of closely septate hyphae and measured 2.0-9.4 μm. Microconidia were produced on conidiophores of the vegetative mycelium and measured1.5-3.5 μm. Sclerotia were black in colour, round to irregular and measured 2-15 x1.5-7 mm. Apothecia were round or globate type with diameter ranging from 2-9 mm. The asci were hyaline and cylindrical and measured 91-165 x 4.9-8.5 μm. Ascospores were elliptical and ranged from 6.5-13 x 4.2-6.6 μm. The fungus was found to grow best on potato dextrose agar medium and Richard solution. Optimum temperature and pH for the growth of the fungus were 20-25oC and pH5.0, respectively.

Distribution of dutch elm disease decline in north of IRAN

800x600

Distribution of dutch elm disease decline in north of IRAN

Academic member of Dept. Plant protection، Gorgan Univ. of Agriculture Sciences and Natural Resource

Abstract

In order to isolate and to determine distribution of dutch elm disease، sampling of elm trees in following in the forest area north of Iran. During period of the fungal pathogens isolation from those twigs associated with symptom of wilting and changing leaves to brown، an asexual stage of fungus observed as Conidia and Conidiophore with typical dentical hyphae in tips identified and، as genes of  Sporotrhix sp. described . Growth of Colony diameter in vitro on the medium Malt extract agar was different from various area. A sexual stage of the fungal pathogen associated with production of the perithecia that only produced on elm sapwood agar by crossing of heterotal hyphae collected from various area. While during sampling forest area was not observed on the twigs. Both species of fungal pathogens causal agent of elm decline isolated and identified as Ophiostoma  ulmi and O. novo-ulmi  from frost area of Golestan and Mazandaran. Percentage of disease distribution was significantly different in various area of forest. Population of aggressive pathogen  O. novo-ulmi  is increasing in north forest of Iran. Pathogenecity  of this species in higher than O. ulmi. Seems another species of these from Ulmaceae، called Caucasian tree ( Zilkova carpinifilia) is attacked by pathogens in provinces of Guilan and golestan. Decline of disease trees between both species of elm trees ( Ulmus  spp.) was more on U. carpinifolia  than U. glabra  in north forest. Both species as above were susceptible to the fungal pathogen and disease symptom appeared in seedling after inoculation.

 

وقوع Rhizoctonia zeae و بیماریهای ناشی از آن در ایران

وقوع Rhizoctonia zeae و بیماریهای ناشی از آن در ایران

فارسی

http://ips.ir/Files/PDF/j-1-43/1-43-Aghajani-Fa.pdf

انگلیسی

Occurrence and the Diseases caused by Rhizoctonia Zeae in Iran

http://ips.ir/Files/PDF/j-1-43/1-43-Aghajani-En.pdf

بیماری های مهم غلات

بیماری زنگ برگی (قهوه‌ای) گندم wheat leaf rust



زنگ برگ یک بیماری جدی گندم، چاودار، تریتیکاله وبسیاری از گندمیان است که توسط قارچ Puccinia recondita ایجاد می‌شود. پاتوژن روی جو، قدرت پارازیتی ضعیفی دارد، اما یولاف را آلوده نمی‌کند. گونه دیگری از قارچ به نام P.hordei وجود دارد که اغلب به جو حمله می‌کند. علائم بیماری به صورت جوشهای بیضی شکل کوچک و پراکنده با رنگ سیاه متمایل به قرمز ، در سطح پهنک و روی غلاف برگ ظاهر می‌شود. بر خلاف زنگ ساقه گندم، توده یوریدیوسپور بیشتر در بافت میزبان فرو می‌رود و باعث از هم پاشیدن اپیدرم نمی شود. یوریدیوسپورهای Puccinia recondita قرمز پرتقالی تا سیاه مایل به قرمز، خاردار ، کروی و معمولاً به قطر 20- 28 میکرون هستند. تلیوسپورها سیاه مایل به قهوه‌ای، دو سلولی با دیواره ضخیم هستند. قسمت انتهایی اسپور ممکن است گرد یا پهن باشد. تلیا در طول مراحل نهایی رشد گیاه به صورت جوشهایی روی غلاف برگها و یا در سطح پهنک برگ به وجود می‌آیند. تلیوسپورها در بافت برگ باقی می‌مانند و به وسیله اپیدرم پوشیده می‌شوند. گونه‌های جنسهای تالیک‌تروم و آنچوسا Thalictrum وAnchusa ، به عنوان میزبانهای واسط پوکسینیا رکوندیتا معرفی شده‌اند و وجود آنها در بعضی از مناطق اروپا گزارش شده‌است، اما در ایجاد نژاد جدید این قارچ نقشی ندارند. در مناطق معتدل، پاتوژن از سالی به سال دیگر به صورت میسلیوم یا مناطق گرم نیز تابستانگذرانی قارچ در ارتفاعات بلند و در مناطق خنکتر انجام می‌شود. زنگ برگ با استفاده از ارقام مقاوم غلات یا کشت مولتی لاین بخوبی کنترل می‌شود.

کنترل زنگ قهوه ای گندم:

قارچکشهایی مثل تریادیمفون (بایلتون) وبوتریزول( ایندار) در کنترل زنگ قهوه‌ای مؤثر هستند و در صورت وجود اپیدمی، مصرف آنها اقتصادی است.


سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار

تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار

فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار

پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار.


زنگ سیاه ساقه گندم wheat black stem rust



زنگ سیاه ساقه یکی از بیماریهای شناخته شده غلات است. تقریباً در تمامی مناطقی که این محصول کشت می‌شوند وجود دارد. Puccinia graminis tritici گندم، پوکسینیا P. g. avenae یولاف، و گونه پوکسینیا P.g.secalis چاودار را آلوده می‌کند. علائم بیماری بیشتر روی ساقه وغلاف برگها ظاهر می‌شود پهنک برگ و خوشه‌ها نیز ممکن است آلوده شوند. اسپور روی میزبانهای مختلف غلات تولید می‌شود. یوریدیوسپورها در داخل تاولها یوریدیا توسعه یافته پس از مدتی اپیدرم را پاره کرده، توده‌ای از اسپورهای قهوه‌ای مایل به قرمز آشکار می‌شوند. تاولهای زنگ نواری بزرگتر است.

یوریدیا بیضی شکل یا کشیده وبافت اپیدرم در اطراف آنها پاره شده است. تاولها ممکن است در هر دو سطح زیرین و رویی برگ ظاهر شوند. یوریدیوسپورهای P.graminis قهوه‌ای مایل به قرمز، تخم مرغی شکل، با زواید خار مانند هستند. تولید اسپور تا زمانی که گیاه به مرحله رسیدن نزدیک می‌شوند ادامه می‌یابد. با شروع مرحله رسیدن گیاه تولید یوریدیوسپور کاهش می‌یابد. در این زمان تلیوسپورها درون تلیا که در محل یوریدیها در سایر قسمتها تشکیل می‌شود، به وجود می‌آیند. تلیوسپورها دو سلولی، تقریباً سه گوش وبه رنگ قهوه‌ای تیره هستند. تلیوسپور قسمتی از پایه خود را همراه داشته، دارای دیواره ضخیم است. سلول انتهایی گرد یا نسبتاً نوک دار است. تلیوسپورها اغلب اپیدرم را پاره کرده از آن خارج می‌شوند. در طول زمستان تلیوسپورها در بافت گیاهی باقی مانده یا ممکن است با تولید بازیدیوسپور، به صورت اولین مرحله تولید مثل جنسی به سربرند. زرشک معمولی Berberis vulgaris گونه‌های جنس ماهونیا Mahonia میزبانهای واسط برای Puccinia graminis هستند.

باد یوریدیوسپورهای زنگ سیاه غلات را به مناطق دور دست منتقل می‌کند. در طی دوره رشد گیاهان میزبان ، چرخه‌های تولید یوریدیا هر 14-21 روز تکرار شده، موجب پخش سریع بیماری در مناطق وسیع می‌گردد. این بیماری به همراه زنگ قهوه‌ای شدیداً مورد توجه متخصصان بیماری شناسی گیاهی، اصلاح نباتات وسایر دانشمندان است. در گذشته پیدایش نژادهای فیزیولوژیک جدید از طریق تولید مثل جنسی، روی میزبان واسط، زرشک، باعث کاهش شدید محصول می‌شد و کارایی ارقام مقاوم را کاهش می‌داد . جود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.

کنترل زنگ سیاه ساقه:

ریشه کنی زرشک و کار حساب شده روی ارقام مقاوم ، از جمله عوامل مهم در افزایش پایداری مقاومت به زنگ ساقه و کاهش اپیدمی زنگهاست.

سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار

تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار

فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار

پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار.

کنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم کانون کوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.


بیماری زنگ برگی( قهوه‌ای )جو Barley leaf rust



وجود این بیماری به طور وسیع در بسیاری از مناطق دنیا که جو کاشته می‌شود، گزارش شده‌است. قدرت بیماری زایی قارچ به جو و خویشاوندان نزدیک آن محدود می‌شود. بعضی از نژادهای P.recondita نیز قادرند تا حدودی جو را آلوده کنند.

یوریدیهای P.hordei کوچک بیضوی متمایل به گرد و زرد پرتقالی است. یوریدیها منحصراً روی پهنک و غلاف برگها تشکیل می‌شوند. یوریدیوسپورها تخم مرغی مایل به کروی، زرد نسبتاً بزرگ با ابعاد 24-28*28-36 میکرون هستند. پس از رسیدن گیاه، تلیا به رنگ قهوه‌ای تیره در بافت برگ تشکیل می‌شود که در ابتدا توسط اپیدرم پوشیده شده است. میزبان واسط زنگ گیاهی، اورنیتوگالوم آمبلاتوم Ornithogalum umbellatum در مناطق اروپا به عنوان یک منبع آلودگی مطرح است، اما در مناطق شمال آمریکا که آلودگی وجود دارد، مشاهده نمی‌شود؛ بنابراین به نظر نمی‌رسد که این گیاه نقش اساسی در بقای قارچ و تولید نژادهای فیزیولوژیک جدید داشته ‌باشد.

شرایط گرم و مرطوب برای رشد، توسعه و انتشار بیماری زنگ قهوه‌ای جو بسیار مناسب است . در مناطق معتدل یوریدیهای قارچ روی جوهایی که در پاییز کاشته شده‌اند، زمستانگذرانی می‌کنند.

در حال حاضر استفاده از ارقام مقاوم، اقتصادی‌ترین شیوه کنترل بیماری است


بیماری زنگ نواری یا زنگ زرد گندم Wheat strip rust



زنگ زرد یا زنگ نواری(سرخو)Puccinia striiformis یکی از بیماریهای مهم گندم و جو است و تا حدودی تریتیکاله و چاودار و بعضی از گرامینه‌های دیگر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد یولاف نسبت به این بیماری مصون باشد. تا کنون میزبان واسطی برای آن شناخته نشده است. این بیماری در درجه حرارت پایین‌تر از درجه حرارت مناسب برای توسعه زنگ ساقه و برگ صورت می‌گیرد. یوریدیها به صورت نوارها یا خطوط زرد باریک عمدتاً روی برگها و سنبلچه‌ها تشکیل می‌شوند. زمانی که خوشه‌ها آلوده می‌شوند تاولها در سطح داخلی پوشینه‌ها و پوشینکها ظاهر شده، در بعضی مواقع دانه‌های درحال تشکیل را مورد حمله قرار می‌دهند. یوریدیوسپورهای دو سلولی ، به رنگ قهوه‌ای تیره و از نظر شکل و اندازه شبیه به P.recondita است. تلیوسپورها نقش چندانی در چرخه زندگی قارچ ندارند. تلیاها بر روی سطح غلاف وبرگ به صورت نوارهای قهوهآی تیره که به وسیله اپیدرم پوشیده شده‌اند، به وجود می‌آیند. در مناطقی که درجه حرارت خیلی پایین نیست ، قارچ به صورت یوریدیوسپور ومیسلیوم روی غلاتی که در پاییز کشت شده‌اند، زمستانگذرانی می‌کند. شیوع وتهاجم ثانوی در شرایط خنک بهار آغاز می‌شود هستند.

کنترل زنگ زرد:

استفاده از ارقام مقاوم و یا متحمل در اولویت قرار دارد.


سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار

تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار

فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار

پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار.

کنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم کانون کوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.


زنگ تاجی یولاف Crown rust




زنگ تاجی یک بیماری یولاف است که توسط قارچی موسوم به Puccinia coronata ایجاد می‌شود. صرف نظر از تعداد بسیار معدودی از گرامینه‌ها، سایر غلات زراعی را مورد حمله قرار نمی‌دهد. این بیماری در هر جا که یولاف کشت می‌شود، شایع است. تنوع در نژادهای فیزیولوژیک قارچ؛ بویژه مناطقی که میزبان واسط یعنی سنجد تلخ Rhamnus cathartica و گونه‌های مشابه آن وجود دارد، خیلی زیاد است.

جوشهای یوریدیها غالباً در سطوح برگ توسعه می‌یابند؛ اما ممکن است در غلافهای برگ وسنبله‌ها نیز دیده شوند. یوریدیها به صورت تاولهای کوچک و پراکنده و تخم مرغی شکل با یوریدیوسپورهای نارنجی رنگ ظاهر می‌شوند. اپیدرم در نواحی اطراف تاولها مختصراً برآورده می‌شود. یوریدیوسپور کروی یا تخم مرغی، خاردار، به رنگ زرد نارنجی است. زمانی که رسیدن گیاهان نزدیک می‌شوند، تلیاها در برگها آلوده توسعه می‌یابند. جوشهای تلیا ممکن است به صورت خطوط سیاه روشن در اطراف یوریدیها رشد کنند، اما به وسیله اپیدرم پوشیده شوند. تلیوسپورها از نظر شکل، از تلیوسپورهای گونه‌های دیگر کاملاً مشخص هستند. نوک سلولهای انتهایی تلیوسپورها پهن و چندین برآمدگی روی آن وجود دارد که به اسپور شکل تاج می‌دهد. وجه تسمیه قارچ نیز اسپورآن است.

قارچ در آب وهوای گرم با تولید مداوم یوریدسپور از فصلی به فصل دیگر منتقل می‌شود. در مناطق خنکتر، بیماری به وسیله اسپورهایی که توسط اسپورهایی که توسط جریان باد از مناطق گرم حمل می‌شوند. یا ایسیوسپورهایی که روی سنجد تلخ تشکیل می‌شوند، آغاز می‌شود.

در بسیاری از مناطق تولید یولاف مثل آفریقا، آمریکای جنوبی و مکزیک، به تناسب پیدایش نژادهای فیزیولوژیک جدید پاتوژن، اقدامات لازم جهت اصلاح ارقام مقالوم صورت نگرفته است؛ بنابراین تولید یولاف در این مناطق به دلیل خسارت زنگ تاجی، زنگ ساقه و ویروس کوتولگی زرد جو کاهش یافته است


هیپرپارازیت زنگ Rust hyperparasite


Darluca filum یک پارازیت اجباری قارچهای مولد زنگ است که غالباً در آب و هوای گرم دیده می‌شود. قارچ اندامهای باردهی سیاهرنگ خود ( پیکنیدها) را در داخل جوشهای زنگ تشکیل می‌دهد.

اندامهای باردهی قارچ به صورت گروههای متعدد، شامل پیکنید کروی سیاه در داخل جوشهای زنگ ظاهر می‌شود. کنیدیها به صورت توده ژله‌ای به رنگ سفید تا خاکستری روشن، از طریق منفذ پیکنیدم آزاد می‌شوند. کنیدیها، بی رنگ ، دو سلولی ، بیضی شکل وکشیده هستند. اندازه‌کنیدیها3-4*14-16 میکرون است. در دو انتهای اسپور چند سیخک کوتاه دیده می‌شود. رشد آهسته قارچ D.filum مانع از آن شده است که این قارچ به عنوان یک عامل مؤثر در کنترل بیولوژیکی زنگها مطرح شود


کوتولگی زبر ذرت Maize Rough Dwarf virus



اولین بار در سال 1362 توسط دکتر ایزدپناه از فارس گزارش گردید. در سالهای اخیر بیماری در شهرستان مرودشت مشکل ساز شده است.

علائم بیماری در مزرعه عبارت است از کوتاه ماندن فاصله میان گره ها وکوتولگی شدید بوته ها، راست ایستادن برگها، وجود برجستگیها یا گالهای ریزی روی دمبرگ و در پشت برگ وهمچنین روی غلاف میوه، این برجستگیها به پشت برگ حالت زبری می دهد. گاهی برای تشخیص گالها نیاز به ذره بین می باشد. در برگهای جوان انتهائی ممکن است حالت رنگ پریدگی دیده شود.

عامل بیماری(MRDV) ویروسی از گروه Reoviridae که دارای دو لایه کاپسید می باشد. در طبیعت فقط زنجره Laodelphax striatellus به عنوان ناقل شناخته شده است.

کنترل:

1. تناوب زراعی که در این تناوب غلات باید حذف شود.

2. استفاده از علف کشها برای نابودی علفهای هرزی که ویروس در روی آنها زمستانگذرانی می کنند.

3. مبارزه با ناقل بوسیله حشره کشهای دیازینون و فوزالن

4. کاشت لاینهای متحمل اینبرید، هیبرید و واریته های مقاوم


سیاهک آشکار جو و یولاف Crown & barley loose smut


یولاف و جو نسبت به فرم گونه‌های مختلف قارچ U.nigra حساسند. این گونه نیز دارای دو نوع است که یک نوع آن تنها به جو حمله می‌کند و نوع دیگر آن تنها به یولاف. علائم بیماری کاملاً شبیه علائم سیاهک آشکار U.nuda است. ریشکها و گلومهای گیاه آلوده در بعضی موارد بویژه در جو رشد می‌کند؛ اما این خصوصیت با توجه به شرایط محیطی و رقم گیاه ممکن است تغییر کند. توده اسپور به رنگ قهوه‌ای شکلاتی تیره تا کاملاً سیاه است. غشایی که توده‌های اسپور را احاطه کرده است، معمولاً سخت‌تر از غشایی است که در U.nuda دیده می شود. زمان پخش اسپورها نیز بسته به میزان دوام غشای پوششی به تأخیر می‌افتد.

تلیوسپورها پس از آزاد شدن پخش می‌شوند و در سطح خاک و پوسته بذرهای گیاهان مجاور قرار گرفته، به صورت غیرفعال تا زمان کاشت مجدد بذر باقی می‌مانند. پس از کاشت بذر، تلیوسپورهای موجود در سطح بذر یا خاک اطراف آن، جوانه زده، پس از تولید اسپوریدی، هیف مستقیماً وارد بافت گیاهچه می‌شود.

تلیوسپورها قهوه‌ای تیره تا سیاه، کم و بیش با قطر 6-5/7 میکرون هستند. تعداد خار موجود در سطح اسپورها متفاوت است. این تلیوسپورها قبل از جوانه زنی عملاً از تلیوسپورهای قارچ یوستیلاگونودا قابل تشخیص نیستند. پس از جوانه زنی، تلیوسپور تولید یک میسلیوم اولیه و اسپوریدیهای کشیده می‌کند. اسپوریدیهای ثانویه نیز ممکن از طریق جوانه‌زنی (شبیه مخمر) ایجاد شود. تشکیل اسپوریدیها وسیله تشخیص مناسبی است.

ضدعفونی بذرها با قارچکش مناسب می‌تواند از آلوده‌شدن گیاهچه جلوگیری کند. استفاده از ارقام مقاوم با ضدعفونی بذر معمولاً بیماری را تحت کنترل قرار می‌دهد.

1. دیفنوکونازول(دیویدند) DS3% 2در هزار

2. تبوکونازول(راکسیل) DS2% 5/1 درهزار

3. کاربوکسین تیرام FL40% 5/2 درهزار

4. دی نیکونازول(سومی ایت) WP 2% 2در هزار : سیستیمیک دو منظوره

ازسموم فوق برای ضد عفونی بذر قبل از کشت استفاده می کنیم


سیاهک سخت جو Barley covered smut



بیماری سیاهک سخت (پوشیده) Ustilago hordei، تنها در جو و یولاف باعث کاهش شدید محصول می‌شود. قارچهای مولد بیماری سیاهک سخت در جو و یولاف، از نظر خصوصیات مرفولوژیک مشابهند؛ اما از نظر ایجاد بیماری در یولاف و جو با یکدیگر تفاوت دارند؛ یعنی یک نوع تنها جو را و نوع دیگر تنها یولاف را آلوده می کند.

کاربوکسین تیرام wp 75% یک تادو در هزار ضد عفونی بذر

مانکوزب wp 80% یک تا دو در هزار ضد عفونی بذر قبل از کشت


سیاهک نیشکر Sugarcane smut 

این بیماری به قسمتهای هوایی گیاه بخصوص برگ حمله میکند برگ پاره پاره (رشته رشته) شده و آویزان می شود، همچنین بجای گل آذین هاگینه دراز وشلاق مانندی بوجود می آید. تلیوسپور Ustilago scitaminea جوانه زده و بازیدیوسپور تولید می کند. بازیدیوسپورروی گیاه می افتد و جوانه نیشکر (در غلاف) (جوانه جانبی) را آلوده میکند. سال بعد که قلمه کاشته میشود گیاهچه آلوده تولید میکند و سیاهک در اواخر فروردین دیده میشود. جایی که هوا خشک است اسپورها سریع پخش میشوند و در جاهای مرطوب اسپورها به هم می چسبند و کمتر(دیرتر) پخش میشوند. بازیدیواسپورها با تشکیل پل لقاح تولید ریسه دیکاریون میکنند. در ایران سه رقم تجارتی نیشکر به نامهای 310- Nco ، 48-Cp و7- Cps کاشته میشود. 310- Nco خیلی به این بیماری حساس است ولی دو رقم دیگر مقاوم هستند. البته این رقم مناسب ترین رقم است. چون نیشکر را باید به محض برداشت به کارخانه برد و پروسه کرد، ارقام زودرس را زودتر و ارقام دیررس را دیرتر برداشت میکنند. بنابراین با توجه به کمبود کارخانه رقم دیررس لازم داریم که 310- Nco دیررس است، پر محصول است و به گرمای حدود 50 درجه سانتیگراد و نیز به سرما مقاوم است.به بیماریهای مهم و بعضی آفات مثل سزامیا (کرم ساقه خوار) نیز مقاوم است. فعلاً این رقم را حذف کرده اند ولی مزارع مخلوط شده (ارقام گوناگون) و این باعث شده مزارع آلوده و سالم و را مخلوط در هم ببینیم.

این سیاهک بسیار گرمادوست است. تلیوسپورها در دمای 25 درجه سانتیگراد به خوبی جوانه نمی زنند. بهترین دما برای جوانه زنی یک تلیوسپور 35 درجه سانتیگراد است. در تلیوسپورزیاد دوام ندارد بخصوص وقتی خاک مرطوب باشد. بقای قارچ در قلمه هاست. بنابراین اگر قلمه سالم داشته باشیم ،سیاهک را نخواهیم داشت. ورود قلمه بسیار مشکل است چون گران است و ورود دو قلمه خوب حدود15-10 دلار است بنابراین رقم را نمیتوان تغییر داد. اصلاح نژاد هم در ایران صورت نمی گیرد.

سیستمهای سالم سازی قلمه :

1-استفاده از آب گرم. حرارت حدود 52 درجه سانتیگراد برای مدت کوتاه(حدود 10تا20 دقیقه) و دمای 50 درجه سانتیگراد برای مدت طولانی(حدود2ساعت). متأسفانه دمای50درجه سانتیگراد موزاییک را از بین نمی برد. این روش با امکانات کشور ما ممکن نیست.

2- استفاده از قارچ کش ها (تیلت): متأسفانه قارچ کشها فقط برای سال اول خیلی موثرهستند. سال دوم بیماری ظاهر میشود و سال سوم کاملاً زیاد میشود. مشخص نیست که سیاهک از کجا می آید و گیاه از طریق ریشه آلوده میشود و یا نه بلکه قارچ کش Fungistatic است و از بین می رود و بنا براین قارچ ظاهرمی گردد. گیاه سال اول را Plant و سالهای بعد به تر تیبRatoon I، II Ratoon، ........وRatoon IV می نامند. درخوزستان تا Ratoon IV پیش میروند. در جاهای سیاهک دار بخا طر سیاهک و در جاهای دیگر بخاطر متراکم شدن خاک. روش دیگر مبارزه کندن بوته های سیاهک زده است . این راهی است که رقم را خالص می کند.

کنترل:

1. ضد عفونی قلمه با پروپیکنازول EC25% دو در هزار

2. ارقام مقاوم

3. عدم استفاده از راتون بالا

4. سوزاندن قلمه های آلوده


ویروس موزائیک نیشکر sugarcane mosaic virus

 
مزارع نیشکرخوزستان آلودگی شدیدی دارد. بسته به رقم بین100-0 درصد آلودگی دیده می شود . بیشتر رقم310-Nco کشت می شود که آلودگی دراین رقم %50 -40است. عامل بیماری

Sugarcane mosaic Virus(ScMv)ازجنس Potyvirusاست که در حدود750nmطول دارد وتوسط گونه های Ropalosiphum انتقال می یابد. یکی از راههای انتقال وپایداری ویروس در قلمه ها است. در شمال ایران مقدارکمی نیشکر کشت می شود که احتمالاً نیشکر از جنوب به شمال برده شده است. در شمال شکر قهوای تولیدمی کنند. در ساری بوته سالم وعاری از ویروس دیده نشده است،شاید به این دلیل است که شرایط برای شته ها مناسب است. آلودگی در ذرت خیلی کم است.

پایداری ویروس در خود بوته های نیشکر می باشد.

کنترل:

1- قلمه سالم (سالم گزینی قلمه): باروشELISA می توان تا حدود زیادی بیماری را در قلمه ها تشخیص داد. برای این کار جوانه های واقع در بند قلمه راگرفته وتست سرولوژیکی انجام می دهند. برادشتن این جوانه ها صدمه ای به قلمه نمی زند


پوسیدگی باکتریائی ساقه maize bacterial stalk rot


این بیماری در سال 1365 از منطقه دشت ناز مازندران توسط بناپور و امانی گزارش گردید. در سال 1367 توسط معصومی و ایزدپناه در فارس مشاهده شد.

علائم بارز بیماری لهیدگی و قهوه‌ای شدن ساقه، قاعده برگها و میوه (بلال) می‌باشد. پژمردگی یا خشک شدن قسمتهای انتهائی یا تمام بوته، پیچ‌خوردگی و تیره‌ شدن قسمتهائی از ساقه و شکسته شدن و افتادن بوته‌ها در بسیاری از موراد مشاهده شده است.

عامل بیماری یک باکتری به نام Pectobacterium chrysanthemi pv.zeae می‌باشد که همنام آن Pectobacterium carotovora var.zeae sabet می‌باشد(در بعضی منابع عامل بیماری راErwinia chrysanthemi pv. Zeae ذکر کرده اند). این باکتری در محیط کشت Nutrient Agar در 28 درجه سانتیگراد کلنی‌های گرد و صاف، به رنگ سفید مایل به خاکستری یا کرم تشکیل می‌دهد و روی محیط YDC (یک درصد عصاره مخمر، 2درصد کربنات کلسیم و 2درصد دکستروز) بعد از 5 روز تولید رنگ آبی خاکستری تا آبی تیره می‌نماید. باکتری مزبور گرم منفی، متحرک و دارای بیش از 4 تاژک غیر طبیعی (Peritrichus) می‌باشد.

حساسیت باکتری جدا شده به اریترومایسین، تولید گلوکز، ذوب ژلاتین، تولید رنگ آبی در محیط YDC، رشد در دمای 36 درجه سانتیگراد و عدم توانائی تولید اسید از لاکتوز با خصوصیات Pectobacterium chrysanthemi تطبیق داشته و آن را از بقیه گونه‌های مولد پوسیدگی از جنس Pectobacterium نظیر Pectobacterium carotovora متمایز می‌سازد.

کنترل:

کاشت ارقام مقاوم و کشت صحیح ذرت و عدم غرقاب زمین در کاهش بیماری مؤثر است


سیاهک معمولی ذرت Common corn smut



سیاهک معمولی ذرت در شهریور ماه سال1360 در مزرعه کوچکی در سمنان مشاهده گردید و در سال 1362 در گرگان و ورامین نیز از چند مزرعه بوته های آلوده به این بیماری جمع‌آوری شد. در حال حاضر این بیماری در مزارع ذرت شهر ری، کرج و ورامین خسارت وارد می کند.

علائم: این سیاهک روی کلیه اندامهای هوائی ذرت از قبیل برگها، ساقه، خوشه و ریشکها دیده می‌شود. نشانه‌های بیماری به این طریق است که روی اندامهای مختلف نبات میزبان برجستگیهائی با گالهای شفاف و براق در اندازه‌های مختلف از 0.6 تا 15 سانتیمتر تشکیل می‌شوند. بزرگترین و بیشترین گال‌ها روی بلال و گل نر تشکیل می‌گردند. گال‌ها توسط غشاء با پوسته سفید براق (نقره‌ای) پوشیده شده که در داخل این غشاء و پوسته توده‌های اسپور قارچ به رنگ قهوه‌ای تیره و به صورت پودری شکل قرار دارند. این گال‌ها بندرت روی برگها نیز تشکیل می‌شوند. گال‌های روی برگ سفت و خشک هستند و حاوی تعداد کمی اسپور می‌باشند. گال ابتدا نرم و سبز است و سرانجام سخت شده و در آن بافت لیفی تشکیل می‌شود که در آن مناطق سیاه دیده می‌شود که آغاز تشکیل اسپورها را نشان می‌دهد. قارچ عامل بیماری با فعالیت و رشد و نمو خود بخش درونی گال‌ها را از بین برده و در نتیجه گال‌ها با غشاء نازک و شفافی پوشانده می‌شوند که با پاره شدن آنها اسپورها آزاد می‌گردند. بافتهای جوان نسبت به این سیاهک حساسیت بیشتری دارند و به همین علت در بعضی موارد این سیاهک باعث مرگ گیاهان جوان می‌شود ولی این حالت عمومیت ندارد

عامل بیماری قارچی است به نامDC) Ustilago maydis )که از خانواده Ustilagaceae و راسته Ustilaginales می‌باشد.

توده‌های اسپور پودری شکل و به رنگ قهوه‌ای تیره یا سیاه هستند. کلامیدوسپورها قهوه‌ای روشن و کم و بیش کروی تا بیضی شکل هستند.

زیست‌شناسی

انتقال این بیماری اغلب از طریق خاک و گاهی هم به مقدار کمی از طریق بذر صورت می‌گیرد. زمستان‌گذرانی قارچ توسط تلیوسپور در خاک و روی بقایای گیاهی ذرت صورت می‌گیرد.

کنترل سیاهک ذرت:

1. بهترین و مطمئن‌ترین راه کنترل این بیماری کشت ارقام مقاوم است.

2. از بین بردن و نابود ساختن خوشه‌ها و بوته‌های آلوده قبل از پاره شدن پوسته گال‌ها و پخش اسپورها

3. همچنین جلوگیری از زخمی شدن گیاه میزبان توسط ماشین آلات کشاورزی در مزرعه در زمان داشت می‌تواند در جلوگیری از گسترش آلودگیها و اشاعه بیماری مؤثر باشد.

4. مصرف کودهای شیمیایی به میزان متناسب در مزرعه نیز تا حدی از توسعه بیماری جلوگیری می‌نماید.


سیاهک پاکوتاه dwarf bunt (سیاهک بدبو stinking smut)



سیاهک پنهان(common bunt) که توسط گونه‌های مختلف جنسTilletia ایجاد می شوند، از بیماریهای مخرب گندم هستند که علاوه بر گندم، به جو و تعداد معدودی از گونه‌های غلات نیز آسیب می‌رسانند. اغلب گونه‌های دیگر بندرت آلوده می‌شوند.

چرخه زندگی قارچهای مولد سیاهک پنهان، شباهت زیادی به سیاهک سخت جو دارد. بوته‌های آلوده معمولاً کوتاهتر از حد طبیعی شده، تعداد پنجه در آنها افزایش می‌یابد. میزان کاهش ارتفاع بوته های آلوده، به نژاد قارچ و رقم گیاه بستگی دارد. علائم بارز بیماری غالباً بعد از مرحله خوشه‌دهی گیاه آشکار می شود. سنبله‌های آلوده دارای رنگ سبز مایل به آبی هستند و گلومهای آنها نسبت به سنبله های سالم بازتر می‌شود. پس از رسیدن محصول، سنبله‌های آلوده با رنگ تیره‌تر و سنبلچه‌های بازتر که نوک دانه‌های آلوده در آنها قابل رؤیت است، براحتی از سنبله‌های سالم قابل تفکیک است.

اختلاف در ارتفاع، شکل و اندازه غیرطبیعی سنبله های آلوده نیز به تشخیص آنها کمک می کند. سنبله‌های آلوده معمولاً بلندتر و تراکم سنبلچه‌های آنها کمتر از سنبله‌های سالم است.

دانه‌های آلوده به جای رنگ زرد طلایی، دارای رنگ خاکستری مایل به قهوه‌ای هستند. شکل دانه آلوده شبیه دانه‌های سالم، اما معمولاً کمی گردتر و کوچکتر است. با فشار دادن دانه، پودر سیاه (تلیوسپورهای قارچ) از آن خارج می شود که دارای بوی ماهی گندیده است. اسپورها در زمان خرمنکوبی پخش شده و دانه های سالم و خاک را آلوده می‌کنند. تلیوسپورها تا زمانی که رطوبت و شرایط مناسب برای جوانه‌زنی فراهم نشده، زنده باقی می مانند. در شرایط مساعد، تلیوسپورها جوانه‌زده، میسلیوم اولیه از آن خارج می شود و روی آن 8-16 عدد اسپریدی اولیه یا بازدیدیوسپور سوزنی شکل بوجود می‌آید که دو به دو با هم تلاقی کرده، ساختمان H شکل را به وجود می‌آورند. در نهایت اسپوریدیهای ثانویه و هیف بیماری‌زا به وجود می‌آید. هیف آلوده کننده گیاهچه جوان و یا نقاط رویشی پنجه‌ها را قبل از خروج از خاک مورد حمله قرار می‌دهد و پس از ورود، خود را به بافت مریستم می‌رساند و به صورت درون بافتی، همراه با گیاه رشد می کند و در مرحله خوشه‌دهی محتویات تخمدان را مورد حمله قرار می‌دهد. عامل بیماری در شرایط آب و هوایی معتدل روی گندمهای پاییزه بخوبی رشد می‌کند.

سه گونه مختلف قارچ از جنس تیلشیا که دارای خصوصیات مشابهی هستند، به عنوان مهمترین عوامل ایجاد بیماری سیاهک پنهان در گندم شناخته‌ شده‌اند که عبارتند از: گونه‌های Tilletia Foetida و T.caries وT.laevisکه سیاهک معمولی را ایجاد می کنند؛ گونه T.controversa که سیاهک پا کوتاه را به وجود می‌آورد.

گونه‌های T.caries و Tilletia Foetida از نظر مرفولوژی، چرخه زندگی، مراحل رشد و پیدایش نژادی‌های فیزلوژیک کاملاً مشابهند، به طوری که می‌توانند واریانتهای یک گونه محسوب شوند. البته این دوگونه از نظر شکل تلیوسپور و بافت دیواره اسپور با هم تفاوت دارند. در T.caries دانه‌های آلوده تقریباً کروی و دارای رنگ قهوه‌ای مات هستند، در صورتی که در Tilletia Foetida دانه‌های آلوده کشیده‌تر هستند. تلیوسپورهای T.caries تقریباً گرد و کروی با قطر 15-22 میکرون و سطح دیواره مشبک هستند. توده اسپور نیز به رنگ سیاه متمایل به قهوه‌ای است. تلیوسپورها در Tilletia Foetida کروی تا بیضوی با دیواره صاف و قطر 17-22 میکرون است.

تفکیک گونه T. Controversa (عامل سیاهک پا کوتاه) از گونه T. caries از روی خصوصیات ظاهری بسیار مشکل است اما خصوصیات دیگری وجود دارد که این دو گونه را کاملاً از هم جدا می کند. در سیاهک پا کوتاه ، توقف رشد در گیاه میزبان بمراتب بیشتر از T . caries (سیاهک معمولی) است. قارچ T. Controversa به مناطقی که دارای پوشش برف زمستانی هستند ، محدود می شود. اسپورهای T. Controversa برای جوانه زنی به مدت زمان بیشتری نیاز دارند و در نتیجه این تأخیر ، آلودگی توسط این قارچ بیشتر در مرحله 2-3 برگی شدن گیاه صورت می گیرد.

کنترل:

موثرترین روش مبارزه با سیاهک پنهان گندم ، استفاده توأم از قارچکشها ( برای ضد عفونی بذر ) و ارقام مقاوم است . از جمله قارچکشهایی که در کنترل اسپورهای خاکزاد و بذر زاد موثرهستند ، می‌توان هگزا کلرو بنزن ( HCB)، پنتاکلرو نیترو بنزن (PCNB ) کربوکسین و تیابندازول را نام برد.

دیفنوکونازول(دیویدند) DS 3% دو در هزار ضد عفونی بذر

تیابندازول(تکتو) WP 52.5% یک و بیست و پنج صدم در هزار ضد عفونی بذر


سیاهکهای پنهان موضعی(هندی) Karnal bunt 

بیماری در مناطقی چون فارس، هرمزگان، بوشهر، جیرفت و کرمان انتشار دارد. عامل بیماری قارچ دیگری از جنس تیلشیا به نام T.indica این قارچ در اصل به گندم معمولی (گندم نان) حمله می‌کند ، اما تریتیکاله و گندم دوروم نیزممکن است آلوده شود بیماری معمولاً در خرمن و از روی دانه‌های شکسته که قسمتی از آنها آلوده به سیاهک است ، قابل تشخیص است. تشخیص در مزرعه مشکل است ، زیرا تنها چند گل در هر سنبله آلوده می شود (جز در مواردی که بیماری خیلی شدید باشد ) بنابراین در مزرعه ، بوته های آلوده براحتی از چشم مخفی می مانند . در بذرهای بیمار قسمتی از بذر سالم باقی می ماند و قسمت دیگر آن همراه با جنین به توده‌ای از اسپورهای سیاه و خشک تبدیل می‌سود . در اینجا نیز مانند سیاهک معمولی ، بوی زننده ماهی گندیده متصاعد می شود .

تلیوسپورهای T.Indicaکم و بیش کروی، بزرگ با قطر25-30 میکرون و سیاهرنگ هستند. سطح آنها کم و بیش مشبک است . اسپور پس از جوانه زنی تولید یک میسلیوم اولیه می کند که از آن اسپوریدیهایی متعددی آزاد می شود . بذرها یا خاک آلوده به اسپور قارچ ، مهمترین منابع آلودگی اولیه هستند .تلیوسپورها در سطح خاک جوانه می زنند و اسپوریدهای زیادی تولید می‌کنند .

اسپوریدیها توسط باد و حشرات پخش می‌شوند و در طی مرحله گلدهی گیاه تخمدانها را آلوده کرده ، ممکن است تمام یا قسمتی از دانه ( در بیشتر موارد ) توسط میسیلیوم قارچ اشغال شده ، به توده اسپورتبدیل شود .

کنترل:

هر چند برای توصیه روشهای مناسب کنترل بیماری به تحقیقات بیشتری نیاز است ، استفاده از بذر سالم ضروری است .اطلاعات جمع آوری شده درمکزیک روی ضد عفونی شیمیایی بذرها نشان داه که ضد عفونی با PCNB به میزان یک کیلوگرم برای هر تن بذر ، تأثیر مناسبی در کنترل اسپورهای بذر داشته است با وجود اینکه بیماری بومی منطقه پنجاب و شبه قاره هند است ، در سوریه ، لبنان ، عراق وترکیه نیزگزارش شده است . به نظر می رسد که وجود آن در سایر مناطق دنیا ، باتوجه به عوامل محیطی ، محدود باشد .

کنترل شیمیایی:

1. سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم در هکتار

2. پروپیکنازول(تیلت) EC 25% نیم در هکتار

3. تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر در هکتار

4. فلوتریافول(ایمپکت) SC12.5% یک لیتر در هکتار

زمانی که 80% بوته ها به خوشه رفته باشند، سمپاشی انجام شود


سیاهک برگی غلات Flag smut



بیماری سیاهک برگ و ساقه غلات Urocystis tritici در درجه اول روی گندم پاییزه ، در مناطقی که زمستانهای معتدل دارند (بوشهر، خوزستان، گیلان) وجوددارد . البته در بعضی نواحی شبه قاره هند ، روی گندمهای بهاره ای که در یکی از ماههای زمستان کاشته شده اند نیزدیده شده است . سیاهک ساقه توسط قارچی که رابطه نزدیکی با قارچ Urocystis agropyri دارد ، در روی چاودار نیزایجاد می شود . تشخیص سیاهک برگی در مزرعه بسیار آسان است ، لیکن اغلب به دلیل کوتاه بودن بیش از حد بوته های آلوده ، از نظر دور می‌مانند . علائم بیماری بصورت نوارهای خاکستری متمایل به سیاه روی برگ و غلاف توسعه می یابد. بوته های آلوده اغلب کوتاه شده ، برگها پیچ خورده و لوله می‌شوند . اپیدرم ، در محل نوارهای آلوده به صورت طولی شکاف خورده ، توده سیاهرنگ اسپور ظاهر می شود . بوته های آلوده معمولاً خوشه نمی دهند .

توده اسپورآزاد شده ، سطح بذرها و خاک را آلوده می‌کند .گیاهچه ها وبوته های جوان توسط اسپوریدیهایی که در سطح خاک ایجاد شده آلوده می شوند . میسلیوم قارچ پس از ورود به درون بافت گیاهچه ، به طور درون بافتی به رشد خود ادامه داده ودرنهایت توده اسپور را در زیر کوتیکول برگ و ساقه بوجود می‌آورد جوشهای حاصل از سیاهگ برگی توسط توده اسپور بال پر شده است . هراسپور بال شامل 1-4 عدد تلیوسپور به هم چسبیده است که توسط چندین سلول عقیم احاطه شده ‌اند. اسپورهای کروی یا زاویه دار ، قهوه ای تیره با دیواره صاف وقطر 10-20 میکرون هستند. تلیوسپور جوانه زده تولید یک میسلیوم اولیه با 3-4 اسپوریدیها با هم تلاقی انجام می‌دهند وهیف بیماری زا را بوجود می آورند .تناوب زراعی همراه با بذر سالم در کنترل بیماری موثر است.

کنترل:

این بیماری با استفاده از ارقام مقاوم و تناوب زراعی تقریباً کنترل شده است . ضد عفونی بذر با قارچکشهای سیستمیک مانند کربوکسین و بنومیل نیز موثر است .


بیماری لکه چشمی غلات Graminicola eye spot

لکه چشمی غلات که بوسیله قارچ pseudocercosporella herpotrichoides ایجاد می شود ، در روی گندم زمستانی اهمیت بیشتری دارد ولی در بسیاری ازمناطق دنیا می‌تواند به غلات بهاره نیز خسارت زیادی وارد کند .این بیماری اغلب قسمتهای پایینی گیاه را مورد حمله قرار می‌دهد . با وجود این علائم بیماری روی ریشه تا حدود 9 سانتیمتر بالی سطح خاک بندرت مشاهده می شود تمامی غلات و بسیاری از گراسها میزبان خوبی برای قارچ هستند . آب وهوای سرد و خنک بیماری را شدت می‌بخشد .علائم بیماری با افزایش سن گیاه بیشتر مشخص می‌شود . زخمهای بیضوی یا چشم مانند روی غلاف برگهای پایینی و همچنین روی پایین ترین میان گره (سطح خاک ) مشهوداست . زخمهای تازه ، قهوه‌ای و مرکز انها کاهی رنگ است . لکه ها ممکن است تمام قسمت پایین را احاطه کند قسمت مرکزی زخمها با افزایش سن گیاه تیره تر می شود . حمله شدید قارچ موجب بروز خوابیدگی (ورس) در بوته‌ها می‌شود . اسپورزایی قارچ در هوای سرد و مرطوب اوایل بهار شدید است و در تابستان کاملاً متوقفمی شود . اسپوردر روی ساقه‌های مسن بسختی تشکیل می شود . کنیدی برها راست ، بدون انشعاب و کوتاه در روی میسلیومهای فشرده شبه استروما ، بوجود می‌آیند . کنیدیها شفاف و کشیده، به طرف نوک باریکتر شده ممکن است کمی خمیدگی داشته باشند. کنیدی دارای ابعاد 1.5-3.5*30-60 میکرون با3-7 دیواره عرضی است . قارچ در روی بقایای گیاهی به صورت میسیلیوم زمستانگذرانی می‌‌کند .آلودگی اولیه ممکن است از کنیدیومهای تشکیل شده روی کاه و کلش آلوده یا از میسلیومها فعال موجود روی غلاف برگهای آلوده پایینی ، شروع شوند . میسلیوم قارچ در عمق وجوانب بافت ساقه گسترش می یابد و در مرکز ساقه که تو خالی است ، میسلیومهای پنبه ای شکل تولید می‌شوند . کنیدیها در مراحل اولیه رشد گیاه بیمار تشکیل شده ، به عنوان منبع ثانویه آلودگی عمل می‌کنند.

کنترل:

تأخیر در تاریخ کاشت پاییزه وتناوب با گیاهانی غیر از غلات ، موجب کاهش میزان ماده تلقیح قارچ می شود و درکنترل بیماری موثراست


بیماری آنتراکنوز غلات Graminicola anthracnose



تقریباً تمامی غلات دانه ریز ، ذرت ، سورگم وتعداد زیادی از گراسها به این بیماری حساس هستند. علائم بیماری معمولاً روی قسمتهای پایینی گیاه ظاهر می شود ؛ ولی ممکن است برگهای بالایی وحتی خوشه ها نیز آلوده شود . علی رغم گسترش نسبتاً زیاد بیماری ، میزان خسارت و کاهش محصول شدید نیست .

قارچ عاملColletotrichum graminicola در مراحل اولیه آلودگی ، معمولاً هیچ گونه علامتی روی گیاه مشاهده نمی‌شود . با پیشرفت بیماری ،گیاه زردرنگ شده ،حالت رنگ پریدگی در گیاه به چشم می‌خورد و گیاه زودتر از موعد مقرر می‌رسد (رسیدگی زودرس ) .چنین گیاهانی ممکن است با گیاهانی که توسط سایر عوامل مولد پوسیدگی ریشه و ساقه آلوده شده اند ، اشتباه گرفته شود .

اندام باردهی قارچ ( آسروول) که مصادف با مرحله رسیدن گیاه ظاهر می شود ، وسیله خوبی برای تشخیص بیماری و عامل آن است . در بین تعداد بسیار زیادی از زوائد خار مانند ، تعداد بی شماری آسروولهای کوچک سیاهرنگ و تخم مرغی تا دوکی شکل در روی ساقه یا غلاف برگ تشکیل می شوند ؛ به همین سبب ظاهری برجسته دارند . کنیدیهای تک سلولی ، داسی شکل ، شفاف تا خاکستری روشن در درون آسروول به وجود می‌‌ ‌آیند . ابعاد کنیدی حدوداً 4-6*20 –30 میکرون است .قارچ معمولاً به صورت کنیدی یا میسلیوم در روی بقایای گیاهی آلوده زمستانگذرانی می کند. آلودگی اولیه توسط ماده تلقیح خاکزاد روی ریشه ها یا قسمتهای پایینی گیاه صورت می‌گیرد . سایر قسمتهای هوایی گیاه نیز ممکن است توسط کنیدیهای ثانویه آلوده شود . گونه های وحشی غلات اطراف مزارع ممکن است به صورت منابع اولیه وثانویه آلودگی عمل کنند . علی رغم پراکندگی وسیع جغرافیایی ، تاکنون تحقیقات محدودی روی این بیماری صورت گرفته است . علت این قصور احتمالاً عدم مشاهده حالت اپیدمی شدید عامل بیماری بوده است .

کنترل:

بیماری در خاکهایی که از نظر فسفر و پتاس فقیر هستند ، شدید تر است . تناوب زارعی با حبوبات ، در مناطقی که بیماری شایع است ، روش مناسبی برای کنترل عامل بیماری است


سفیدک کرکی غلات Cereal downy mildew 

بیماری سفیدک دروغی معمولاً در مناطق مرطوب و مزارع آبی ، بخصوص قسمتهای آبگیر مزرعه دیده می شود . قارچ عامل بیماری درگندمSclerophthora graminicola ودرگیاه جو عامل قارچ Sclerophthora macrosporaاست.

علائم بیماری اغلب در مراحل اولیه رشد گیاه میزبان به صورت زردی برگها ، کوتولوگی شدید، و پنجه زنی زیاد مشاهده می شود . بسیاری از گیاهانی که آلودگی شدید دارند ، طی مرحله پنجه دوانی تا اوایل مرحله رشد طولی ساقه ، از بین می روند . در بوته هایی که آلودگی کمتری دارند نیز برگهای ضخیم و پیچ خورده می شوند و اغلب تولید خوشه نمی‌کنند .در صورت تشکیل خوشه ، پوشش گل ضخیم ،گوشتی و کشیده و بد شکل(پیچیدگی خوشه) می‌شود . دانه های حاصل از خوشه های آلوده فاقد قوه نامیه هستند . لکه های کرکی که بواسطه توسعه کنیدی برها و کنیدی های قارچ ، در بسیاری از گیاهان دیگر به وجود می آید ، در غلات مشاهده نمی شود .

اندام باردهی جنسی قارچ اُاسپور است که در بخش مزوفیل بافت برگهای پایینی و غلات برگهای آلوده بوفور تشکیل می شود. اُاسپورها کروی با دیواره صاف و قطر 30-60 میکرون هستند . پایداری اُاسپور در بقایای گیاهی آلوده و در خاکهای خشک بیشتر است . درون آب یا خاک مرطوب ، اُاسپورجوانه زده ، اسپورانجیوم تولید می‌کند که حاوی تعداد زیادی زئوسپور است . زئوسپورهای آبزی مسئول ایجاد آلودگی هستند . گیاهچه های جوان نسبت به گیاه بالغ حساسیت بیشتری دارند


بوته گنایی غلات Cereal crazy top

بیماری ناشی از Sclerophthora macrospora که نشانهای آن حالت پیسه ای، کوتولگی گیاه، ضخیم شدن و بد شکلی برگها، زردی بوته، پیچیدگی خوشه و عقیم شدن گیاه است.

این قارچ گندم، جو، یولاف، انواع سورگوم را آلوده می کند. زئوسپورهای آبزی مسئول ایجاد آلودگی هستند. قارچ در گیاه سیستمیک می شود


بیماری سفیدک پودری غلات Cereal powdery mildew



سفیدک حقیقی یکی از بیماریهای مهم غلات در مناطق مرطوب است . عامل بیماری قارچ Erysiphe graminis (Blumeria graminis) است که یک انگل اجباری است و روی جو بیشتر از سایرغلات خسارت وارد می کند .

علائم بیماری بصورت لکه های سفید رنگ است که توسط توده میسلیومی سفید مایل به خاکستری در سطح برگ و سنبله ها نیز آلوده شوند . اندامهای باردهی قارچ به رنگ خاکستری مایل به زرد تا تیره در سطح میسلیومهای پیر تشکیل می شود . در سطح زیرین برگ ؛ در محل آلودگی ، نقاط زرد ریز با بافت مرده دیده می شود . در سطح میسلیومهای کنیدی برها به وجود می‌آیند که کنیدیهای پودری زیادی تولید می‌کنند .

در اواخر فصل رویش ، اندامهای باردهی جنسی قارچ ( کلیستوتیشیوم ) ، به رنگ تیره در سطح توده میسلیوم ، به صورت پراکنده قابل تشخیص است . میسلیومهای قارچ معمولاً به صورت سطحی توسعه می یابند . و تناه در قسمتهای که هوستوریوم تولید می شود ، میسلیوم به داخل سلولهای اپیدرمی نفوذ می کند . در سطح میسلیوم کنیدی برهای زیادی تشکیل می شود که حامل کنیدی های تخم مرغی ، شفاف و تک سلولی به ابعاد 8- 10* 20-35 میکرون است . اندامهای تولید مثل جنسی (کلیستوتیشیوم ) قارچ کروی ، سیاهرنگ با دیواره سخت و به قطر 150-300 میکرون است . این اندامها برای تولید آسکوسپور رسیده و به شرایط آب و هوایی و یا زمستانگذرانی نیاز دارند و کلیستوتیشیومهایی که روی گیاهان در حال رشد دیده می شود ، معمولاً دارای آسکوسپورهای نارس هستند. قارچ E.graminis از حالت تخصصی بالایی در مقابل میزبان برخوردار است ، به طوری که برای هر یک از میزبانها ، فرمهای اختصاصی مخصوص به آن میزبان وجود دارد. مثلاً ترتیکاله نسبت به فرمهای مربوط به جو و گندم مقاومت بیشتری از خود نشان می دهد . هر یک از فرمهای اختصاصی نیز نژادهای فیزیولوژیک مختلفی را شامل می شود .

عکس العمل ارقام مختلف میزبان متفاوت است وجود لکه های زرد و قهوه ای همراه با رشد توده میسلیوم و اسپور زایی زیاد ، از مختصات ارقام حساس محسوب می‌شود : در حالیکه در ارقام مقام لکه ها روشن بوده ، توده میسلیومی دیده نمی شود .کلیستوتیشیوم قارچ بوفور در روی بافت آلوده میزبن تشکیل می شود ؛ اما آسکوسپور رسیده در آنها بندرت یافت می شود . ظاهراً آسکوسپورها در ایجاد آلودگی اولیه نقش زیادی ندارند . توسعه قارچ بیشتر توسط میسلیومهایی که در روی بقایای گیاهی آلوده یا سایر گیاهان زنده زمستانگذرانی می‌کنند صورت می‌گیرد .

کنترل:

بهترین روش کنترل قارچ انگل ، استفاده از ارقام مقاوم است . هر چند سمپاشی اندامهای هوایی گیاه توسط قارچکشها(آلتو، فولیکور، تیلت) نیز در بعضی از مناطق متداول است


بیماری کچلی (اسکالد) جو Barley scald



کچلی یا اسکالد ، در درجه اول یک بیماری برگی در جو و چاودار است که توسط قارچی موسوم به Rhynchosporium scalis ایجاد می شود . گرچه ممکن است سایر غلات وحشی (گراسها ) نیز آلوده شوند که در این صورت گیاه آلوده به صورت منبع آلودگی ، به توسعه بیماری کمک می‌کند.

کچلی یکی از بیماریهای مهم جو در نواحی معتدل سرد مرطوب و مرتفع مناطق گرمسیری است . عامل بیماری بیشتر برگهای جو را مورد حمله قرار می دهد ؛ اما در مواقعی که بیماری شدید است ممکن است پوششهای گل و ریشکها نیزآلوده شوند

بیماری را از روی علائم برگی می‌توان براحتی تشخیص داد . علائم اولیه به صورت لکه های کوچک بیضوی یا دوکی شکل است . مرکز لکه ها به رنگ خاکستری مایل به سفید است و اطراف آنها توسط یک نوار قهوه ای یا مایل به قرمز احاطه شده است . باگذشت زمان لکه های کوچک توسعه یافته و به یکدیگر می‌پیوندند و لکه های بزرگتر با ابعاد و اشکال مختلف بوجود می‌آید . مرکز لکه ها نیز ممکن است از خاکستری مایل به آبی تا قهوه ای تیره تغییر رنگ دهد .

اسپورزایی قارچ در شرایط آب و هوایی خنک و مرطوب به خوبی صورت می‌گیرد . شرایط گرم و خشک موجود در مرحله رسیدن خوشه های گیاه ، سبب کاهش تعریق یا توقف تولید اسپور می شود . لکه های ایجاد شده در روی گیاه میزبان ، محیط بسیار مناسبی برای نفوذ و رشد سایر عوامل بیماری زا ست . کنیدیهای قارچ توسط میسلیومهای کنیدی زا و به وصورت یک لایه ژلانتینی نازک ، در سطح لکه ها ایجاد می شود . توده کنیدی به صورت یک لایه متراکم و مرطوب از سلولهای مخمری شکل بی رنگ تشکیل می شود . کنیدیهای بی رنگ با یک دیواره عرضی به شکلهای مختلف و معمولاً دارای نوک هستند . اندازه اسپورها به 3-5*16-20 میکرون می‌رسد . بعضی کنیدی ها در محل نوک دارای خمیدگی هستند . زمستانگذرانی قارچ به صورت میسلیوم روی بقایای گیاهی آلوده صورت می گیرد . تولید اصپور معمولاً در اوایل فصل که هوا خنک و مرطوب است ، صورت می‌ گیرد . کنیدیها مسئول ایجاد آلودگی اولیه و ثانویه هستند .

کنترل:

بهترین روش مبارزه استفاده از ارقام مقاوم و تناوب زراعی با استفاده از سایر نباتات زراعی است


نماتدهای مولد زخم ریشه غلات

نماتدهای Pratylenchus thornei و P. Neglectus و نماتد دیگری به نام Paratylenchoides ritteri در استانهای مازندران، گلستان، آذربایجان شرقی، کرمانشاه، ایلام، لرستان، خوزستان،گیلان انتشار دارد و به ریشه غلات خسارت می‌زند.


نماتد مولد غده ریشه Meloidogyne naasi

نماتد Meloidogyne naasi دامنه میزبانی وسیعی دارد. آلودگی از طریق گره‌ها یا گالهای کوچکی که روی ریشه ایجاد می‌شود،قابل تشخیص است. نوک ریشه‌های آلوده دچار پیچ خوردگی می‌شود. در برخی موارد انشعاب شدید ریشه‌ها دیده می‌شود. نماتداغلب در بهار یا اوایل تابستان گیاه را مورد حمله قرار می‌دهد. باعث ایجاد غده یا گال روی ریشه‌ها می‌شود. در داخل هر غده یک یا چند نماتد ماده وجود دارد.

 


نماتد گالی گندم seed gall nematode



نماتد گالی گندم Anguina tritici، اولین نماتدی است که به عنوان انگل در غلات شناخته شده است. این نماتد علاوه بر گندم،ممکن است چاودار، تریتیکاله و دیگر گونه‌های مشابه را نیز مورد حمله قرار دهد. نماتد گالی در خاور میانه و خاور دور خسارت زیادی به مزارع گندم می‌زند.

علائم:

در مراحل اولیه رشد گیاه،علائم به صورت چروکیدگی برگها ظاهر می‌شود. در مراحل رشد نهایی گیاه ،گالها در داخل اندامهای گل،شکل گرفته، جایگزیندانه می‌شوند. دانه‌های آلوده تقریباً شبیه دانه‌های سالم هستند؛ ولی رنگ آنها کمی تیره‌تر واندازه آنها کمی کوچکتراز دانه‌های سالم است و بسیارسخت‌ترند. در هر گال تعداد بسیار زیادی پوره نماتد وجود دارد. وجود گالها به صورت مخلوط با بذر سالم، باعث انتشار نماتد می‌شود.

مناسبترین روشهای کنترل:

1- تناوب زراعی

2- استفاده از ارقام مقاوم

3- استفاده از بذر سالم و عاری از گال نماتد( بهترین روش پیشگیری )

بیماری های مهم مرکبات

سر خشکیدگی درختان مرکبات (ناتراسیا) Citrus dieback

در ایران علاوه بر مرکبات به سایر درختان منجمله بادام، زردآلو، گیلاس، اوکالپتوس و … پسته، انار، توت، حمله می کند. ولی بیماری در همه گیاهان اهمیت ندارد، بیماری در خوزستان وسایر مناطق گرمسیری اهمیت دارد در فارس گاهی روی سیب نیز دیده شده است. در شهرستان جهرم به شدت درخت توت را مورد حمله قرار میدهد (مهندس ایازپور). عامل بیماری قارچ Nattrassia mangiferae است قارچ بیشتر از محلهای آفتاب سوخته و قسمتهایی از درخت که در معرض آفتاب وگرمای شدید است وارد می‌شود. علائم به صورت ورقه‌ورقه شدن پوست که زیر آن پودر سیاه رنگ (آرترو کنیدیم ) قارچ است دیده می‌شود، قارچ پیکنیدیم نیز تولید کرده که در بافت گیاه تشکیل شده و اهمیت چندانی ندارد، معمولاً قارچ در دمای زیر 30 درجه سانتیگراد خسارت نمی‌زند.
 


کنترل شیمیائی :

اکسی کلرور مس (کوپراویت ) WP35% به میزان 5 در هزار

توصیه:

1- تقویت درختان بخصوص در مقابل تنشهای آبی وآفتاب سوختگی

2- حذف شاخه‌های آلوده

3- در صورت امکان اجتناب از کشت ارقام پرتقال، لیمو، نارنگی گریپفروت و نارنج که حساسیت بیشتری دارد.

4- بهداشت باغ (خروج چوبهای آلوده )


بیماری مرگ گیاهچه مرکبات Citrus Damping off of seedlings

خسارت وشدت بیماری مرگ گیاهچه بیشتر در خزانه و نهالستانهاست. این بیماری وقتی در خزانه حرارت ورطوبت خاک زیاد باشد وحرارت برای قارچ عامل بیماری مناسب است خسارت شدید می‌شود. دو نوع از این بیماری تشخیص داده شده است یکی قبل از بیرون آمدن گیاهچه ودیگری پس از ظهور گیاهچه. قارچ عامل Rhizoctonia solani که عامل اصلی مرگ گیاهچه است همچنین قارچهای پیتیوم و فایتوفتورا نیز اگر درجة حرارت ورطوبت زیاد باشد به گیاه حمله می‌کند. بر اساس تحقیقات مهندس ایازپور در جهرم جنس پونسیروس نسبت به بیماری مقاوم و هیبریدهای آن حساس می‌باشد.



کنترل بیماری :

1- تهیه خزانه سالم با استفاده از خاک بکر

2- ضد عفونی خاک خزانه با متیل برو ماید و D-D و واپام


گموز‌‌ ‌‌مرکبات Citrus gummosis

بیماری گموزGummosis یا پوسیدگی طوقه‌ و ریشه Root-rot درختان مرکبات اولین بار در سال1834 ازآسور گزارش گردیده است. در ایران بیماری اولین بار در سال 1320 گزارش شده و در مناطق شمالی و جنوبی کشور بخصوص خوزستان و فارس وجود دارد.




عامل بیماری در بیشتر مناطق ایران Phytophthora citrophthora و Phytophthora parasitica می‌باشد. قارچ Phytophthora ازقارچهای کاذب Oomycetes است که فرم جنسی آن بصورت oospore است. قارچ دارای تیپهای متفاوت وهتروتالیک است. اما‌ زمستانگذرانی بوسیله ااسپور وکلامیدسپور می‌باشد.

علائم بیماری بروی طوقه در ابتدا به صورت لکه کوچک قهوه‌ای ظاهر شده که خیلی نامشخص است وبه تدریج گسترش یافته وجهت پخش آن به طرف بالا است وبه صورت بیضی در می‌آید وآوندهای آبکش را از بین می‌برد. در محل آلودگی مرکبات ترشح صمغ دارد از جمله موارد دیگر مورد حمله ریشه است؛ که اغلب لهیدگی وسیاه شدن ریشه را در پی دارد. در بارندگی شدید میوه نیز بر اثر حمله قارچ دچار آسیب می‌شود.

کنترل: شامل پیشگیری ومعالجه می‌باشد.

پیشگیری :

1- انتخاب پایه مقاوم : انواع پرتقال، انواع نارنگی، لیموترش، لیموشیرین، بکرائی و ترنج از جمله ارقام حساس می‌باشد. نارنج (به تریستیزا حساس) ونارنج پونسیروس تریفولیاتا (به اگزوکورتیس حساس) به بیماری گموز مقاومند.

2- محل پیوندک باید 30-15 سانتیمتر از خاک فاصله داشته باشد.

3- حذف علفهای هرز از دور طوقه

4- خوداری از ایجاد زخم اطراف طوقه

5- جلوگیری از جمع شدن آب دور طوقه درخت

6- ضدعفونی ریشه توسط محلول بردو 3 درهزار

7- خرید نهال سالم از خزانه

8- باید دقت شود در حین پیوندزنی قطراتی از آب یا ذره‌ای ازخاک باغ بین پایه وپیوندک قرار نگیرد.

9- فواصل بین درختان حفظ شود

10- اگر پوسیدگی بیشتر از نصف دور طوقه را فرا گرفته باشد باید درخت آلوده را قطع کرد.

معالجه:

ابتدا خاک دور طوقه درخت مبتلا را کنار زده واز رسیدن آب به آن جلوگیری به عمل آورد. درخت مبتلا باید جداگانه آبیاری شود. نقطه پوسیده اگر توسعه نداشته ‌باشد ودر مراحل اولیه پیشرفته است با یک چاقوی تیز پوست محل را تراشیده تا به بافت زنده برسیم آنگاه به وسیله محلول یک درصد پرمنگنات پتاسیم و یا مخلوط بردو و یا ارتوساید و کوپراویت به میزان یک در هزار ضدعفونی سطحی می‌کنیم وپس از دو هفته محل را با چسب باغبانی می‌پوشانیم.

طرز تهیه محلول بردو یک درصد:

کات کبود یا( سولفات مس) 200 گرم، آهک زنده200 گرم، آب20 لیتر

طرز تهیه محلول بردو برای ضدعفونی ریشه‌ها قبل از کاشت:



کات‌کبود 70 گرم، آهک زنده 70 گرم، آب 20 لیتر


لکه سبز مرکبات Citrus greening

بیماری ناشی از باکتریهای سخت کشت Liberobacter asiaticum (عامل لکه سبز آسیایی) و L.africanum (عامل لکه سبز آفریقایی) در مرکبات که نشانه‌های آن موزائیک در برگها، زردی شاخه‌ها، باقی ماندن لکه‌های سبز روی میوه و زوال درختان است. باکتریهای مزبور در بافت آبکشی درختان آلوده استقرار دارند و هر یک با گونه‌ای پسیل انتقال می‌یابند. یکی از پرخسارت ترین بیماریهای مرکبات درجنوب شرقی آسیا، شبه قاره هند، آفریقای جنوبی و شبه جزیره عربستان است.

 


پســـوروز مرکبات(ویروس پوسه‌ی مرکبات) citrus psorosis virus

به گروهی از بیماریهای ویروسی گفته می‌شود که از نظر ظاهری کاملاً متفاوت می‌باشند. ولی یک صفت مشترک در نقوش کردن برگهای تازه روئیده دارند. این نقشها به دو صورت 1- Flecking pattern یا نقش میخی که بصورت خطوط کمرنگ و لکه‌های روشن بین رگبرگ‌ها و موازی با آنها می‌باشد. 2- Oak leaf pattern یا نقش برگ بلوطی ،لکه‌ها یا خطوط روشن که حاشیه مجموع آنها نقشی مانند برگ بلوط ایجاد می‌کند. از دیگر علائم پوسته پوسته شدن پوست درخت در ناحیه طوقه، گلدهی خارج فصل،فرورفتگی‌های عمودی باریک روی چوب و زیر پوست، تولید صمغ و زوال است که دراغلب نواحی مرکبات خیز به ویژه نواحی خنکتر وجود دارد. برای این ویروس و ویروس لکه حلقوی مرکبات نامهای جنس spirovirus و ophiovirus پیشنهاد شده است.

براثر عواملی چون حمله تریپسها، کنه‌ها، عنکبوت قرمز، دانه‌های تگرگ یا وزش بادهای شنی به سطح برگها علائمی شبیه پسوروز ایجاد می‌نمایند.

انتقال پسوروزها:

1- پیوند(بیماری پسوروز بوسیله پیوندک آلوده از درختان بیمار به درختان سالم منتقل می‌شود.)

2- بذر(چند مورد از بیماری crinkly leaf توسط بذر منتقل شده است)

3- مکانیکی(تنها ابلقی شدن برگها و میوه‌ها و برگ موجی crinkly leafبا عصاره منتقل شده است)

4- پیوند ریشه

5- سس cuscuta

کنترل:

1- انتخاب پیوندک سالم

2- انتخاب نهال‌ها و پیوندکهای جدید

3- تراشیدن پوسته‌ها قبل از توسعه شدید آنها

4- ترموتراپی: سه ماه نگهداری در درجه حرارت c40 به مدت 16 ساعت در روز وc30 به مدت 8 ساعت در شب موجب حذف پسوروز concave gum، in factions variegation، A تریستیزا، vein Enation شده است.

5- از بین بردن درختان آلوده
 


بیماری فوماژین مرکبات(دوده‌ی مرکبات) citrus sooty mold

بیماری در اثر وجود مواد قندی(عسلک) حاصل از حشرات مکنده بروی مرکبات در نواحی گرم و مرطوب عارض می‌شود.در طی این شرایط قارچهای ساپروفیت تکثیر و رشد پیدا می‌کنند. این قارچهای ساپروفیت به هیچوجه حالت انگلی نداشته و در نهایت باعث تجزیه عسلک می‌شود. بیماری از لحظه‌ای که عسلک حشرات درخت را خیس می‌کند شروع می‌شود. معمولا قارچ Capnodium citri روی شاخ و برگ و میوه مرکبات ایجاد کپک می‌کند.

مبارزه با این بیماری فقط از طریق کنترل حشرات ایجاد کننده عسلک(شته‌ها و شپشکها) می‌باشد
 


تریستیزای مرکبات(بیماری غم) Citruc Tristeza

Trieste به معنی غم و اندوه است. این بیماری اولین بار در اواخر سال 1890 در آفریقای جنوبی مشاهده شده است. در ابتدا تصور می‌شد که علت ناسازگاری بین پایه و پیوندک است. در ایرن بیماری در سال 1355 در ساری روی نارنگی ساتسوما satsuma مشاهده شده است. تریستیزا به انواع مرکبات حمله می‌کند. پایه‌های نارنگی و پرتقال حساسند و پایه‌های نارنج و لمون بسیار حساسند. روی پایه سلطانی مرکبات، توسرخ، توسبز مرگ ناگهانی ایجاد می‌کند.



عامل ویروس رشته‌ای به ابعاد 2000×12 نانومتر از گروه Closterovirus که با شته انتقال می‌یابد و دارای گسترش جهانی است. علائم تیپیک در درختان پیوند خورده با پایه‌های حساس بصورت زوال(decline) سریع یا مزمن بروز می‌نماید. اما در درختان پیوند نخورده زردی ظاهر می‌شود. در درختان جوان گل دهی به میزان بالایی است. در درختان مسن درخت میوه زیاد و ریزی تولید می‌کند. ازعلائم دیگر بیماری آبله‌ای شدن (stem pitting) ساقه‌های کمتر از یک سال است. بر اثر فعالیت ویروس در بافت آبکش مواد غذایی به ریشه نمی‌رسد و درخت دچار زوال می‌شود. در حالتهای شدید باعث زرد شدن برگهای انتهایی و توقف رشد آنها می‌شود. متداولترین روش تشخیص بیماری تریستیزا روش تست Elisa است.



تنها راه مبارزه و پیشگیری بیماری تهیه پیوندک عاری از ویروس و پیوند آن روی یک پایه مقاوم است. البته باید با ناقلین نیز به شدت مبارزه کرد. ازپایه‌های مقاوم نارنج poncirus trifoliata و راف لمون است. پایه‌های متحمل پرتقال، لیمو خارکی، نارنگی کلئوپاترا و ترنج است.


سبزردی ابلق مرکبات Citrus variegated chlorosis

بیماری ناشی از باکتری سخت کشت Xylella fastidiosa در مرکبات که نشانه‌های آن بطورعمده شبیه کمبود روی است. سبزردی (chlorosis) بیشتر دربرگهای مسن دیده می‌شود. در محل لکه‌ها ممکن است آسیبهای صمغ آلود درسطح زیرین برگ به وجود آید. از بیماریهای جدید و مهم مرکبات در امریکای جنوبی بشمار می‌آید.

 



بلاست مرکبات Citrus blast

بیماری ناشی ازباکتری Pseudomonas syringae pv. Syringae است که در مرکبات ایجاد لکه‌های نکروتیک در برگها، دمبرگها و میوه می‌نماید. لکه‌های تیره رنگ روی میوه black pit نیز نامیده شده‌اند. نشانه‌های بیماری در شاخ و برگ جوان شبیه نشانه‌های سرمازدگی است.

 


کنترل: سمپاشی با ترکیب بردو 0.5درصد و اکسی کلرور 1 درهزار. هرس شاخه‌های آلوده واقدامات قرنطینه‌ای


بیماری آنتراکنوز مرکبات Citrus anthracnose

عبارت آنتراکنوز به معنای شبه زغال Like-coal واولین بار توسط Faber و Dunal در سال 1853 روی انگور گزارش شده‌است. بیماری در سال 1326 توسط اسفندیاری از مناطق شمالی کشور جمع‌آوری وگزارش شده وسپس در سال 1333 از مناطق جنوب توسط شریف گزارش گردیده‌است.

 


آنتراکنوز مرکبات انتشار جهانی دارد. بیماری ناشی از گونه‌ Colletotrichum gloeosporiodes در انواع مرکبات که نشانه‌های آن لکه‌های نکروتیک در برگ و خشکیدن سرشاخه‌هاست. در میوه نشانه بیماری به صورت لکه‌های قهوه‌ای تا سیاه ظاهر می‌شود. آنتراکنوز میوه در میوه‌های رسیده مخصوصاً واریته‌های میان‌رس و زودرس گریپ‌فروت دیده می‌شود.

کنترل شیمیایی :

1- استفاده از قارچ‌کشهای فربام، زینب، کاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار

2- در پاییز موقع خواب سمپاشی با دو کیلوگرم سولفات مس، یک کیلوگرم سولفات روی و دو کیلو گرم آهک وصد لیتر آب

توصیه‌ها: 1- تقویت گیاه 2- حذف شاخه‌های خشکیده در پاییز 3- کنترل آفات وسایر بیماریها


شاخه میری مرکبات Citrus blight

زوال درختان مرکبات با نشانه‌های پژمردگی و مرگ شاخه‌ها، تاخیر در رشد بهاره و نشانه‌های کمبود عنصر روی در برگها، این بیماری با بسته شدن راه آوندهای چوبی و تمرکز روی در شاخه‌ها همراه است. شاخه میری مرکبات درفلوریدا(امریکا) شایع است و عامل آن به درستی معلوم نیست


 


شانکر باکتریایی مرکبات citrus canker

نوعی بیماری در مرکبات که در مناطق جنوبی کشور از جمله هرمزگان جیرفت، کرمان، سیستان و بلوچستان باعث بروز مشکلاتی برای باغداران گردیده است.

عامل آن باکتری Xanthomonas axonopodis pv.citri است وروی میوه وبرگ لکه‌های ابتدا آبگز وبعد چوب پنبه‌ای کمی برجسته وروی شاخه‌های جوان زخمهای جرب مانند ایجاد می‌کند. از این باکتری پنج سویه به نامهای A،B،C،DوE گزارش شده است سویه‌A نسبت به سویه‌های دیگر قدرت بیماری‌زایی بیشتر ودامنه میزبانی وسیع‌تری دارد

 


ویروئید کاکسیای مرکبات Citrus cachexia viroid

ویروئیدی متشکل از حدود 300 نوکلئوتید که در بیشتر گونه‌های مرکبات به ویژه بعضی از انواع نارنگی تولید آلودگی می‌کند و نشانه‌های آن عبارت است از تولید صمغ در پوست، تشکیل حفره‌هایی در چوب و مقابل آنها برجستگیهایی در سطح داخلی پوست و کوتولگی
 


لکه سیاه مرکبات Citrus black spot

این بیماری در آفریقای جنوبی، استرالیا و تایوان اهمیت بالایی دارد و دارای خسارات اقتصادی است. بیماری ناشی از Guignardia citricarpa است که شکل غیر جنسی قارچ Phyllosticta citricarpa است . تمام واریتهای تجارتی مرکبات به این بیماری حساس هستند وبیشتر بیماری روی درختان مسن وضعیف است. قارچ روی درختان دیگری مثل بادام و رز دیده شده است. برگهای آلوده بیشتر حالتLatent دارند. این برگها پس از افتادن اندام باردهی قارچ بر روی آنها تشکیل می‌شود. پس از رسیدن آسکها آسکوسپورها آزاد شده وبه وسیله باد منتشر می‌شود پیکنیدیوسپورها نیز به وسیله باران پخش می‌شوند ولی نقش آسکوسپورها مهمتر است. نشانه اصلی بیماری وجود لکه‌های تیره در برگ ومیوه است کنترل بیماری از طریق سمپاشی با ترکیب بردو یا زینب.
 


نماتد مرکبات citrus nematode



نماتد مرکبات Tylenchulus semipenetrans اولین بار در سال1912 توسط یک بازرس اداره باغبانی کالیفرنیا به نامR.Hdges در یکی از باغات لس‌آنجلس مشاهده شد. اولین نمونه‌برداری در ایران درشیراز انجام شد. نماتد درفسا، جهرم، کازرون، برازجان، اندیمشک، اهواز، آبادان نیزنمونه‌برداری شده است.

مرفولوژی و بیولوژی

دارای دو شکل جنسی بوده و ماده‌ها تخم‌مرغی شکل و درخارج ریشه روی آن قرار می‌گیرد.نرها باریک می‌باشند. Bursa دیده نمی‌شود. ماده‌ها بروی ریشه‌های فرعی ضخیم که رشدشان متوقف شده ویک لایه از خاک روی آنها را پوشانده است قرار می‌گیرند.این توده خاک در اثر ترشح مخاطی ریشه باقی می‌ماند و نماتد را در مقابل شکارچی‌ها و دشمنان طبیعی محافظت می‌نماید.

طول بدن ماده‌ها بین 0.35 تا 0.40میلیمترمتغیر بوده و دارای بدنی کیسه‌ای شکل است،که معمولابه سمت شکم در ناحیه vulva درست در سمت جلو ودر فاصله کوتاهی از دم خم شده است. حفره دفعی خوب رشد یافته ودر جلو vulva قرار گرفته است. Ovary معمولا دارای دو خمیدگی بوده و به ناحیه مری می‌رسد.

اولین پوست اندازی درون تخم انجام می‌شود. از مجموع پوره‌ها در حدود26% تبدیل به نماتد نر می‌شود.مرحله دوم پورگی قبل ازتوده تخم خارج شوند بوجود می‌آید و طول آنها بین 0.28 تا0.34 میکرون تغییر می‌کند. مرحله دوم پورگی نرها 48ساعت مرحله سوم 108 ساعت ومرحله چهارم پورگی180 ساعت طول می‌کشد.معمولا نرها یک هفته پس از تفریخ به سن بلوغ می‌رسند. درسن چهارم طول بدن به0.26 تا 0.33 میلیمتر می‌رسد و Testis و Spicule قابل رویت می‌باشد،اما stylet نامشخص باقی می‌ماند و مری باقی می‌ماند.

مرحله دوم پورگی ماده در حدود 14 روز وقت لازم دارد تا ظاهر شود واز سلولهای ریشه تغذیه نماید و خود را برای پوست اندازی آماده نماید. در این مرحله وقتی خاک مورد مطاله قرارمی‌گیرد نماتد مشاهده می‌شود و در صورت نبود گیاه میزبان می‌تواند به زندگی خود ادامه دهد.

Vulva بصورت یک شکاف عمیق وحفره‌ی دفعی خیلی برآمده است. دم نسبتا مخروطی و به سمت پشت برگشته است و به یک نوک کلفت خاتمه می‌یابد.anus و rectum مشاهده نمی‌شود.ماده‌های جوان وماده‌های سن چهارم 21 روز بعد از ورود نماتد به داخل ریشه گیاه ظاهر می‌شوند. پس از یک هفته ماده‌های جوان به لایه pericycle ریشه نفوذ کرده و در حدودسه چهارم طویلتر می‌شوند.

برای تکمیل دوره‌ی ز‌ندگی از مرحله تخم تا خاتمه دوره بلوغ8-6 هفته طول می‌کشد. در اثر حمله این نماتد برگها وشاخه‌های مرکبات زرد شده و محصول کاهش می‌یابد. تعداد تخمی که یک ماده می‌گذارد75-100 عدد می‌باشد. درجه حرارت مناسب برای آلودگی میزبان31-25 می‌باشد. تحت شرایط خشک لاروها ونرها پس از 9 روز که در آب فرو برده شوند مجددا به زندگی خود ادامه می‌دهند.

علائم و نشانه‌های خسارت :

براثر حمله نماتد به ریشه مرکبات،درختان به تدریج روبه زوال می‌روند. برگها کم پشت وسبز مایل به خاکستری وکدر می‌شوند. سرشاخه‌ها خشک شده میوه‌ها کوچک و کم بوده و اغلب می‌ریزند.ریشه‌هارشد طبیعی نداشته، ضخیم به نظر می‌رسند. و یک لایه خاک روی آنها فرا گرفته است که به آسانی شسته نمی شود. این علائم موید آن است که نماتد ریشه مرکبات را آلوده کرده است. هیچگونه تورم یا گال روی ریشه‌ها دیده نمی‌شود. ولی ریشه‌های آلوده کلفتر هستند.

نرهای بالغ نماتد مرکبات انگل نبوده وتغذیه و خسارت به ماده‌ها ولاروهای نر وماده محدود می‌شود.تغذیه لاروها بطور پارازیت خارجی روی بافتهای پوست است. ماده‌های جوان از ناحیه سر تا گردن در پوست فرورفته است. سرآنها داخل حفره‌ای که دریک ناحیه گیاهی ساخته شده به اطراف حرکت می‌کند. تغذیه از6-10 سلول مجاور این حفره که بنام یاخته‌های پرستار معروفند صورت می‌گیرد. درگیاهان مقاوم پس ازنفوذ لاروها به یاخته‌های پوستی این سلولها نکروز شده و درنتیجه تغذیه صورت نگرفته و نماتد از بین می‌رود. درشیره گیاهان مقاوم و غیر میزبان مواد مسموم کننده نماتد نیزدیده شده است. معمولا تاوقتی که جمعیت نماتد روی ریشه درخت به حد نصاب (40000 لارو ) نرسد درخت کاملاً از بین نمی‌رود. ازطرفی نشانه‌های بیماری روی اندامهای فوقانی 3-5 سال بعد از آلودگی ریشه ظاهر نخواهد شد. وسرانجام براثر فساد ریشه و عدم جریان شیره گیاهی به بالای درخت از بین خواهد رفت.

کنترل :

1- شناسایی باغهای آلوده و جلوگیری از انتقال خاک و نهال آلوده

2- استفاده از پایه های مقاوم از جمله نارنج سه برگ

3- فومیگاسیون خاک به صورت موضعی

4 - سم دایتراپکس SL100% قبل از کشت، ضدعفونی خاک

توصیه‌ها:

این سم دارای گیاه سوزی شدید می‌باشد و در ضد غفونی خاک کاربرد دارد. برای جلوگیری از گسترش بیشتر نماتد مرکبات باید اقداماتی در جهت تهیه نهالهای سالم و جلوگیری از کاشتن نهالهای آلوده انجام گیرد. استفاده از پایه‌های مقاوم از قبیل نارنج سه برگی نیز موثر است. برای ضد عفونی از متیل بروماید نیز استفاده می‌شود. اینکار بوسیله اپلیکاتور و در زیر پوشش پلاستیکی انجام می‌شود.

 

بیماری های مهم پیاز

پوسیدگی خاکستری پیاز Onion Gray blight

عامل این بیماری سه گونه قارچ می‌باشد که تولید Blight می‌کند :

Botrytis squamosa

B. cinerae

B.allii
پوسیدگی عمیق قهوه‌ای با کپک خاکستری روی آن و اسکلرتهای سیاه از علائم پوسیدگی گردن پیاز است .

در ایران مهمترین عامل پوسیدگی پیاز B.allii می‌باشد .

گونه B.squamosa تولید سوختگی بسیار شدید در برگ می‌کند و گیاه را از بین می‌برد. اما در گونه B.cinerae تنها نقاط زیر قهوه‌ای روی برگ ایجاد می‌شود B.allii عمدتاً به غده حمله می‌کند و به عنوان پاتوژن برگی زیاد مطرح نیست ، اما گاهی به برگهای زخمی حمله کرده و موجب تولید لکه های ریز می شود که بسیار کم این وضع اتفاق می‌افتد. در اغلب موارد اسپور این قارچ اگر روی برگ سالم قرار گیرد جوانه زده و موجب زردی خفیفی در برگ می‌کند. قارچ بوتریتیس در مناطق خنک و مرطوب مسئله ساز است . کنیدیوفر آن درختچه‌ای است که در انتهای کنیدیوم و استریگما قرار دارد . این قارچ اسکلرت هم تولید می‌کند . علاوه بر این در پیاز بذرزاد هم می‌شود . اسکلرت در بقایای گیاهی به مدت زیادی باقی مانده و موجبات پایداری قارچ را فراهم می‌کند .

اسکلرت می‌تواند جوانه زده و تولید کنیدیوم و کنیدیوفر کند و بدینوسیله قارچ پراکنده شود اما در مواردی که شرایط مناسب است اسکلرت تولید آپوتسیوم می‌کند و آسکوسپورنیز وسیله پراکنش قارچ می‌شود . بقایای گیاهی منبع خوبی برای پایداری قارچ می‌باشد و پراکندگی معمولاً با کنیدیوم است .

کنترل :

1- بهداشت زراعی و حذف منابع آلودگی مانند پیازهای قدیمی و بیمار

2- بذر سالم و جدا کاشتن پیازهای بذری و مزرعه پیاز

3- تناوب با صیفی جات ، کاهو ، کرفس ، غلات

4- سمپاشی با دی تیوکارباماتها

5- خشک کردن پیاز قبل از انبار (2 روز در دمای 35-30درجه سانتی گراد)


لکه موجی ناشی از (Early Blight) Alternaria



در این بیماری لکه‌های موجدار روی برگ گیاه ایجاد می‌شود اما تنها با این فاکتور نمی‌توان بیماری را شناخت . این قارچ به بادمجان ، سیب زمینی ، گوجه فرنگی ، طالبی ، خیار چنبر و .... حمله می‌کند .

میزبان مهم در استان فارس گوجه فرنگی و در ایران سیب زمینی می باشد. در استان بوشهر روی کلیه میزبانان ذکر شده این قارچ را داریم . گونه ای از قارچ که به گوجه فرنگی حمله می‌کند A.solani است و در خیار‌چمبر قارچ A.cucumerinum عامل بیماری می‌باشد . البته در ایران حقیقتاً مشخص نیست چه گونه‌ای از قارچ عامل بیماری در این محصولات است . در سیب زمینی تغذیه‌ی زنجره از گیاه نیز موجب ایجاد علائم لکه موجی می‌شود که با آلترناریا قابل اشتباه است . اما در گوجه فرنگی در اغلب موارد قارچ آلترناریا دخالت دارد به ویژه در مناطق مرطوب مانند هرمزگان و بوشهر که گوجه فرنگی کاری در فصل زمستان است شاخه و برگ و میوه به شدت خسارت می بینند . آلترناریا سیب زمینی عمدتاً در مناطق شمال کشور مسئله ساز است که عمدتاً گونه A.alternata می‌باشد. اسپورآلترناریا بسیار مشخص است . جدارهای طولی و عرضی که جنس را به ما معرفی می‌کند .

آلتر ناریا درگوجه فرنگی بذر زاد و در سیب‌زمینی غده زاد است ، اما در سایر محصولات مانند طالبی چنین وضعیتی ندارد . این قارچ روی مواد عالی نپوسیده و بقایای گیاهی زنده می ماند ( به شکل اسپوریاریسه ) و تا زمانیکه بقایای گیاهی زنده است ، این قارچ هم زنده است و می‌تواند تولید اسپور کند . در گوجه فرنگی آلترناریا به شاخه حمله کرده که یک طرف آن را می خشکاند . میوه گوجه فرنگی و نیز محل اتصال میوه به ساقه هم مورد حمله قارچ قرار می گیرد . در استان فارس و بسیاری نقاط ایران آلترناریا موجب بوته میری گیاهان جوان گوجه و سیب زمینی می‌شود ، که معمولاً این امر در صورتی اتفاق می‌افتد که آلودگی بذر و یا آلودگی چشم سیب زمینی را داشته باشیم .


پوسیدگی ریشه و طبق پیاز Onion basal & Root rot


عامل بیماری Fusarium oxysporum f.sp cepae در ایران در منطقه آذربایجان این گونه مهمترین گونه است و بعد از آن F. Solani اهمیت دارد. این بیماری در ایران و جهان پراکنده است و همه سالهدر اثر این بیماری خسارات عمده‌ای به محصول وارد می‌شود .

علائم بیماری

در اوایل بهار نوک برگها زرد شده و بوته‌های آلوده پژمرده می‌شوند زردی برگها توسعه یافته و به سمت پائین پیشروی نموده و زمانی که غده‌های پیاز به درشتی فندق می‌شوند در مزرعه بوته میری به صورت لکه‌ای و یا گسترده مشاهده می‌گردد. ریشه های گیاه بیمار قهوه‌ای و یا خشکیده شده و به رنگ صورتی یا بنفش نمایان می‌شود و از بین می‌رود عوامل ثانویه هم ممکن است به پیاز حمله نموده و موجب فساد آن شوند در انبار نیز این بیماری می‌تواند منجر به ایجاد خسارت شود . گونه F.O . f.s cepae موجب مرگ ناگهانی (Damping – off) پیاز در مزارع می‌گردد که در این رابطه نیز خسارت عمده‌ای به محصولات وارد می‌شود . این قارچ برای ورود به گیاه نیاز به زخم ندارد اما وجود زخم روی غده کمک مؤثری به شروع و پیشرفت بیماری می‌کند . میزبان اصلی پیاز ، نوعی موسیر و به ندرت سیر می‌باشد .

کنترل:

1- جلوگیری از کود دهی زیاد

2- کنترل حشرات به منظور جلوگیری از ایجاد زخم

3- دقت در هنگام برداشت و انبار کردن (نگهداری در صفر درجه یا رطوبت 70-60%)

4- مبارزه بیولوژیکی با باکتری Burkholderia cpacia


لهیدگی باکتریائی پیاز Onion bacterial mushy rot

غده های پیاز در انبار مورد حمله چندین گونه باکتری قرار می گیرند و این پوسیدگی ممکن است در مزرعه نیز اتفاق بیفتد .

نشانه های بیماری

باکتری Pectobacterium carotovorum pv. carotovorum بیشتر در انبار خسارت وارد می کند و از طریق گردن پیاز هنگامی که رشد گیاه کامل می گردد وارد شده و یک یا چند فلس از پیاز آلوده می شود در این مرحله بافتهای مورد حمله آب سوخته به نظر می رسند و رنگ زرد یا قهوه ای روشن دارند به تدریج پوسیدگی پیشرفت می کند و فلس ها نرم می گردند پیازهای آلوده اگر فشار داده شوند یک مایع آبکی با بوی بد از ناحیه گردن پیاز به بیرون تراوش می کند. این باکتری فقط توسط زخم وارد می شود .

مهمترین عامل بیماری Burkholderia cepacia شناخته شده است.

کنترل:

1- اندامهای هوایی پیاز باید قبل از برداشت کاملاً رسیده باشند.

2- در هنگام برداشت و خرمن کردن باید از زخمی شدن پیاز جلوگیری شود.

3- انبار باید خوب تهویه گردد تا رطوبت در سطح پیاز جمع نشود.

اگر دمای انبار صفر درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 70% تنظیم گردد برای جلوگیری از گسترش بیماری مفید است.


ریشه صورتی(سرخی) پیاز Onion pink root



عامل بیماری در سال 1378 توسط دکتر نصر اصفهانی از اصفهان گزارش گردید.

نشانه های بیماری

گیاه آلوده علائم کم رشدی از خود نشان می دهد و تعداد برگ و قطر پیاز کاهش یافته و زودتر تشکیل می شود. برگ اولیه از راس ، زرد رنگ شده که به سمت پائین ادامه می یابد و نهایتاً به رنگ بنفش در می آیند. پیاز آلوده زودتر بالغ شده و به راحتی از جای کنده می شوند ، گیاه آلوده مرتب ریشه زایی می نماید و متعاقباً آلوده می گردد و گیاه حالت کمبود از خود نشان می دهد .

عامل بیماری

عامل بیماری قارچی است به نام Pyrenochaeta terrestris) Phoma terrestris) که دارای میسلیوم شفاف و بند دار ، منشعب و کلامیدوسپورهای بین سلولی بی شماری تولید می نماید.

کنترل:

1- در صورت امکان ضد عفونی خاک

2- تناوب طولانی


آنتراکنوزپیازOnion anthracnose

این بیماری در سال 1376 در روی پیاز سفید در منطقه تربت حیدریه مشاهده شد (‌ محمودی و کریمی شهری 1377 ) . علائم بیماری به صورت لکه های سیاه رنگ به شکل دوایر متحدالمرکز روی پوست پیاز دیده می شود . این لکه ها باعث کاهش بازار پسندی محصول می شود و عامل بیماری قارچ Colletotrichum circinans تشخیص داده شده است.

کنترل:

1- کشت پیاز رنگی به جای پیاز سفید، زیرا مشخص شده پیاز رنگی به علت دارا بودن مواد سمی مانند Protocatchoicacid Catechol به این قارچ مبتلا نمی شود.

2- تناوب

3- برداشت سریع محصول قبل از آلودگی

4- رطوبت زیر 70% برای انبار داری


نماتد ساقه و پیاز stem and bulb nematode


 

نماتد ساقه و پیاز Ditylenchus dipsaci(Kuehn) Filip گسترش جهانی دارد. بیشتر در مناطق معتدل شیوع دارد و خسارت می‌زند. بیماری اولین بار در هلند درسال1883 ودر ایالات متحده درسال 1931 گزارش شده است.

در ایران نماتد Ditylenchus dipsaci در روی یونجه گزارش شده است. علاوه براین نماتد به 400 گونه گیاه حمله می‌کند. اما نژاد خاصی از نماتد به پیاز حمله می‌کند. سبزیهائی از قبیل،سیر، لوبیا، باقلا، کلم، هویج، کرفس، مارچوبه، جعفری، نخود، سیب‌زمینی و کدو مورد حمله نماتد Ditylenchus dipsaci قرار می‌گیرد.

مرفولوژی و بیولوژی

عامل بیماری نماتد Ditylenchus dipsaci(Kuehn) Filip می‌باشد که طول آن3/1-1 میلیمتراست وحدود30 میکرومترقطر دارد. روی بدن استوانه‌ای آن خطوط اریب دیده می‌شود. دم نماتد نر و ماده تیز است هر نماتد ماده 200تا500 تخم می‌گذارد. اولین پوست‌اندازی در تخم انجام می‌شود. پوره مرحله دوم از تخم خارج شده، به سرعت پوست دوم و سوم را نیز انداخته و پوره قبل از بلوغ یا عفونت‌زا را تولید می‌کند.این پوره می‌تواند شرایط یخبندان و خشکی شدید را تحمل کرده و در داخل بافتهای گیاهی مثل ساقه‌ها، برگها، پیازها، بذرها یا درداخل خاک به سر می‌برد.هنگامی که قسمتهای هوایی گیاه میزبان با غشائی از آب پوشیده می‌شود،نماتدها به طرف بالا حرکت کرده و خود را به سر شاخه‌ها و برگهای جدید و جوان می‌رسانند و سپس از طریق روزنه‌ها، شکافها یا مستقیما به داخل پایه ساقه‌ها یا محور برگ رخنه می‌کند. بعد از ورود به گیاه میزبان پوست چهارم را انداخته ،تبدیل به نر یا ماده می‌شود. چرخه کامل زندگی حدود19تا25 روز طول می‌کشد. تولیدمثل فقط مواقعی که هوا سرد است متوقف یا کند می‌شود. وقتیکه پیازها شدیدا آلوده شدند ،می‌پوسند، پوره‌های قبل از بلوغ ازآنها خارج شده و گاهی اوقات دراطراف ساقه زیرزمینی پیازهای خشک شده به صورت توده سفید خاکستری پنبه‌ای که پشم نماتد خوانده می‌شود اجتماع کرده وبرای سالهای سال در همین جا می‌تواند زنده بمانند.

وقتی که نماتد‌ها به بذر در حال جوانه زدن یا گیاهچه جوان حمله می‌کنند، از نزدیکی کلاهک ریشه هیپوکوتیل یا از نقاطی که هنوز داخل بذر است وارد می‌شوند. نماتدها بیشتر روی سلولهای پارانشیمی پوست تغذیه می‌کنند. در همین حال سلولهای اطراف نماتدها شروع به تقسیم شدن و بزرگ شدن می‌کنند. نتیجتا برجستگیهایی روی گیاه بوجود می‌آید. گیاهچه‌ها بسته به اندازه و تراکم این برجستگیها ممکن است ناقص‌العضوشده پیچیده شوند،انحنا حاصل کنند ویا بصورت دیگری تغییر شکل دهند. شکاف برداشتن اپیدرم اغلب راه ورود برای مهاجمین ثانوی از قبیل باکتریها و قارچها باز می‌کند. بعد از رخنه نماتد سلولها بزرگ می‌گردند، کلروپلاستها ناپدید، فضاها بین سلولی داخل بافت پارانشیم افزایش می‌یابند. این اثرات اغلب قبل از تماس نماتد باسلولها ایجا می‌شود. واین دال براین است که تراوشات بزاقی قبل از پیشرفت نماتد منتشر می‌گردند.


علائم و نشانه‌های خسارت :

در مزارع آلوده به نماتد Ditylenchus dipsaci ظهور گیاهچه‌های پیاز به کُندی انجام گرفته، میزان سبز شدن گیاه بطور قابل ملاحظه‌ای تقلیل می‌یابد. بیشتر از نصف تعداد گیاهچه‌های ظاهر شده بیمار و زرد رنگ هستند، پیچ خورده و هلالی بنظر رسیده ودر امتداد کوتیلودون نواحی برجسته‌ای دیده می‌شود. کوتیلودونها معمولا باد کرده‌اند و اپیدرمشان به صورت توری ترک برداشته و بیشتر گیاهچه‌های مریض ظرف سه هفته بعد از کاشت از بین می‌روند و بقیه بعدا می‌میرند. وقتی که در داخل خاک آلوده پیاز کاشته می‌شود علائم روی گیاهان درحال رشد تقریبا بعد ازسه هفته شروع می‌گردد وشامل کوتولگی، لکه‌های زرد کم رنگ، آماس و زخمهای باز روی برگهاست.

روی ساقه،جوانه‌ها یا گیاهان جوان برآمدگیها‍یی بوجود می‌آید وبرگها کوتاه وپیچیده می‌شوند. نوک برگها از بین می‌رود و برگهای مسن‌تربه دلیل ازبین رفتن تیغه‌ی میانی سلولها چنان ضعیف می‌شوند که نمی‌توانند خود را قائم نگهدارند و روی زمین می‌غلطند. ساقه و گردن پیاز نرم می‌گردد. پیازهای آلوده ممکن است شکاف بردارند یا اینکه جوانه زده و دوپیازه و ناقص شوند. پیازهای آلوده گاهی از بیرون سالم به نظر می‌رسند اما در انبار می‌پوسند.

کنترل:

1- تناوبهای طولانی (2-3 سال) با گیاهان مقاوم از قبیل اسفناج، چغندر، کاهو و گیاهان خانواده غلات

2- استفاده ازپیازو بذرعاری ازنماتد

3- ضد عفونی پیازو بذرآلوده با قراردادن درآب 46 درجه سانتیگراد به مدت یک ساعت

4- مبارزه درمزارع بوسیله فومیگاسیون خاک

5- بعداز کاشت سموم نماتدکشDD

6- برای جلوگیری ازآلودگی مجدد ضد عفونی وسایل کشاورزی

بیماری های مهم سیب و گلابی

زوال گلابی pear decline

عامل آن فیتوپلاسما است وناقل آن پسیل گلابی می باشد. علائم به دو صورت است :

زوال تدریجی،زوال سریع

کنترل:

برای معالجه درختان از تتراسایکلین به میزان100گرم در لیتر استفاده کرده اند وبه درخت4تا8 لیترازآن راتزریق کرده اند و علائم محو شده است. زمان تزریق بعداز برداشت میوه می باشد


بیماری سنگریزه ای گلابی Pear stony pit

علائم روی میوه بصورت لکه های تیره است که میوه در قسمت لکه دار رشت نمی‌کند ودر نهایت در آن قسمت فرورفتگی ایجاد می‌گردد. بافت زیر قسمت فرورفته به علت تجمع زیاد سلولهای اسکلرانشیم سفت وسنگی می‌شود . عامل بیماری ویروسی است رشته ای وجزء closterovirus ها می باشد. برخی معتقدند این علائم بوسیله ویروس ساقه آبله سیب(apple stem piting virus) که آن هم رشته ای وجزء closterovirus ها است ایجاد می‌شود .



زنگ دانه دارها Rusts

زنگ دنه دارها درایران اهمیت چندانی ندارد. در شمال روی سیب وگلابی وبه و زالزالک دیده شده است. این زنگ دو میزبانه است ومیزبان دیگر سرو کوهی ( اُرسی ) میباشد. زنگ بدون میزبان دوم دوام نمی آورد. قارچ عامل Gymnosporangium sp می باشد.روی دانه دارها مراحل پیکنیم وایسیم دیده میشود. بروی سرو کوهی مرحله تلیوم تشکیل میگردد. در سیب روی میوه برگ و شاخه میزند.

کنترل:

1.ریشه کنی یکی از میزبانها

2.محافظت از برگها ومیوه های جوان تا رشد کامل بوسیله مواد شیمیایی مانند دی تیوکارباماتها ( زینب، مانکوزب ، تیرام و...)

کپکهای دوده ای وفضله مگسی sooty mold & fly speck

Schizothyrium pomi با پریتیسی دروغی و آنامورف Zygophiala jamaicinsis عامل فضله مگسی می‌باشد. Gloides pomigena قارچی پیکنیدار نیز باعث کپک دوده ای می‌گردد. اینها پارازیت نیستند ولی پاتوژن هستند. از ترشحات قندی وعسلک حشرات تغذیه می‌کنند وچون در فتوسنتزاختلال ایجاد می‌کنند، پاتوژن محسوب می شود. قارچهای دوده‌ای شرایط مرطوب وخنک را دوست دارند و بیشتر از نظر بازار پسندی مهمند.


آتشک سیب وگلابی fire blight

بیماری در ایران علاوه برسیب وگلابی روی ازگیل، زالزالک، گل سرخ و به نیز دیده می شود. بین این درختان به از همه حساستر است. عامل باکتری تاژکدار گرم منفی Erwinia amylovora می باشد.علائم اوایل فصل روی گلها وشاخه های یکساله ظاهر می شود که تیپیک ترین علامت آن سرعصایی شدن شاخه های یکساله است. روی شاخه ها وتنه هم ایجاد شانکر می نماید و در همین شانکرها هم زمستانگذرانی می کند.

بیماری 2 فاز دارد :

1- فاز بهاره که باعث آلودگی گلها و برگها می شود. 2- فاز پاییزه که باعث آلودگی شاخه ها می شود. گسترش بیماری در باغ توسط حشرات گرده افشان است .




کنترل شیمیایی:

1- ترکیب بردو 2%

2- اکسی کلرورمس (کوپراویت ) wp35% و 3-2 در هزار

همچنین در فصل بهار با آنتی بیوتیک سولفات استرپتومایسین سمپاشی می گردد.


زمان مبارزه: نوبت اول هنگام تورم جوانه ها ، نوبت دوم هنگام باز شدن 5% از گلها ، نوبت سوم هنگام باز شدن 50%از گلها ونوبت چهارم پس از باز شدن 100% گلها .

توصیه ها :

1- انهدام در ختانی که بیش از 50% آلودگی دارند.

2- در آلودگیهای کمتر قطع شاخه ها در 30-25 سانتیمتری پایینتر از محل آلودگی و سوزاندن آنها در فصل خواب درخت .

3- ضد عفونی وپوشاندن محل زخم و بریدگیها با چسب پیوند .

4- استفاده از ارقام مقاوم (پایه گلابی در گزی به بیماری مقاوم است)

5- اعمال مقررات قرنطینه ای

6- عدم استقرار کندوی زنبور عسل


Apple chlorotic leaf spot virus

بیماری گسترش جهانی دارد. در ایران نیز وجود دارد.علائم بیماری دیر ظاهر می‌شود. گاهی دو تا سه سال بعد از آلودگی علائم ظاهر می‌شود و به همین دلیل به آنApple larent virus هم می‌گویند.حالت کلروز روی برگها ایجاد می‌شود در نهایت درخت دچار زوال می‌شود.

عامل ویروسی رشته ای از جنس Trichovirus است ،که در بسیاری از ارقام تجاری سیب بدون علائم است. اما در بعضی از ارقام تولید لکه های روشن می‌کند ونیز با بیماری سرشاخه کاری سیب (Apple top working disease)همراه است . بیماری سرشاخه کاری سیب در ژاپن دیده شده است. ویروس از گروه Closterovirus می‌باشدکه فقط با پیوند منتقل می‌شود.




موزائیک سیب Apple mosaic virus

بیماری بصورت لکه های کلروتیک روی برگها واندامهای جوان دیده می شود. بیماری در ایران وجود دارد . با پیوند وبصورت مکانیکی قابل انتقال است. ناقل بیولوژیکی برای آن شناخته نشده است. عامل آن ویروسی از جنس Ilarvirus است



سفیدک حقیقی(پودری) سیب Apple powdery mildew

بیماری ناشی از قارچ podosphaera leucotricha است. این قارچ به شاخ وبرگ جوان، گل ومیوه میزند واغلب باعث خشکیدن شاخه های جوان میشود. بروی برگ نیزایجاد پیچیدگی مینماید. گلهای آلوده چروکیده وحالت گوشتی پیدا میکند. اغلب آلودگی روی پاجوشها دیده میشود. بیماری در تمام مناطق کشت سیب دیده میشود ولی اهمیت آن در خزانه است . روی میوه ایجاد زنگار میکند . عامل انگل اجباری است پس از سلول زنده تغذیه می نماید و ریسه های قارچ درجوانه های درحال خواب زمستانگذرانی میکند.








کنترل شیمیایی:

1.دینوکاپ wp18.25% یک درهزار

2.دینوکاپ Ec35 % یک درهزار

3.بنومیل wp50 % نیم در هزار

4.سولفور wp80-90% و 3-4 درهزار

5.نوآریمول Ec 9% و 0.75 درهزار

توصیه : مبارزه شیمیایی رابه محض مشاهده بیماری با توجه به پیش آگاهی شروع می‌کنیم. درصورتی که سابقه آلودگی داشته باشیم هرس شاخه های آلوده در اواخر پاییز انجام داده و آنها رامی‌سوزانیم.


پوسیدگی سیاه سیب apple black rot

پوسیدگی در تمام اندامهای هوایی(برگ .میوه وشاخه) دیده می شود. عامل قارچ Botryosphaeria obtuse است.

 


پوسیدگی سیاه ریشه سیب apple black root rot

پوسیدگی ناشی از Xylaria mali در سیب ممکن است باعث فساد کامل ریشه شود. معمولاً قشر سیاه رنگی از اندامهای قارچ سطح ریشه را می پوشاند. پوسیدگی خشک است وپوست به قسمتهای زیرین چسبیده است


سرطان طوقه سیب apple crown gall

بیماری ناشی از باکتری Agrobacterium tumefaciens است.علائم آن تشکیل گال در محل طوقه وندرتا ریشه وساقه است.

این بیماری بیشتر در نهالستانها دیده می‌شود. گالها به علت رشد و تکثیر سرطانی یاخته های آلوده ایجاد می‌شوند. تبدیل یاخته های عادی به یاخته های سرطانی بر اثر ورود پلاسمید مولد غده ((Ti- plasmid به یاخته، ادغام DNA مولد غده در کروموزم هسته صورت می گیرد.

توصیه: انتخاب نهالهای سالم یکی ازبهترین روشهای کنترل بیماری است. ضدعفونی ابزار هرس وجلوگیری از زخمی شدن شاخ و برگ نیز توصیه می شود


بیماری های مهم سویا

بیماری پوسیدگی ذغالی سویا Soybean Charcoal Rot

 

عامل بیماری قارچ Tiarosporella phaseolina) Macrophomina phaseolina) می باشد. ازبیماریهای خیلی مهم سویا میباشد. قسمتهای ازساقه را آلوده و سیاه میکند که در درون آنها اسکلروتهای ریز سیاهرنگ به تعداد زیاد یافت میشوند که سبب سیاه شدن و پوک شدن ساقه میشود. در بعضی مناطق تولید پیکنیدیوم میکند. این قارچ در استان فارس خیلی زیاد است وبیشتر مربوط به مناطقی است که بارندگی کم بوده وبنابراین درسالهای خشک بیماری خیلی مهمی محسوب میشود. این قارچ بعنوان ساپروفیت روی ریشه های اکثر گیا هان مرده در همه جای ایران دیده میشود. میزبانهای زیادی دارد و در دمای 35-28 درجه سانتیگراد بسیار فعال است. وقتی در گیاه تنش آبی داشته باشیم قارچ خیلی متهاجم است. مبارزه با آن خیلی مشکل است.

کنترل:

1- استفاده ازارقام مقاوم.

2- تقویت کودی وآبی نبات.

3- بذر سالم زیرا گاهی بذرزاد می شود


سفیدک کرکی (داخلی ) سویا Soybean downy mildew



عامل بیماری قارچ (P.soja) Peronospora manshuricaاست. این بیماری از مازندران، گیلان وگلستان گزارش شده است و بر روی گیاه ایجاد برگریزی می نماید که بیماری خیلی مهمی در این مناطق به شمار می آید. ااسپورهای این قارچ خیلی جالبند و هنگا میکه می رسند جدار بیرونی آنها چروکیده میباشد. این بیماری نیز بذرزاد است. بهینه دما برای بیماری 22-20 درجه سانتیگراد است. قارچ نژادهای فیزیولوژیک زیادی دارد (حدود25 نژاد گزارش شده است). گیاهان جوان حساسترند و وقتی برگ مسن میشود مقاومتر می گردد.

کنترل:

1- استفاده ازبذر سالم وضد عفونی بذر با سموم سیستمیک.

2- شخم پس از برداشت جهت تسهیل تجزیه بقایا.

3- استفاده از ارقام مقاوم با دانستن نژاد قارچ.

4- تناوب زراعی


سوختگی باکتریایی سویا soybean bacterial blight



بیماری ناشی از Pseudomonas syringae pv. glycinea بیماری به صورت لکه های آبگز که بعداً قهوه ای یا سیاه می شوند روی قسمتهای مختلف گیاه مانند برگچه، ساقه، نیام به وجود می آید. همراه لکه ها هاله ای نیز دیده می شود


لکه قهوه ای سویا soybean brown spot



بیماری ناشی از قارچ Mycosphaerella uspenskajae (آنامورف:Septoria glycines ) که نشانه آن تشکیل نقاط و لکه های کوچک قهوه ای روی دو طرف برگ و زردی و ریزش برگ است. این لکه ها ممکن است روی ساقه، نیام ودانه نیز تشکیل شود


پوسیدگی اسکلروتی سویا Soybean sclerotium blight 

بیماری ناشی از Athelia rolfsii است که در سویا طوقه، ساقه و برگ دچار پوسیدگی می شود. توده سفید میسلیومی با سختینه های منظم گرد و قهوه ای قارچ روی قسمتهای آلوده از مشخصات بیماری است.


لکه موجی سویا Soybean target spot



بیماری ناشی از Corynespora cassiicola است که روی برگ ایجاد لکه های حلقوی متحدالمرکز قهوه ای می کند. قارچ بروی سایر قسمتهای گیاه(ساقه، ریشه، نیام) تولید لکه های تیره می کند

بیماری غربالی درختان میوه        Shot hole or Coryneum Blight

بیماری غربالی درختان میوه        Shot hole or Coryneum Blight

 

 

در ایران اولین بار اسفندیاری در سال 1375 این بیماری را روی درختان میوه هسته دار در مازندران ، گیلان ، گرگان و آذربایجان گزارش نموده است . بیماری در اکثر مناطق کشور کم و بیش وجود دارد و تا کنون از شهرهای شیروان ،‌گنبد ، بجنورد ، قوچان ،‌ماکو ، خوی و نهبندان و بسیاری از شهرهای دیگر گزارش گردیده است . شدت بیماری در استان آذربایجان و بویژه در باغهای قدیمی زیاد ا ست (اشکان ،‌اسدی 1350، ارشاد 1356)

در ایران تا کنون این بیماری روی درختان زرد آلو ، گیلاس . آلبالو . گوجه ، هلو ، شلیل و بادام دیده شده است و خسارت عمده آن بیشتر متوجه درختان زرد آلو می باشد.

اهمیت بیماری :
بیماری غربالی نه تنها باعث ضعف درخت و کاهش مقدار و ارزش محصول میشود بلکه بدلیل لکه ها و زگیل هائیکه روی میوه بجای می گذارد ارزش صادراتی برگه و قیسی حاصله از میوه های آلوده را نیز به نحو بارزی پائین می آورد. در بسیاری از باغهای آذربایجان شرقی و غربی و همچنین بعضی از باغهای خراسان و همدان بیماری شدت دارد که تمام جوانه ها و سر شاخه های درخت زرد آلو در اثر این بیماری خشک شده و درخت عملاً استفاده ای ندارد. درختان آلوده ایکه به حیات خود ادامه می دهند نیز بدلیل خشک شدن برگها و کاهش سطح سبز آنها در دوره فعال گیاه بطور غیر مستقیم لطمه دیده و در نتیجه مقدار محصول آنها پائین می آید. میزان خسارت سالیانه این بیماری در ایران بطور دقیق معلوم نیست و روی محصول زرد آلو معادل 224 میلیون ریال بر آورد شده است (اشکان واسدی 1350)

علائم بیماری :

  

بیماری غربالی درختان میوه Shot hole or Coryneum Blight

   

زرد آلو ، هلو،‌گیلاس ، آلو و آلبالو از میزبانهای مهم این بیماری است. سرشاخه, گل, برگ, میوه و جوانه های درختان فوق مورد حمله این بیماری قرار می گیرند منتها اندام های مورد حمله و علائم آنها روی میزبانهای مختلف با هم فرق دارند. بدین معنی که در زرد آلو میوه ، برگ و جوانه ها مورد حمله قرار می گیرند ولی علائم روی سرشاخه ها دیده نمی شود. در بادام علائم روی سر شاخه ها و مخصوصاً برگ ظاهر می شود در صورتیکه به میوه خسارت وارد نمی آید در گیلاس علائم بیماری روی میوه برگ و جوانه ها و سرشاخه ها بوضوح دیده می شود در حالیکه در هلو نشانه های بیماری را روی میوه بندرت می توان دید در عوض برگ سر شاخه ها و جوانه های خواب این گونه به شدت مورد حمله قرار می گیرند.

 

 در زرد آلو و قیسی خسارت مهم و شدید این بیماری روی برگ و میوه می باشد و حتی جوانه های برگ و گل را مورد حمله قرار می دهند و اصولاً شاخه های جوان بندرت مبتلا می شوند.

این حالت یعنی توسعه بهم پیوستگی لکه های بیماری روی برگ بیشتر در موارد وقوع آلودگی های شدید اولیه در مرحله ایکه برگها دارای بافت لطیفی هستند رخ میدهد و در آلودگی های دیر هنگام چون برگها ضخامت کافی پیدا کرده اند و نیز بدلیل عدم رطوبت کافی و مناسب در محیط علائم برگی معمولاً به صورت سوراخهای منفرد ، ‌ریز و ته سنجاقی بروز می کند. احتمالاً واریته های مختلف نیز مقاومتشان در مقابل بیماری فرق داشته باشد.

در هلو لکه ها معمولاً در حاشیه برگها در طرفین و رگبرگ اصلی ظاهر می شود و یکنواختی سوراخ های ایجاد شده از نظر اندازه و شکل بیشتر از زرد آلو است.
لکه ها و سوراخهای ایجاد شده روی برگ گیلاس بزرگتر از لکه های برگ آلو و بادام میباشد. شکل و اندازه آنها بسیار نامنظم و متغییر است. معمولاً چند تا لکه مجاور هم ظاهر شده و قسمت بزرگی از پهنک برگ را فرا می گیرد. در گوجه و آلبالو لکه و سوراخهای غربالی نسبتاً منظم و مدور می باشد ولی اندازه آنها در آلو بزرگتر است.

ظهور علائم بیماری روی برگ بادام خیلی شبیه علائم آن روی برگ زرد آلو بوده و همزمان با باز شدن جوانه ها و پیدایش برگها می باشد. معمولاً اندازه سوراخها یکسان و شکل شان همانند است, قطرشان از 2 تا 4 میلیمتر متغییر است و از سوراخهای برگ زرد آلو کوچکتر حاشیه سوراخهای ایجاد شده روی برگ بادام قهوه ای مشخص و تعداد آنها نیز نسبت به زرد آلو بیشتر و متراکمتر است. لازم به ذکر است که مشبک شدن برگ و پیدایش لکه های نکروزه فقط مربوط به بیماری غربالی نبوده بلکه

قارچهایی مثل:

Cercospora circumscissa , Phyllosticta prunicola , Fusicoccum amygdali

باکتریهایی از قبیل :

Pseudomounas syringae , Pseudomonas morsprunorum

و ویروسهائی مانند ویروس لکه حلقوی هلو نیز لکه ها و سوراخهایی شبیه علائم غربالی در برگ درختان میوه بوجود می آورند.

ب-نشانه های غربالی روی میوه :
میوه زرد آلو ،‌گیلاس و آلبالو مورد حمله این بیماری قرار میگیرند
علایم روی درختان گوجه ای که بشدت مورد حمله بیماری غربالی قرار گرفته بودندبصورت صمغ زدگی زیاد میوه های آن بدون وجود لکه مشخص دیده شده که احتمالا ًناشی از آلودگی به بیماری غربالی می باشد.

روی میوه زرد آلو وقتی به اندازه مغز پسته است علائم غربالی به صورت لکه های قرمز مایل به بنفش و به اندازه ته سنجان ظاهر می گردد بتدریج که میوه درشت میشود این لکه ها برآمده شده و به صورت نقاط برجسته یا خال جوش در می آید و رنگشان قهوه ای می شود لکه ها و برآمدگیها ابتدا در سطح فوقانی میوه ها بصورت پراکنده یا تراکم بروز می کند و بعداً به سطح زیرین میوه نیز می رسد. در مواردی دیده شده است که حمله بیماری به میوه ها در بعضی ارقام و یا در شرایط خاص ، مواجه با عکس العمل آن میشود بدین معنی که بجای ظهور خال جوشها, گوشت میوه تحریک شده و به صورت پستانک نوک تیزی بالا آمده و رشد آن متوقف می شود در مواقعی که شرایط جوی برای رشد و نمو بیماری مناسب است, تعداد زیادی خال جوش بطور متراکم در سطح میوه ظاهر می شود. بطوریکه در این قسمت اپیدرم میوه کاملاً فاسد و چوب پنبه ای شده و از آن شیره تراوش می شود که بعداً سفت شده و بصورت صمغ در می آید گهگاهی بد شکلی هم در میوه های زرد آلو دیده می شود. حمله غربالی به میوه های جوان ،‌منجر به ریزش آنها می گردد بهمین جهت حدود 5 درصد از میوه های ریز در همان مراحل اولیه رشد در اثر حمله این بیماری ریخته و از بین می رود حمله بیماری به میوه زردآلو یکی از مخرب ترین حالات خسارت بیماریست.

نشانه غربالی روی میوه هلو به دو صورت ظاهر می شود:

الف) میوه های هلو در مراحل اولیه رشد مورد حمله قرار گرفته و می ریزد. بهمین جهت میوه های باقیمانده روی درخت علائمی معمولاً از خود نشان نمی دهند , میوه های بسیار ریزیر حالیکه هنوز میوه ها شکلی به خود نگرفته شروع به ریزش می کنند و این عارضه معلول تاخت و تاز مستقیم قارچ روی میوه و همچنین نصف سر شاخه هائیکه روی آن شانکرهای بیماری به فراوانی مستقر است. این علامت در هلوهای ایران زیاد به چشم میخورد.

ب) وقتی میوه به درشتی میوه زیتون رسید تعداد زیادی لکه های کوچک مدور که ابتدا قرمز و بعد قهوه ای می شود روی آن مخصوصاً در حوالی دم میوه ظاهر می شود. اپیدرم میوه در قسمت لکه ها کرک طبیعی خود را از دست داده و به صورت پوسته ای در می آید که ممکن است بعداً بیافتد. ریزش این پولکها باعث ناهموار شدن سطح میوه می شود البته لکه های میوه هلو سطحی بوده و معمولاً رشد آنرا مختل نمی کند. (Viemont Bourgin, 1949) اینگونه علائم در ایران هنوز مشاهده نشده است (اشکان و اسدی 1350).

علایم روی میوه گیلاس بیماری به صورت لکه های قهوه ای تیره ظاهر می شود که بتدریج گوشت میوه در محل لکه ها فرو رفتگی پیدا کرده و خشک و سیاه و ترکدار می شود گودیهای ایجاد شده معمولاً عمیق بوده و در غالب اوقات عمق آن تا هسته می رسد . در اینصورت گوشت میوه در پیرامون حفره های ایجاد شده به سمت داخل کشیدگی پیدا می کند قطر این حفره ها 5 تا 6 میلیمتر است.
روی میوه آلبالو لکه ها شبیه گیلاس است ولی فرو رفتگی حفره کمتر از آن می باشد به نظر می رسد. مکانیزم ایجاد فرو رفتگی در میوه گیلاس و آلبالو بدین ترتیب باشد که میوه در مراحل اولیه تشکیل و در دوران نارسی مورد حمله بیماری قرار گرفته و موجب چوبی شدن و توقف رشد قسمت آلوده می شود و رشد بعدی سایر قسمتهای گوشت میوه باعث می گردد که محل لکه به صور مختلفی ،‌فرو رفتگی پیدا کند.

ج)نشانه های غربالی روی سرشاخه ها و جوانه ها :
علائم این بیماری روی سرشاخه ها اکثراً به صورت شانکر و ترک خوردگی ظاهر میشود و تشخیص آن احتیاج به دقت و آشنایی چشم دارد . آلودگی سرشاخه ها از آن جهت مهم است که باعث انهدام جوانه ها و ضعف درخت می گردد.

سرشاخه های درخت زردآلو معمولاً مورد حمله بیماری غربالی نمی گیرد و علائمی روی آن مشهود نیست لیکن جوانه های آن باین بیماری مبتلا می شود . جوانه های آلوده معمولاً رنگشان تیره گاهی پوشیده از یک لایه ترشحات خشک صمغ به مانند است.

غربالی روی سرشاخه های نازک و سبز گیلاس ابتدا به صورت لکه های قهوه ای و برجسته ظاهر میشود که بتدریج با پیشرفت مرض ترک خورده و حالت زخم بخود می گیرد. این حالت در مراحل آخر شبیه نیمرخ دانه گندم در طرف شیار آن می باشد . معمولاً قایقی شکل و اندازه آنها به 3 تا 2 میلیمتر می رسد پیدایش این زخمها در فصل بهار موقع ظهور شکوفه ها حائز اهمیت است زیرا چنانچه زیر جوانه های گل دهنده بروز کند باعث توقف ناگهانی رشد گیاه و خشک شدن سرشاخه ها و شکوفه ها می گردد در حالتهای شدید ،‌بسیاری از جوانه های گل و برگ و سر شاخه های درخت گیلاس به این ترتیب از بین می رود تشخیص این حالت بیماری معمولاً مشکل و با توجه به علائم روی برگ و میوه امکان پذیر است.

سرشاخه های سبز جوان بادام به شدت مورد حمله غربالی قرار می گیرد و سرتاسر آن لکه های گرد یا بیضی شکل ظاهر می شود قطر لکه های گرد بین 3 تا 4 میلیمتر تغییر می کند ولی پاره ای از اوقات لکه ها دراز و کشیده بوده و طول آن به 6-7 میلیمتر می رسد. رنگ لکه ها موقع ظهور ارغوانی و سپس قهوه ای می شود . معمولاً مرکز لکه قهوه ای روشن است که وسیله نوار قهوه ای تیره محاط شده است. این دو رنگی به لکه های سرشاخه های بادام حالت چشم میدهد. گاهی لکه ها ترک خورده و از آنها صمغ تراوش می شود.

شانکرهای غربالی روی شاخه های هلو شبیه علائم آن روی شاخه های بادام است با این تفاوت که زخمها معمولاً بزرگتر است بنحویکه گاهی اوقات اطراف سرشاخه ها را اشغال می کند و منجر به خشک شدن جوانه ها و قسمتهای بالایی می شود صمغ زدگی در سرشاخه های هلو بیشتر از بادام اتفاق می افتد . روی سرشاخه های آلو و گوجه علامتی از غربالی دیده نشده است (اشکان واسدی1350) .

     

عامل بیماری : قارچ

   

Stigmina carpophila - Moniliales-Hyphomycetidae-Deuteromycetes ( Dematiaceae-)

این قارچ دوازده همنام دیگر دارد از آنجمله Clasterosporium carpohilum دراروپا عامل بیماری Coryneum beijerinckii معرفی شده است.
اندامهای رویشی و باروی این قارچ منحصر به میسلیوم ، کنیدی و کنیدیوفور است، قارچ دارای میسلیوم استوانه ای و بند بند بوده, رنگ آن متمایل به قهوه ای است و میسلیوم روی تمام قسمتهای مورد حمله(پارانشیم برگ و پارانشیم ناحیه پوست شاخه های جوان و سطح میوه) دیده می شود.

تاریخچه و مناطق انتشار:

   
این بیماری اولین بار در سال 1842 در کشور فرانسه بوسیله Leveille شناخته شده است امروزه در کلیه نقاط جهان از جمله در آمریکا شمالی و آمریکای جنوبی و اروپا و استرالیا و نیوزلاند و سایر نواحی جهان وجود داشته و خسارت زیادی وارد می نماید. (زمستان 1343).

 

فوزاریوم سنبله گندم (Fusarium Head Blight)

فوزاریوم سنبله گندم (Fusarium Head Blight)

این بیماری به اسامی مختلفی از جمله ؛ بلایت فوزاریومی سنبله، بلایت سنبله، سفید شدن سنبله، اسکب گندم (Wheat Scab) ، کپک صورتی یا اسکب صورتی، بیماری Tombstone و بیماری Fusarium glume spot شناخته شده و نامگذاری گردیده است.
 
نشانه‌های بیماری

نخستین نشانه آلودگی سنبله‌ها، ایجاد یک لکه کوچک آبسوخته و کم و بیش قهوه‌ای رنگ، در قاعده یا وسط گلوم یا روی محور سنبله است. سپس این آبسوختگی و بیرنگ شدن از نقطه آلودگی در تمام جهات گسترش می‌یابد. آلودگی ممکن است فقط سنبلچه‌های منفرد یا کل سنبله را در برگیرد. در امتداد لبه گلومها و یا در قاعده سنبلچه‌ها رشد میسلیومی صورتی تا قرمز رنگ به حالت کرکی بوضوح دیده می‌شود. دانه‌های گندم سنبلچه‌های آلوده اغلب چروکیده، تیره رنگ ، پوک و لاغر می‌باشند. سنبلچه‌های آلوده قبل از بلوغ سفید رنگ می‌شوند. در صورتی که هوای گرم و مرطوب ادامه یابد، سنبلچه‌های روی سنبله‌هایی که زود آلوده شده‌اند هنگام برداشت محصول با ظهور پریتسیوم‌های آبی - سیاه، خالدار می‌شوند).

  

 

Fusarium diseases of wheat

fusarium

fusarium

 

 sp.  Fusarium

) شکل از کتاب Compendium of Wheat Diseases,1987, M. V. Wiese

 
عامل بیماری و ویژگیهای فیزیولوژیکی آن

هرچند گونه‌هایی از جنس Fusarium بعنوان عامل این بیماری معرفی گردیده‌اند، ولی گونه F.graminearum Schwabe یکی از مهمترین آنها شناخته شده است. این گونه در سال 1977 توسط ارشاد (1374) از گندمهای منطقه مازندران گزارش گردید. گونه اخیر دارای دو گروه است، گروه I آن به ریشه و طوقه و گروه II آن به سنبله گندم حمله می‌کند. فرم جنسی قارچ عامل بیماری بنام Giberella zeae(schw.)Petch می‌باشد که ایجاد پریتسیوم می‌کند.

کاظمی (1376) از مزارع آلوده گرگان و گنبد، تعداد 32 نمونه بطور مجزا جمع‌آوری نمود. در این مزارع سنبله‌های آلوده، به لحاظ وجود پوشش صورتی - نارنجی رنگ قارچ، از سنبله‌های سالم قابل تشخیص بودند. در آزمایشگاه از نمونه‌های جمع‌آوری شده، 18 جدایه فوزاریوم جداسازی و خالص شده و گونه تمامی جدایه‌ها، F.graminearum تشخیص داده شد. همچنین به منظور انتخاب بیماریزاترین جدایه‌ها، از توانایی آنها در بروز (incidence) بیماری در سنبله‌ها استفاده شد که با توجه به نتایج بدست آمده تعداد 5 جدایه با 87 تا 100 درصد آلوده‌سازی خوشه‌ها، برای مطالعات و بررسیهای بعدی مورد استفاده قرار گرفت. همچنین می‌توان دریافت، این گونه می‌تواند عامل اصلی بیماری در منطقه باشد.

مهمترین ویژگی گونه F.graminearum تولید مایکوتوکسین‌های مختلف ، با توجه به شرایط محیطی و نوع میزبان می‌باشد، که عامل مایکوتوکسیکوزهای شدید در انسان و حیوانات است و از علایم آنها بی‌اشتهایی، تهوع و گرفتگی ماهیچه‌ها می‌باشد. در بررسی 37 نمونه دانه گندم از مزارع آلوده به این بیماری در مازندران، غلظت زیرالنون (ZON) بین 6/42-3 و داکسی نیوالنول (DON) تا 5/10 میلی‌گرم در کیلوگرم برآورد شده و تأثیر بیولوژیکی این مایکوتوکسین‌ها در غلظت‌های متعارف، روی لاروهای خرچنگ دریایی آب شور تا 85 درصد تعیین گردید (زمانی‌زاده و خورسندی، 1374).

همچنین به منظور ارزیابی آلودگی مزارع شمال کشور به مایکوتوکسین‌های فوزاریوم در سال 1375، 35 نمونه از گندمهای تازه درو شده شمال ایران (مناطق گنبد و گرگان) جمع‌آوری شده و وجود و میزان 8 مایکوتوکسین؛ نیوالنول، داکسی نیوالنول، فوزارنون ـ ایکس، دی استوکسی سیرپنول، نیوسولانیول، تی-توکسین، اچ تی- 2 توکسین و زیرالنون، بطور همزمان مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که از مجموع 35 نمونه حاوی مقادیر بسیار بالایی زیرالنون بودند. میانگین مقادیر نیوالنول ppm 6/577 ، نیوسولانیول ppm 2/476 و زیرالنون ppm 3/3464 بود. در ضمن سایر توکسین‌ها در هیچ یک از نمونه‌های مورد بررسی یافت نشدند (یزدان پناه و همکاران، 1377).

گلزار و همکاران (1379) ارتباط بین تولید توکسین داکسی نیوالنول و بیماریزایی جدایه‌های قارچ F.graminearum ، عامل بلایت سنبله گندم را مورد بررسی قرار دادند. بدین منظور هشت جدایه قارچ عامل بیماری با توانایی تولید مقادیر متفاوت توکسین DON شامل؛ دو جدایه با حداکثر میزان تولید (mg/g 4/2156 و 2/1969) ، دو جدایه با توکسن زایی متوسط (mg/g 5/580 و 539) ، دو جدایه با توکسین زایی پایین (mg/g 52/269 و 2/176) و دو جدایه نیز بدون توانایی تولید توکسین DON ، بطور تصادفی از جدایه‌های گونه مزبور انتخاب شدند. مایه‌زنی گندم رقم فلات در مرحله گلدهی، با سوسپانسیون 20-15 ماکروکنیدی، در 10 میکرو لیتر آب مقطر استریل، در یک سنبلچه میانی هر سنبله انجام شد. پیشرفت بیماری در سه مرحله 10، 15 و 20 روز بعد از مایه‌زنی با شمارش تعداد سنبلچه آلوده ارزیابی گردید. از نتایج بدست آمده چنین استنباط گردید؛ در جدایه‌هایی که دارای توانایی تولید بالای توکسین DON می‌باشند، این عامل موجب افزایش ویرولانس قارچ عامل بیماری می‌گردد.

تاثیر فیتوتوکسین‌های نیمه خالص F.graminearum ، روی بذور در حال جوانه‌زنی و بافت گندم در رابطه با مقاومت گندم به بلایت فوزایومی خوشه مورد بررسی قرار گرفت. برای این کار 26 لاین گندم نان، از نقطه نظر تحمل بالقوه بذور در حال جوانه‌زنی به فیتوتوکسین‌ها با استفاده از فیتوتوکسین‌های نیمه خالص قارچ عامل بیماری بررسی شده و همبستگی تحمل آنها به عصاره فیتوتوکسیک و مقاومت مزرعه‌ای آنها نیز محاسبه گردید. با تیمار قطعات کولئوپتیل در حال رشد همان ارقام، بوسیله فیتوتوکسین‌های نیمه خالص، نتایج نشان داد که اگر چه تنوع پذیری زیادی بین لاین‌های متفاوت گندم از نظر تحمل آنها به فیتوتوکسین‌های نیمه خالص وجود داشت، لیکن هیچ همبستگی میان تحمل لاین‌ها به فیتوتوکسین‌های نیمه‌خالص و شاخص بیماری (ns 08/0R=) و بین تحمل لاین‌ها به فیتوتوکسین‌های نیمه خالص و حدوث بیماری (ns 08/0- R=) وجود نداشت (پاکدامن و همکاران، 1379) .
 

چرخه بیماری

عامل بیماری زمستان را در بقایای میزبان می‌گذارند، بقایان گندمیان، ساقه ذرت و کلش گندم از منابع اولیه آلودگی بحساب می‌آیند و در عین حال در بذور گندم نیز باقی می‌مانند. کنیدیها یا آسکوسپورهای حـاصل از این منـابع آلـودگی بـه وسیلـه بـاد انتشـار یـافته و در مـرحله گلـدهی (Anthesis) که حساسترین مرحله گندم به بیماری است، موجب آلوده‌سازی گیاه می‌شوند. در این مرحله سطوح بالایی از اسید آمینه‌های کولین (choline) و بتیین (betaine) درون بساکهای بیرون زده از گل، تولید شده و این مواد باعث تحریک رشد قارچ F.graminearum گردیده و به دنبال آن آلودگی سنبله توسط این پاتوژن شدت می‌یابد. از آنجایی که دوره اصلی آسیب‌پذیری گندم به بیماری در طول مرحله گرده‌افشانی است، قارچ عموماً به یک سیکل آلودگی در فصل محدود می‌شود. فراوانی اینوکلوم اولیه و شرایط آب و هوایی در طور مرحله گرده‌افشانی، از عوامل تعیین کننده شدت این بیماری است. تنش‌های تغذیه‌ای نیز ممکن است حساسیت گیاه را به آلودگی افزایش دهند. درجه حرارت مناسب برای آلودگی و توسعه بیماری 25 درجه سانتیگراد است، در دمای 15 درجه سانتیگراد آلودگی کم بوده یا اصلاً اتفاق نمی‌افتد و بروز بیماری در درجه حرارت 20 تا 30 درجه سانتیگراد شدت می‌یابد. دوره‌های رطوبتی مورد نیاز برای آلودگی بسته به دما و مرحله رشدی گیاه از 36 تا 72 ساعت متغیر است و این دوره‌ها بخصوص در مرحله گلدهی برای آلودگی اهمیت دارد.

 ملیحی پور (1376) بیماری بلایت خوشه گندم و نقش چند عامل محیطی در توسعه آن در مناطق گرگان و مازندران را مورد بررسی قرار داد. بدین منظور داده‌های مربوط به یک سری از عوامل جوی که احتمال می‌رفت، مساعد بودن آنها در دوره گلدهی ارقام مختلف مربوط به یک سری از بیماری بلایت فوزاریومی خوشه را افزایش دهد، برای سالهای 76-1371 از ایستگاههای هواشناسی هاشم آباد (گرگان) و قراخیل (مازندران) تهیه شده و جهت مطالعات مربوط در نظر گرفته شدند. برای هریکی از سالهای مذکور درصد وقوع بیماری در گندم رقم فلات نشان داد که از بین عوامل جوی مورد بررسی، دو عامل میزان بارندگی و تعداد روزهای بارانی در دوره گلدهی، با وقوع بیماری در این رقم همبستگی بالایی دارند. بعبارت دیگر رابطه خطی معنی‌داری بین میزان بارندگی و تعداد روزهای بارانی در دوره گلدهی با میزان بیماری در گندم رقم فلات وجود دارد.

 

مبارزه

در ارزیابی مقاومت ارقام و لاین‌های گندم به بیماری بلایت فوزایومی سنبله، مقاومت نسبی 64 رقم و لاین با استفاده از سه روش؛ مایه زنی مصنوعی (تست درون شیشه‌ای, سنبله‌های جدا شده و متصل به گیاه) طی سالهای 1374 و 1375 تعیین گردید. برای این منظور مخلوطی از هشت جدایه قارچ عامل بیماری، باغلظت 20 اسپور در پنج میکرولیتر تهیه شد و سپس ارقام و لاین های مورد نظر به ترتیب در مراحل گیاهچه (آزمایش درون شیشه ای) و گیاه بالغ (سنبله های جدا شده و متصل به گیاه) مایه‌زنی گردیدند. نتایج حاصل نشان داد، ارقام Sumai#3, Sara/Jup/Biy, Pavon, Pasa و Wang Shui-bai نسبت به بیماری متحمل بودند (ممرآبادی و همکاران، 1379).

یکی از مباحث جالب توجه در بیماری شناسی گیاهی، القای مقاومت می‌باشد. در یک پژوهش، امکان القای مقاومت در ارقام حساس گندم به بیماری فوزاریومی خوشه بررسی شد. بدین منظور همزمان با شروع گلدهی در رقم فلات، سنبله‌ها بطور جداگانه با فعال کننده‌های گیاهی همچون اسید سالسیلیک، عصاره مخمر و میسلیوم کشته شده قارچ عامل بیماری، بوسیله اتوکلاو (1درصد وزن به حجم) دو بار به فاصله 24 ساعت از هم تیمار شده و سپس مایه‌زنی سنبله‌ها با اسپورهای F.graminearum انجام پذیرفت. برای هر محرک 100 سنبله و دو سری شاهد در نظر گرفته شد که یک سری از آنان با آب مقطر استریل و سری دیگر فقط با قارچ عامل بیماری تیمار شدند. نتایج نشان داد که فقط میسلیوم کشته شده قارچ عامل بیماری قادر به جلوگیری از پیشرفت بیماری بر روی سنبله می‌باشد. زیرا پاتوژن پس از تزریق در سنبلچه میانی، موفق به گسترش و آلوده‌سازی تمام سنبله نشد. این نتایج حاکی از این بود که می توان از ترکیبات خاصی، بعنوان فعال‌کننده‌های مکانیزم دفاع در گیاهان علیه پاتوژنها استفاده نمود(کاظمی و همکاران، 1377).

محمدی و کاظمی (Mohammadi and Kazemi 2002) برای اولین بار میزان فعالیت و نقش آنزیمهای پلی فنل اکسیداز و پراکسیداز در سنبله‌های ارقام حساس و مقاوم گندم به بیماری فوزاریومی خوشه و القای مقاومت را مورد بررسی قرار دادند. آنزیم اکسیدکننده پلی فنل اکسیداز (PPO) یکی از مهمترین آنزیمهای دفاعی گیاهان علیه عوامل بیماریزا و آفات محسوب می شود. این آنزیم در اکسیده کردن فنل های گیاهی به کینون ها (ترکیبات سمی ضدمیکروبی) و لیگنین کردن دیواره سلولی گیاه میزبان در برهم کنش ناسازگار نقش بسزایی دارد. در این پژوهش، میزان فعالیت اختصاصی این آنزیم به روش اسپکتروفتومتری، در ارقام متحملWang Shui-bai و Sumai#3 و حساس فلات و گلستان در چهار مرحله تکامل سنبله شامل گلدهی، شیری، خمیری و رسیدن کامل دانه، مورد سنجش قرار گرفت. خصوصیات بیوشیمیایی بدست آمده از بهینه سازی فعالیت PPO سنبله گندم شامل؛ سرعت خطی واکنش (Kinetics) در 30 ثانیه حداکثر جذب در 515 نانومتر، مطلوبترین pH برابر 4/6 ، مناسبترین غلظت سوبستریت پایروکتکول 20 میلی مول و کمک آنزیم ال - پرولین 5 میلی مول بود. فعالیت این آنزیم براساس پروتئین خام محلول، در سنبله تلقیح شده ارقام متحمل، در مرحله شیری به حداکثر میزان رسید و متعاقباً کاهش یافت ، این میزان در مقایسه با شاهدهای مربوطه، به بیش از سه برابر رسید. در ارقام حساس فلات و گلستان میزان فعالیت PPO تا نصف آن در ارقام متحمل کاهش یافت. رنگ آمیزی فعالیت این آنزیم در ژل بومی پلی‌اکریل آمید، تعداد یک آیزوزایم بازی و 6 تا 8 آیزوزایم اسیدی را آشکار ساخت. همچنین تراکم و ضخامت باندهای اسیدی PPO در نمونه‌های مایه‌زنی شده، به مراتب بیشتر از نمونه‌های شاهد بود. عصاره F.graminearum تنها یک باند بازی را در ژل متراکم‌کننده نشان داد. فعـالیت PPO خـوشه گنـدم، در اثر تیمـار ژل، درمحلول سدیـم آزاید (NaN3) و جوشانیدن عصاره ناپدید گردید. در کلیه ارقام مورد آزمایش، فعالیت PPO در مرحله شیری افزایش یافت و از آنجایی که این میزان در ارقام متحمل، 7/1 برابر نسبت به ارقام حساس بیشتر بود، این امکان وجود دارد که بتوان از PPO به عنوان یک نشانگر بیوشیمیایی مقاومت، جهت گزینش منابع مقاوم ژنتیک در برنامه به نژادی استفاده نمود. عملیات فوق‌الذکر برای آنزیم اکسیدکننده پراکسیداز (POX) نیز انجام گرفت. نتایج حاصل نشان داد پراکسیداز سنبله گندم، دارای سرعت واکنش ثابت تا 30 ثانیه، حداکثر جذب فرآورده اکسید شده در 475 نانومتر، مطلوبترین pH برابر 4/5 و مناسبترین غلظت سوبستریت گوییکول 200 میلی مول و سوبستریت H2O2 برابر 3/0 درصد می‌باشد. میزان فعالیت ویژه POX براساس پروتئین خام محلول، در کلیه ارقام متحمل و حساس تلقیح شده، در مرحله شیری در مقایسه با شاهدهای مربوطه افزایش قابل توجه داشته و در بیشتر موارد به حداکثر میزان رسید، ولی این افزایش در ارقام متحمل وانگ و حساس فلات به یک میزان و در ارقام متحمل سرمای در حد متوسط و حساس گلستان ناچیز بود. فعالیت POX در ژل بومی پلی‌اکریل‌آمید رنگ‌آمیزی شد. در ژل متراکم کننده تعداد سه باند آیزوزایمی بازی (کاتدیک) و تعداد 7 باند اسیدی (آندیک) در ژل جداکننده آشکار گردیدند. در ارقام متحمل مایه‌زنی شده، تراکم و ضخامت ایزوپراکسیدازها بیشتر از نمونه‌های شاهد بود. حرارت و تیمار با سدیم آزاید در ژل پلی‌اکریل‌آمید به ترتیب موجب از بین رفتن کامل و یا نسبی فعالیت ایزوزایم‌های POX گردید. عصاره قارچ عامل بیماری فقط یک باند اسیدی را در ژل جداکننده نشان داد.

همچنین در بررسی القای مقاومت، نتایج نشان داد میزان فعالیت ویژه آنزیمهای PPO و POX در مرحله شیری سنبله رقم فلات پس از تیمار با میسلیوم کشته شده و مایه‌زنی با قارچ عامل بیماری در مقایسه با شاهد، بیش از دو برابر بود. همچنین تراکم، ضخامت و تعداد ایزوزایم‌های PPO و POX در الکتروفورز ژل بومی پلی ‌اکریل آمید در نمونه‌های تیمار شده با میسلیوم کشته شده، بیشتر از شاهدهای مربوطه بود.

در ارتباط با کنترل شیمیایی بیماری، گلزار و همکاران (1373) تاثیر چند قارچکش بر فوزاریوز خوشه گندم در گرگان و مازندران را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد قارچکش آلتوکمبی SC460 به میزان 6/0 لیتر در هکتار و در دو بار سم پاشی (یکبار مرحله ظهور خوشه و یکبار نیز در مرحله گلدهی) بیشترین تاثیر را در مقایسه با سایر قارچکش‌های مورد آزمایش داشته و نسبت به شاهد نیز در سطح 1% برتری نشان داده است. از طرفی چون سم‌پاشی در مرحله ظهور خوشه، تاثیر کمتری در مقایسه با زمان گلدهی داشته است، بنابراین می‌توان یک نوبت سم‌پاشی در مرحله شروع گلدهی را توصیه نمود. این نکته هم از لحاظ اقتصادی

هم از جنبه زیست محیطی دارای اهمیت است.

 

سوالات کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی ۱۳۸۲

سوالات کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی ۱۳۸۲

١٣٨٢ - ﺁزﻣﻮن ورودﯼ ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﯽ ارﺷﺪ ﺑﻴﻤﺎرﯼ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﮔﻴﺎهﯽ

بلاست مركبات

بلاست مركبات
بلاست مركبات Citrus blast

بيماري ناشي ازباكتري Pseudomonas syringae pv. Syringae است كه در مركبات ايجاد لكه‌هاي نكروتيك در برگها، دمبرگها و ميوه مي‌نمايد. لكه‌هاي تيره رنگ روي ميوه black pit نيز ناميده شده‌اند. نشانه‌هاي بيماري در شاخ و برگ جوان شبيه نشانه‌هاي سرمازدگي است.


كنترل: سمپاشي با تركيب بردو 0.5درصد و اكسي كلرور 1 درهزار. هرس شاخه‌هاي آلوده واقدامات قرنطينه‌اي
__________________

لكه سياه مركبات Citrus black spot

 لكه سياه مركبات Citrus black spot
لكه سياه مركبات Citrus black spot

اين بيماري در آفريقاي جنوبي، استراليا و تايوان اهميت بالايي دارد و داراي خسارات اقتصادي است. بيماري ناشي از Guignardia citricarpa است كه شكل غير جنسي قارچ Phyllosticta citricarpa است . تمام واريتهاي تجارتي مركبات به اين بيماري حساس هستند وبيشتر بيماري روي درختان مسن وضعيف است. قارچ روي درختان ديگري مثل بادام و رز ديده شده است. برگهاي آلوده بيشتر حالتLatent دارند. اين برگها پس از افتادن اندام باردهي قارچ بر روي آنها تشكيل مي‌شود. پس از رسيدن آسكها آسكوسپورها آزاد شده وبه وسيله باد منتشر مي‌شود پيكنيديوسپورها نيز به وسيله باران پخش مي‌شوند ولي نقش آسكوسپورها مهمتر است. نشانه اصلي بيماري وجود لكه‌هاي تيره در برگ وميوه است كنترل بيماري از طريق سمپاشي با تركيب بردو يا زينب.


بيماري آنتراكنوز مركبات

بيماري آنتراكنوز مركبات Citrus anthracnose

عبارت آنتراكنوز به معناي شبه زغال Like-coal واولين بار توسط Faber و Dunal در سال 1853 روي انگور گزارش شده‌است. بيماري در سال 1326 توسط اسفندياري از مناطق شمالي كشور جمع‌آوري وگزارش شده وسپس در سال 1333 از مناطق جنوب توسط شريف گزارش گرديده‌است.


آنتراكنوز مركبات انتشار جهاني دارد. بيماري ناشي از گونه‌ Colletotrichum gloeosporiodes در انواع مركبات كه نشانه‌هاي آن لكه‌هاي نكروتيك در برگ و خشكيدن سرشاخه‌هاست. در ميوه نشانه بيماري به صورت لكه‌هاي قهوه‌اي تا سياه ظاهر مي‌شود. آنتراكنوز ميوه در ميوه‌هاي رسيده مخصوصاً واريته‌هاي ميان‌رس و زودرس گريپ‌فروت ديده مي‌شود.

كنترل شيميايي :

1- استفاده از قارچ‌كشهاي فربام، زينب، كاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار

2- در پاييز موقع خواب سمپاشي با دو كيلوگرم سولفات مس، يك كيلوگرم سولفات روي و دو كيلو گرم آهك وصد ليتر آب

توصيه‌ها: 1- تقويت گياه 2- حذف شاخه‌هاي خشكيده در پاييز 3- كنترل آفات وساير بيماريها

 

بیماریهای مهم برنج

بیماری برنج:
بیماریهای مهم برنج


بلاست برنج Rice blast
عامل بیماری قارچP.oryzae) Pyricularia grisea ) با فرم جنسی Magnaporthe grisea از گروه آسکومیست است. سال 637 درچین آنرا تب برنج Rice fever می نامیدند. در ژاپن از حدود سال 1700 بیماری را می شناختند. در قرن نوزده عامل بیماری شناسایی و نامگذاری شد. فرم غیرجنسی قارچ خیلی مهم است. فرم جنسی قارچ توسط ژاپنی ها در شرایط آزمایشگاه تشکیل و شناسایی شده است. قارچ تولید کنیدیوفورهایی میکند که مرتب رشد کرده و دوباره کنیدیوم میدهد. کنیدیوم سه سلولی است و به رنگ سبز زیتونی می باشد. زیرا کنیدیوم یک زائده کوچک دارد. معمولاً سلولهای پایینی و بالایی کنیدیوم جوانه می زنند. شکل جنسی قارچ تولید پریتسیوم می کند. آسکوسپورها هم معمولاً 3 یا 4 سلولی هستند. قارچ هتروتالیک است. در طبیعت، فرم جنسی احتمالاً خیلی کم تشکیل میشود و مهم نیست.
ادامه نوشته

بیماریهای مهم ذرت Corn diseases

بیماریهای مهم ذرت Corn diseases :
تهیه و تایپ از کشاورز تنها(از روی جزوه بیماری های مهم گیاهان زراعی دکتر بهرام شریف نبی از دانشگاه اصفهان.برای خرید جزوه می توانید به فروشگاه کشاورز تنها مراجعه کنید.).
www.Alonefarmer.blogfa.com 1386/11/27

بیماری ویروسی ذرت Maize viruses:
ویروس موزائیک کوتولگی ذرت Maize dwarf mosaic viruse
از بیماری های مهم ویروسی ذرت است که از عوامل محدود کننده کشت ذرت در آمریکا بوده و روی آن نیز بسیار کار شده است و گسترده ترین ویروس در ذرت است.در ایران دلیل قاطعی دلال بر وجود آن نیست ولی به احتمال قوی ویروسی شبیه به آن در ایران وجود دارد.
علائم بیماری: گیاهان آلوده حالت موزائیک همراه با کوتولگی و کاهش رشد خفیف از خود نشان می دهند.در برگهای ذرت موزائیک در قاعده برگ بصورت لکه ای روشن در ابتدا بوجود می آید وبعدا در حین رشد برگ بصورت نوارهای زرد امتداد می یاید.
ادامه نوشته

بیماری سفيدك پودري غلات Cereal powdery mildew

بیماری سفيدك پودري غلات Cereal powdery mildew:





سفيدك حقيقي يكي از بيماريهاي مهم غلات در مناطق مرطوب است . عامل بيماري قارچ Erysiphe graminis (Blumeria graminis) است كه يك انگل اجباري است و روي جو بيشتر از سايرغلات خسارت وارد مي كند .

علائم بيماري بصورت لكه هاي سفيد رنگ است كه توسط توده ميسليومي سفيد مايل به خاكستري در سطح برگ و سنبله ها نيز آلوده شوند . اندامهاي باردهي قارچ به رنگ خاكستري مايل به زرد تا تيره در سطح ميسليومهاي پير تشكيل مي شود . در سطح زيرين برگ ؛ در محل آلودگي ، نقاط زرد ريز با بافت مرده ديده مي شود . در سطح ميسليومهاي كنيدي برها به وجود مي‌آيند كه كنيديهاي پودري زيادي توليد مي‌كنند
.

در اواخر فصل رويش ، اندامهاي باردهي جنسي قارچ ( كليستوتيشيوم ) ، به رنگ تيره در سطح توده ميسليوم ، به صورت پراكنده قابل تشخيص است . ميسليومهاي قارچ معمولاً به صورت سطحي توسعه مي يابند . و تناه در قسمتهاي كه هوستوريوم توليد مي شود ، ميسليوم به داخل سلولهاي اپيدرمي نفوذ مي كند . در سطح ميسليوم كنيدي برهاي زيادي تشكيل مي شود كه حامل كنيدي هاي تخم مرغي ، شفاف و تك سلولي به ابعاد 8- 10* 20-35 ميكرون است . اندامهاي توليد مثل جنسي (كليستوتيشيوم ) قارچ كروي ، سياهرنگ با ديواره سخت و به قطر 150-300ميكرون است . اين اندامها براي توليد آسكوسپور رسيده و به شرايط آب و هوايي و يا زمستانگذراني نياز دارند و كليستوتيشيومهايي كه روي گياهان در حال رشد ديده مي شود ، معمولاً داراي آسكوسپورهاي نارس هستند. قارچ E.graminis از حالت تخصصي بالايي در مقابل ميزبان برخوردار است ، به طوري كه براي هر يك از ميزبانها ، فرمهاي اختصاصي مخصوص به آن ميزبان وجود دارد. مثلاً ترتيكاله نسبت به فرمهاي مربوط به جو و گندم مقاومت بيشتري از خود نشان مي دهد . هر يك از فرمهاي اختصاصي نيز نژادهاي فيزيولوژيك مختلفي را شامل مي شود
.

عكس العمل ارقام مختلف ميزبان متفاوت است وجود لكه هاي زرد و قهوه اي همراه با رشد توده ميسليوم و اسپور زايي زياد ، از مختصات ارقام حساس محسوب مي‌شود : در حاليكه در ارقام مقام لكه ها روشن بوده ، توده ميسليومي ديده نمي شود .كليستوتيشيوم قارچ بوفور در روي بافت آلوده ميزبن تشكيل مي شود ؛ اما آسكوسپور رسيده در آنها بندرت يافت مي شود . ظاهراً آسكوسپورها در ايجاد آلودگي اوليه نقش زيادي ندارند . توسعه قارچ بيشتر توسط ميسليومهايي كه در روي بقاياي گياهي آلوده يا ساير گياهان زنده زمستانگذراني مي‌كنند صورت مي‌گيرد
.

کنترل
:

بهترين روش كنترل قارچ انگل ، استفاده از ارقام مقاوم است . هر چند سمپاشي اندامهاي هوايي گياه توسط قارچكشها(آلتو، فولیکور، تیلت) نيز در بعضي از مناطق متداول است

سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان-

سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان-sunflower downy mildew:
عامل بیماری قارچp.helianth ) Plasmopra halstedii )می باشد که ازگروه Oomycetes است. یکی از بیماری های مهم آفتاب گردان است که از کشورهای زیادی از جمله ایران گزارش شده است. حدود سال 1343 برای اولین بار در آذربایجان دیده وگزارش گردید. در آذربایجان،گیلان و کردستان بیماری مهمی است. درفارس هم دیده شده است. این بیماری بذرزاد است. خسارت این بیماری خیلی زیاد است زیرا ممکن است اصلاً بذر تشکیل نشود. ویا اینکه میزان روغن آن پایین بیا ید و گاهی اوقات تا 50%محصول راازبین ببرد. قارچ عامل بیماری روی جوانه زنی بذر هم اثر دارد،چراکه بذرها کوچک مانده وقدرت جوانه زنی آنها کاهش می یابد ویا اینکه تولید گیاهان غیرنرمال(کوتوله) می کند .
علائم بیماری:
علائم بیماری بصورت کوتولگی با لکه های کلروتیک در اطراف رگبرگها وایجاد حالت موزائیکی می باشد(شبیه علائم بیماری های ویروسی ). این علائم هم دربرگهای اولیه ودر برگهای بزرگتر دیده می شود.درزیر برگ پوشش کرکی دیده می شود که به شناسایی سفیدک کرکی کمک می کند. اگردرگیاه آ لوده طبق تشکیل شود روبه بالا ست که علامت خوبی برای تشخیص بیماری است. این قا رچ درگیاه سیستمیک می شود بنابراین به اندام گل وارد شده و باعث تغییر شکل آن می گردد وحتی پوسته بذر هم سبز می شود. این بیماری تولید مرگ گیاهچه هم می کند. قارچ عامل بیماری یک Oomycetes است که اسپورانجیوفور و اسپورانجیومهای خود را درسطح زیرین برگ ودر شرایط مرطوب تشکیل می دهد.انشعابات اسپورانجیوفور دو شاخه وعمود بر هم هستند ودرانتها به استریگمای سه شاخه(صلیبی) ختم می شود ودرروی آنها اسپورانجیوم تولید می شود. این قارچ تولید Oospore می کند که می تواند جوانه زده و تولید ریسه یا زئوسپور نماید. Oospore عامل بقای قارچ می باشد و اگر وارد خاک شد ریشه کن کردن آن مشکل است. بیماری بیشترخاکزاد است تا هوا زاد واهمیتش بیشتر ازطریق آلودگی ریشه است تا اندامهای هوایی. اگراسپور درخاک باشد وتولید زئوسپور کند این زئوسپورها به راحتی جذب منطقه رشد طولی ریشه شده و وارد ریشه می شوند و آلودگی ایجاد می نمایند.
قارچ درگیاه جوان (مرحله8-6 برگی) به راحتی ایجاد آلودگی سیستمیک کرده و وارد قسمتهای هوای میشود . برگهای جوان نیز ممکن است بصورت موضعی آلوده شوند و قارچ از طریق روزنه ها وارد برگ شود. برای ایجاد آلودگی اولیه از طریق خاک لازم است که رطوبت خاک اشباع وحساسیت گیاه بالا وحرارت خاک پایین(15 درجه سانتیگراد) باشد. اگر حرارت خاک بالا باشد(20درجه سانتیگراد وبالا تر) زئوسپور تولید نمی شود. قارچ عامل بیماری از طریق هیپوکوتیل هم وارد گیاهچه های اولیه می شود وبصورت ریسه درگیاه حرکت کرده و در نهایت داخل بذر شده وقسمتهای داخلی آن یعنی گیاهچه را آلوده می کند. دربرگ های ریخته شده اُاُسپور فراوان است. Over wintering دربذر و دربقایا بصورتOospre می باشد.
کنترل بیماری:
1- تناوب طولانی 10-4ساله.
2- حذف گیاهان آلوده در اویل فصل وسوزاندن آنها.
3- ضد عفونی بذر با قارچ کشهای سیستمیک مثل متالاکسیل (ریدومیل).
4- ارقام مقاوم و بذر سالم استفاده شود (بهترین روشها).
منبع: plantpathology.net/disease/cdisease

بلاست برنج

بلاست برنج

از مهمترين بيماريهاي برنج ، به بلاست برنج ( Blast ) اشاره ميگردد كه معمولا“ بعلت انتشار وسيع و تاثير مخربش در شرايط مناسب ، بيماري اصلي برنج بشمار مي آيد كه به عملكرد محصول خسارت قابل توجهي وارد مي سازد .
علايم اوليه بيماري بلاست بستگي به شرايط اقليمي دارد . در نواحي معتدل كه دوران بارانهاي ريز و يا بارندگي خفيف طولاني مي باشد ، بلاست برنج در مرحله پنجه زدن شديد بوده و اغلب بوته ها مي ميرند .بررسيهاي اوليه انجام شده در اداره تحقيقات هواشناسي كشاورزي رشت گوياي اين مطلب مي باشد كه چنانچه 5 روز متوالي رطوبت نسبي هوا از 70% بيشتر و دما بين 25 تا 35 درجه سانتيگراد و ابرناكي بيشتر از 8/6 باشد ، شرايط مساعدي براي طغيان اين بيماري فراهم ميگردد .
بهترين متد مبارزه با اين بيماري ايجاد سيستم پيش آگاهي است كه نقش ادارات تحقيقات هواشناسي كشور در مناطق كشت اين محصول در اين سيستم كاملا“ شاخص است .
ساير بيماريهاي برنج شامل : لك قهوه اي برنج ، بيماري پوسيدگي طوقه ، بيماري سوختگي غلاف برگ ، بيماري پوسيدگي ساقه ، سياهك برنج در درجات بعدي اهميت مي باشند .

مهمترين آفات و بيماريهای چغندرقند

مهمترين آفات و بيماريهای چغندرقند
عمده‌ترين عاملي كه براي بالا بردن توليد لازم است به آن توجه گردد حفظ اين گياه از حمله آفات و بيماريها است. اين عوامل هر ساله خسارت فراواني به مزارع چغندرقند وارد نموده و موجب پايين آمدن مقدار محصول در واحد سطح مي‌گردند. به خاطر اين لازم است بموقع و با دقت كامل با آنها برخورد گردد.
مهمترين آفات چغندرقند در ايران عبارتند از:
كرم‌ برگخوار چغندرقند(كارادرينا)، شب‌پره زمستاني، مگس چغندر، بيد چغندر(پروانه ليتا)، خرطوم كوتاه چغندر(آفت خال‌سياه)، خرطوم بلند چغندر(سرخورطومي ساقه)، كك چغندر، شته سياه چغندر، زنجره چغندر، كنه تارعنكبوتي و ملخهاي بومي.
بيماريهاي مهم چغندرقند هم عبارتند از:
بيماريهاي قارچي(سفيدك سطحي، سفيدك داخلي، زنگ چغندر، لكه گرد چغندر، پوسيدگي قهوه‌اي ريشه ، پوسيدگي بنفش ريشه) بيماريهاي ويروسی ( موزائيك‌چغندرقند ، زردي چغندرقند) و بيماريهاي باكتريايي(پوسيدگي ريشه و سرطان چغندرقند).

بيماري ريزومانياي چغندرقند

بيماري ريزومانياي چغندرقند:
بيماري ريزومانياي چغندرقند
(ريشه ريشی يا ديوانگی ريشه )

Rhizomania

مقدمه:
ريزومانيا يكي از مخربترين و پرخسارت‌ترين بيماريهاي مهم چغندرقند مي باشد كه در مناطـق مختلف كشور بويژه مناطق مغان ، اصفهان و خراسان شروع و شيوع كرده وگزارشــاتي نيز مبني بر صحت وجود اين بيماري قيد شده است . بيماري ريزومانياي چغندرقند كه بخـــاطرعلا مت بيماري (پرمويي و ريش بزي شدن) در دو طرف ريشه اصلي به ديوانگـــــــي ريشه موسوم است ، بوسيله ويروس ( ويروس زردي نكروتيك رگبرگ چغندرقند) كه با قــــــارچ خــــاكزي پلي ميـكسا بتائه Polymyxa betae منتقل مي‌شود، حـــــادث مي گردد و به جهت كوتوله شدن ريشـه و ادامه رشد ريشه در قسمت سطحي خاك محصول برداشتي خيلي كم ميشود و شديداً عملــكرد شكـر در هكتاركاهش مي يابد و عدم رعايت اصول كنترلــــي و كاهش بيماري عمــلاً كشت چغندر قند را دركشور به مخاطره خواهد انداخت.
ادامه نوشته

شناسايي گونه هاي جديد از قارچهاي ميکوريز- آربوسکولار رايزوسفر سويا و يونجه در ايران

يونس رضايي دانش1، ابراهيم محمدي گل تپه1، عزيزاله عليزاده1 و ک. جي. موکرجي2

 

1- گروه بيماري شناسي گياهي، دانشکده کشاورزي، دانشگاه تربيت مدرس 2- گروه گياه شناسي، دانشگاه دهلي، هندوستان آدرس پست الکترونيکي: Younes_rd@yahoo.com

 

قارچهاي ميکوريز- آربوسکولار از مهمترين عوامل ميکروبي همزيست ريشه گياهان بوده و با بيش از 80٪ گونه هاي گياهي از جمله گياهان تيره بقولات رابطه همزيستي دارند. از جمله مهمترين ويژگيهاي مثبت همزيستي اين قارچها با ريشه گياهان مي توان به افزايش جذب آب و عناصر غذايي از جمله فسفر، مقاومت عليه بيماريهاي خاکزاد و مقاومت به تنشهاي شوري و خشکي و نيز بهبود بافت و ساختمان خاک اشاره نمود. در طي سالهاي 1382 و 1383 تعداد 300 نمونه خاک از مزارع سويا و يونجه در استانهاي مهم از نظر سطح زير کشت اين محصولات جمع آوري گرديد. در کل تعداد 120 نمونه خاک از رايزوسفر مزارع سويا و 180 نمونه خاک از رايزوسفر مزارع يونجه جمع آوري و جهت مطالعات تعيين گونه هاي قارچي، شمارش اسپوري و تعيين الگوي پراکنش گونه اي مورد استفاده قرار گرفت. جهت شناسايي گونه هاي قارچي اقدام به برقراري کشتهاي گلداني تله با استفاده از ذرت و سورگوم جهت تکثير اسپورهاي قارچي شد. اسپورها از هر 100 گرم نمونه خاک بر اساس روش استاندارد جداسازي شده و سپس 5 لام ميکروسکوپي براي هر نمونه خاک با قرار دادن 10 اسپور با دقت و بر اساس تفکيک گروه اسپوري تهيه گرديد. جهت شمارش اسپوري از هر نمونه خاک مزرعه 3 تکرار هر يک بوزن 10 گرم انتخاب و اسپورها بر اساس روش استاندارد جداسازي شدند. سپس تعداد اسپور بصورت ميانگين براي سه تکرار ثبت گرديد. نتايج نشان داد که بيشترين تعداد اسپور در اراضي تحت کشت سويا متعلق به استان گلستان و اراضي با بافت خاک رسي- سيلتي، بدون تناوب زراعي و اراضي ديم و در اراضي تحت کشت يونجه متعلق به استان همدان و اراضي با بافت خاک لومي- رسي و بدون تناوب زراعي بود. از 24 گونه قارچي شناسايي شده، 12 گونه قارچي براي ايران و به شرح زير جديد مي باشند:

Glomus microcarpum, G. dimorphicum, G. reticulatum, G. botryoides, G. boreale, G. multisubstensum, G. fulvum, Gigaspora candida, Gigaspora albida, Scutellospora coralloidea, Acaulospora mellea, Acaulospora dilatata.

در بين گونه هاي شناسايي شده گونه هاي Glomus fasciculatum وGlomus mosseae داراي بيشترين فراواني گونه اي در رايزوسفر هر دو گياه ميزبان بودند. صحت تشخيص گونه ها توسط پروفسور ک. جي. موکرجي مورد تائيد قرار گرفته است.

 

 

New species of arbuscular- mycorrhizal fungi from rhizosphere of soybean and alfalfa in Iran

 

Y. R. Danesh1, E. Mohammadi Goltapeh1, A. Alizadeh1 and K. G. Mukerjii2

 

1- Department of Plant Pathology, College of Agriculture, Tarbiat Modarres University 2- Department of Botany, Delhi University, New Delhi, India E-mail address: Younes_rd@yahoo.com

 

Arbuscular- Mycorrhizal fungi are the main groups of microbial symbionts associated with plant roots and they have mutualistic symbiosis with more than 80% of plant species including legumes. The main results of this symbiotic association are improving uptake of water and nutrients particularly phosphorous, inducing resistance to soil borne pathogens, salinity and drought stress and improving soil texture and structure. During 2003- 2004, 300 soil samples were collected from the main alfalfa and soybean cultivated provinces in Iran. 120 soil samples from soybean fields and 180 soil samples from alfalfa fields collected and used for number of spores counting, fungal species identification as well as their distribution patterns and frequencies. In order to species identification, spores of each soil sample propagated by establishment of pot trap cultures using sorghum and maize. Spores from each 100g soil sample were recovered using standard method and then five microscopic slides were prepared by putting 10 spores based on spore group dissociation. For spore counting, three replicates 10g each was selected for each field soil sample and spores isolated using standard method and counts reported as mean for three replicates. Results showed the highest number of spores in soybean cultivated fields was in Golestan province with silty- clay soils, with no crop rotation and irrigiation and in alfalfa cultivated fields was in Hamedan province with clay- loam soils with no crop rotation. Of the 24 fungal species identified, 12 were new for Iran as follow:

Glomus microcarpum, G. dimorphicum, G. reticulatum, G. botryoides, G. boreale, G. multisubstensum, G. fulvum,
 Gigaspora candida, Gigaspora albida, Scutellospora coralloidea, Acaulospora mellea, Acaulospora dilatata.

Among all identified species, Glomus fasciculatum and Glomus mosseae counted for a higher frequency in both host plants rhizosphere. The correct identity of all species was confirmed by Prof. K. G. Mukerjii.

ارزيابي مقاومت ارقام و لاينهاي گندم نسبت به بيماري سپتوريوز برگي

شعبان کيا1، محمد ترابي2 و عبدالرحيم نظري1

1- مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي گلستان، گرگان   2- موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر، کرج

 

بيماري سپتوريوز برگي گندم از مهمترين بيماريهاي گندم درجهان مي باشد كه ساليانه خسارات فراواني را به محصول گندم وارد مي سازد. استفاده از ارقام مقاوم  مؤثرترين ، اقتصادي ترين و سالم ترين  روش ازنظر زيست محيطي براي كنترل اين بيماري به شمار مي رود. به همين منظور تعداد 531  لاين پيشرفته واميد بخش به اضافه 14 رقم تجاري گندم در سال زراعي84 - 83 نسبت به سپتوريوز برگي  درشرايط مزرعه اي و زير سيستم آبياري مه پاش در ايستگاه تحقيقات کشاورزي گرگان مورد ارزيابي قرار گرفت. درشرايط مزرعه اي هريك از لاينها دردوخط يك متري وبه فاصله 30 سانتي متر از يكديگر كاشته  شدند . به فاصله هر 10 لاين ونيز درحاشيه خزانه رقم حساس تجن كاشته  شد. آلوده سازي مصنوعي لاينها درمرحله پنجه زني با پخش كردن  برگهاي آلوده جمع آوري شده از سال قبل و اسپورپاشي با سوسپانسيون اسپور چندين بار انجام  شد. يادداشت برداري از واكنش لاينها با روش ساري وپرسكات تغيير يافته توسط ايال وهمكاران ودرمقياس 99-00 انجام شد. براساس نتايج بدست آمده ، بيش از 55% لاينها واکنش حساس، 22% لاينها واکنش نيمه حساس و 23% لاينها نيز مقاومت نشان دادند. نتايج حاصل از بررسي مقاومت ارقام تجاري نيز نشان دهنده حساس بودن بيشتر آنها نسبت به بيماري سپتوريوز برگي بوده است، بطوريکه بيش از 80% ارقام مورد بررسي حساس و بقيه نيز نيمه حساس بودند. بنابراين براي ايجاد مقاومت و توليد ارقام مقاوم به اين بيماري بايستي به دنبال منابع مقاومت در ارقام و واريته‌هاي وحشي در طبيعت بگرديم و با انتقال ژنهاي مقاوم  به ارقام اصلاح شده تجاري، بتوانيم ارقام مقاوم به بيماري سپتوريوز برگي بوجود آوريم.

 

 

Evaluation of resistance to septoria leaf blotch in wheat lines and cultivars

 

Sh. Kia1, M. Torabi2 and A. Nazari1

1-Agricultural and Natural Resourcse Research Center of Golestan, Gorgan, Iran 2-Seed and Plant Improvement Research Institute,Karaj, Iran

 

Septoria leaf blotch is one of the most important diseases of wheat in the world that causes wheat yield loss. Using resistant cultivars is the most effective, economic and environmentally health method to control of this disease. For this purpose, 531 wheat lines in addition to commercial cultivars were evaluated to septoria leaf blotch at field conditions and under mist irrigation during 2004-2005 in Gorgan station. Each line was planted in 2 rows of  1 m long and spaced 30 cm apart. Lines were inoculated artificially several times by spreading infected leaves and spraying with spore suspension. The evaluation was carried out  based on Sarri and Prescott method modified by Eyal et al. and on 00-99 scale. The results showed that more than 55% lines were susceptible, 22% were semisusceptible and 23% were resistant. The results of evaluation of commercial cultivars showed that more than 80% cultivars were susceptible and the rest were semisusceptible. This showes that the most of commercial cultivars are susceptible to septoria leaf blotch. So we should search resistance sources in nature and  in wild varieties and with transfer resistance gene to commercial modified cultivars can produce  resistant cultivars to septoria leaf blotch.

 

بیماری های مرکبات

بیماری های قارچی مرکبات عوامل بیماری مرگ گیاهچه
چرخه بیماری مرگ گیاهچه کنترل بیماری مرگ گیاهچه
بیماری آلبینیسم ( زالی ) عامل بیماری آلبینیسم
علایم بیماری آلبینیسم کنترل بیماری آلبینیسم
بیماری انگومک ( گموز ) عامل بیماری انگومک ( گومز )
علایم بیماری انگومک ( گموز ) چرخه بیماری انگومک ( گموز )
نحوه مقابله با بیماری انگومک پوسیدگی قهوه ای میوه
علایم پوسیدگی قهوه ای چرخه بیماری قهوه ای
کنترل بیماری قهوه ای سرخشکیدگی شاخه و مرگ درخت
عامل بیماری سرخشکیدگی علایم بیماری سرخشکیدگی
چرخه بیماری سرخشکیدگی کپک سیاه
کنترل بیماری سرخشکیدگی عامل بیماری کپک سیاه
علایم بیماری کپک سیاه چرخه بیماری کپک سیاه
کنترل کپک سیاه آنتراکنوز یا سرخشکیدگی
عامل بیماری آنتراکنوز کنترل بیماری آنتراکنوز
علایم بیماری آنتراکنوز پوسیدگی آرمیلاریایی
علایم پوسیدگی آرمیلاریایی عامل پوسیدگی آرمیلاریایی
چرخه پوسیدگی آرمیلاریایی لکه قهوه ای آلترناریایی
عامل بیماری لکه قهوه ای آلترناریایی عامل بیماری لکه قهوه ای آلترناریایی
چرخه بیماری لکه قهو ه ای آلترناریایی کنترل لکه قهوه ای
پوسیدگی خشک ریشه عامل پوسیدگی خشک ریشه
چرخه بیماری خشک ریشه پژمردگی فوزاریومی
علایم فوزاریومی چرخه بیماری فوزاریومی
کنترل بیماری فوزاریومی گموز دیپلودیایی
عامل گوز دیپلودیایی علایم گموز دیپلودیایی
چرخه کوز دیپلودیایی کنترل گموز دیپلودیایی
بیماری نماتد مرکبات بیماری قارچی پس از برداشت
پوسیدگی تریکودرمایی عامل پوسیدگی تریکودرمایی
چرخه بیماری تریکودرمایی کنترل بیماری تریکودرمایی
بیماری کپک خاکستری عامل بیماری کپک خاکستری
چرخه کپک خاکستری کنترل کپک خاکستری
پوسیدگی پنبه ای مرکبات عامل پوسیدگی پنبه ای مرکبات
علایم پوسیدگی پنبه ای مرکبات کنترل پوسیدگی پنبه ای مرکبات
پوسیدگی سبز میوه ( کپک سبز ) علایم پوسیدگی سبز میوه
عامل پوسیدگی سبز میوه چرخه پوسیدگی سبز میوه
کنترل پوسیدگی سبز میوه بیماری پوسیدگی ترش
علایم پوسیدگی ترش عامل بیماری پوسیدگی ترش
کنترل بیماری پوسیدگی ترش پوسیدگی آبی میوه ( کپک آبی )
عامل کپک آبی علایم کپک آبی
چرخه کپک آبی کنترل کپک آبی
پوسیدگی آلترناریایی عامل پوسیدگی آلترناریایی
علایم پوسیدگی آلترناریایی کنترل پوسیدگی آلترناریایی
پوسیدگی دم میوه دیپلودیایی علایم بیماری پوسیدگی دم میوه
چرخه پوسیدگی دم میوه کنترل پوسیدگی دو میوه آلترناریایی
پوسیدگی دم میوه فوموپیس عامل پوسیدگی دم میوه فوموپیس
چرخه بیماری فوموپیس کنترل بیماری فوموپیس
پوسیدگی آسپرژیلوس عامل پوسیدگی آسپرژیلوس
علایم پوسیدگی آسپرزیلوس کنترل پوسیدگی آسپرژیلوس
کنترل بیماری های قارچی بیماری های ویروسی و شبه ویروسی
بیماری تریستزا علایم بیماری تریستزا
عامل ، نحوه انتقال و چرخه تریستزا کنترل تریستزا
بیماری گرده پسوروز علایم بیماری پسوروز A
علایم بیماری پسوروز B علایم بیماری لکه حلقوی
عامل بیماری و انتقال لکه حلقوی بیماری نقش حلزون
علایم بیماری نقش حلزون بیماری کیسه صمغی ( کیسه گشاد )
عامل بیماری کیسه صمغی کنترل بیماری کیسه صمغی ( کیسه گشاد )
بیماری لکه سبز ( سنگی شدن ) علایم بیماری لکه سبز
عامل بیماری لکه سبز کنترل بیماری لکه سبز
بیماری کریستاکورتیس
علایم ، عامل و انتقال بیماری کریستوکورتیس
بیماری گال چوبی بیماری اگزوکورتیس
علایم ، انتقال ، کنترل بیماری اگزوکورتیس
بیماری کاچکسیا بیماری های مهم ناشی از عوامل پروکاریوتی

كنترل بيماري گياهي آنتراكنوز مستلزم سمپاشي مستمر باغات گردو است

كنترل بيماري گياهي آنتراكنوز مستلزم سمپاشي مستمر باغات گردو است 


به گفته كارشناسان كنترل بيماري آنتراكنوز كه در بيشتر مناطق استان همدان باغات گردو را تهديد مي‌كند مستلزم سمپاشي مستمر باغات و به كارگيري قارچ‌كشهاي قوي است.

اين كارشناسان مي‌گويند: امسال با توجه به خشكسالي كه رخ داد اين بيماري تا حدودي مهار شده چرا كه رطوبت، عامل مهم گسترش آن است و در صورت بارندگي دوباره بروز خواهد كرد.

لازمه مبارزه و كنترل اين بيماري خطرناك به كارگيري روشهاي كنترل نظير جمع‌آوري و سوزاندن برگهاي زمستاني، انجام هرس براي تهويه و جريان رطوبت و رعايت اصول فني است.

طبق نظر كارشناسان، رعايت فواصل كاشت نهال درخت گردو، سمپاشي و استفاده از انواع قارچ‌كش‌ها مي‌تواند در فصول آتي كاشت و برداشت محصول در كنترل بيماري بسيار موثر باشد.

يكي از كارشناسان مركز تحقيقات كشاورزي همدان مي‌گويد: به محض ظهور اولين علايم بيماري گردوكاران بايد روزانه سه نوبت باغات گردو را سمپاشي كنند.

"محمدحسن بختياري" افزود: پيشتر به صورت جسته گريخته روشهاي كنترل به كار گرفته مي‌شده اما اينها براي مهار بيماري كافي نيست.

وي به تحقيقات انجام شده در كنترل بيماري در خارج كشور اشاره كرد و گفت: تغذيه درختان با استفاده از كودهاي ماكرو و ميكرو با استناد به نتايج آزمايش خاك و برگ در تقويت بنيه درختان گردو بسيار موثر خواهد بود.

نتايج تحقيق اين عضو هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي همدان كه با همكاري "جعفر نيكان" صورت گرفته نشان مي‌دهد:بيماري آنتراكنوز گردو در تمامي مناطق گردوكاري استان مشاهده شده و باغهاي گردو را تهديد مي‌كند.

در اين تحقيق، بيماري آنتراكنوز گسترش يافته عنوان و اضافه شده است: آنتراكنوز خسارت زيادي به كميت و كيفيت محصول گردو در استان همدان وارد كرده است.

به گفته اين محققان، ميزان آلودگي درختان گردو در شهرستان‌هاي همدان، تويسركان، ملاير، بهار و اسدآباد به بيش از ‪۹۰‬درصد و در برخي مناطق به ‪۱۰۰‬ درصد نيز مي‌رسد.

در اين تحقيق حدود ‪۵۰‬درصد مناطق گردوكاري استان همدان با برنامه‌ريزي مورد بازديد و نمونه‌برداري قرار گرفت و نمونه‌هاي لازم و كافي از برگ، ميوه و سرشاخه‌هاي آلوده درختان بيمار جمع‌آوري و مورد آزمايش قرار گرفت.

قارچ عامل بيماري آنتراكنوز به تمامي قسمتهاي سبز هوايي درختان شامل برگ،گلها، ميوه، جوانه‌ها و سرشاخه‌هاي سبز حمله كرده و ايجاد خسارت مي‌كند، ولي بيشتر اندام مورد حمله درخت، برگها بوده كه در نهايت سبب نكروز و ريزش قبل از موعد آنها مي‌شود.

نخستين علائم بيماري، تشكيل لكه‌هاي كوچك قرمز قهوه‌اي تا خاكستري مايل به قهوه‌اي و سوخته روي برگها بوده كه به تدريج گسترش مي‌يابد.

ظهور اين لكه‌ها روي ميوه‌ها سبب ريزش ميوه‌هاي جوان و در مراحل بعدي سبب كاهش كمي و كيفي مغز ميوه‌هاي گردو مي‌شود.

قارچ ‪M.Juglandis‬داراي كنيدي‌برهاي كوتاه و ساده و كنيديوم‌هاي دو سلولي، شفاف، روشن ، كشيده و دوكي شكل و هلالي است كه همه ساله از اوايل زمستان پريتسيومهاي گردن بلند يا اندامهاي جنسي اين قارچ شروع به تشكيل شدن كره و در اواخر اسفند تا اواخر فروردين حاوي آسكوسپورهاي دو سلولي شفاف ، بي‌رنگ و دوكي شكل مي‌شوند.

وجود رطوبت بالا براي ظهور آلودگي‌هاي اوليه و به دنبال‌آن ظهور آلودگيهاي ثانويه و شيوع و گسترش بالاي بيماري بسيار ضرورت داشته و ميزان بيماري با ميزان رطوبت محيط ارتباط مستقيم دارد.

گردو از درختان بسيار ارزشمندي است كه ميوه، چوب، مصارف صنعتي و دارويي آن اهميت دارد و استان همدان با دارا بودن ‪۱۴‬هزار و يكصد هكتار باغات گردو از نظر سطح زير كشت رتبه دوم و از نظر راندمان توليد محصول در هكتار رتبه اول كشور را دارا است.