سال نو مبارک

سال نو مبارك......mojib

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

 

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز


چو آتش در درخت افکند گلنار

دگر منقل منه آتش میفروز


چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست

حسدگو دشمنان را دیده بردوز


بهاری خرمست ای گل کجایی

که بینی بلبلان را ناله و سوز


جهان بی ما بسی بودست و باشد

برادر جز نکونامی میندوز

 

سال 1389 مبارك

 

وقوع Rhizoctonia zeae و بیماریهای ناشی از آن در ایران

وقوع Rhizoctonia zeae و بیماریهای ناشی از آن در ایران

فارسی

http://ips.ir/Files/PDF/j-1-43/1-43-Aghajani-Fa.pdf

انگلیسی

Occurrence and the Diseases caused by Rhizoctonia Zeae in Iran

http://ips.ir/Files/PDF/j-1-43/1-43-Aghajani-En.pdf

تعیین ترادف ژنوم ویروئید کوتولگی رازک از درختان مبتلا به بیماری کاککسیای مرکبات مازندران

تعیین ترادف ژنوم ویروئید کوتولگی رازک از درختان مبتلا به بیماری کاککسیای مرکبات مازندران

فارسی

http://ips.ir/Files/PDF/j-1-43/1-43-Alavi-Fa.pdf

انگلیسی

Nucleotide sequence of Hop stunt viroid cDNA from Cachexia-infected citrus plants in Mazandaran province

http://ips.ir/Files/PDF/j-1-43/1-43-Alavi-En.pdf

بیماری های مهم غلات

بیماری زنگ برگی (قهوه‌ای) گندم wheat leaf rust



زنگ برگ یک بیماری جدی گندم، چاودار، تریتیکاله وبسیاری از گندمیان است که توسط قارچ Puccinia recondita ایجاد می‌شود. پاتوژن روی جو، قدرت پارازیتی ضعیفی دارد، اما یولاف را آلوده نمی‌کند. گونه دیگری از قارچ به نام P.hordei وجود دارد که اغلب به جو حمله می‌کند. علائم بیماری به صورت جوشهای بیضی شکل کوچک و پراکنده با رنگ سیاه متمایل به قرمز ، در سطح پهنک و روی غلاف برگ ظاهر می‌شود. بر خلاف زنگ ساقه گندم، توده یوریدیوسپور بیشتر در بافت میزبان فرو می‌رود و باعث از هم پاشیدن اپیدرم نمی شود. یوریدیوسپورهای Puccinia recondita قرمز پرتقالی تا سیاه مایل به قرمز، خاردار ، کروی و معمولاً به قطر 20- 28 میکرون هستند. تلیوسپورها سیاه مایل به قهوه‌ای، دو سلولی با دیواره ضخیم هستند. قسمت انتهایی اسپور ممکن است گرد یا پهن باشد. تلیا در طول مراحل نهایی رشد گیاه به صورت جوشهایی روی غلاف برگها و یا در سطح پهنک برگ به وجود می‌آیند. تلیوسپورها در بافت برگ باقی می‌مانند و به وسیله اپیدرم پوشیده می‌شوند. گونه‌های جنسهای تالیک‌تروم و آنچوسا Thalictrum وAnchusa ، به عنوان میزبانهای واسط پوکسینیا رکوندیتا معرفی شده‌اند و وجود آنها در بعضی از مناطق اروپا گزارش شده‌است، اما در ایجاد نژاد جدید این قارچ نقشی ندارند. در مناطق معتدل، پاتوژن از سالی به سال دیگر به صورت میسلیوم یا مناطق گرم نیز تابستانگذرانی قارچ در ارتفاعات بلند و در مناطق خنکتر انجام می‌شود. زنگ برگ با استفاده از ارقام مقاوم غلات یا کشت مولتی لاین بخوبی کنترل می‌شود.

کنترل زنگ قهوه ای گندم:

قارچکشهایی مثل تریادیمفون (بایلتون) وبوتریزول( ایندار) در کنترل زنگ قهوه‌ای مؤثر هستند و در صورت وجود اپیدمی، مصرف آنها اقتصادی است.


سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار

تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار

فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار

پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار.


زنگ سیاه ساقه گندم wheat black stem rust



زنگ سیاه ساقه یکی از بیماریهای شناخته شده غلات است. تقریباً در تمامی مناطقی که این محصول کشت می‌شوند وجود دارد. Puccinia graminis tritici گندم، پوکسینیا P. g. avenae یولاف، و گونه پوکسینیا P.g.secalis چاودار را آلوده می‌کند. علائم بیماری بیشتر روی ساقه وغلاف برگها ظاهر می‌شود پهنک برگ و خوشه‌ها نیز ممکن است آلوده شوند. اسپور روی میزبانهای مختلف غلات تولید می‌شود. یوریدیوسپورها در داخل تاولها یوریدیا توسعه یافته پس از مدتی اپیدرم را پاره کرده، توده‌ای از اسپورهای قهوه‌ای مایل به قرمز آشکار می‌شوند. تاولهای زنگ نواری بزرگتر است.

یوریدیا بیضی شکل یا کشیده وبافت اپیدرم در اطراف آنها پاره شده است. تاولها ممکن است در هر دو سطح زیرین و رویی برگ ظاهر شوند. یوریدیوسپورهای P.graminis قهوه‌ای مایل به قرمز، تخم مرغی شکل، با زواید خار مانند هستند. تولید اسپور تا زمانی که گیاه به مرحله رسیدن نزدیک می‌شوند ادامه می‌یابد. با شروع مرحله رسیدن گیاه تولید یوریدیوسپور کاهش می‌یابد. در این زمان تلیوسپورها درون تلیا که در محل یوریدیها در سایر قسمتها تشکیل می‌شود، به وجود می‌آیند. تلیوسپورها دو سلولی، تقریباً سه گوش وبه رنگ قهوه‌ای تیره هستند. تلیوسپور قسمتی از پایه خود را همراه داشته، دارای دیواره ضخیم است. سلول انتهایی گرد یا نسبتاً نوک دار است. تلیوسپورها اغلب اپیدرم را پاره کرده از آن خارج می‌شوند. در طول زمستان تلیوسپورها در بافت گیاهی باقی مانده یا ممکن است با تولید بازیدیوسپور، به صورت اولین مرحله تولید مثل جنسی به سربرند. زرشک معمولی Berberis vulgaris گونه‌های جنس ماهونیا Mahonia میزبانهای واسط برای Puccinia graminis هستند.

باد یوریدیوسپورهای زنگ سیاه غلات را به مناطق دور دست منتقل می‌کند. در طی دوره رشد گیاهان میزبان ، چرخه‌های تولید یوریدیا هر 14-21 روز تکرار شده، موجب پخش سریع بیماری در مناطق وسیع می‌گردد. این بیماری به همراه زنگ قهوه‌ای شدیداً مورد توجه متخصصان بیماری شناسی گیاهی، اصلاح نباتات وسایر دانشمندان است. در گذشته پیدایش نژادهای فیزیولوژیک جدید از طریق تولید مثل جنسی، روی میزبان واسط، زرشک، باعث کاهش شدید محصول می‌شد و کارایی ارقام مقاوم را کاهش می‌داد . جود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.

کنترل زنگ سیاه ساقه:

ریشه کنی زرشک و کار حساب شده روی ارقام مقاوم ، از جمله عوامل مهم در افزایش پایداری مقاومت به زنگ ساقه و کاهش اپیدمی زنگهاست.

سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار

تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار

فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار

پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار.

کنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم کانون کوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.


بیماری زنگ برگی( قهوه‌ای )جو Barley leaf rust



وجود این بیماری به طور وسیع در بسیاری از مناطق دنیا که جو کاشته می‌شود، گزارش شده‌است. قدرت بیماری زایی قارچ به جو و خویشاوندان نزدیک آن محدود می‌شود. بعضی از نژادهای P.recondita نیز قادرند تا حدودی جو را آلوده کنند.

یوریدیهای P.hordei کوچک بیضوی متمایل به گرد و زرد پرتقالی است. یوریدیها منحصراً روی پهنک و غلاف برگها تشکیل می‌شوند. یوریدیوسپورها تخم مرغی مایل به کروی، زرد نسبتاً بزرگ با ابعاد 24-28*28-36 میکرون هستند. پس از رسیدن گیاه، تلیا به رنگ قهوه‌ای تیره در بافت برگ تشکیل می‌شود که در ابتدا توسط اپیدرم پوشیده شده است. میزبان واسط زنگ گیاهی، اورنیتوگالوم آمبلاتوم Ornithogalum umbellatum در مناطق اروپا به عنوان یک منبع آلودگی مطرح است، اما در مناطق شمال آمریکا که آلودگی وجود دارد، مشاهده نمی‌شود؛ بنابراین به نظر نمی‌رسد که این گیاه نقش اساسی در بقای قارچ و تولید نژادهای فیزیولوژیک جدید داشته ‌باشد.

شرایط گرم و مرطوب برای رشد، توسعه و انتشار بیماری زنگ قهوه‌ای جو بسیار مناسب است . در مناطق معتدل یوریدیهای قارچ روی جوهایی که در پاییز کاشته شده‌اند، زمستانگذرانی می‌کنند.

در حال حاضر استفاده از ارقام مقاوم، اقتصادی‌ترین شیوه کنترل بیماری است


بیماری زنگ نواری یا زنگ زرد گندم Wheat strip rust



زنگ زرد یا زنگ نواری(سرخو)Puccinia striiformis یکی از بیماریهای مهم گندم و جو است و تا حدودی تریتیکاله و چاودار و بعضی از گرامینه‌های دیگر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد یولاف نسبت به این بیماری مصون باشد. تا کنون میزبان واسطی برای آن شناخته نشده است. این بیماری در درجه حرارت پایین‌تر از درجه حرارت مناسب برای توسعه زنگ ساقه و برگ صورت می‌گیرد. یوریدیها به صورت نوارها یا خطوط زرد باریک عمدتاً روی برگها و سنبلچه‌ها تشکیل می‌شوند. زمانی که خوشه‌ها آلوده می‌شوند تاولها در سطح داخلی پوشینه‌ها و پوشینکها ظاهر شده، در بعضی مواقع دانه‌های درحال تشکیل را مورد حمله قرار می‌دهند. یوریدیوسپورهای دو سلولی ، به رنگ قهوه‌ای تیره و از نظر شکل و اندازه شبیه به P.recondita است. تلیوسپورها نقش چندانی در چرخه زندگی قارچ ندارند. تلیاها بر روی سطح غلاف وبرگ به صورت نوارهای قهوهآی تیره که به وسیله اپیدرم پوشیده شده‌اند، به وجود می‌آیند. در مناطقی که درجه حرارت خیلی پایین نیست ، قارچ به صورت یوریدیوسپور ومیسلیوم روی غلاتی که در پاییز کشت شده‌اند، زمستانگذرانی می‌کند. شیوع وتهاجم ثانوی در شرایط خنک بهار آغاز می‌شود هستند.

کنترل زنگ زرد:

استفاده از ارقام مقاوم و یا متحمل در اولویت قرار دارد.


سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار

تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار

فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار

پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار.

کنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم کانون کوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.


زنگ تاجی یولاف Crown rust




زنگ تاجی یک بیماری یولاف است که توسط قارچی موسوم به Puccinia coronata ایجاد می‌شود. صرف نظر از تعداد بسیار معدودی از گرامینه‌ها، سایر غلات زراعی را مورد حمله قرار نمی‌دهد. این بیماری در هر جا که یولاف کشت می‌شود، شایع است. تنوع در نژادهای فیزیولوژیک قارچ؛ بویژه مناطقی که میزبان واسط یعنی سنجد تلخ Rhamnus cathartica و گونه‌های مشابه آن وجود دارد، خیلی زیاد است.

جوشهای یوریدیها غالباً در سطوح برگ توسعه می‌یابند؛ اما ممکن است در غلافهای برگ وسنبله‌ها نیز دیده شوند. یوریدیها به صورت تاولهای کوچک و پراکنده و تخم مرغی شکل با یوریدیوسپورهای نارنجی رنگ ظاهر می‌شوند. اپیدرم در نواحی اطراف تاولها مختصراً برآورده می‌شود. یوریدیوسپور کروی یا تخم مرغی، خاردار، به رنگ زرد نارنجی است. زمانی که رسیدن گیاهان نزدیک می‌شوند، تلیاها در برگها آلوده توسعه می‌یابند. جوشهای تلیا ممکن است به صورت خطوط سیاه روشن در اطراف یوریدیها رشد کنند، اما به وسیله اپیدرم پوشیده شوند. تلیوسپورها از نظر شکل، از تلیوسپورهای گونه‌های دیگر کاملاً مشخص هستند. نوک سلولهای انتهایی تلیوسپورها پهن و چندین برآمدگی روی آن وجود دارد که به اسپور شکل تاج می‌دهد. وجه تسمیه قارچ نیز اسپورآن است.

قارچ در آب وهوای گرم با تولید مداوم یوریدسپور از فصلی به فصل دیگر منتقل می‌شود. در مناطق خنکتر، بیماری به وسیله اسپورهایی که توسط اسپورهایی که توسط جریان باد از مناطق گرم حمل می‌شوند. یا ایسیوسپورهایی که روی سنجد تلخ تشکیل می‌شوند، آغاز می‌شود.

در بسیاری از مناطق تولید یولاف مثل آفریقا، آمریکای جنوبی و مکزیک، به تناسب پیدایش نژادهای فیزیولوژیک جدید پاتوژن، اقدامات لازم جهت اصلاح ارقام مقالوم صورت نگرفته است؛ بنابراین تولید یولاف در این مناطق به دلیل خسارت زنگ تاجی، زنگ ساقه و ویروس کوتولگی زرد جو کاهش یافته است


هیپرپارازیت زنگ Rust hyperparasite


Darluca filum یک پارازیت اجباری قارچهای مولد زنگ است که غالباً در آب و هوای گرم دیده می‌شود. قارچ اندامهای باردهی سیاهرنگ خود ( پیکنیدها) را در داخل جوشهای زنگ تشکیل می‌دهد.

اندامهای باردهی قارچ به صورت گروههای متعدد، شامل پیکنید کروی سیاه در داخل جوشهای زنگ ظاهر می‌شود. کنیدیها به صورت توده ژله‌ای به رنگ سفید تا خاکستری روشن، از طریق منفذ پیکنیدم آزاد می‌شوند. کنیدیها، بی رنگ ، دو سلولی ، بیضی شکل وکشیده هستند. اندازه‌کنیدیها3-4*14-16 میکرون است. در دو انتهای اسپور چند سیخک کوتاه دیده می‌شود. رشد آهسته قارچ D.filum مانع از آن شده است که این قارچ به عنوان یک عامل مؤثر در کنترل بیولوژیکی زنگها مطرح شود


کوتولگی زبر ذرت Maize Rough Dwarf virus



اولین بار در سال 1362 توسط دکتر ایزدپناه از فارس گزارش گردید. در سالهای اخیر بیماری در شهرستان مرودشت مشکل ساز شده است.

علائم بیماری در مزرعه عبارت است از کوتاه ماندن فاصله میان گره ها وکوتولگی شدید بوته ها، راست ایستادن برگها، وجود برجستگیها یا گالهای ریزی روی دمبرگ و در پشت برگ وهمچنین روی غلاف میوه، این برجستگیها به پشت برگ حالت زبری می دهد. گاهی برای تشخیص گالها نیاز به ذره بین می باشد. در برگهای جوان انتهائی ممکن است حالت رنگ پریدگی دیده شود.

عامل بیماری(MRDV) ویروسی از گروه Reoviridae که دارای دو لایه کاپسید می باشد. در طبیعت فقط زنجره Laodelphax striatellus به عنوان ناقل شناخته شده است.

کنترل:

1. تناوب زراعی که در این تناوب غلات باید حذف شود.

2. استفاده از علف کشها برای نابودی علفهای هرزی که ویروس در روی آنها زمستانگذرانی می کنند.

3. مبارزه با ناقل بوسیله حشره کشهای دیازینون و فوزالن

4. کاشت لاینهای متحمل اینبرید، هیبرید و واریته های مقاوم


سیاهک آشکار جو و یولاف Crown & barley loose smut


یولاف و جو نسبت به فرم گونه‌های مختلف قارچ U.nigra حساسند. این گونه نیز دارای دو نوع است که یک نوع آن تنها به جو حمله می‌کند و نوع دیگر آن تنها به یولاف. علائم بیماری کاملاً شبیه علائم سیاهک آشکار U.nuda است. ریشکها و گلومهای گیاه آلوده در بعضی موارد بویژه در جو رشد می‌کند؛ اما این خصوصیت با توجه به شرایط محیطی و رقم گیاه ممکن است تغییر کند. توده اسپور به رنگ قهوه‌ای شکلاتی تیره تا کاملاً سیاه است. غشایی که توده‌های اسپور را احاطه کرده است، معمولاً سخت‌تر از غشایی است که در U.nuda دیده می شود. زمان پخش اسپورها نیز بسته به میزان دوام غشای پوششی به تأخیر می‌افتد.

تلیوسپورها پس از آزاد شدن پخش می‌شوند و در سطح خاک و پوسته بذرهای گیاهان مجاور قرار گرفته، به صورت غیرفعال تا زمان کاشت مجدد بذر باقی می‌مانند. پس از کاشت بذر، تلیوسپورهای موجود در سطح بذر یا خاک اطراف آن، جوانه زده، پس از تولید اسپوریدی، هیف مستقیماً وارد بافت گیاهچه می‌شود.

تلیوسپورها قهوه‌ای تیره تا سیاه، کم و بیش با قطر 6-5/7 میکرون هستند. تعداد خار موجود در سطح اسپورها متفاوت است. این تلیوسپورها قبل از جوانه زنی عملاً از تلیوسپورهای قارچ یوستیلاگونودا قابل تشخیص نیستند. پس از جوانه زنی، تلیوسپور تولید یک میسلیوم اولیه و اسپوریدیهای کشیده می‌کند. اسپوریدیهای ثانویه نیز ممکن از طریق جوانه‌زنی (شبیه مخمر) ایجاد شود. تشکیل اسپوریدیها وسیله تشخیص مناسبی است.

ضدعفونی بذرها با قارچکش مناسب می‌تواند از آلوده‌شدن گیاهچه جلوگیری کند. استفاده از ارقام مقاوم با ضدعفونی بذر معمولاً بیماری را تحت کنترل قرار می‌دهد.

1. دیفنوکونازول(دیویدند) DS3% 2در هزار

2. تبوکونازول(راکسیل) DS2% 5/1 درهزار

3. کاربوکسین تیرام FL40% 5/2 درهزار

4. دی نیکونازول(سومی ایت) WP 2% 2در هزار : سیستیمیک دو منظوره

ازسموم فوق برای ضد عفونی بذر قبل از کشت استفاده می کنیم


سیاهک سخت جو Barley covered smut



بیماری سیاهک سخت (پوشیده) Ustilago hordei، تنها در جو و یولاف باعث کاهش شدید محصول می‌شود. قارچهای مولد بیماری سیاهک سخت در جو و یولاف، از نظر خصوصیات مرفولوژیک مشابهند؛ اما از نظر ایجاد بیماری در یولاف و جو با یکدیگر تفاوت دارند؛ یعنی یک نوع تنها جو را و نوع دیگر تنها یولاف را آلوده می کند.

کاربوکسین تیرام wp 75% یک تادو در هزار ضد عفونی بذر

مانکوزب wp 80% یک تا دو در هزار ضد عفونی بذر قبل از کشت


سیاهک نیشکر Sugarcane smut 

این بیماری به قسمتهای هوایی گیاه بخصوص برگ حمله میکند برگ پاره پاره (رشته رشته) شده و آویزان می شود، همچنین بجای گل آذین هاگینه دراز وشلاق مانندی بوجود می آید. تلیوسپور Ustilago scitaminea جوانه زده و بازیدیوسپور تولید می کند. بازیدیوسپورروی گیاه می افتد و جوانه نیشکر (در غلاف) (جوانه جانبی) را آلوده میکند. سال بعد که قلمه کاشته میشود گیاهچه آلوده تولید میکند و سیاهک در اواخر فروردین دیده میشود. جایی که هوا خشک است اسپورها سریع پخش میشوند و در جاهای مرطوب اسپورها به هم می چسبند و کمتر(دیرتر) پخش میشوند. بازیدیواسپورها با تشکیل پل لقاح تولید ریسه دیکاریون میکنند. در ایران سه رقم تجارتی نیشکر به نامهای 310- Nco ، 48-Cp و7- Cps کاشته میشود. 310- Nco خیلی به این بیماری حساس است ولی دو رقم دیگر مقاوم هستند. البته این رقم مناسب ترین رقم است. چون نیشکر را باید به محض برداشت به کارخانه برد و پروسه کرد، ارقام زودرس را زودتر و ارقام دیررس را دیرتر برداشت میکنند. بنابراین با توجه به کمبود کارخانه رقم دیررس لازم داریم که 310- Nco دیررس است، پر محصول است و به گرمای حدود 50 درجه سانتیگراد و نیز به سرما مقاوم است.به بیماریهای مهم و بعضی آفات مثل سزامیا (کرم ساقه خوار) نیز مقاوم است. فعلاً این رقم را حذف کرده اند ولی مزارع مخلوط شده (ارقام گوناگون) و این باعث شده مزارع آلوده و سالم و را مخلوط در هم ببینیم.

این سیاهک بسیار گرمادوست است. تلیوسپورها در دمای 25 درجه سانتیگراد به خوبی جوانه نمی زنند. بهترین دما برای جوانه زنی یک تلیوسپور 35 درجه سانتیگراد است. در تلیوسپورزیاد دوام ندارد بخصوص وقتی خاک مرطوب باشد. بقای قارچ در قلمه هاست. بنابراین اگر قلمه سالم داشته باشیم ،سیاهک را نخواهیم داشت. ورود قلمه بسیار مشکل است چون گران است و ورود دو قلمه خوب حدود15-10 دلار است بنابراین رقم را نمیتوان تغییر داد. اصلاح نژاد هم در ایران صورت نمی گیرد.

سیستمهای سالم سازی قلمه :

1-استفاده از آب گرم. حرارت حدود 52 درجه سانتیگراد برای مدت کوتاه(حدود 10تا20 دقیقه) و دمای 50 درجه سانتیگراد برای مدت طولانی(حدود2ساعت). متأسفانه دمای50درجه سانتیگراد موزاییک را از بین نمی برد. این روش با امکانات کشور ما ممکن نیست.

2- استفاده از قارچ کش ها (تیلت): متأسفانه قارچ کشها فقط برای سال اول خیلی موثرهستند. سال دوم بیماری ظاهر میشود و سال سوم کاملاً زیاد میشود. مشخص نیست که سیاهک از کجا می آید و گیاه از طریق ریشه آلوده میشود و یا نه بلکه قارچ کش Fungistatic است و از بین می رود و بنا براین قارچ ظاهرمی گردد. گیاه سال اول را Plant و سالهای بعد به تر تیبRatoon I، II Ratoon، ........وRatoon IV می نامند. درخوزستان تا Ratoon IV پیش میروند. در جاهای سیاهک دار بخا طر سیاهک و در جاهای دیگر بخاطر متراکم شدن خاک. روش دیگر مبارزه کندن بوته های سیاهک زده است . این راهی است که رقم را خالص می کند.

کنترل:

1. ضد عفونی قلمه با پروپیکنازول EC25% دو در هزار

2. ارقام مقاوم

3. عدم استفاده از راتون بالا

4. سوزاندن قلمه های آلوده


ویروس موزائیک نیشکر sugarcane mosaic virus

 
مزارع نیشکرخوزستان آلودگی شدیدی دارد. بسته به رقم بین100-0 درصد آلودگی دیده می شود . بیشتر رقم310-Nco کشت می شود که آلودگی دراین رقم %50 -40است. عامل بیماری

Sugarcane mosaic Virus(ScMv)ازجنس Potyvirusاست که در حدود750nmطول دارد وتوسط گونه های Ropalosiphum انتقال می یابد. یکی از راههای انتقال وپایداری ویروس در قلمه ها است. در شمال ایران مقدارکمی نیشکر کشت می شود که احتمالاً نیشکر از جنوب به شمال برده شده است. در شمال شکر قهوای تولیدمی کنند. در ساری بوته سالم وعاری از ویروس دیده نشده است،شاید به این دلیل است که شرایط برای شته ها مناسب است. آلودگی در ذرت خیلی کم است.

پایداری ویروس در خود بوته های نیشکر می باشد.

کنترل:

1- قلمه سالم (سالم گزینی قلمه): باروشELISA می توان تا حدود زیادی بیماری را در قلمه ها تشخیص داد. برای این کار جوانه های واقع در بند قلمه راگرفته وتست سرولوژیکی انجام می دهند. برادشتن این جوانه ها صدمه ای به قلمه نمی زند


پوسیدگی باکتریائی ساقه maize bacterial stalk rot


این بیماری در سال 1365 از منطقه دشت ناز مازندران توسط بناپور و امانی گزارش گردید. در سال 1367 توسط معصومی و ایزدپناه در فارس مشاهده شد.

علائم بارز بیماری لهیدگی و قهوه‌ای شدن ساقه، قاعده برگها و میوه (بلال) می‌باشد. پژمردگی یا خشک شدن قسمتهای انتهائی یا تمام بوته، پیچ‌خوردگی و تیره‌ شدن قسمتهائی از ساقه و شکسته شدن و افتادن بوته‌ها در بسیاری از موراد مشاهده شده است.

عامل بیماری یک باکتری به نام Pectobacterium chrysanthemi pv.zeae می‌باشد که همنام آن Pectobacterium carotovora var.zeae sabet می‌باشد(در بعضی منابع عامل بیماری راErwinia chrysanthemi pv. Zeae ذکر کرده اند). این باکتری در محیط کشت Nutrient Agar در 28 درجه سانتیگراد کلنی‌های گرد و صاف، به رنگ سفید مایل به خاکستری یا کرم تشکیل می‌دهد و روی محیط YDC (یک درصد عصاره مخمر، 2درصد کربنات کلسیم و 2درصد دکستروز) بعد از 5 روز تولید رنگ آبی خاکستری تا آبی تیره می‌نماید. باکتری مزبور گرم منفی، متحرک و دارای بیش از 4 تاژک غیر طبیعی (Peritrichus) می‌باشد.

حساسیت باکتری جدا شده به اریترومایسین، تولید گلوکز، ذوب ژلاتین، تولید رنگ آبی در محیط YDC، رشد در دمای 36 درجه سانتیگراد و عدم توانائی تولید اسید از لاکتوز با خصوصیات Pectobacterium chrysanthemi تطبیق داشته و آن را از بقیه گونه‌های مولد پوسیدگی از جنس Pectobacterium نظیر Pectobacterium carotovora متمایز می‌سازد.

کنترل:

کاشت ارقام مقاوم و کشت صحیح ذرت و عدم غرقاب زمین در کاهش بیماری مؤثر است


سیاهک معمولی ذرت Common corn smut



سیاهک معمولی ذرت در شهریور ماه سال1360 در مزرعه کوچکی در سمنان مشاهده گردید و در سال 1362 در گرگان و ورامین نیز از چند مزرعه بوته های آلوده به این بیماری جمع‌آوری شد. در حال حاضر این بیماری در مزارع ذرت شهر ری، کرج و ورامین خسارت وارد می کند.

علائم: این سیاهک روی کلیه اندامهای هوائی ذرت از قبیل برگها، ساقه، خوشه و ریشکها دیده می‌شود. نشانه‌های بیماری به این طریق است که روی اندامهای مختلف نبات میزبان برجستگیهائی با گالهای شفاف و براق در اندازه‌های مختلف از 0.6 تا 15 سانتیمتر تشکیل می‌شوند. بزرگترین و بیشترین گال‌ها روی بلال و گل نر تشکیل می‌گردند. گال‌ها توسط غشاء با پوسته سفید براق (نقره‌ای) پوشیده شده که در داخل این غشاء و پوسته توده‌های اسپور قارچ به رنگ قهوه‌ای تیره و به صورت پودری شکل قرار دارند. این گال‌ها بندرت روی برگها نیز تشکیل می‌شوند. گال‌های روی برگ سفت و خشک هستند و حاوی تعداد کمی اسپور می‌باشند. گال ابتدا نرم و سبز است و سرانجام سخت شده و در آن بافت لیفی تشکیل می‌شود که در آن مناطق سیاه دیده می‌شود که آغاز تشکیل اسپورها را نشان می‌دهد. قارچ عامل بیماری با فعالیت و رشد و نمو خود بخش درونی گال‌ها را از بین برده و در نتیجه گال‌ها با غشاء نازک و شفافی پوشانده می‌شوند که با پاره شدن آنها اسپورها آزاد می‌گردند. بافتهای جوان نسبت به این سیاهک حساسیت بیشتری دارند و به همین علت در بعضی موارد این سیاهک باعث مرگ گیاهان جوان می‌شود ولی این حالت عمومیت ندارد

عامل بیماری قارچی است به نامDC) Ustilago maydis )که از خانواده Ustilagaceae و راسته Ustilaginales می‌باشد.

توده‌های اسپور پودری شکل و به رنگ قهوه‌ای تیره یا سیاه هستند. کلامیدوسپورها قهوه‌ای روشن و کم و بیش کروی تا بیضی شکل هستند.

زیست‌شناسی

انتقال این بیماری اغلب از طریق خاک و گاهی هم به مقدار کمی از طریق بذر صورت می‌گیرد. زمستان‌گذرانی قارچ توسط تلیوسپور در خاک و روی بقایای گیاهی ذرت صورت می‌گیرد.

کنترل سیاهک ذرت:

1. بهترین و مطمئن‌ترین راه کنترل این بیماری کشت ارقام مقاوم است.

2. از بین بردن و نابود ساختن خوشه‌ها و بوته‌های آلوده قبل از پاره شدن پوسته گال‌ها و پخش اسپورها

3. همچنین جلوگیری از زخمی شدن گیاه میزبان توسط ماشین آلات کشاورزی در مزرعه در زمان داشت می‌تواند در جلوگیری از گسترش آلودگیها و اشاعه بیماری مؤثر باشد.

4. مصرف کودهای شیمیایی به میزان متناسب در مزرعه نیز تا حدی از توسعه بیماری جلوگیری می‌نماید.


سیاهک پاکوتاه dwarf bunt (سیاهک بدبو stinking smut)



سیاهک پنهان(common bunt) که توسط گونه‌های مختلف جنسTilletia ایجاد می شوند، از بیماریهای مخرب گندم هستند که علاوه بر گندم، به جو و تعداد معدودی از گونه‌های غلات نیز آسیب می‌رسانند. اغلب گونه‌های دیگر بندرت آلوده می‌شوند.

چرخه زندگی قارچهای مولد سیاهک پنهان، شباهت زیادی به سیاهک سخت جو دارد. بوته‌های آلوده معمولاً کوتاهتر از حد طبیعی شده، تعداد پنجه در آنها افزایش می‌یابد. میزان کاهش ارتفاع بوته های آلوده، به نژاد قارچ و رقم گیاه بستگی دارد. علائم بارز بیماری غالباً بعد از مرحله خوشه‌دهی گیاه آشکار می شود. سنبله‌های آلوده دارای رنگ سبز مایل به آبی هستند و گلومهای آنها نسبت به سنبله های سالم بازتر می‌شود. پس از رسیدن محصول، سنبله‌های آلوده با رنگ تیره‌تر و سنبلچه‌های بازتر که نوک دانه‌های آلوده در آنها قابل رؤیت است، براحتی از سنبله‌های سالم قابل تفکیک است.

اختلاف در ارتفاع، شکل و اندازه غیرطبیعی سنبله های آلوده نیز به تشخیص آنها کمک می کند. سنبله‌های آلوده معمولاً بلندتر و تراکم سنبلچه‌های آنها کمتر از سنبله‌های سالم است.

دانه‌های آلوده به جای رنگ زرد طلایی، دارای رنگ خاکستری مایل به قهوه‌ای هستند. شکل دانه آلوده شبیه دانه‌های سالم، اما معمولاً کمی گردتر و کوچکتر است. با فشار دادن دانه، پودر سیاه (تلیوسپورهای قارچ) از آن خارج می شود که دارای بوی ماهی گندیده است. اسپورها در زمان خرمنکوبی پخش شده و دانه های سالم و خاک را آلوده می‌کنند. تلیوسپورها تا زمانی که رطوبت و شرایط مناسب برای جوانه‌زنی فراهم نشده، زنده باقی می مانند. در شرایط مساعد، تلیوسپورها جوانه‌زده، میسلیوم اولیه از آن خارج می شود و روی آن 8-16 عدد اسپریدی اولیه یا بازدیدیوسپور سوزنی شکل بوجود می‌آید که دو به دو با هم تلاقی کرده، ساختمان H شکل را به وجود می‌آورند. در نهایت اسپوریدیهای ثانویه و هیف بیماری‌زا به وجود می‌آید. هیف آلوده کننده گیاهچه جوان و یا نقاط رویشی پنجه‌ها را قبل از خروج از خاک مورد حمله قرار می‌دهد و پس از ورود، خود را به بافت مریستم می‌رساند و به صورت درون بافتی، همراه با گیاه رشد می کند و در مرحله خوشه‌دهی محتویات تخمدان را مورد حمله قرار می‌دهد. عامل بیماری در شرایط آب و هوایی معتدل روی گندمهای پاییزه بخوبی رشد می‌کند.

سه گونه مختلف قارچ از جنس تیلشیا که دارای خصوصیات مشابهی هستند، به عنوان مهمترین عوامل ایجاد بیماری سیاهک پنهان در گندم شناخته‌ شده‌اند که عبارتند از: گونه‌های Tilletia Foetida و T.caries وT.laevisکه سیاهک معمولی را ایجاد می کنند؛ گونه T.controversa که سیاهک پا کوتاه را به وجود می‌آورد.

گونه‌های T.caries و Tilletia Foetida از نظر مرفولوژی، چرخه زندگی، مراحل رشد و پیدایش نژادی‌های فیزلوژیک کاملاً مشابهند، به طوری که می‌توانند واریانتهای یک گونه محسوب شوند. البته این دوگونه از نظر شکل تلیوسپور و بافت دیواره اسپور با هم تفاوت دارند. در T.caries دانه‌های آلوده تقریباً کروی و دارای رنگ قهوه‌ای مات هستند، در صورتی که در Tilletia Foetida دانه‌های آلوده کشیده‌تر هستند. تلیوسپورهای T.caries تقریباً گرد و کروی با قطر 15-22 میکرون و سطح دیواره مشبک هستند. توده اسپور نیز به رنگ سیاه متمایل به قهوه‌ای است. تلیوسپورها در Tilletia Foetida کروی تا بیضوی با دیواره صاف و قطر 17-22 میکرون است.

تفکیک گونه T. Controversa (عامل سیاهک پا کوتاه) از گونه T. caries از روی خصوصیات ظاهری بسیار مشکل است اما خصوصیات دیگری وجود دارد که این دو گونه را کاملاً از هم جدا می کند. در سیاهک پا کوتاه ، توقف رشد در گیاه میزبان بمراتب بیشتر از T . caries (سیاهک معمولی) است. قارچ T. Controversa به مناطقی که دارای پوشش برف زمستانی هستند ، محدود می شود. اسپورهای T. Controversa برای جوانه زنی به مدت زمان بیشتری نیاز دارند و در نتیجه این تأخیر ، آلودگی توسط این قارچ بیشتر در مرحله 2-3 برگی شدن گیاه صورت می گیرد.

کنترل:

موثرترین روش مبارزه با سیاهک پنهان گندم ، استفاده توأم از قارچکشها ( برای ضد عفونی بذر ) و ارقام مقاوم است . از جمله قارچکشهایی که در کنترل اسپورهای خاکزاد و بذر زاد موثرهستند ، می‌توان هگزا کلرو بنزن ( HCB)، پنتاکلرو نیترو بنزن (PCNB ) کربوکسین و تیابندازول را نام برد.

دیفنوکونازول(دیویدند) DS 3% دو در هزار ضد عفونی بذر

تیابندازول(تکتو) WP 52.5% یک و بیست و پنج صدم در هزار ضد عفونی بذر


سیاهکهای پنهان موضعی(هندی) Karnal bunt 

بیماری در مناطقی چون فارس، هرمزگان، بوشهر، جیرفت و کرمان انتشار دارد. عامل بیماری قارچ دیگری از جنس تیلشیا به نام T.indica این قارچ در اصل به گندم معمولی (گندم نان) حمله می‌کند ، اما تریتیکاله و گندم دوروم نیزممکن است آلوده شود بیماری معمولاً در خرمن و از روی دانه‌های شکسته که قسمتی از آنها آلوده به سیاهک است ، قابل تشخیص است. تشخیص در مزرعه مشکل است ، زیرا تنها چند گل در هر سنبله آلوده می شود (جز در مواردی که بیماری خیلی شدید باشد ) بنابراین در مزرعه ، بوته های آلوده براحتی از چشم مخفی می مانند . در بذرهای بیمار قسمتی از بذر سالم باقی می ماند و قسمت دیگر آن همراه با جنین به توده‌ای از اسپورهای سیاه و خشک تبدیل می‌سود . در اینجا نیز مانند سیاهک معمولی ، بوی زننده ماهی گندیده متصاعد می شود .

تلیوسپورهای T.Indicaکم و بیش کروی، بزرگ با قطر25-30 میکرون و سیاهرنگ هستند. سطح آنها کم و بیش مشبک است . اسپور پس از جوانه زنی تولید یک میسلیوم اولیه می کند که از آن اسپوریدیهایی متعددی آزاد می شود . بذرها یا خاک آلوده به اسپور قارچ ، مهمترین منابع آلودگی اولیه هستند .تلیوسپورها در سطح خاک جوانه می زنند و اسپوریدهای زیادی تولید می‌کنند .

اسپوریدیها توسط باد و حشرات پخش می‌شوند و در طی مرحله گلدهی گیاه تخمدانها را آلوده کرده ، ممکن است تمام یا قسمتی از دانه ( در بیشتر موارد ) توسط میسیلیوم قارچ اشغال شده ، به توده اسپورتبدیل شود .

کنترل:

هر چند برای توصیه روشهای مناسب کنترل بیماری به تحقیقات بیشتری نیاز است ، استفاده از بذر سالم ضروری است .اطلاعات جمع آوری شده درمکزیک روی ضد عفونی شیمیایی بذرها نشان داه که ضد عفونی با PCNB به میزان یک کیلوگرم برای هر تن بذر ، تأثیر مناسبی در کنترل اسپورهای بذر داشته است با وجود اینکه بیماری بومی منطقه پنجاب و شبه قاره هند است ، در سوریه ، لبنان ، عراق وترکیه نیزگزارش شده است . به نظر می رسد که وجود آن در سایر مناطق دنیا ، باتوجه به عوامل محیطی ، محدود باشد .

کنترل شیمیایی:

1. سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم در هکتار

2. پروپیکنازول(تیلت) EC 25% نیم در هکتار

3. تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر در هکتار

4. فلوتریافول(ایمپکت) SC12.5% یک لیتر در هکتار

زمانی که 80% بوته ها به خوشه رفته باشند، سمپاشی انجام شود


سیاهک برگی غلات Flag smut



بیماری سیاهک برگ و ساقه غلات Urocystis tritici در درجه اول روی گندم پاییزه ، در مناطقی که زمستانهای معتدل دارند (بوشهر، خوزستان، گیلان) وجوددارد . البته در بعضی نواحی شبه قاره هند ، روی گندمهای بهاره ای که در یکی از ماههای زمستان کاشته شده اند نیزدیده شده است . سیاهک ساقه توسط قارچی که رابطه نزدیکی با قارچ Urocystis agropyri دارد ، در روی چاودار نیزایجاد می شود . تشخیص سیاهک برگی در مزرعه بسیار آسان است ، لیکن اغلب به دلیل کوتاه بودن بیش از حد بوته های آلوده ، از نظر دور می‌مانند . علائم بیماری بصورت نوارهای خاکستری متمایل به سیاه روی برگ و غلاف توسعه می یابد. بوته های آلوده اغلب کوتاه شده ، برگها پیچ خورده و لوله می‌شوند . اپیدرم ، در محل نوارهای آلوده به صورت طولی شکاف خورده ، توده سیاهرنگ اسپور ظاهر می شود . بوته های آلوده معمولاً خوشه نمی دهند .

توده اسپورآزاد شده ، سطح بذرها و خاک را آلوده می‌کند .گیاهچه ها وبوته های جوان توسط اسپوریدیهایی که در سطح خاک ایجاد شده آلوده می شوند . میسلیوم قارچ پس از ورود به درون بافت گیاهچه ، به طور درون بافتی به رشد خود ادامه داده ودرنهایت توده اسپور را در زیر کوتیکول برگ و ساقه بوجود می‌آورد جوشهای حاصل از سیاهگ برگی توسط توده اسپور بال پر شده است . هراسپور بال شامل 1-4 عدد تلیوسپور به هم چسبیده است که توسط چندین سلول عقیم احاطه شده ‌اند. اسپورهای کروی یا زاویه دار ، قهوه ای تیره با دیواره صاف وقطر 10-20 میکرون هستند. تلیوسپور جوانه زده تولید یک میسلیوم اولیه با 3-4 اسپوریدیها با هم تلاقی انجام می‌دهند وهیف بیماری زا را بوجود می آورند .تناوب زراعی همراه با بذر سالم در کنترل بیماری موثر است.

کنترل:

این بیماری با استفاده از ارقام مقاوم و تناوب زراعی تقریباً کنترل شده است . ضد عفونی بذر با قارچکشهای سیستمیک مانند کربوکسین و بنومیل نیز موثر است .


بیماری لکه چشمی غلات Graminicola eye spot

لکه چشمی غلات که بوسیله قارچ pseudocercosporella herpotrichoides ایجاد می شود ، در روی گندم زمستانی اهمیت بیشتری دارد ولی در بسیاری ازمناطق دنیا می‌تواند به غلات بهاره نیز خسارت زیادی وارد کند .این بیماری اغلب قسمتهای پایینی گیاه را مورد حمله قرار می‌دهد . با وجود این علائم بیماری روی ریشه تا حدود 9 سانتیمتر بالی سطح خاک بندرت مشاهده می شود تمامی غلات و بسیاری از گراسها میزبان خوبی برای قارچ هستند . آب وهوای سرد و خنک بیماری را شدت می‌بخشد .علائم بیماری با افزایش سن گیاه بیشتر مشخص می‌شود . زخمهای بیضوی یا چشم مانند روی غلاف برگهای پایینی و همچنین روی پایین ترین میان گره (سطح خاک ) مشهوداست . زخمهای تازه ، قهوه‌ای و مرکز انها کاهی رنگ است . لکه ها ممکن است تمام قسمت پایین را احاطه کند قسمت مرکزی زخمها با افزایش سن گیاه تیره تر می شود . حمله شدید قارچ موجب بروز خوابیدگی (ورس) در بوته‌ها می‌شود . اسپورزایی قارچ در هوای سرد و مرطوب اوایل بهار شدید است و در تابستان کاملاً متوقفمی شود . اسپوردر روی ساقه‌های مسن بسختی تشکیل می شود . کنیدی برها راست ، بدون انشعاب و کوتاه در روی میسلیومهای فشرده شبه استروما ، بوجود می‌آیند . کنیدیها شفاف و کشیده، به طرف نوک باریکتر شده ممکن است کمی خمیدگی داشته باشند. کنیدی دارای ابعاد 1.5-3.5*30-60 میکرون با3-7 دیواره عرضی است . قارچ در روی بقایای گیاهی به صورت میسیلیوم زمستانگذرانی می‌‌کند .آلودگی اولیه ممکن است از کنیدیومهای تشکیل شده روی کاه و کلش آلوده یا از میسلیومها فعال موجود روی غلاف برگهای آلوده پایینی ، شروع شوند . میسلیوم قارچ در عمق وجوانب بافت ساقه گسترش می یابد و در مرکز ساقه که تو خالی است ، میسلیومهای پنبه ای شکل تولید می‌شوند . کنیدیها در مراحل اولیه رشد گیاه بیمار تشکیل شده ، به عنوان منبع ثانویه آلودگی عمل می‌کنند.

کنترل:

تأخیر در تاریخ کاشت پاییزه وتناوب با گیاهانی غیر از غلات ، موجب کاهش میزان ماده تلقیح قارچ می شود و درکنترل بیماری موثراست


بیماری آنتراکنوز غلات Graminicola anthracnose



تقریباً تمامی غلات دانه ریز ، ذرت ، سورگم وتعداد زیادی از گراسها به این بیماری حساس هستند. علائم بیماری معمولاً روی قسمتهای پایینی گیاه ظاهر می شود ؛ ولی ممکن است برگهای بالایی وحتی خوشه ها نیز آلوده شود . علی رغم گسترش نسبتاً زیاد بیماری ، میزان خسارت و کاهش محصول شدید نیست .

قارچ عاملColletotrichum graminicola در مراحل اولیه آلودگی ، معمولاً هیچ گونه علامتی روی گیاه مشاهده نمی‌شود . با پیشرفت بیماری ،گیاه زردرنگ شده ،حالت رنگ پریدگی در گیاه به چشم می‌خورد و گیاه زودتر از موعد مقرر می‌رسد (رسیدگی زودرس ) .چنین گیاهانی ممکن است با گیاهانی که توسط سایر عوامل مولد پوسیدگی ریشه و ساقه آلوده شده اند ، اشتباه گرفته شود .

اندام باردهی قارچ ( آسروول) که مصادف با مرحله رسیدن گیاه ظاهر می شود ، وسیله خوبی برای تشخیص بیماری و عامل آن است . در بین تعداد بسیار زیادی از زوائد خار مانند ، تعداد بی شماری آسروولهای کوچک سیاهرنگ و تخم مرغی تا دوکی شکل در روی ساقه یا غلاف برگ تشکیل می شوند ؛ به همین سبب ظاهری برجسته دارند . کنیدیهای تک سلولی ، داسی شکل ، شفاف تا خاکستری روشن در درون آسروول به وجود می‌‌ ‌آیند . ابعاد کنیدی حدوداً 4-6*20 –30 میکرون است .قارچ معمولاً به صورت کنیدی یا میسلیوم در روی بقایای گیاهی آلوده زمستانگذرانی می کند. آلودگی اولیه توسط ماده تلقیح خاکزاد روی ریشه ها یا قسمتهای پایینی گیاه صورت می‌گیرد . سایر قسمتهای هوایی گیاه نیز ممکن است توسط کنیدیهای ثانویه آلوده شود . گونه های وحشی غلات اطراف مزارع ممکن است به صورت منابع اولیه وثانویه آلودگی عمل کنند . علی رغم پراکندگی وسیع جغرافیایی ، تاکنون تحقیقات محدودی روی این بیماری صورت گرفته است . علت این قصور احتمالاً عدم مشاهده حالت اپیدمی شدید عامل بیماری بوده است .

کنترل:

بیماری در خاکهایی که از نظر فسفر و پتاس فقیر هستند ، شدید تر است . تناوب زارعی با حبوبات ، در مناطقی که بیماری شایع است ، روش مناسبی برای کنترل عامل بیماری است


سفیدک کرکی غلات Cereal downy mildew 

بیماری سفیدک دروغی معمولاً در مناطق مرطوب و مزارع آبی ، بخصوص قسمتهای آبگیر مزرعه دیده می شود . قارچ عامل بیماری درگندمSclerophthora graminicola ودرگیاه جو عامل قارچ Sclerophthora macrosporaاست.

علائم بیماری اغلب در مراحل اولیه رشد گیاه میزبان به صورت زردی برگها ، کوتولوگی شدید، و پنجه زنی زیاد مشاهده می شود . بسیاری از گیاهانی که آلودگی شدید دارند ، طی مرحله پنجه دوانی تا اوایل مرحله رشد طولی ساقه ، از بین می روند . در بوته هایی که آلودگی کمتری دارند نیز برگهای ضخیم و پیچ خورده می شوند و اغلب تولید خوشه نمی‌کنند .در صورت تشکیل خوشه ، پوشش گل ضخیم ،گوشتی و کشیده و بد شکل(پیچیدگی خوشه) می‌شود . دانه های حاصل از خوشه های آلوده فاقد قوه نامیه هستند . لکه های کرکی که بواسطه توسعه کنیدی برها و کنیدی های قارچ ، در بسیاری از گیاهان دیگر به وجود می آید ، در غلات مشاهده نمی شود .

اندام باردهی جنسی قارچ اُاسپور است که در بخش مزوفیل بافت برگهای پایینی و غلات برگهای آلوده بوفور تشکیل می شود. اُاسپورها کروی با دیواره صاف و قطر 30-60 میکرون هستند . پایداری اُاسپور در بقایای گیاهی آلوده و در خاکهای خشک بیشتر است . درون آب یا خاک مرطوب ، اُاسپورجوانه زده ، اسپورانجیوم تولید می‌کند که حاوی تعداد زیادی زئوسپور است . زئوسپورهای آبزی مسئول ایجاد آلودگی هستند . گیاهچه های جوان نسبت به گیاه بالغ حساسیت بیشتری دارند


بوته گنایی غلات Cereal crazy top

بیماری ناشی از Sclerophthora macrospora که نشانهای آن حالت پیسه ای، کوتولگی گیاه، ضخیم شدن و بد شکلی برگها، زردی بوته، پیچیدگی خوشه و عقیم شدن گیاه است.

این قارچ گندم، جو، یولاف، انواع سورگوم را آلوده می کند. زئوسپورهای آبزی مسئول ایجاد آلودگی هستند. قارچ در گیاه سیستمیک می شود


بیماری سفیدک پودری غلات Cereal powdery mildew



سفیدک حقیقی یکی از بیماریهای مهم غلات در مناطق مرطوب است . عامل بیماری قارچ Erysiphe graminis (Blumeria graminis) است که یک انگل اجباری است و روی جو بیشتر از سایرغلات خسارت وارد می کند .

علائم بیماری بصورت لکه های سفید رنگ است که توسط توده میسلیومی سفید مایل به خاکستری در سطح برگ و سنبله ها نیز آلوده شوند . اندامهای باردهی قارچ به رنگ خاکستری مایل به زرد تا تیره در سطح میسلیومهای پیر تشکیل می شود . در سطح زیرین برگ ؛ در محل آلودگی ، نقاط زرد ریز با بافت مرده دیده می شود . در سطح میسلیومهای کنیدی برها به وجود می‌آیند که کنیدیهای پودری زیادی تولید می‌کنند .

در اواخر فصل رویش ، اندامهای باردهی جنسی قارچ ( کلیستوتیشیوم ) ، به رنگ تیره در سطح توده میسلیوم ، به صورت پراکنده قابل تشخیص است . میسلیومهای قارچ معمولاً به صورت سطحی توسعه می یابند . و تناه در قسمتهای که هوستوریوم تولید می شود ، میسلیوم به داخل سلولهای اپیدرمی نفوذ می کند . در سطح میسلیوم کنیدی برهای زیادی تشکیل می شود که حامل کنیدی های تخم مرغی ، شفاف و تک سلولی به ابعاد 8- 10* 20-35 میکرون است . اندامهای تولید مثل جنسی (کلیستوتیشیوم ) قارچ کروی ، سیاهرنگ با دیواره سخت و به قطر 150-300 میکرون است . این اندامها برای تولید آسکوسپور رسیده و به شرایط آب و هوایی و یا زمستانگذرانی نیاز دارند و کلیستوتیشیومهایی که روی گیاهان در حال رشد دیده می شود ، معمولاً دارای آسکوسپورهای نارس هستند. قارچ E.graminis از حالت تخصصی بالایی در مقابل میزبان برخوردار است ، به طوری که برای هر یک از میزبانها ، فرمهای اختصاصی مخصوص به آن میزبان وجود دارد. مثلاً ترتیکاله نسبت به فرمهای مربوط به جو و گندم مقاومت بیشتری از خود نشان می دهد . هر یک از فرمهای اختصاصی نیز نژادهای فیزیولوژیک مختلفی را شامل می شود .

عکس العمل ارقام مختلف میزبان متفاوت است وجود لکه های زرد و قهوه ای همراه با رشد توده میسلیوم و اسپور زایی زیاد ، از مختصات ارقام حساس محسوب می‌شود : در حالیکه در ارقام مقام لکه ها روشن بوده ، توده میسلیومی دیده نمی شود .کلیستوتیشیوم قارچ بوفور در روی بافت آلوده میزبن تشکیل می شود ؛ اما آسکوسپور رسیده در آنها بندرت یافت می شود . ظاهراً آسکوسپورها در ایجاد آلودگی اولیه نقش زیادی ندارند . توسعه قارچ بیشتر توسط میسلیومهایی که در روی بقایای گیاهی آلوده یا سایر گیاهان زنده زمستانگذرانی می‌کنند صورت می‌گیرد .

کنترل:

بهترین روش کنترل قارچ انگل ، استفاده از ارقام مقاوم است . هر چند سمپاشی اندامهای هوایی گیاه توسط قارچکشها(آلتو، فولیکور، تیلت) نیز در بعضی از مناطق متداول است


بیماری کچلی (اسکالد) جو Barley scald



کچلی یا اسکالد ، در درجه اول یک بیماری برگی در جو و چاودار است که توسط قارچی موسوم به Rhynchosporium scalis ایجاد می شود . گرچه ممکن است سایر غلات وحشی (گراسها ) نیز آلوده شوند که در این صورت گیاه آلوده به صورت منبع آلودگی ، به توسعه بیماری کمک می‌کند.

کچلی یکی از بیماریهای مهم جو در نواحی معتدل سرد مرطوب و مرتفع مناطق گرمسیری است . عامل بیماری بیشتر برگهای جو را مورد حمله قرار می دهد ؛ اما در مواقعی که بیماری شدید است ممکن است پوششهای گل و ریشکها نیزآلوده شوند

بیماری را از روی علائم برگی می‌توان براحتی تشخیص داد . علائم اولیه به صورت لکه های کوچک بیضوی یا دوکی شکل است . مرکز لکه ها به رنگ خاکستری مایل به سفید است و اطراف آنها توسط یک نوار قهوه ای یا مایل به قرمز احاطه شده است . باگذشت زمان لکه های کوچک توسعه یافته و به یکدیگر می‌پیوندند و لکه های بزرگتر با ابعاد و اشکال مختلف بوجود می‌آید . مرکز لکه ها نیز ممکن است از خاکستری مایل به آبی تا قهوه ای تیره تغییر رنگ دهد .

اسپورزایی قارچ در شرایط آب و هوایی خنک و مرطوب به خوبی صورت می‌گیرد . شرایط گرم و خشک موجود در مرحله رسیدن خوشه های گیاه ، سبب کاهش تعریق یا توقف تولید اسپور می شود . لکه های ایجاد شده در روی گیاه میزبان ، محیط بسیار مناسبی برای نفوذ و رشد سایر عوامل بیماری زا ست . کنیدیهای قارچ توسط میسلیومهای کنیدی زا و به وصورت یک لایه ژلانتینی نازک ، در سطح لکه ها ایجاد می شود . توده کنیدی به صورت یک لایه متراکم و مرطوب از سلولهای مخمری شکل بی رنگ تشکیل می شود . کنیدیهای بی رنگ با یک دیواره عرضی به شکلهای مختلف و معمولاً دارای نوک هستند . اندازه اسپورها به 3-5*16-20 میکرون می‌رسد . بعضی کنیدی ها در محل نوک دارای خمیدگی هستند . زمستانگذرانی قارچ به صورت میسلیوم روی بقایای گیاهی آلوده صورت می گیرد . تولید اصپور معمولاً در اوایل فصل که هوا خنک و مرطوب است ، صورت می‌ گیرد . کنیدیها مسئول ایجاد آلودگی اولیه و ثانویه هستند .

کنترل:

بهترین روش مبارزه استفاده از ارقام مقاوم و تناوب زراعی با استفاده از سایر نباتات زراعی است


نماتدهای مولد زخم ریشه غلات

نماتدهای Pratylenchus thornei و P. Neglectus و نماتد دیگری به نام Paratylenchoides ritteri در استانهای مازندران، گلستان، آذربایجان شرقی، کرمانشاه، ایلام، لرستان، خوزستان،گیلان انتشار دارد و به ریشه غلات خسارت می‌زند.


نماتد مولد غده ریشه Meloidogyne naasi

نماتد Meloidogyne naasi دامنه میزبانی وسیعی دارد. آلودگی از طریق گره‌ها یا گالهای کوچکی که روی ریشه ایجاد می‌شود،قابل تشخیص است. نوک ریشه‌های آلوده دچار پیچ خوردگی می‌شود. در برخی موارد انشعاب شدید ریشه‌ها دیده می‌شود. نماتداغلب در بهار یا اوایل تابستان گیاه را مورد حمله قرار می‌دهد. باعث ایجاد غده یا گال روی ریشه‌ها می‌شود. در داخل هر غده یک یا چند نماتد ماده وجود دارد.

 


نماتد گالی گندم seed gall nematode



نماتد گالی گندم Anguina tritici، اولین نماتدی است که به عنوان انگل در غلات شناخته شده است. این نماتد علاوه بر گندم،ممکن است چاودار، تریتیکاله و دیگر گونه‌های مشابه را نیز مورد حمله قرار دهد. نماتد گالی در خاور میانه و خاور دور خسارت زیادی به مزارع گندم می‌زند.

علائم:

در مراحل اولیه رشد گیاه،علائم به صورت چروکیدگی برگها ظاهر می‌شود. در مراحل رشد نهایی گیاه ،گالها در داخل اندامهای گل،شکل گرفته، جایگزیندانه می‌شوند. دانه‌های آلوده تقریباً شبیه دانه‌های سالم هستند؛ ولی رنگ آنها کمی تیره‌تر واندازه آنها کمی کوچکتراز دانه‌های سالم است و بسیارسخت‌ترند. در هر گال تعداد بسیار زیادی پوره نماتد وجود دارد. وجود گالها به صورت مخلوط با بذر سالم، باعث انتشار نماتد می‌شود.

مناسبترین روشهای کنترل:

1- تناوب زراعی

2- استفاده از ارقام مقاوم

3- استفاده از بذر سالم و عاری از گال نماتد( بهترین روش پیشگیری )

بیماری های مهم مرکبات

سر خشکیدگی درختان مرکبات (ناتراسیا) Citrus dieback

در ایران علاوه بر مرکبات به سایر درختان منجمله بادام، زردآلو، گیلاس، اوکالپتوس و … پسته، انار، توت، حمله می کند. ولی بیماری در همه گیاهان اهمیت ندارد، بیماری در خوزستان وسایر مناطق گرمسیری اهمیت دارد در فارس گاهی روی سیب نیز دیده شده است. در شهرستان جهرم به شدت درخت توت را مورد حمله قرار میدهد (مهندس ایازپور). عامل بیماری قارچ Nattrassia mangiferae است قارچ بیشتر از محلهای آفتاب سوخته و قسمتهایی از درخت که در معرض آفتاب وگرمای شدید است وارد می‌شود. علائم به صورت ورقه‌ورقه شدن پوست که زیر آن پودر سیاه رنگ (آرترو کنیدیم ) قارچ است دیده می‌شود، قارچ پیکنیدیم نیز تولید کرده که در بافت گیاه تشکیل شده و اهمیت چندانی ندارد، معمولاً قارچ در دمای زیر 30 درجه سانتیگراد خسارت نمی‌زند.
 


کنترل شیمیائی :

اکسی کلرور مس (کوپراویت ) WP35% به میزان 5 در هزار

توصیه:

1- تقویت درختان بخصوص در مقابل تنشهای آبی وآفتاب سوختگی

2- حذف شاخه‌های آلوده

3- در صورت امکان اجتناب از کشت ارقام پرتقال، لیمو، نارنگی گریپفروت و نارنج که حساسیت بیشتری دارد.

4- بهداشت باغ (خروج چوبهای آلوده )


بیماری مرگ گیاهچه مرکبات Citrus Damping off of seedlings

خسارت وشدت بیماری مرگ گیاهچه بیشتر در خزانه و نهالستانهاست. این بیماری وقتی در خزانه حرارت ورطوبت خاک زیاد باشد وحرارت برای قارچ عامل بیماری مناسب است خسارت شدید می‌شود. دو نوع از این بیماری تشخیص داده شده است یکی قبل از بیرون آمدن گیاهچه ودیگری پس از ظهور گیاهچه. قارچ عامل Rhizoctonia solani که عامل اصلی مرگ گیاهچه است همچنین قارچهای پیتیوم و فایتوفتورا نیز اگر درجة حرارت ورطوبت زیاد باشد به گیاه حمله می‌کند. بر اساس تحقیقات مهندس ایازپور در جهرم جنس پونسیروس نسبت به بیماری مقاوم و هیبریدهای آن حساس می‌باشد.



کنترل بیماری :

1- تهیه خزانه سالم با استفاده از خاک بکر

2- ضد عفونی خاک خزانه با متیل برو ماید و D-D و واپام


گموز‌‌ ‌‌مرکبات Citrus gummosis

بیماری گموزGummosis یا پوسیدگی طوقه‌ و ریشه Root-rot درختان مرکبات اولین بار در سال1834 ازآسور گزارش گردیده است. در ایران بیماری اولین بار در سال 1320 گزارش شده و در مناطق شمالی و جنوبی کشور بخصوص خوزستان و فارس وجود دارد.




عامل بیماری در بیشتر مناطق ایران Phytophthora citrophthora و Phytophthora parasitica می‌باشد. قارچ Phytophthora ازقارچهای کاذب Oomycetes است که فرم جنسی آن بصورت oospore است. قارچ دارای تیپهای متفاوت وهتروتالیک است. اما‌ زمستانگذرانی بوسیله ااسپور وکلامیدسپور می‌باشد.

علائم بیماری بروی طوقه در ابتدا به صورت لکه کوچک قهوه‌ای ظاهر شده که خیلی نامشخص است وبه تدریج گسترش یافته وجهت پخش آن به طرف بالا است وبه صورت بیضی در می‌آید وآوندهای آبکش را از بین می‌برد. در محل آلودگی مرکبات ترشح صمغ دارد از جمله موارد دیگر مورد حمله ریشه است؛ که اغلب لهیدگی وسیاه شدن ریشه را در پی دارد. در بارندگی شدید میوه نیز بر اثر حمله قارچ دچار آسیب می‌شود.

کنترل: شامل پیشگیری ومعالجه می‌باشد.

پیشگیری :

1- انتخاب پایه مقاوم : انواع پرتقال، انواع نارنگی، لیموترش، لیموشیرین، بکرائی و ترنج از جمله ارقام حساس می‌باشد. نارنج (به تریستیزا حساس) ونارنج پونسیروس تریفولیاتا (به اگزوکورتیس حساس) به بیماری گموز مقاومند.

2- محل پیوندک باید 30-15 سانتیمتر از خاک فاصله داشته باشد.

3- حذف علفهای هرز از دور طوقه

4- خوداری از ایجاد زخم اطراف طوقه

5- جلوگیری از جمع شدن آب دور طوقه درخت

6- ضدعفونی ریشه توسط محلول بردو 3 درهزار

7- خرید نهال سالم از خزانه

8- باید دقت شود در حین پیوندزنی قطراتی از آب یا ذره‌ای ازخاک باغ بین پایه وپیوندک قرار نگیرد.

9- فواصل بین درختان حفظ شود

10- اگر پوسیدگی بیشتر از نصف دور طوقه را فرا گرفته باشد باید درخت آلوده را قطع کرد.

معالجه:

ابتدا خاک دور طوقه درخت مبتلا را کنار زده واز رسیدن آب به آن جلوگیری به عمل آورد. درخت مبتلا باید جداگانه آبیاری شود. نقطه پوسیده اگر توسعه نداشته ‌باشد ودر مراحل اولیه پیشرفته است با یک چاقوی تیز پوست محل را تراشیده تا به بافت زنده برسیم آنگاه به وسیله محلول یک درصد پرمنگنات پتاسیم و یا مخلوط بردو و یا ارتوساید و کوپراویت به میزان یک در هزار ضدعفونی سطحی می‌کنیم وپس از دو هفته محل را با چسب باغبانی می‌پوشانیم.

طرز تهیه محلول بردو یک درصد:

کات کبود یا( سولفات مس) 200 گرم، آهک زنده200 گرم، آب20 لیتر

طرز تهیه محلول بردو برای ضدعفونی ریشه‌ها قبل از کاشت:



کات‌کبود 70 گرم، آهک زنده 70 گرم، آب 20 لیتر


لکه سبز مرکبات Citrus greening

بیماری ناشی از باکتریهای سخت کشت Liberobacter asiaticum (عامل لکه سبز آسیایی) و L.africanum (عامل لکه سبز آفریقایی) در مرکبات که نشانه‌های آن موزائیک در برگها، زردی شاخه‌ها، باقی ماندن لکه‌های سبز روی میوه و زوال درختان است. باکتریهای مزبور در بافت آبکشی درختان آلوده استقرار دارند و هر یک با گونه‌ای پسیل انتقال می‌یابند. یکی از پرخسارت ترین بیماریهای مرکبات درجنوب شرقی آسیا، شبه قاره هند، آفریقای جنوبی و شبه جزیره عربستان است.

 


پســـوروز مرکبات(ویروس پوسه‌ی مرکبات) citrus psorosis virus

به گروهی از بیماریهای ویروسی گفته می‌شود که از نظر ظاهری کاملاً متفاوت می‌باشند. ولی یک صفت مشترک در نقوش کردن برگهای تازه روئیده دارند. این نقشها به دو صورت 1- Flecking pattern یا نقش میخی که بصورت خطوط کمرنگ و لکه‌های روشن بین رگبرگ‌ها و موازی با آنها می‌باشد. 2- Oak leaf pattern یا نقش برگ بلوطی ،لکه‌ها یا خطوط روشن که حاشیه مجموع آنها نقشی مانند برگ بلوط ایجاد می‌کند. از دیگر علائم پوسته پوسته شدن پوست درخت در ناحیه طوقه، گلدهی خارج فصل،فرورفتگی‌های عمودی باریک روی چوب و زیر پوست، تولید صمغ و زوال است که دراغلب نواحی مرکبات خیز به ویژه نواحی خنکتر وجود دارد. برای این ویروس و ویروس لکه حلقوی مرکبات نامهای جنس spirovirus و ophiovirus پیشنهاد شده است.

براثر عواملی چون حمله تریپسها، کنه‌ها، عنکبوت قرمز، دانه‌های تگرگ یا وزش بادهای شنی به سطح برگها علائمی شبیه پسوروز ایجاد می‌نمایند.

انتقال پسوروزها:

1- پیوند(بیماری پسوروز بوسیله پیوندک آلوده از درختان بیمار به درختان سالم منتقل می‌شود.)

2- بذر(چند مورد از بیماری crinkly leaf توسط بذر منتقل شده است)

3- مکانیکی(تنها ابلقی شدن برگها و میوه‌ها و برگ موجی crinkly leafبا عصاره منتقل شده است)

4- پیوند ریشه

5- سس cuscuta

کنترل:

1- انتخاب پیوندک سالم

2- انتخاب نهال‌ها و پیوندکهای جدید

3- تراشیدن پوسته‌ها قبل از توسعه شدید آنها

4- ترموتراپی: سه ماه نگهداری در درجه حرارت c40 به مدت 16 ساعت در روز وc30 به مدت 8 ساعت در شب موجب حذف پسوروز concave gum، in factions variegation، A تریستیزا، vein Enation شده است.

5- از بین بردن درختان آلوده
 


بیماری فوماژین مرکبات(دوده‌ی مرکبات) citrus sooty mold

بیماری در اثر وجود مواد قندی(عسلک) حاصل از حشرات مکنده بروی مرکبات در نواحی گرم و مرطوب عارض می‌شود.در طی این شرایط قارچهای ساپروفیت تکثیر و رشد پیدا می‌کنند. این قارچهای ساپروفیت به هیچوجه حالت انگلی نداشته و در نهایت باعث تجزیه عسلک می‌شود. بیماری از لحظه‌ای که عسلک حشرات درخت را خیس می‌کند شروع می‌شود. معمولا قارچ Capnodium citri روی شاخ و برگ و میوه مرکبات ایجاد کپک می‌کند.

مبارزه با این بیماری فقط از طریق کنترل حشرات ایجاد کننده عسلک(شته‌ها و شپشکها) می‌باشد
 


تریستیزای مرکبات(بیماری غم) Citruc Tristeza

Trieste به معنی غم و اندوه است. این بیماری اولین بار در اواخر سال 1890 در آفریقای جنوبی مشاهده شده است. در ابتدا تصور می‌شد که علت ناسازگاری بین پایه و پیوندک است. در ایرن بیماری در سال 1355 در ساری روی نارنگی ساتسوما satsuma مشاهده شده است. تریستیزا به انواع مرکبات حمله می‌کند. پایه‌های نارنگی و پرتقال حساسند و پایه‌های نارنج و لمون بسیار حساسند. روی پایه سلطانی مرکبات، توسرخ، توسبز مرگ ناگهانی ایجاد می‌کند.



عامل ویروس رشته‌ای به ابعاد 2000×12 نانومتر از گروه Closterovirus که با شته انتقال می‌یابد و دارای گسترش جهانی است. علائم تیپیک در درختان پیوند خورده با پایه‌های حساس بصورت زوال(decline) سریع یا مزمن بروز می‌نماید. اما در درختان پیوند نخورده زردی ظاهر می‌شود. در درختان جوان گل دهی به میزان بالایی است. در درختان مسن درخت میوه زیاد و ریزی تولید می‌کند. ازعلائم دیگر بیماری آبله‌ای شدن (stem pitting) ساقه‌های کمتر از یک سال است. بر اثر فعالیت ویروس در بافت آبکش مواد غذایی به ریشه نمی‌رسد و درخت دچار زوال می‌شود. در حالتهای شدید باعث زرد شدن برگهای انتهایی و توقف رشد آنها می‌شود. متداولترین روش تشخیص بیماری تریستیزا روش تست Elisa است.



تنها راه مبارزه و پیشگیری بیماری تهیه پیوندک عاری از ویروس و پیوند آن روی یک پایه مقاوم است. البته باید با ناقلین نیز به شدت مبارزه کرد. ازپایه‌های مقاوم نارنج poncirus trifoliata و راف لمون است. پایه‌های متحمل پرتقال، لیمو خارکی، نارنگی کلئوپاترا و ترنج است.


سبزردی ابلق مرکبات Citrus variegated chlorosis

بیماری ناشی از باکتری سخت کشت Xylella fastidiosa در مرکبات که نشانه‌های آن بطورعمده شبیه کمبود روی است. سبزردی (chlorosis) بیشتر دربرگهای مسن دیده می‌شود. در محل لکه‌ها ممکن است آسیبهای صمغ آلود درسطح زیرین برگ به وجود آید. از بیماریهای جدید و مهم مرکبات در امریکای جنوبی بشمار می‌آید.

 



بلاست مرکبات Citrus blast

بیماری ناشی ازباکتری Pseudomonas syringae pv. Syringae است که در مرکبات ایجاد لکه‌های نکروتیک در برگها، دمبرگها و میوه می‌نماید. لکه‌های تیره رنگ روی میوه black pit نیز نامیده شده‌اند. نشانه‌های بیماری در شاخ و برگ جوان شبیه نشانه‌های سرمازدگی است.

 


کنترل: سمپاشی با ترکیب بردو 0.5درصد و اکسی کلرور 1 درهزار. هرس شاخه‌های آلوده واقدامات قرنطینه‌ای


بیماری آنتراکنوز مرکبات Citrus anthracnose

عبارت آنتراکنوز به معنای شبه زغال Like-coal واولین بار توسط Faber و Dunal در سال 1853 روی انگور گزارش شده‌است. بیماری در سال 1326 توسط اسفندیاری از مناطق شمالی کشور جمع‌آوری وگزارش شده وسپس در سال 1333 از مناطق جنوب توسط شریف گزارش گردیده‌است.

 


آنتراکنوز مرکبات انتشار جهانی دارد. بیماری ناشی از گونه‌ Colletotrichum gloeosporiodes در انواع مرکبات که نشانه‌های آن لکه‌های نکروتیک در برگ و خشکیدن سرشاخه‌هاست. در میوه نشانه بیماری به صورت لکه‌های قهوه‌ای تا سیاه ظاهر می‌شود. آنتراکنوز میوه در میوه‌های رسیده مخصوصاً واریته‌های میان‌رس و زودرس گریپ‌فروت دیده می‌شود.

کنترل شیمیایی :

1- استفاده از قارچ‌کشهای فربام، زینب، کاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار

2- در پاییز موقع خواب سمپاشی با دو کیلوگرم سولفات مس، یک کیلوگرم سولفات روی و دو کیلو گرم آهک وصد لیتر آب

توصیه‌ها: 1- تقویت گیاه 2- حذف شاخه‌های خشکیده در پاییز 3- کنترل آفات وسایر بیماریها


شاخه میری مرکبات Citrus blight

زوال درختان مرکبات با نشانه‌های پژمردگی و مرگ شاخه‌ها، تاخیر در رشد بهاره و نشانه‌های کمبود عنصر روی در برگها، این بیماری با بسته شدن راه آوندهای چوبی و تمرکز روی در شاخه‌ها همراه است. شاخه میری مرکبات درفلوریدا(امریکا) شایع است و عامل آن به درستی معلوم نیست


 


شانکر باکتریایی مرکبات citrus canker

نوعی بیماری در مرکبات که در مناطق جنوبی کشور از جمله هرمزگان جیرفت، کرمان، سیستان و بلوچستان باعث بروز مشکلاتی برای باغداران گردیده است.

عامل آن باکتری Xanthomonas axonopodis pv.citri است وروی میوه وبرگ لکه‌های ابتدا آبگز وبعد چوب پنبه‌ای کمی برجسته وروی شاخه‌های جوان زخمهای جرب مانند ایجاد می‌کند. از این باکتری پنج سویه به نامهای A،B،C،DوE گزارش شده است سویه‌A نسبت به سویه‌های دیگر قدرت بیماری‌زایی بیشتر ودامنه میزبانی وسیع‌تری دارد

 


ویروئید کاکسیای مرکبات Citrus cachexia viroid

ویروئیدی متشکل از حدود 300 نوکلئوتید که در بیشتر گونه‌های مرکبات به ویژه بعضی از انواع نارنگی تولید آلودگی می‌کند و نشانه‌های آن عبارت است از تولید صمغ در پوست، تشکیل حفره‌هایی در چوب و مقابل آنها برجستگیهایی در سطح داخلی پوست و کوتولگی
 


لکه سیاه مرکبات Citrus black spot

این بیماری در آفریقای جنوبی، استرالیا و تایوان اهمیت بالایی دارد و دارای خسارات اقتصادی است. بیماری ناشی از Guignardia citricarpa است که شکل غیر جنسی قارچ Phyllosticta citricarpa است . تمام واریتهای تجارتی مرکبات به این بیماری حساس هستند وبیشتر بیماری روی درختان مسن وضعیف است. قارچ روی درختان دیگری مثل بادام و رز دیده شده است. برگهای آلوده بیشتر حالتLatent دارند. این برگها پس از افتادن اندام باردهی قارچ بر روی آنها تشکیل می‌شود. پس از رسیدن آسکها آسکوسپورها آزاد شده وبه وسیله باد منتشر می‌شود پیکنیدیوسپورها نیز به وسیله باران پخش می‌شوند ولی نقش آسکوسپورها مهمتر است. نشانه اصلی بیماری وجود لکه‌های تیره در برگ ومیوه است کنترل بیماری از طریق سمپاشی با ترکیب بردو یا زینب.
 


نماتد مرکبات citrus nematode



نماتد مرکبات Tylenchulus semipenetrans اولین بار در سال1912 توسط یک بازرس اداره باغبانی کالیفرنیا به نامR.Hdges در یکی از باغات لس‌آنجلس مشاهده شد. اولین نمونه‌برداری در ایران درشیراز انجام شد. نماتد درفسا، جهرم، کازرون، برازجان، اندیمشک، اهواز، آبادان نیزنمونه‌برداری شده است.

مرفولوژی و بیولوژی

دارای دو شکل جنسی بوده و ماده‌ها تخم‌مرغی شکل و درخارج ریشه روی آن قرار می‌گیرد.نرها باریک می‌باشند. Bursa دیده نمی‌شود. ماده‌ها بروی ریشه‌های فرعی ضخیم که رشدشان متوقف شده ویک لایه از خاک روی آنها را پوشانده است قرار می‌گیرند.این توده خاک در اثر ترشح مخاطی ریشه باقی می‌ماند و نماتد را در مقابل شکارچی‌ها و دشمنان طبیعی محافظت می‌نماید.

طول بدن ماده‌ها بین 0.35 تا 0.40میلیمترمتغیر بوده و دارای بدنی کیسه‌ای شکل است،که معمولابه سمت شکم در ناحیه vulva درست در سمت جلو ودر فاصله کوتاهی از دم خم شده است. حفره دفعی خوب رشد یافته ودر جلو vulva قرار گرفته است. Ovary معمولا دارای دو خمیدگی بوده و به ناحیه مری می‌رسد.

اولین پوست اندازی درون تخم انجام می‌شود. از مجموع پوره‌ها در حدود26% تبدیل به نماتد نر می‌شود.مرحله دوم پورگی قبل ازتوده تخم خارج شوند بوجود می‌آید و طول آنها بین 0.28 تا0.34 میکرون تغییر می‌کند. مرحله دوم پورگی نرها 48ساعت مرحله سوم 108 ساعت ومرحله چهارم پورگی180 ساعت طول می‌کشد.معمولا نرها یک هفته پس از تفریخ به سن بلوغ می‌رسند. درسن چهارم طول بدن به0.26 تا 0.33 میلیمتر می‌رسد و Testis و Spicule قابل رویت می‌باشد،اما stylet نامشخص باقی می‌ماند و مری باقی می‌ماند.

مرحله دوم پورگی ماده در حدود 14 روز وقت لازم دارد تا ظاهر شود واز سلولهای ریشه تغذیه نماید و خود را برای پوست اندازی آماده نماید. در این مرحله وقتی خاک مورد مطاله قرارمی‌گیرد نماتد مشاهده می‌شود و در صورت نبود گیاه میزبان می‌تواند به زندگی خود ادامه دهد.

Vulva بصورت یک شکاف عمیق وحفره‌ی دفعی خیلی برآمده است. دم نسبتا مخروطی و به سمت پشت برگشته است و به یک نوک کلفت خاتمه می‌یابد.anus و rectum مشاهده نمی‌شود.ماده‌های جوان وماده‌های سن چهارم 21 روز بعد از ورود نماتد به داخل ریشه گیاه ظاهر می‌شوند. پس از یک هفته ماده‌های جوان به لایه pericycle ریشه نفوذ کرده و در حدودسه چهارم طویلتر می‌شوند.

برای تکمیل دوره‌ی ز‌ندگی از مرحله تخم تا خاتمه دوره بلوغ8-6 هفته طول می‌کشد. در اثر حمله این نماتد برگها وشاخه‌های مرکبات زرد شده و محصول کاهش می‌یابد. تعداد تخمی که یک ماده می‌گذارد75-100 عدد می‌باشد. درجه حرارت مناسب برای آلودگی میزبان31-25 می‌باشد. تحت شرایط خشک لاروها ونرها پس از 9 روز که در آب فرو برده شوند مجددا به زندگی خود ادامه می‌دهند.

علائم و نشانه‌های خسارت :

براثر حمله نماتد به ریشه مرکبات،درختان به تدریج روبه زوال می‌روند. برگها کم پشت وسبز مایل به خاکستری وکدر می‌شوند. سرشاخه‌ها خشک شده میوه‌ها کوچک و کم بوده و اغلب می‌ریزند.ریشه‌هارشد طبیعی نداشته، ضخیم به نظر می‌رسند. و یک لایه خاک روی آنها فرا گرفته است که به آسانی شسته نمی شود. این علائم موید آن است که نماتد ریشه مرکبات را آلوده کرده است. هیچگونه تورم یا گال روی ریشه‌ها دیده نمی‌شود. ولی ریشه‌های آلوده کلفتر هستند.

نرهای بالغ نماتد مرکبات انگل نبوده وتغذیه و خسارت به ماده‌ها ولاروهای نر وماده محدود می‌شود.تغذیه لاروها بطور پارازیت خارجی روی بافتهای پوست است. ماده‌های جوان از ناحیه سر تا گردن در پوست فرورفته است. سرآنها داخل حفره‌ای که دریک ناحیه گیاهی ساخته شده به اطراف حرکت می‌کند. تغذیه از6-10 سلول مجاور این حفره که بنام یاخته‌های پرستار معروفند صورت می‌گیرد. درگیاهان مقاوم پس ازنفوذ لاروها به یاخته‌های پوستی این سلولها نکروز شده و درنتیجه تغذیه صورت نگرفته و نماتد از بین می‌رود. درشیره گیاهان مقاوم و غیر میزبان مواد مسموم کننده نماتد نیزدیده شده است. معمولا تاوقتی که جمعیت نماتد روی ریشه درخت به حد نصاب (40000 لارو ) نرسد درخت کاملاً از بین نمی‌رود. ازطرفی نشانه‌های بیماری روی اندامهای فوقانی 3-5 سال بعد از آلودگی ریشه ظاهر نخواهد شد. وسرانجام براثر فساد ریشه و عدم جریان شیره گیاهی به بالای درخت از بین خواهد رفت.

کنترل :

1- شناسایی باغهای آلوده و جلوگیری از انتقال خاک و نهال آلوده

2- استفاده از پایه های مقاوم از جمله نارنج سه برگ

3- فومیگاسیون خاک به صورت موضعی

4 - سم دایتراپکس SL100% قبل از کشت، ضدعفونی خاک

توصیه‌ها:

این سم دارای گیاه سوزی شدید می‌باشد و در ضد غفونی خاک کاربرد دارد. برای جلوگیری از گسترش بیشتر نماتد مرکبات باید اقداماتی در جهت تهیه نهالهای سالم و جلوگیری از کاشتن نهالهای آلوده انجام گیرد. استفاده از پایه‌های مقاوم از قبیل نارنج سه برگی نیز موثر است. برای ضد عفونی از متیل بروماید نیز استفاده می‌شود. اینکار بوسیله اپلیکاتور و در زیر پوشش پلاستیکی انجام می‌شود.

 

بیماری های مهم پیاز

پوسیدگی خاکستری پیاز Onion Gray blight

عامل این بیماری سه گونه قارچ می‌باشد که تولید Blight می‌کند :

Botrytis squamosa

B. cinerae

B.allii
پوسیدگی عمیق قهوه‌ای با کپک خاکستری روی آن و اسکلرتهای سیاه از علائم پوسیدگی گردن پیاز است .

در ایران مهمترین عامل پوسیدگی پیاز B.allii می‌باشد .

گونه B.squamosa تولید سوختگی بسیار شدید در برگ می‌کند و گیاه را از بین می‌برد. اما در گونه B.cinerae تنها نقاط زیر قهوه‌ای روی برگ ایجاد می‌شود B.allii عمدتاً به غده حمله می‌کند و به عنوان پاتوژن برگی زیاد مطرح نیست ، اما گاهی به برگهای زخمی حمله کرده و موجب تولید لکه های ریز می شود که بسیار کم این وضع اتفاق می‌افتد. در اغلب موارد اسپور این قارچ اگر روی برگ سالم قرار گیرد جوانه زده و موجب زردی خفیفی در برگ می‌کند. قارچ بوتریتیس در مناطق خنک و مرطوب مسئله ساز است . کنیدیوفر آن درختچه‌ای است که در انتهای کنیدیوم و استریگما قرار دارد . این قارچ اسکلرت هم تولید می‌کند . علاوه بر این در پیاز بذرزاد هم می‌شود . اسکلرت در بقایای گیاهی به مدت زیادی باقی مانده و موجبات پایداری قارچ را فراهم می‌کند .

اسکلرت می‌تواند جوانه زده و تولید کنیدیوم و کنیدیوفر کند و بدینوسیله قارچ پراکنده شود اما در مواردی که شرایط مناسب است اسکلرت تولید آپوتسیوم می‌کند و آسکوسپورنیز وسیله پراکنش قارچ می‌شود . بقایای گیاهی منبع خوبی برای پایداری قارچ می‌باشد و پراکندگی معمولاً با کنیدیوم است .

کنترل :

1- بهداشت زراعی و حذف منابع آلودگی مانند پیازهای قدیمی و بیمار

2- بذر سالم و جدا کاشتن پیازهای بذری و مزرعه پیاز

3- تناوب با صیفی جات ، کاهو ، کرفس ، غلات

4- سمپاشی با دی تیوکارباماتها

5- خشک کردن پیاز قبل از انبار (2 روز در دمای 35-30درجه سانتی گراد)


لکه موجی ناشی از (Early Blight) Alternaria



در این بیماری لکه‌های موجدار روی برگ گیاه ایجاد می‌شود اما تنها با این فاکتور نمی‌توان بیماری را شناخت . این قارچ به بادمجان ، سیب زمینی ، گوجه فرنگی ، طالبی ، خیار چنبر و .... حمله می‌کند .

میزبان مهم در استان فارس گوجه فرنگی و در ایران سیب زمینی می باشد. در استان بوشهر روی کلیه میزبانان ذکر شده این قارچ را داریم . گونه ای از قارچ که به گوجه فرنگی حمله می‌کند A.solani است و در خیار‌چمبر قارچ A.cucumerinum عامل بیماری می‌باشد . البته در ایران حقیقتاً مشخص نیست چه گونه‌ای از قارچ عامل بیماری در این محصولات است . در سیب زمینی تغذیه‌ی زنجره از گیاه نیز موجب ایجاد علائم لکه موجی می‌شود که با آلترناریا قابل اشتباه است . اما در گوجه فرنگی در اغلب موارد قارچ آلترناریا دخالت دارد به ویژه در مناطق مرطوب مانند هرمزگان و بوشهر که گوجه فرنگی کاری در فصل زمستان است شاخه و برگ و میوه به شدت خسارت می بینند . آلترناریا سیب زمینی عمدتاً در مناطق شمال کشور مسئله ساز است که عمدتاً گونه A.alternata می‌باشد. اسپورآلترناریا بسیار مشخص است . جدارهای طولی و عرضی که جنس را به ما معرفی می‌کند .

آلتر ناریا درگوجه فرنگی بذر زاد و در سیب‌زمینی غده زاد است ، اما در سایر محصولات مانند طالبی چنین وضعیتی ندارد . این قارچ روی مواد عالی نپوسیده و بقایای گیاهی زنده می ماند ( به شکل اسپوریاریسه ) و تا زمانیکه بقایای گیاهی زنده است ، این قارچ هم زنده است و می‌تواند تولید اسپور کند . در گوجه فرنگی آلترناریا به شاخه حمله کرده که یک طرف آن را می خشکاند . میوه گوجه فرنگی و نیز محل اتصال میوه به ساقه هم مورد حمله قارچ قرار می گیرد . در استان فارس و بسیاری نقاط ایران آلترناریا موجب بوته میری گیاهان جوان گوجه و سیب زمینی می‌شود ، که معمولاً این امر در صورتی اتفاق می‌افتد که آلودگی بذر و یا آلودگی چشم سیب زمینی را داشته باشیم .


پوسیدگی ریشه و طبق پیاز Onion basal & Root rot


عامل بیماری Fusarium oxysporum f.sp cepae در ایران در منطقه آذربایجان این گونه مهمترین گونه است و بعد از آن F. Solani اهمیت دارد. این بیماری در ایران و جهان پراکنده است و همه سالهدر اثر این بیماری خسارات عمده‌ای به محصول وارد می‌شود .

علائم بیماری

در اوایل بهار نوک برگها زرد شده و بوته‌های آلوده پژمرده می‌شوند زردی برگها توسعه یافته و به سمت پائین پیشروی نموده و زمانی که غده‌های پیاز به درشتی فندق می‌شوند در مزرعه بوته میری به صورت لکه‌ای و یا گسترده مشاهده می‌گردد. ریشه های گیاه بیمار قهوه‌ای و یا خشکیده شده و به رنگ صورتی یا بنفش نمایان می‌شود و از بین می‌رود عوامل ثانویه هم ممکن است به پیاز حمله نموده و موجب فساد آن شوند در انبار نیز این بیماری می‌تواند منجر به ایجاد خسارت شود . گونه F.O . f.s cepae موجب مرگ ناگهانی (Damping – off) پیاز در مزارع می‌گردد که در این رابطه نیز خسارت عمده‌ای به محصولات وارد می‌شود . این قارچ برای ورود به گیاه نیاز به زخم ندارد اما وجود زخم روی غده کمک مؤثری به شروع و پیشرفت بیماری می‌کند . میزبان اصلی پیاز ، نوعی موسیر و به ندرت سیر می‌باشد .

کنترل:

1- جلوگیری از کود دهی زیاد

2- کنترل حشرات به منظور جلوگیری از ایجاد زخم

3- دقت در هنگام برداشت و انبار کردن (نگهداری در صفر درجه یا رطوبت 70-60%)

4- مبارزه بیولوژیکی با باکتری Burkholderia cpacia


لهیدگی باکتریائی پیاز Onion bacterial mushy rot

غده های پیاز در انبار مورد حمله چندین گونه باکتری قرار می گیرند و این پوسیدگی ممکن است در مزرعه نیز اتفاق بیفتد .

نشانه های بیماری

باکتری Pectobacterium carotovorum pv. carotovorum بیشتر در انبار خسارت وارد می کند و از طریق گردن پیاز هنگامی که رشد گیاه کامل می گردد وارد شده و یک یا چند فلس از پیاز آلوده می شود در این مرحله بافتهای مورد حمله آب سوخته به نظر می رسند و رنگ زرد یا قهوه ای روشن دارند به تدریج پوسیدگی پیشرفت می کند و فلس ها نرم می گردند پیازهای آلوده اگر فشار داده شوند یک مایع آبکی با بوی بد از ناحیه گردن پیاز به بیرون تراوش می کند. این باکتری فقط توسط زخم وارد می شود .

مهمترین عامل بیماری Burkholderia cepacia شناخته شده است.

کنترل:

1- اندامهای هوایی پیاز باید قبل از برداشت کاملاً رسیده باشند.

2- در هنگام برداشت و خرمن کردن باید از زخمی شدن پیاز جلوگیری شود.

3- انبار باید خوب تهویه گردد تا رطوبت در سطح پیاز جمع نشود.

اگر دمای انبار صفر درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 70% تنظیم گردد برای جلوگیری از گسترش بیماری مفید است.


ریشه صورتی(سرخی) پیاز Onion pink root



عامل بیماری در سال 1378 توسط دکتر نصر اصفهانی از اصفهان گزارش گردید.

نشانه های بیماری

گیاه آلوده علائم کم رشدی از خود نشان می دهد و تعداد برگ و قطر پیاز کاهش یافته و زودتر تشکیل می شود. برگ اولیه از راس ، زرد رنگ شده که به سمت پائین ادامه می یابد و نهایتاً به رنگ بنفش در می آیند. پیاز آلوده زودتر بالغ شده و به راحتی از جای کنده می شوند ، گیاه آلوده مرتب ریشه زایی می نماید و متعاقباً آلوده می گردد و گیاه حالت کمبود از خود نشان می دهد .

عامل بیماری

عامل بیماری قارچی است به نام Pyrenochaeta terrestris) Phoma terrestris) که دارای میسلیوم شفاف و بند دار ، منشعب و کلامیدوسپورهای بین سلولی بی شماری تولید می نماید.

کنترل:

1- در صورت امکان ضد عفونی خاک

2- تناوب طولانی


آنتراکنوزپیازOnion anthracnose

این بیماری در سال 1376 در روی پیاز سفید در منطقه تربت حیدریه مشاهده شد (‌ محمودی و کریمی شهری 1377 ) . علائم بیماری به صورت لکه های سیاه رنگ به شکل دوایر متحدالمرکز روی پوست پیاز دیده می شود . این لکه ها باعث کاهش بازار پسندی محصول می شود و عامل بیماری قارچ Colletotrichum circinans تشخیص داده شده است.

کنترل:

1- کشت پیاز رنگی به جای پیاز سفید، زیرا مشخص شده پیاز رنگی به علت دارا بودن مواد سمی مانند Protocatchoicacid Catechol به این قارچ مبتلا نمی شود.

2- تناوب

3- برداشت سریع محصول قبل از آلودگی

4- رطوبت زیر 70% برای انبار داری


نماتد ساقه و پیاز stem and bulb nematode


 

نماتد ساقه و پیاز Ditylenchus dipsaci(Kuehn) Filip گسترش جهانی دارد. بیشتر در مناطق معتدل شیوع دارد و خسارت می‌زند. بیماری اولین بار در هلند درسال1883 ودر ایالات متحده درسال 1931 گزارش شده است.

در ایران نماتد Ditylenchus dipsaci در روی یونجه گزارش شده است. علاوه براین نماتد به 400 گونه گیاه حمله می‌کند. اما نژاد خاصی از نماتد به پیاز حمله می‌کند. سبزیهائی از قبیل،سیر، لوبیا، باقلا، کلم، هویج، کرفس، مارچوبه، جعفری، نخود، سیب‌زمینی و کدو مورد حمله نماتد Ditylenchus dipsaci قرار می‌گیرد.

مرفولوژی و بیولوژی

عامل بیماری نماتد Ditylenchus dipsaci(Kuehn) Filip می‌باشد که طول آن3/1-1 میلیمتراست وحدود30 میکرومترقطر دارد. روی بدن استوانه‌ای آن خطوط اریب دیده می‌شود. دم نماتد نر و ماده تیز است هر نماتد ماده 200تا500 تخم می‌گذارد. اولین پوست‌اندازی در تخم انجام می‌شود. پوره مرحله دوم از تخم خارج شده، به سرعت پوست دوم و سوم را نیز انداخته و پوره قبل از بلوغ یا عفونت‌زا را تولید می‌کند.این پوره می‌تواند شرایط یخبندان و خشکی شدید را تحمل کرده و در داخل بافتهای گیاهی مثل ساقه‌ها، برگها، پیازها، بذرها یا درداخل خاک به سر می‌برد.هنگامی که قسمتهای هوایی گیاه میزبان با غشائی از آب پوشیده می‌شود،نماتدها به طرف بالا حرکت کرده و خود را به سر شاخه‌ها و برگهای جدید و جوان می‌رسانند و سپس از طریق روزنه‌ها، شکافها یا مستقیما به داخل پایه ساقه‌ها یا محور برگ رخنه می‌کند. بعد از ورود به گیاه میزبان پوست چهارم را انداخته ،تبدیل به نر یا ماده می‌شود. چرخه کامل زندگی حدود19تا25 روز طول می‌کشد. تولیدمثل فقط مواقعی که هوا سرد است متوقف یا کند می‌شود. وقتیکه پیازها شدیدا آلوده شدند ،می‌پوسند، پوره‌های قبل از بلوغ ازآنها خارج شده و گاهی اوقات دراطراف ساقه زیرزمینی پیازهای خشک شده به صورت توده سفید خاکستری پنبه‌ای که پشم نماتد خوانده می‌شود اجتماع کرده وبرای سالهای سال در همین جا می‌تواند زنده بمانند.

وقتی که نماتد‌ها به بذر در حال جوانه زدن یا گیاهچه جوان حمله می‌کنند، از نزدیکی کلاهک ریشه هیپوکوتیل یا از نقاطی که هنوز داخل بذر است وارد می‌شوند. نماتدها بیشتر روی سلولهای پارانشیمی پوست تغذیه می‌کنند. در همین حال سلولهای اطراف نماتدها شروع به تقسیم شدن و بزرگ شدن می‌کنند. نتیجتا برجستگیهایی روی گیاه بوجود می‌آید. گیاهچه‌ها بسته به اندازه و تراکم این برجستگیها ممکن است ناقص‌العضوشده پیچیده شوند،انحنا حاصل کنند ویا بصورت دیگری تغییر شکل دهند. شکاف برداشتن اپیدرم اغلب راه ورود برای مهاجمین ثانوی از قبیل باکتریها و قارچها باز می‌کند. بعد از رخنه نماتد سلولها بزرگ می‌گردند، کلروپلاستها ناپدید، فضاها بین سلولی داخل بافت پارانشیم افزایش می‌یابند. این اثرات اغلب قبل از تماس نماتد باسلولها ایجا می‌شود. واین دال براین است که تراوشات بزاقی قبل از پیشرفت نماتد منتشر می‌گردند.


علائم و نشانه‌های خسارت :

در مزارع آلوده به نماتد Ditylenchus dipsaci ظهور گیاهچه‌های پیاز به کُندی انجام گرفته، میزان سبز شدن گیاه بطور قابل ملاحظه‌ای تقلیل می‌یابد. بیشتر از نصف تعداد گیاهچه‌های ظاهر شده بیمار و زرد رنگ هستند، پیچ خورده و هلالی بنظر رسیده ودر امتداد کوتیلودون نواحی برجسته‌ای دیده می‌شود. کوتیلودونها معمولا باد کرده‌اند و اپیدرمشان به صورت توری ترک برداشته و بیشتر گیاهچه‌های مریض ظرف سه هفته بعد از کاشت از بین می‌روند و بقیه بعدا می‌میرند. وقتی که در داخل خاک آلوده پیاز کاشته می‌شود علائم روی گیاهان درحال رشد تقریبا بعد ازسه هفته شروع می‌گردد وشامل کوتولگی، لکه‌های زرد کم رنگ، آماس و زخمهای باز روی برگهاست.

روی ساقه،جوانه‌ها یا گیاهان جوان برآمدگیها‍یی بوجود می‌آید وبرگها کوتاه وپیچیده می‌شوند. نوک برگها از بین می‌رود و برگهای مسن‌تربه دلیل ازبین رفتن تیغه‌ی میانی سلولها چنان ضعیف می‌شوند که نمی‌توانند خود را قائم نگهدارند و روی زمین می‌غلطند. ساقه و گردن پیاز نرم می‌گردد. پیازهای آلوده ممکن است شکاف بردارند یا اینکه جوانه زده و دوپیازه و ناقص شوند. پیازهای آلوده گاهی از بیرون سالم به نظر می‌رسند اما در انبار می‌پوسند.

کنترل:

1- تناوبهای طولانی (2-3 سال) با گیاهان مقاوم از قبیل اسفناج، چغندر، کاهو و گیاهان خانواده غلات

2- استفاده ازپیازو بذرعاری ازنماتد

3- ضد عفونی پیازو بذرآلوده با قراردادن درآب 46 درجه سانتیگراد به مدت یک ساعت

4- مبارزه درمزارع بوسیله فومیگاسیون خاک

5- بعداز کاشت سموم نماتدکشDD

6- برای جلوگیری ازآلودگی مجدد ضد عفونی وسایل کشاورزی

بیماری های مهم سیب و گلابی

زوال گلابی pear decline

عامل آن فیتوپلاسما است وناقل آن پسیل گلابی می باشد. علائم به دو صورت است :

زوال تدریجی،زوال سریع

کنترل:

برای معالجه درختان از تتراسایکلین به میزان100گرم در لیتر استفاده کرده اند وبه درخت4تا8 لیترازآن راتزریق کرده اند و علائم محو شده است. زمان تزریق بعداز برداشت میوه می باشد


بیماری سنگریزه ای گلابی Pear stony pit

علائم روی میوه بصورت لکه های تیره است که میوه در قسمت لکه دار رشت نمی‌کند ودر نهایت در آن قسمت فرورفتگی ایجاد می‌گردد. بافت زیر قسمت فرورفته به علت تجمع زیاد سلولهای اسکلرانشیم سفت وسنگی می‌شود . عامل بیماری ویروسی است رشته ای وجزء closterovirus ها می باشد. برخی معتقدند این علائم بوسیله ویروس ساقه آبله سیب(apple stem piting virus) که آن هم رشته ای وجزء closterovirus ها است ایجاد می‌شود .



زنگ دانه دارها Rusts

زنگ دنه دارها درایران اهمیت چندانی ندارد. در شمال روی سیب وگلابی وبه و زالزالک دیده شده است. این زنگ دو میزبانه است ومیزبان دیگر سرو کوهی ( اُرسی ) میباشد. زنگ بدون میزبان دوم دوام نمی آورد. قارچ عامل Gymnosporangium sp می باشد.روی دانه دارها مراحل پیکنیم وایسیم دیده میشود. بروی سرو کوهی مرحله تلیوم تشکیل میگردد. در سیب روی میوه برگ و شاخه میزند.

کنترل:

1.ریشه کنی یکی از میزبانها

2.محافظت از برگها ومیوه های جوان تا رشد کامل بوسیله مواد شیمیایی مانند دی تیوکارباماتها ( زینب، مانکوزب ، تیرام و...)

کپکهای دوده ای وفضله مگسی sooty mold & fly speck

Schizothyrium pomi با پریتیسی دروغی و آنامورف Zygophiala jamaicinsis عامل فضله مگسی می‌باشد. Gloides pomigena قارچی پیکنیدار نیز باعث کپک دوده ای می‌گردد. اینها پارازیت نیستند ولی پاتوژن هستند. از ترشحات قندی وعسلک حشرات تغذیه می‌کنند وچون در فتوسنتزاختلال ایجاد می‌کنند، پاتوژن محسوب می شود. قارچهای دوده‌ای شرایط مرطوب وخنک را دوست دارند و بیشتر از نظر بازار پسندی مهمند.


آتشک سیب وگلابی fire blight

بیماری در ایران علاوه برسیب وگلابی روی ازگیل، زالزالک، گل سرخ و به نیز دیده می شود. بین این درختان به از همه حساستر است. عامل باکتری تاژکدار گرم منفی Erwinia amylovora می باشد.علائم اوایل فصل روی گلها وشاخه های یکساله ظاهر می شود که تیپیک ترین علامت آن سرعصایی شدن شاخه های یکساله است. روی شاخه ها وتنه هم ایجاد شانکر می نماید و در همین شانکرها هم زمستانگذرانی می کند.

بیماری 2 فاز دارد :

1- فاز بهاره که باعث آلودگی گلها و برگها می شود. 2- فاز پاییزه که باعث آلودگی شاخه ها می شود. گسترش بیماری در باغ توسط حشرات گرده افشان است .




کنترل شیمیایی:

1- ترکیب بردو 2%

2- اکسی کلرورمس (کوپراویت ) wp35% و 3-2 در هزار

همچنین در فصل بهار با آنتی بیوتیک سولفات استرپتومایسین سمپاشی می گردد.


زمان مبارزه: نوبت اول هنگام تورم جوانه ها ، نوبت دوم هنگام باز شدن 5% از گلها ، نوبت سوم هنگام باز شدن 50%از گلها ونوبت چهارم پس از باز شدن 100% گلها .

توصیه ها :

1- انهدام در ختانی که بیش از 50% آلودگی دارند.

2- در آلودگیهای کمتر قطع شاخه ها در 30-25 سانتیمتری پایینتر از محل آلودگی و سوزاندن آنها در فصل خواب درخت .

3- ضد عفونی وپوشاندن محل زخم و بریدگیها با چسب پیوند .

4- استفاده از ارقام مقاوم (پایه گلابی در گزی به بیماری مقاوم است)

5- اعمال مقررات قرنطینه ای

6- عدم استقرار کندوی زنبور عسل


Apple chlorotic leaf spot virus

بیماری گسترش جهانی دارد. در ایران نیز وجود دارد.علائم بیماری دیر ظاهر می‌شود. گاهی دو تا سه سال بعد از آلودگی علائم ظاهر می‌شود و به همین دلیل به آنApple larent virus هم می‌گویند.حالت کلروز روی برگها ایجاد می‌شود در نهایت درخت دچار زوال می‌شود.

عامل ویروسی رشته ای از جنس Trichovirus است ،که در بسیاری از ارقام تجاری سیب بدون علائم است. اما در بعضی از ارقام تولید لکه های روشن می‌کند ونیز با بیماری سرشاخه کاری سیب (Apple top working disease)همراه است . بیماری سرشاخه کاری سیب در ژاپن دیده شده است. ویروس از گروه Closterovirus می‌باشدکه فقط با پیوند منتقل می‌شود.




موزائیک سیب Apple mosaic virus

بیماری بصورت لکه های کلروتیک روی برگها واندامهای جوان دیده می شود. بیماری در ایران وجود دارد . با پیوند وبصورت مکانیکی قابل انتقال است. ناقل بیولوژیکی برای آن شناخته نشده است. عامل آن ویروسی از جنس Ilarvirus است



سفیدک حقیقی(پودری) سیب Apple powdery mildew

بیماری ناشی از قارچ podosphaera leucotricha است. این قارچ به شاخ وبرگ جوان، گل ومیوه میزند واغلب باعث خشکیدن شاخه های جوان میشود. بروی برگ نیزایجاد پیچیدگی مینماید. گلهای آلوده چروکیده وحالت گوشتی پیدا میکند. اغلب آلودگی روی پاجوشها دیده میشود. بیماری در تمام مناطق کشت سیب دیده میشود ولی اهمیت آن در خزانه است . روی میوه ایجاد زنگار میکند . عامل انگل اجباری است پس از سلول زنده تغذیه می نماید و ریسه های قارچ درجوانه های درحال خواب زمستانگذرانی میکند.








کنترل شیمیایی:

1.دینوکاپ wp18.25% یک درهزار

2.دینوکاپ Ec35 % یک درهزار

3.بنومیل wp50 % نیم در هزار

4.سولفور wp80-90% و 3-4 درهزار

5.نوآریمول Ec 9% و 0.75 درهزار

توصیه : مبارزه شیمیایی رابه محض مشاهده بیماری با توجه به پیش آگاهی شروع می‌کنیم. درصورتی که سابقه آلودگی داشته باشیم هرس شاخه های آلوده در اواخر پاییز انجام داده و آنها رامی‌سوزانیم.


پوسیدگی سیاه سیب apple black rot

پوسیدگی در تمام اندامهای هوایی(برگ .میوه وشاخه) دیده می شود. عامل قارچ Botryosphaeria obtuse است.

 


پوسیدگی سیاه ریشه سیب apple black root rot

پوسیدگی ناشی از Xylaria mali در سیب ممکن است باعث فساد کامل ریشه شود. معمولاً قشر سیاه رنگی از اندامهای قارچ سطح ریشه را می پوشاند. پوسیدگی خشک است وپوست به قسمتهای زیرین چسبیده است


سرطان طوقه سیب apple crown gall

بیماری ناشی از باکتری Agrobacterium tumefaciens است.علائم آن تشکیل گال در محل طوقه وندرتا ریشه وساقه است.

این بیماری بیشتر در نهالستانها دیده می‌شود. گالها به علت رشد و تکثیر سرطانی یاخته های آلوده ایجاد می‌شوند. تبدیل یاخته های عادی به یاخته های سرطانی بر اثر ورود پلاسمید مولد غده ((Ti- plasmid به یاخته، ادغام DNA مولد غده در کروموزم هسته صورت می گیرد.

توصیه: انتخاب نهالهای سالم یکی ازبهترین روشهای کنترل بیماری است. ضدعفونی ابزار هرس وجلوگیری از زخمی شدن شاخ و برگ نیز توصیه می شود


بیماری های مهم سویا

بیماری پوسیدگی ذغالی سویا Soybean Charcoal Rot

 

عامل بیماری قارچ Tiarosporella phaseolina) Macrophomina phaseolina) می باشد. ازبیماریهای خیلی مهم سویا میباشد. قسمتهای ازساقه را آلوده و سیاه میکند که در درون آنها اسکلروتهای ریز سیاهرنگ به تعداد زیاد یافت میشوند که سبب سیاه شدن و پوک شدن ساقه میشود. در بعضی مناطق تولید پیکنیدیوم میکند. این قارچ در استان فارس خیلی زیاد است وبیشتر مربوط به مناطقی است که بارندگی کم بوده وبنابراین درسالهای خشک بیماری خیلی مهمی محسوب میشود. این قارچ بعنوان ساپروفیت روی ریشه های اکثر گیا هان مرده در همه جای ایران دیده میشود. میزبانهای زیادی دارد و در دمای 35-28 درجه سانتیگراد بسیار فعال است. وقتی در گیاه تنش آبی داشته باشیم قارچ خیلی متهاجم است. مبارزه با آن خیلی مشکل است.

کنترل:

1- استفاده ازارقام مقاوم.

2- تقویت کودی وآبی نبات.

3- بذر سالم زیرا گاهی بذرزاد می شود


سفیدک کرکی (داخلی ) سویا Soybean downy mildew



عامل بیماری قارچ (P.soja) Peronospora manshuricaاست. این بیماری از مازندران، گیلان وگلستان گزارش شده است و بر روی گیاه ایجاد برگریزی می نماید که بیماری خیلی مهمی در این مناطق به شمار می آید. ااسپورهای این قارچ خیلی جالبند و هنگا میکه می رسند جدار بیرونی آنها چروکیده میباشد. این بیماری نیز بذرزاد است. بهینه دما برای بیماری 22-20 درجه سانتیگراد است. قارچ نژادهای فیزیولوژیک زیادی دارد (حدود25 نژاد گزارش شده است). گیاهان جوان حساسترند و وقتی برگ مسن میشود مقاومتر می گردد.

کنترل:

1- استفاده ازبذر سالم وضد عفونی بذر با سموم سیستمیک.

2- شخم پس از برداشت جهت تسهیل تجزیه بقایا.

3- استفاده از ارقام مقاوم با دانستن نژاد قارچ.

4- تناوب زراعی


سوختگی باکتریایی سویا soybean bacterial blight



بیماری ناشی از Pseudomonas syringae pv. glycinea بیماری به صورت لکه های آبگز که بعداً قهوه ای یا سیاه می شوند روی قسمتهای مختلف گیاه مانند برگچه، ساقه، نیام به وجود می آید. همراه لکه ها هاله ای نیز دیده می شود


لکه قهوه ای سویا soybean brown spot



بیماری ناشی از قارچ Mycosphaerella uspenskajae (آنامورف:Septoria glycines ) که نشانه آن تشکیل نقاط و لکه های کوچک قهوه ای روی دو طرف برگ و زردی و ریزش برگ است. این لکه ها ممکن است روی ساقه، نیام ودانه نیز تشکیل شود


پوسیدگی اسکلروتی سویا Soybean sclerotium blight 

بیماری ناشی از Athelia rolfsii است که در سویا طوقه، ساقه و برگ دچار پوسیدگی می شود. توده سفید میسلیومی با سختینه های منظم گرد و قهوه ای قارچ روی قسمتهای آلوده از مشخصات بیماری است.


لکه موجی سویا Soybean target spot



بیماری ناشی از Corynespora cassiicola است که روی برگ ایجاد لکه های حلقوی متحدالمرکز قهوه ای می کند. قارچ بروی سایر قسمتهای گیاه(ساقه، ریشه، نیام) تولید لکه های تیره می کند

مینوزهای برگ (Leaf miners)

مینوزهای برگ (Leaf miners)

چرخه زندگی

مینوز شمشاد:

حشهر نر در بهار هنگام شکوفه کردن گیاهان ظاهر می‌شود و سپس حشره ماده شروع به تخمگذاری در سطح زیرین برگها می‌کند. بطوریکه هر تخم را بطور عمیق در بافت برگ قرار می‌دهد. بطور متوسط 29 عدد تخم می‌گذارد و ساعاتی پس از گذاشتن اولین تخمها می‌میرد. تخمها پس از حدو سه هفته باز می‌شوند و لاروهای جوان شروع به تغذیه از قسمتهای نرم از بافت پارانشیم می‌کنند.

معدنها یا تاولهای بزرگ از اواسط تابستان تا بهار بعدی قابل دیدن هستند. این حشرات زمستان را بصورت لارو درون برگها می‌گذارنند. در بهار مجدداً فعالیت خود را آغاز می‌کنند و بسرعت می‌رویند. جمعیتها در اواخر ماه آوریل دیده می‌شوند. در هر سال هم یک نسل دارند.

مینوز کیالک: حشره بالغ در ماه می (MAY) زمانیکه اولین برگها و شکوفه‌ها شروع به باز شدن می‌کنند، ظاهر می‌شوند. در هر برگ 5ـ1 تخم بصورت انفرادی و در لایه اپیدرم در سطح بالایی برگها می‌گذارند. لاروها بمدت 2 هفته بین دو سطح برگ تغذیه می‌کند. آنها بیشتر بسمت حاشیه برگها تونل می‌کنند. در اواسط جولای شاخ و برگ را ترک می‌کنند و به زمین می‌افتند و شروع به ساختن خانه‌های گلی جهت زمستانگذارنی می‌کنند. در هر سال یک نسل تولید می‌کنند.

مینوز بلوط: حشره ماده مینوز بلوط تخمهایش را بر روی سطح برگ می‌گذارد و هر لارو جوان برگ را سوراخ می‌کند و در درون آن اقدام به ایجاد تونل‌هایی در جهات مختلف می‌نماید. اگر تونلها در برگها بسیار زیاد ب اشند مرگ برگ را در پی خواهد داشت. عموماً بلوطهای سفید و قرمز مورد حمله قرا رمی‌گیرند. لاروها سپس درون برگها تبدیل به شفیره می‌شوند و سپس بهمان صورت در برگهای خشک شده در روی زمین زمستانگذرانی می‌کنند. بسته به منطقه و گونه مینوز از 5ـ2 نسل در سال تولید می‌کنند.

مینوز فان: حشره بالغ تخمها را بصورت انفرادی و در برگهای جوان می‌گذارد. فانهای خاکستری، کاغذی و سفید از میزبانهای مطلوب آن بشمار می‌روند. این مینوز بندرت از فانهای سیاه، زرد، سفید اروپایی یا رودخانه‌ای تغذیه می‌کند. لاروها از بین دو سطح بالایی و زیرین برگ تغ ذیه می‌کنند و یک تاول پوک را در آن ایجاد می‌کنند. دوره لاروی در 15ـ10 روز بطول می‌انجامد. زماینه لارو بالغ می‌شود سوراخی را سرتاسر برگ ایجاد می‌کند و به زمین می‌افتد. سپس خانه‌ای می‌سازد و تبدیل به شفیره می‌شود. سه هفته طول می‌کشد تا به حشره بالغ تبدیل شود. در هر سال 4ـ2 نسل تولید می‌کند.

مینوز راج: حشرات بالغ در حدود ماده می (MAY) پس از اینکه چندین برگ جدید تشکیل شدند ظاهر می‌گردند که ممکن است بیشتر از چند هفته ادامه پیدا کند. حشرات ماده تخمهایشان را در شکافهای سطح زیرین برگها می‌گذراند. لاروها بحض اینکه از تخم بیرون می‌آیند دالان‌های بلند و باریکی در برگها ایجاد می‌کنند. پس از تغذیه به شفیره تبدیل می‌شود و درون برگها زمستانگذارانی می‌کنند یک نسل در سال تولید می‌کنند.



خسارت

مینوها باعث ایجاد لکه‌های زرد در برگها و ریختن نابهنگام آنها می‌شوند. این گیاهان ضعیف می‌شوند و شاخ و برگ کم پشتی دارند. ادامه هجوم این آفات باعث خشکیدن سرشاخه‌ها و ضعیفی بیش از حد گیاهان می‌شود و همچنین باعث مستعد شدن آنها در مقابل بیماریها و از بین رفتن قسمتهای زرد گیاه در زمستان و سرما می‌شود. یمنوز کیالک می‌تواند آفت بسیار مهمی علیه دیگر گیاهان گونه Crataegus SP باشد. درختان مورد حمله شدید این آفت از دور به رنگ قهوه‌ای دیده می‌شوند و بنظر می‌رسند که بوسیله آتش سوزانده شده‌اند. خ سارت این درختان مدت زمان زیادی طول نمی‌کشد اما باعث کاهش زیبایی و بازار پسندی می شود. مینوز بلوط معمولاً باعث خسارت جدی در گیاهان نمی‌شود. اگر طول دوره خسارت زایی آفت بالا باشد باعث کاهش ارزش گیاهان زینتی می‌شود. مینوز فان بوسیله درختان قوی جذب می‌شود و این گیاهان معمولاً چندین سال در برابر هجوم این آفت مقاومت می‌کنند. خسارت عمده این گیاه باعث کاهش زیبایی و بازارپسندی گیاهان میزبان است مینوز راج در دو مرحله حشره بالغ و لاروی باعث خسارت درختان می‌شود. حشرات بالغ در اثر تغذیه باعث ایجاد زخهای گرد و کوچک در روی برگ می‌شوند و همچنین در اثر تغذیه نامنظم باعث بد شکل شدن برگها می‌شود. خسارت شدید می‌تواند ب اعث ریختن برگها می‌شود بخصوص اینکه درخت تا بهار سال آینده بدون برگ باقی می‌ماند. این خسارت می‌تواند مخرب باشد بخصوص زمان فروش راجهای کریسمس.

در جاهایی که این آفت بمقدار زیادی وجود دارد باعث کاهش قدرت رشد و نیرو و توان درختان می‌شود. در صورت حمله شدید آفت گیاهان بهیچ وجه قابل استفاده نیست.

مبارزه غیر شیمیایی

کنترل اکثر مینوزها بوسیله سوختن برگها در پاییز امکانپذیر است زیرا که لاروها یا شفیره‌ها درون برگها زمستانگذارنی می‌کنند.

مبارزه شیمیایی

سموم زیادی جهت مبارزه با مینوزهایی که در شاخ و برگهای ریخته شده روی زمین زمستانگذرانی می‌کنند قابل دسترس است و می‌بایست در مرحله تخم‌گذاری آفت در شاخ و برگها استفاده شود.


مینوز لکه گرد

Leucoptera scitella

(Lep: Lyontiidae)

این حشره تاکنون در استانهای تهران، مرکزی، گرگان، منطقه شاهرود، خراسان، آذربایجان و اصفهان دیده شده است ولی احتمال دارد در سایر نقاط مهم میوه‌خیز کشور نیز فعالیتی داشته باشد. فعالیت این حشره تاکنون روی سیب، گلابی، به، گیلاس، آلبالو، گوجه، آلو، ازگیل و تمشک دیده می‌شود.


 


زیست‌شناسی
این آفت در نقاطی با ارتفاع حدود 2000 متر دارای سه نسل در ارتفاع 2200 متر دارای دو نسل و در نواحی مانند کرج چهار نسل در سال دارد. زمستان را به صورت شفیره داخل پله زرد پوستکهای تنه و شاخه‌های قطور درختان و داخل شکاف‌های موجود روی آنها، محل انشعاب شاخه‌ها، داخل علف‌ها، روی برگهای خشک ریخته شده درخت میزبان و داخل شکافهای موجود در خاک پای درختان به سر می‌برد. جفت‌گیری پروانه‌ها تقریباً بلافاصله بعد از خروج آنها از پیله‌های شفیرگی آغاز و تخمریزی نیز به فاصله کوتاهی صورت می‌گیرد.

تخم‌ها به صورت انفرادی و در سطح زیرین برگها قرار داده می‌شوند. تعداد تخم‌ها حداقل 33 و حداکثر 84 و متوسط 58 عدد می‌باشد. دوره جنینی در نسلهای مختلف متفاوت است. در نسلهای تابستانه این دوره در نقاط مرتفع (1950 متر) 12 تا 15 روز و در کرج 7 تا 10 روزم ی‌باشد.

لاروها از محل اتصال تخم به برگ اپیدرم تحتانی برگ را سوراخ کرده و دخل پارانشیم شده و خود را به زیر اپیدرم فوقانی برگها می‌رسانند. دالان‌ها گهگاه و مخصوصاً در گلابی رنگی قهوه‌ای و تیره دارند. فضولات لاروی در مسیر حرکت لارو درد اخل دالان دیده می‌شوند. لاروها پس از رسیدن به نهایت رشد، پوسته دالان خود را در سطح روئی برگ پاره کرده و در خارج از آن در جستجوی محل مناسب برای شفیره شدن برمی‌آیند. در این زمان است که می‌توان تعداد زیادی از آنها را در حالتی آویزان از شاخ و برگ درختان دید که درصد رساند خود به قسمت‌های پایینی درختان و یا سطح خاک می‌باشند.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار


مبارزه تلفیقی با مینوزها

این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سم‌پاشی‌های بی‌رویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه می‌باشد.

با توجه به موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها می‌توانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامه‌ریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سم‌پاشی کافی خواهد بود. نکته‌ای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سم‌پاشی را می‌توان با سم‌پاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز می‌توان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت می‌توان سم‌پاشی علیه آنها را با سم‌پاشی علیه لیسه‌ها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.

عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز می‌تواند از تراکم آفت بکاهد.


سرشاخه خوار هلو ((Peach twig borer
Anarsia lineatelia

(Lep: Gelechiidae)
 


 


در اکثر استانهای کشور انتشار داشته و از آفات مهم درختان هلو، بادام، زردآلو، آلو، سیب و خرمالو می‌باشد. همچنین به قیسی، زالزالک و ازگیل نیز خسارت می‌زند. خسارت آن در درجه اول روی انواع زردآلو می‌باشد. لاروها این حشره در اول بهار غالباً داخل سرشاخه‌ها شده و باعث خشک شدن آنها و ایجاد سرشاخه‌های فرعی می‌گردند. در نسل بعد وارد میوه هلو، بادام و آلو شده و همراه با کرم سیب و کرم آلو موجب از بین رفتن آنها می‌گردند.


زیست‌شناسی:
این حشره زمستان را به صورت لارو سن 2 در داخل جوانه‌های درختان می‌گذارند. لاروها در مرحله Pink یا صورتی شدن غنچه‌ها از محلهای زمستانی، خارج ابتدا از غنچه‌ها و سپس از گلها تغذیه می‌نمایند. بعد از ریزش گلبرگها وارد سرشاخه‌های جوان شده و از بالا به سمت پایین شروع به تغذیه می‌نمایند. لاروها هنگامی که به قسمت‌های سخت و خشبی رسیدند آن را ترک نموده و سرشاخه دیگری را مورد حمله قرار می‌دهند. لاروها سپس میوه‌های نارس را مورد حمله قرار می‌دهند. سوراخ ورودی لاروهای مزبور اکثراً در محل اتصال دم به میوه قرار دارد که این امر موجب ریزش میوه‌ها می‌گردد. لاروها پس از رشد کامل از میوه خارج می‌شوند و در شکاف کلوخه‌های سطح خاک، برگهای پوسیده و لابه‌لای علفهای هرز زیرد رختان پس از تنیدن پیله فوق‌العاده ظریف تبدیل به شفیره می‌شوند. گاهی شفیره در شکاف تنه و شاخه‌های قطور درختان تشکیل می‌گردد. در شرایط دماوند ظهور حشرات کامل نسل زمستانی از اواخر خردادماه شروع می‌گردد. پروانه‌ها پس از جفت‌گیری تخم‌های خود را به صورت انفرادی و بندرت در دسته‌های چندتایی می‌گذراند. پروانه‌های این نسل تقریباً کلیه تخمهای خود را بر روی میوه‌ها و بندرت روی قسمتهای انتهایی سرشاخه‌های جوان و سلولزی می‌گذراند. حشرات کاملی که از این نسل ایجاد می‌گردند مجدداً روی سرشاخه‌ها تخمریزی می‌کنند و لاروهای حاصله زمستان گذرانی می‌نمایند. این حشره در شرایط متفاوت 2 تا 3 نسل دارد.


کنترل:
1. مبارزه مکانیکی: جمع‌آوری میوه‌های آلوده ریخته شده و معدوم کردن آنها چه در نسل زمستانی و چه در نسل اول تابستانی، همچنین هرس بهاره درختان قبل از کامل شدن دوران تغذیه لاروهای داخل شاخه در کاهش جمعیت آفت بسیار مهم است.

2. پیش آگاهی: استفاده از فرمون جنسی (با نام تجارتی Anamone) برای تعیین تاریخ دقیق سم‌پاشی بسیار مفید است. بهترین زمان سم‌پاشی برای نسل اول در مرحله Pink و مرحله ریزش گلبرگها(همراه با هرس) و در نسل دوم در اواسط تیرماه است که در این موقع میوه‌های قیسی تازه شروع به تغییر رنگ نموده‌اند.

3. کنترل شیمیایی: ازسموم نفوذی مانند دیازینون استفاده می کنیم


مینوز لکه مارپیچی برگ

Lyonetia clerkella

(Lep: Lyonetiidae)
 

 

این حشره در استانهای تهران، مرکزی، خراسان، آذربایجان، کردستان، باختران و اصفهان روی سیب، گلابی، به، گیلاس، آلبالو، گوجه، آلو، زالزالک و ازگیل دیده شده است.

زیست‌شناسی
تعداد نسل آن مانند گونه قبل می‌باشد. زمستان را به صورت حشره کامل در پناهگاههای مختلف از جمله زیر پوستک‌های تنه و شاخه‌ها، لابه‌لای برگهای ریخته، زیر بقایای گیاهی و داخل دالانهای خالی حشرات چوبخوار و پناهگاههای مختلف موجود در خاک می‌گذراند. خروج حشرات کامل در بهار با باز شدن جوانه‌های برگ هم زمان می‌باشد. در این زمان گلها هنوز نشکفته‌اند. به نظر می‌رسد که حشرات کامل به محض خروج بدون اینکه تغذیه‌ای بنمایند، جفت‌گیری می‌کنند.

تخمها به صورت انفرادی در سطح زیرین برگ گذاشته می‌شوند. حشره ماده تخم خود ار زیر اپیدرم می‌گذارد. اولین دالان‌های لاروی را می‌توان بلافاصله پس از گل دید. دالان لاروی باریک و بلند و مارپیچ است. طول این دالانها گهگاه از ده سانتی‌متر نیز تجاوز می‌نماید. خسارت ناشی از لاروهای این نسل ناچیز است که علت اصلی آن را باید تلفات شدید حشرات کامل در طول زمستان دانست.

شفیره خارج از دالان لاروی و داخل پیله سفید رنگی به شکل گهواره که در چهار گونه خود بوسیله تار به سطح برگ چسبیده است، تشکیل می‌شود. لارو برای شفیره شدن معمولاً برگهایی را انتخاب می‌کند که عاری از دالان لاروی باشند. لاروها معمولاً به صورت گروهی در یک مکان شفیره می‌شوند. شفیره‌ها در هر دو سطح برگ دیده می‌شوند. ولی در کل تعداد آنها در سطح زیرین برگها بیشتراز سطح روئی است.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار



مبارزه تلفیقی با مینوزها

این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سم‌پاشی‌های بی‌رویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه می‌باشد.

با توجه به موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها می‌توانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامه‌ریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سم‌پاشی کافی خواهد بود. نکته‌ای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سم‌پاشی را می‌توان با سم‌پاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز می‌توان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت می‌توان سم‌پاشی علیه آنها را با سم‌پاشی علیه لیسه‌ها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.

عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز می‌تواند از تراکم آفت بکاهد


مینوز لکه تاولی زیر برگ
Phyllonorycter blancardella

(Lep: Gracillariidae)
 




این حشره تاکنون در استانهای تهران، مرکزی، خراسان، آذربایجان، اصفهان، لرستان و همدان دیده شده است. گیاه میزبان آن در درجه اول سیب بوده و بعد از آن گوجه، آلو، ازگیل، گیلاس، آلبالو، گلابی، به و زالزالک قرار دارند.

زیست‌شناسی
تعداد نسل آن مانند گونه اول و زسمتان را به صورت شفیره داخل دالانهای لاروی در برگهای ریخته شده درختان میزبان می‌گذارند. اوج پرواز پروانه‌های حاصل از شفیره‌های زمستان گذران در جریان شکوفایی گلها می‌باشد. تخمگذاری تقریباً بلافاصله پس از خروج حشرات کامل و جفت‌گیری آنها صورت می‌گیرد.

تخم‌ها روی سطح زیرین برگها به طور انفرادی گذاشته می‌شوند. دوره جنینی تخم در نسل اول از 11 تا 22 روز در نقاط مختلف متفاوت است. لاروها در موقع خروج پوسته تخم را در محل اتصال آن به اپیدرم تحتای برگ سوراخ کرده و از همانجا داخل نسج برگ می‌شوند. محل تغذیه لارو در تمام سنین بین دو اپیدرم می‌باشد. دالان لاروی بسیار مشخص است بدین معنی که در کل بیضوی بوده و طول آن 10 تا 12.5 و عرض آن 5 تا 7 میلیمتر می‌باشد. رنگ دالان در سطح زیرین برگ سبز است. دور تا دور دالان رنگی روشن‌تر از خود دالان دارد. اپیدرم تحتانی برگ در محل دالان قدری متورم شده در حالیکه در اپیدرم فوقانی چنین حالتی وجود ندارد و در عوض محل دالان که سبز کم رنگ است به علت تغذیه مخصوص لارو دارای نقاط تیره و روشن می‌باشد. بدین معنی که لاروها در ضخامت برگ تغذیه نقطه به نقطه کرده و در نتیجه اپیدرم فوقانی چنین حالتی را به خود می‌گیرد. لارو برای شفیره شدن از دالان خارج نمی‌شود ولی مقداری از آن از دهانه سوراخ خروجی بیرون می‌ماند به طوریکه پروانه بتواند به راحتی خارج گردد. در این حالت پوسته شفیرگی تا مدت‌ها در دهانه سوراخ خروجی به چشم می‌خورد.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار


مبارزه تلفیقی با مینوزها

این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سم‌پاشی‌های بی‌رویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه می‌باشد.

با توجه به موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها می‌توانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامه‌ریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سم‌پاشی کافی خواهد بود. نکته‌ای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سم‌پاشی را می‌توان با سم‌پاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز می‌توان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت می‌توان سم‌پاشی علیه آنها را با سم‌پاشی علیه لیسه‌ها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.

عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز می‌تواند از تراکم آفت بکاهد


مینوز لکه تاولی روی برگ

Phyllonorycter corylifoliella

(Lep: Gracillariidae)

این حشره در استان تهران، مرکزی، خراسان، آذربایجان، اصفهان و فارس روی سیب، به و گلابی دیده شده است و خسارت خفیف آن روی زالزالک و ازگیل در برخی نواحی کوهستانی شمال تهران نیز مشاهده شده است.


 


زیست شناسی
تعداد نسل آن مانند گونه اول می‌باشد. زمستان را به صورت لاروهای سن آخر داخل دالان‌های لاروی در برگها ریخته شده پای درختان می‌گذارند. به محض مساعد شدن هوا این لاروها تبدیل به شفیره شده و پروانه‌ها خارج می‌گردند. در موقع خروج پروانه از پوسته شفیردگی حدود دو سوم از پوسته شفیرگی بیرون از سوراخ ایجاد شده روی دالان قرار می‌گیرد. اولین پروانه‌ها زمانی ظاهر می‌گردند که درختان سیب در گل هستند. جفت‌گیری و تخمریزی تقریباً بلافاصله انجام می‌شود. تعداد تخمی که یک ماده می‌گذراد حدود 54 عدد می‌باشد.

تخمها انفرادی و در سطح رویی برگها قرارداده می‌شوند. محل تغذیه لاروی به شکل تاولی در سطح فوقان برگ جلب نظر می‌نماید که گهگاه این تاولها باعث تا شدن برگ و دوخته شدن دوپهنه آن بهممی‌گردند. این تاولها را در نقاط مختلف برگ می‌توان مشاهده نمود، اندازه آنها متغیر، به طول 17 تا 26 و عرض 12 تا 18 میلیمتر است. پوسته تاولها نازک بوده و فضولات لاروی داخل آنها دیده می‌شود. شفیرگی داخل دالانهای لاروی انجام می‌شود.

کنترل:

مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.

کنترل شیمیایی:

1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها

2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار

3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار

4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار

5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار


مبارزه تلفیقی با مینوزها

این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سم‌پاشی‌های بی‌رویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.

تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه می‌باشد.

با توجه به موارد فوق به این نتیجه می‌رسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها می‌توانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامه‌ریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سم‌پاشی کافی خواهد بود. نکته‌ای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سم‌پاشی را می‌توان با سم‌پاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز می‌توان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت می‌توان سم‌پاشی علیه آنها را با سم‌پاشی علیه لیسه‌ها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.

عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز می‌تواند از تراکم آفت بکاهد

 

ضدعفونی خاک توسط بخار آب

ضدعفونی خاک توسط بخار آب

حمایت یونیدو از ضدعفونی خاک توسط بخار آب به جای استفاده از سموم مخرب لایه ازون

تهران 13 دی ماه 1385 (مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد) – دکتر ملایری رئیس اداره حلال های ضایعات سمی و سموم آفات پروتکل مونترال سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (یونیدو) و همراهان ، اخیراً طی دیداری از شرکت تأسیسات صنایع سارویه که در زمینه پروژه ضد عفونی خاک توسط بخار آب به جای استفاده از سموم مخرب لایه ازن در شهر ساری فعالیت می نماید، ضمن اینکه دستگاه را مورد تأیید قرار دادند، خاطر نشان کردند که این دستگاه نمونه خارجی ندارد.

در این مرحله از بازدید، با خرید 35 دستگاه از شرکت سارویه توسط سازمان یونیدو موافقت گردید.از آنجا که یونیدو در حال حاضر مجری جایگزینی سموم مخرب لایه ازون (متیل بروماید) در 62 کشور جهان میباشد و دستگاههای بخار در اختیار آنها میگذارد یونیدو در نظر دارد که دستگاه تولیدی شرکت سارویه را به آن کشورها معرفی و برای طرحهای جایگزینی در این کشورها استفاده شود. اجرای طرح جایگزینی متیل بروماید در ایران بعهده وزارت جهاد کشاورزی است که با هماهنگی و همکاری دفتر حفاظت لایه ازون سازمان محیط زیست توسط یونیدو از بودجه پروتکل مونترال اجرا میگردد.

موارد استفاده از دستگاه بخار:
این دستگاه بمنظور ضد عفونی خاک ، پرورش قارچ ، پرورش قارچ های صدفی ، خشک کردن بتن سدها ، تیرچه و بلوک، سونای تر و تمام کارهایی که به بخار با فشار پایین نیاز دارند مصرف می شود. مخلوط های خاکی ممکن است آلوده به بذرهای علف های هرز، نماتدها، انواع قارچ ها و باکتری های مضر باشند که عامل مرگ گیاهچه یکی از آنها می باشد و توسط قارچ هایی مانند پیتیوم ، فیتوفترا ، زیزوکتونیا و فوزاریم ایجاد می شود. برای پیشگیری از صدمه این امراض، باید مخلوط های خاکی یا خاکبرگ قبل از کاشت گیاهان ضد عفونی شوند خاک ها را از طریق حرارت یا با استفاده از مواد شیمیایی می توان ضد عفونی نمود. حرارت دادن مخلوط های خاکی که دارای کود دامی، خاکبرگ یا مواد آلی پوسیده هستند موجب تسریع در پوسیدن مواد آلی می شود که در بعضی از موارد موجب تشکیل ترکیباتی می شود که برای رشد گیاه مضر است و باید توسط آب از خاک شسته شوند . بعضی از ترکیبات شیمیایی خاک در اثر حرارت بیش از 85 درجه تجزیه شده و مقادیر زیادی نمک های قابل حمل مانند ازت ، منگنز ، فسفر ، پتاسیم تولید می کنند که برای گیاهان مضرند این موضوع بویژ ه در مخلوط هایی که مواد آلی زیادی دارند بیشتر مشهود می باشد . معمولا برای ضد عفونی خاک ها یا از مواد شیمیایی یا از بخار آب استفاده می شود. مواد شیمیایی که معمولا استفاده می شوند عبارتند از فرم آلدئید که قارچ کشی خوب و با نفوذ است ، بذرهای بعضی از علف های هرز را از بین می برد اما برای از بین بردن نماتدها و حشرات چندان مناسب نیست بعد از کاربرد نیز باید برای کاشت دو هفته صبر کرد. کلروپیکرین ماده دیگری است که بدین منظور استفاده می شود برای کاربرد این ماده بعد از پاشیدن روی بستر باید آن را محبوس کرد و سه روز نگه داشت این ماده برای از بین بردن نماتد حشرات ، بذرهای علف های هرز، ورتیسیلیوم و سایر قارچ های مقاوم موثر است اما بعد از سه روز ، باید ده روز صبر نمود تا خاک تهویه شود. ماده دیگر مورد استفاده متیل برماید است که ماده ای بی بو ، بسیار فرار و برای انسان بسیار سمی است و خطر عقیم شدگی را بهمراه دارد. این ماده اکثر نماتدها ، حشرات ، بذرهای علف های هرز و بعضی از قارچ ها را از بین می برد ولی قارچ ورتیسیلیوم را از بین نمی برد این ماده علاوه بر خطراتی که در استعمال دارد به دلیل تخریب لایه ازن از سال 2003 در بسیاری از موارد و از سال 2015 بطور کل منسوخ می شود.

ماده دیگر مورد استفاده واپام می باشد که در آب قابل حمل بوده و علف های هرز، بذرهای در حال جوانه زدن اکثر قارچ ها و نماتدها را از بین می برد برای استفاده از این ماده روی خاک باید غلطک زده شود و پس از کاربرد سه هفته لازم است تا خاک تهویه شود تماس آن با پوست انسان نیز موجب ایجاد خارش می شود .

مخلوط دی –دی مانند واپام با محدودیت روبروست خیساندن مخلوط های خاک با قارچکش هایی مانند بنومیل، کاپتان، تنها موجب کنترل بعضی از قارچ ها می شود. بهمین دلیل امروزه در اکثر نقاط دنیا خاک را با استفاده از بخار آب پاستوریزه می کنند. بخار آب همه آفات را حذف می کند. پس از تیمار با بخار محیط بلافاصله آماده استفاده می شود. خطرات حاصله از کاربرد بخار برای انسان و گیاه بسیار کم است . با بخار می توان محیط کشت سرد و مرطوب را در هر زمان از سال ضد عفونی نمود . بخار آب وقتی محیط خاک را به دمای حدود 80 درجه برساند بعد از حدود 20 دقیقه اکثر باکتریها و قارچ ها مضر، نماتدها ، حشرات و بذرهای علف های هرز را از بین می برد اما در دمای 60 درجه به مدت 30 دقیقه مطلوب تر است. چون ضمن از بین بردن عوامل بیماریزا ، موجودات مفید خاک را از بین نمی برد. بکار بردن بخار از بروز مشکل آزاد شدن مواد مسموم کننده خاک که در اثر حرارت زیاد اتفاق می افتد جلوگیری می کند.

بیماری غربالی درختان میوه        Shot hole or Coryneum Blight

بیماری غربالی درختان میوه        Shot hole or Coryneum Blight

 

 

در ایران اولین بار اسفندیاری در سال 1375 این بیماری را روی درختان میوه هسته دار در مازندران ، گیلان ، گرگان و آذربایجان گزارش نموده است . بیماری در اکثر مناطق کشور کم و بیش وجود دارد و تا کنون از شهرهای شیروان ،‌گنبد ، بجنورد ، قوچان ،‌ماکو ، خوی و نهبندان و بسیاری از شهرهای دیگر گزارش گردیده است . شدت بیماری در استان آذربایجان و بویژه در باغهای قدیمی زیاد ا ست (اشکان ،‌اسدی 1350، ارشاد 1356)

در ایران تا کنون این بیماری روی درختان زرد آلو ، گیلاس . آلبالو . گوجه ، هلو ، شلیل و بادام دیده شده است و خسارت عمده آن بیشتر متوجه درختان زرد آلو می باشد.

اهمیت بیماری :
بیماری غربالی نه تنها باعث ضعف درخت و کاهش مقدار و ارزش محصول میشود بلکه بدلیل لکه ها و زگیل هائیکه روی میوه بجای می گذارد ارزش صادراتی برگه و قیسی حاصله از میوه های آلوده را نیز به نحو بارزی پائین می آورد. در بسیاری از باغهای آذربایجان شرقی و غربی و همچنین بعضی از باغهای خراسان و همدان بیماری شدت دارد که تمام جوانه ها و سر شاخه های درخت زرد آلو در اثر این بیماری خشک شده و درخت عملاً استفاده ای ندارد. درختان آلوده ایکه به حیات خود ادامه می دهند نیز بدلیل خشک شدن برگها و کاهش سطح سبز آنها در دوره فعال گیاه بطور غیر مستقیم لطمه دیده و در نتیجه مقدار محصول آنها پائین می آید. میزان خسارت سالیانه این بیماری در ایران بطور دقیق معلوم نیست و روی محصول زرد آلو معادل 224 میلیون ریال بر آورد شده است (اشکان واسدی 1350)

علائم بیماری :

  

بیماری غربالی درختان میوه Shot hole or Coryneum Blight

   

زرد آلو ، هلو،‌گیلاس ، آلو و آلبالو از میزبانهای مهم این بیماری است. سرشاخه, گل, برگ, میوه و جوانه های درختان فوق مورد حمله این بیماری قرار می گیرند منتها اندام های مورد حمله و علائم آنها روی میزبانهای مختلف با هم فرق دارند. بدین معنی که در زرد آلو میوه ، برگ و جوانه ها مورد حمله قرار می گیرند ولی علائم روی سرشاخه ها دیده نمی شود. در بادام علائم روی سر شاخه ها و مخصوصاً برگ ظاهر می شود در صورتیکه به میوه خسارت وارد نمی آید در گیلاس علائم بیماری روی میوه برگ و جوانه ها و سرشاخه ها بوضوح دیده می شود در حالیکه در هلو نشانه های بیماری را روی میوه بندرت می توان دید در عوض برگ سر شاخه ها و جوانه های خواب این گونه به شدت مورد حمله قرار می گیرند.

 

 در زرد آلو و قیسی خسارت مهم و شدید این بیماری روی برگ و میوه می باشد و حتی جوانه های برگ و گل را مورد حمله قرار می دهند و اصولاً شاخه های جوان بندرت مبتلا می شوند.

این حالت یعنی توسعه بهم پیوستگی لکه های بیماری روی برگ بیشتر در موارد وقوع آلودگی های شدید اولیه در مرحله ایکه برگها دارای بافت لطیفی هستند رخ میدهد و در آلودگی های دیر هنگام چون برگها ضخامت کافی پیدا کرده اند و نیز بدلیل عدم رطوبت کافی و مناسب در محیط علائم برگی معمولاً به صورت سوراخهای منفرد ، ‌ریز و ته سنجاقی بروز می کند. احتمالاً واریته های مختلف نیز مقاومتشان در مقابل بیماری فرق داشته باشد.

در هلو لکه ها معمولاً در حاشیه برگها در طرفین و رگبرگ اصلی ظاهر می شود و یکنواختی سوراخ های ایجاد شده از نظر اندازه و شکل بیشتر از زرد آلو است.
لکه ها و سوراخهای ایجاد شده روی برگ گیلاس بزرگتر از لکه های برگ آلو و بادام میباشد. شکل و اندازه آنها بسیار نامنظم و متغییر است. معمولاً چند تا لکه مجاور هم ظاهر شده و قسمت بزرگی از پهنک برگ را فرا می گیرد. در گوجه و آلبالو لکه و سوراخهای غربالی نسبتاً منظم و مدور می باشد ولی اندازه آنها در آلو بزرگتر است.

ظهور علائم بیماری روی برگ بادام خیلی شبیه علائم آن روی برگ زرد آلو بوده و همزمان با باز شدن جوانه ها و پیدایش برگها می باشد. معمولاً اندازه سوراخها یکسان و شکل شان همانند است, قطرشان از 2 تا 4 میلیمتر متغییر است و از سوراخهای برگ زرد آلو کوچکتر حاشیه سوراخهای ایجاد شده روی برگ بادام قهوه ای مشخص و تعداد آنها نیز نسبت به زرد آلو بیشتر و متراکمتر است. لازم به ذکر است که مشبک شدن برگ و پیدایش لکه های نکروزه فقط مربوط به بیماری غربالی نبوده بلکه

قارچهایی مثل:

Cercospora circumscissa , Phyllosticta prunicola , Fusicoccum amygdali

باکتریهایی از قبیل :

Pseudomounas syringae , Pseudomonas morsprunorum

و ویروسهائی مانند ویروس لکه حلقوی هلو نیز لکه ها و سوراخهایی شبیه علائم غربالی در برگ درختان میوه بوجود می آورند.

ب-نشانه های غربالی روی میوه :
میوه زرد آلو ،‌گیلاس و آلبالو مورد حمله این بیماری قرار میگیرند
علایم روی درختان گوجه ای که بشدت مورد حمله بیماری غربالی قرار گرفته بودندبصورت صمغ زدگی زیاد میوه های آن بدون وجود لکه مشخص دیده شده که احتمالا ًناشی از آلودگی به بیماری غربالی می باشد.

روی میوه زرد آلو وقتی به اندازه مغز پسته است علائم غربالی به صورت لکه های قرمز مایل به بنفش و به اندازه ته سنجان ظاهر می گردد بتدریج که میوه درشت میشود این لکه ها برآمده شده و به صورت نقاط برجسته یا خال جوش در می آید و رنگشان قهوه ای می شود لکه ها و برآمدگیها ابتدا در سطح فوقانی میوه ها بصورت پراکنده یا تراکم بروز می کند و بعداً به سطح زیرین میوه نیز می رسد. در مواردی دیده شده است که حمله بیماری به میوه ها در بعضی ارقام و یا در شرایط خاص ، مواجه با عکس العمل آن میشود بدین معنی که بجای ظهور خال جوشها, گوشت میوه تحریک شده و به صورت پستانک نوک تیزی بالا آمده و رشد آن متوقف می شود در مواقعی که شرایط جوی برای رشد و نمو بیماری مناسب است, تعداد زیادی خال جوش بطور متراکم در سطح میوه ظاهر می شود. بطوریکه در این قسمت اپیدرم میوه کاملاً فاسد و چوب پنبه ای شده و از آن شیره تراوش می شود که بعداً سفت شده و بصورت صمغ در می آید گهگاهی بد شکلی هم در میوه های زرد آلو دیده می شود. حمله غربالی به میوه های جوان ،‌منجر به ریزش آنها می گردد بهمین جهت حدود 5 درصد از میوه های ریز در همان مراحل اولیه رشد در اثر حمله این بیماری ریخته و از بین می رود حمله بیماری به میوه زردآلو یکی از مخرب ترین حالات خسارت بیماریست.

نشانه غربالی روی میوه هلو به دو صورت ظاهر می شود:

الف) میوه های هلو در مراحل اولیه رشد مورد حمله قرار گرفته و می ریزد. بهمین جهت میوه های باقیمانده روی درخت علائمی معمولاً از خود نشان نمی دهند , میوه های بسیار ریزیر حالیکه هنوز میوه ها شکلی به خود نگرفته شروع به ریزش می کنند و این عارضه معلول تاخت و تاز مستقیم قارچ روی میوه و همچنین نصف سر شاخه هائیکه روی آن شانکرهای بیماری به فراوانی مستقر است. این علامت در هلوهای ایران زیاد به چشم میخورد.

ب) وقتی میوه به درشتی میوه زیتون رسید تعداد زیادی لکه های کوچک مدور که ابتدا قرمز و بعد قهوه ای می شود روی آن مخصوصاً در حوالی دم میوه ظاهر می شود. اپیدرم میوه در قسمت لکه ها کرک طبیعی خود را از دست داده و به صورت پوسته ای در می آید که ممکن است بعداً بیافتد. ریزش این پولکها باعث ناهموار شدن سطح میوه می شود البته لکه های میوه هلو سطحی بوده و معمولاً رشد آنرا مختل نمی کند. (Viemont Bourgin, 1949) اینگونه علائم در ایران هنوز مشاهده نشده است (اشکان و اسدی 1350).

علایم روی میوه گیلاس بیماری به صورت لکه های قهوه ای تیره ظاهر می شود که بتدریج گوشت میوه در محل لکه ها فرو رفتگی پیدا کرده و خشک و سیاه و ترکدار می شود گودیهای ایجاد شده معمولاً عمیق بوده و در غالب اوقات عمق آن تا هسته می رسد . در اینصورت گوشت میوه در پیرامون حفره های ایجاد شده به سمت داخل کشیدگی پیدا می کند قطر این حفره ها 5 تا 6 میلیمتر است.
روی میوه آلبالو لکه ها شبیه گیلاس است ولی فرو رفتگی حفره کمتر از آن می باشد به نظر می رسد. مکانیزم ایجاد فرو رفتگی در میوه گیلاس و آلبالو بدین ترتیب باشد که میوه در مراحل اولیه تشکیل و در دوران نارسی مورد حمله بیماری قرار گرفته و موجب چوبی شدن و توقف رشد قسمت آلوده می شود و رشد بعدی سایر قسمتهای گوشت میوه باعث می گردد که محل لکه به صور مختلفی ،‌فرو رفتگی پیدا کند.

ج)نشانه های غربالی روی سرشاخه ها و جوانه ها :
علائم این بیماری روی سرشاخه ها اکثراً به صورت شانکر و ترک خوردگی ظاهر میشود و تشخیص آن احتیاج به دقت و آشنایی چشم دارد . آلودگی سرشاخه ها از آن جهت مهم است که باعث انهدام جوانه ها و ضعف درخت می گردد.

سرشاخه های درخت زردآلو معمولاً مورد حمله بیماری غربالی نمی گیرد و علائمی روی آن مشهود نیست لیکن جوانه های آن باین بیماری مبتلا می شود . جوانه های آلوده معمولاً رنگشان تیره گاهی پوشیده از یک لایه ترشحات خشک صمغ به مانند است.

غربالی روی سرشاخه های نازک و سبز گیلاس ابتدا به صورت لکه های قهوه ای و برجسته ظاهر میشود که بتدریج با پیشرفت مرض ترک خورده و حالت زخم بخود می گیرد. این حالت در مراحل آخر شبیه نیمرخ دانه گندم در طرف شیار آن می باشد . معمولاً قایقی شکل و اندازه آنها به 3 تا 2 میلیمتر می رسد پیدایش این زخمها در فصل بهار موقع ظهور شکوفه ها حائز اهمیت است زیرا چنانچه زیر جوانه های گل دهنده بروز کند باعث توقف ناگهانی رشد گیاه و خشک شدن سرشاخه ها و شکوفه ها می گردد در حالتهای شدید ،‌بسیاری از جوانه های گل و برگ و سر شاخه های درخت گیلاس به این ترتیب از بین می رود تشخیص این حالت بیماری معمولاً مشکل و با توجه به علائم روی برگ و میوه امکان پذیر است.

سرشاخه های سبز جوان بادام به شدت مورد حمله غربالی قرار می گیرد و سرتاسر آن لکه های گرد یا بیضی شکل ظاهر می شود قطر لکه های گرد بین 3 تا 4 میلیمتر تغییر می کند ولی پاره ای از اوقات لکه ها دراز و کشیده بوده و طول آن به 6-7 میلیمتر می رسد. رنگ لکه ها موقع ظهور ارغوانی و سپس قهوه ای می شود . معمولاً مرکز لکه قهوه ای روشن است که وسیله نوار قهوه ای تیره محاط شده است. این دو رنگی به لکه های سرشاخه های بادام حالت چشم میدهد. گاهی لکه ها ترک خورده و از آنها صمغ تراوش می شود.

شانکرهای غربالی روی شاخه های هلو شبیه علائم آن روی شاخه های بادام است با این تفاوت که زخمها معمولاً بزرگتر است بنحویکه گاهی اوقات اطراف سرشاخه ها را اشغال می کند و منجر به خشک شدن جوانه ها و قسمتهای بالایی می شود صمغ زدگی در سرشاخه های هلو بیشتر از بادام اتفاق می افتد . روی سرشاخه های آلو و گوجه علامتی از غربالی دیده نشده است (اشکان واسدی1350) .

     

عامل بیماری : قارچ

   

Stigmina carpophila - Moniliales-Hyphomycetidae-Deuteromycetes ( Dematiaceae-)

این قارچ دوازده همنام دیگر دارد از آنجمله Clasterosporium carpohilum دراروپا عامل بیماری Coryneum beijerinckii معرفی شده است.
اندامهای رویشی و باروی این قارچ منحصر به میسلیوم ، کنیدی و کنیدیوفور است، قارچ دارای میسلیوم استوانه ای و بند بند بوده, رنگ آن متمایل به قهوه ای است و میسلیوم روی تمام قسمتهای مورد حمله(پارانشیم برگ و پارانشیم ناحیه پوست شاخه های جوان و سطح میوه) دیده می شود.

تاریخچه و مناطق انتشار:

   
این بیماری اولین بار در سال 1842 در کشور فرانسه بوسیله Leveille شناخته شده است امروزه در کلیه نقاط جهان از جمله در آمریکا شمالی و آمریکای جنوبی و اروپا و استرالیا و نیوزلاند و سایر نواحی جهان وجود داشته و خسارت زیادی وارد می نماید. (زمستان 1343).

 

پروتئین های حشره کشB.t و نحوه ی عمل آنها

پروتئین های حشره کشB.t و نحوه ی عمل آنها

مقدمه :

Bacillus thuringiensis یک باکتری بیماری زا در حشرات است که عنصر فعال برخی حشره کش ها را تشکیل می دهد.

این باکتری گرم مثبت و خاکزی به عرض 1.2-1 و طول 4-3 میکرون با اسپور نیمه انتهایی و بیضی شکل می باشد . این باکتری همزمان با تشکیل اسپور در داخل اسپورانژیوم تولید بلور های سمی (Cry=crystal) می کند . گونه ی B.thuringiensis متعلق به خانواده Bacillaceae می باشد .

این باکتری برای رشد به نور نیاز ندارد و از سلسله Prokaryotes می باشد (Bergg ، 1974( . این باکتری در بسیاری از محیط های کشت ساده ی آزمایشگاهی مانند محلول آبگوشت (Nutrient broth ) در شرایط هوازی ودر دمای بین 15 تا 40 درجه سانتی گراد ( اپتیمم 30 درجه سانتی گراد ) به راحتی رشد می کند .


این باکتری چندین توکسین تولید می کند که شامل :


1- آلفا اگزو توکسین : این سم علاوه بر حشرات برای موش و دیگر مهره داران سمی می باشد



2- بتا اگزوتوکسین : در برخی نژاد های این باکتری تولید شده وبر روی پستانداران عوارض عمده ای دارد.



3- گاما اگزو توکسین : این توکسین برای حشرات سمی نمی باشد .



4- دلتا اندو توکسین (Delta-endotoxin): در مرحله مرگ باکتری و تشکیل اسپور تشکیل می شود.

endotoxin
توکسین های آلفا اگزوتوکسین و بتا اگزوتوکسین علاوه بر حشرات، برای پستانداران مضر بوده و در نتیجه،امروزه از زیر گونه های Bacillus thuringiensis که این دو توکسین را تولید می کنند ، استفاده نمی شود . سومین توکسین نیز به دلیل عدم سمیت برای حشرات استفاده نمی شود .

امروزه در فراورده های تجاری B.t از استرین هایی از باکتری، که دلتا اندو توکسین تولید می نمایند ، استفاده می شود .


امروزه از B.t به دو طریق استفاده می شود :


1- تولید سموم میکروبی حشره کش : فرآورده های تجاری B.t به عنوان حشره کش میکروبی به صورت گرد یا پودر های وتابل قابل تعلیق در آب ارائه می شود و امروزه جزء پر مصرف ترین عوامل کنترل میکروبی حشرات به شمار می آید .
postřik spórami
2 – تولید گیاهان B.t : این گیاهان حاوی ژن تولید کننده توکسین که از باکتری Bacillus thuringiensis بدست آمده است ، می باشد . این گیاهان خود قادر به تولید سم بوده و آفات حشره ای را که از این گیاهان تغذیه کنند ، از بین می روند . در این مطالعه ما به بررسی پروتئین های Cry حشره کش و همچنین نحوه ی عمل آنها می پردازیم .
aflatoxin

ساختار و چگونگی تاثیر پروتئین های حشره کش B.t :



روده ی میانی عده ای از لارو ها ی حشرات، مانند بال پولک داران و برخی از دو بالان و قاب بالان، دارای محیط قلیایی بسیار بالایی است (PH= 10/2-10/15) ; در این شرایط(حداقل PH مورد نیاز8.9 می باشد) ،کریستال های سمی حل شده و توکسین لازم به وسیله ی آنزیم های تجزیه کننده پروتئین آزاد می شود و فرم فعال توکسین تولید می شود .


مطالعات بلورشناسی پروتئین های Cry نشان می دهد که این پروتئین دارای سه ناحیه ویژه می باشد . ناحیه I شامل هفت آلفا هلیکس که در فعل و انفعالات غشا و تشکیل منافذ نقش دارد ، ناحیه II از یک ستون سه گوش شامل سه بتا شیت که در اتصال سم به سلول های پوشش روده نقش دارد و ناحیه III شامل دو رشته ی آنتی پارالل بتا است که همانند ناحیه II در ثبات سم روی گیرنده و تنظیم کانال یونی نقش دارد . در روده ی حشر اتی که دارای شرایط قلیایی می باشند، سیگما اندو توکسین به فرم فعال خود یعنی دلتا اندو توکسین تبدیل شده و توسط ناحیه II به سطح سلول های پوششی روده وصل شده و توسط ناحیه I باعث ایجاد منافذی در غشای سلول شده که موجب اختلال یونی بین خون و روده می شود .


گونه های آلوده شده می توانند دو نوع عکس العمل متفاوت نسبت به توکسین از خود نشان دهند . در اکثر موارد بعد از تغذیه ، فلج سریع دستگاه گوارش در مدت یک ساعت یا کمی بیش از آن اتفاق می افتد و در نتیجه حشره دچار مرگ می شود . بسیاری از حشرات تنها به وسیله ی اثر کریستال سمی از بین می روند ، ولی در برخی موارد ، ترکیبی از اسپور و کریستال مورد نیا ز است و این ترکیب همیشه در فرمولاسیون ماده ی تجارتی سم ارائه می شود .


تصویر 1 – نحوه ی تاثیر توکسین در بدن لارو حشرات

تقسیم بندی پروتئین های Cry براساس خصوصیات حشره کشی و توالی اسیدهای آمینه آنها:


استرین های bacillus thuringiensisدو نوع توکسین تولید می نمایند. نوع اصلی، توکسین های Cry (کریستالین ) می باشد که بوسیله ژن های Cry کد می شود.نوع دوم توکسین Cyt (سیتولیتیک) می باشد که فعالیت توکسین های Cry را تکمیل کرده و موجب بالا بردن تاثیر توکسین می شوند.


بیش از150 توکسین Cry متفاوت تا کنون کلون شده است و برای سمیت روی گونه های حشرات مختلف آزمایش شده است . برای همسان سازی لیست در حال رشد توکسین ها ، آنها را با یک کد چهار حرفی بر اساس توالی اسید های آمینه و خصوصیات حشره کشی آنها تقسیم بندی می نمایند.

فوزاریوم سنبله گندم (Fusarium Head Blight)

فوزاریوم سنبله گندم (Fusarium Head Blight)

این بیماری به اسامی مختلفی از جمله ؛ بلایت فوزاریومی سنبله، بلایت سنبله، سفید شدن سنبله، اسکب گندم (Wheat Scab) ، کپک صورتی یا اسکب صورتی، بیماری Tombstone و بیماری Fusarium glume spot شناخته شده و نامگذاری گردیده است.
 
نشانه‌های بیماری

نخستین نشانه آلودگی سنبله‌ها، ایجاد یک لکه کوچک آبسوخته و کم و بیش قهوه‌ای رنگ، در قاعده یا وسط گلوم یا روی محور سنبله است. سپس این آبسوختگی و بیرنگ شدن از نقطه آلودگی در تمام جهات گسترش می‌یابد. آلودگی ممکن است فقط سنبلچه‌های منفرد یا کل سنبله را در برگیرد. در امتداد لبه گلومها و یا در قاعده سنبلچه‌ها رشد میسلیومی صورتی تا قرمز رنگ به حالت کرکی بوضوح دیده می‌شود. دانه‌های گندم سنبلچه‌های آلوده اغلب چروکیده، تیره رنگ ، پوک و لاغر می‌باشند. سنبلچه‌های آلوده قبل از بلوغ سفید رنگ می‌شوند. در صورتی که هوای گرم و مرطوب ادامه یابد، سنبلچه‌های روی سنبله‌هایی که زود آلوده شده‌اند هنگام برداشت محصول با ظهور پریتسیوم‌های آبی - سیاه، خالدار می‌شوند).

  

 

Fusarium diseases of wheat

fusarium

fusarium

 

 sp.  Fusarium

) شکل از کتاب Compendium of Wheat Diseases,1987, M. V. Wiese

 
عامل بیماری و ویژگیهای فیزیولوژیکی آن

هرچند گونه‌هایی از جنس Fusarium بعنوان عامل این بیماری معرفی گردیده‌اند، ولی گونه F.graminearum Schwabe یکی از مهمترین آنها شناخته شده است. این گونه در سال 1977 توسط ارشاد (1374) از گندمهای منطقه مازندران گزارش گردید. گونه اخیر دارای دو گروه است، گروه I آن به ریشه و طوقه و گروه II آن به سنبله گندم حمله می‌کند. فرم جنسی قارچ عامل بیماری بنام Giberella zeae(schw.)Petch می‌باشد که ایجاد پریتسیوم می‌کند.

کاظمی (1376) از مزارع آلوده گرگان و گنبد، تعداد 32 نمونه بطور مجزا جمع‌آوری نمود. در این مزارع سنبله‌های آلوده، به لحاظ وجود پوشش صورتی - نارنجی رنگ قارچ، از سنبله‌های سالم قابل تشخیص بودند. در آزمایشگاه از نمونه‌های جمع‌آوری شده، 18 جدایه فوزاریوم جداسازی و خالص شده و گونه تمامی جدایه‌ها، F.graminearum تشخیص داده شد. همچنین به منظور انتخاب بیماریزاترین جدایه‌ها، از توانایی آنها در بروز (incidence) بیماری در سنبله‌ها استفاده شد که با توجه به نتایج بدست آمده تعداد 5 جدایه با 87 تا 100 درصد آلوده‌سازی خوشه‌ها، برای مطالعات و بررسیهای بعدی مورد استفاده قرار گرفت. همچنین می‌توان دریافت، این گونه می‌تواند عامل اصلی بیماری در منطقه باشد.

مهمترین ویژگی گونه F.graminearum تولید مایکوتوکسین‌های مختلف ، با توجه به شرایط محیطی و نوع میزبان می‌باشد، که عامل مایکوتوکسیکوزهای شدید در انسان و حیوانات است و از علایم آنها بی‌اشتهایی، تهوع و گرفتگی ماهیچه‌ها می‌باشد. در بررسی 37 نمونه دانه گندم از مزارع آلوده به این بیماری در مازندران، غلظت زیرالنون (ZON) بین 6/42-3 و داکسی نیوالنول (DON) تا 5/10 میلی‌گرم در کیلوگرم برآورد شده و تأثیر بیولوژیکی این مایکوتوکسین‌ها در غلظت‌های متعارف، روی لاروهای خرچنگ دریایی آب شور تا 85 درصد تعیین گردید (زمانی‌زاده و خورسندی، 1374).

همچنین به منظور ارزیابی آلودگی مزارع شمال کشور به مایکوتوکسین‌های فوزاریوم در سال 1375، 35 نمونه از گندمهای تازه درو شده شمال ایران (مناطق گنبد و گرگان) جمع‌آوری شده و وجود و میزان 8 مایکوتوکسین؛ نیوالنول، داکسی نیوالنول، فوزارنون ـ ایکس، دی استوکسی سیرپنول، نیوسولانیول، تی-توکسین، اچ تی- 2 توکسین و زیرالنون، بطور همزمان مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که از مجموع 35 نمونه حاوی مقادیر بسیار بالایی زیرالنون بودند. میانگین مقادیر نیوالنول ppm 6/577 ، نیوسولانیول ppm 2/476 و زیرالنون ppm 3/3464 بود. در ضمن سایر توکسین‌ها در هیچ یک از نمونه‌های مورد بررسی یافت نشدند (یزدان پناه و همکاران، 1377).

گلزار و همکاران (1379) ارتباط بین تولید توکسین داکسی نیوالنول و بیماریزایی جدایه‌های قارچ F.graminearum ، عامل بلایت سنبله گندم را مورد بررسی قرار دادند. بدین منظور هشت جدایه قارچ عامل بیماری با توانایی تولید مقادیر متفاوت توکسین DON شامل؛ دو جدایه با حداکثر میزان تولید (mg/g 4/2156 و 2/1969) ، دو جدایه با توکسن زایی متوسط (mg/g 5/580 و 539) ، دو جدایه با توکسین زایی پایین (mg/g 52/269 و 2/176) و دو جدایه نیز بدون توانایی تولید توکسین DON ، بطور تصادفی از جدایه‌های گونه مزبور انتخاب شدند. مایه‌زنی گندم رقم فلات در مرحله گلدهی، با سوسپانسیون 20-15 ماکروکنیدی، در 10 میکرو لیتر آب مقطر استریل، در یک سنبلچه میانی هر سنبله انجام شد. پیشرفت بیماری در سه مرحله 10، 15 و 20 روز بعد از مایه‌زنی با شمارش تعداد سنبلچه آلوده ارزیابی گردید. از نتایج بدست آمده چنین استنباط گردید؛ در جدایه‌هایی که دارای توانایی تولید بالای توکسین DON می‌باشند، این عامل موجب افزایش ویرولانس قارچ عامل بیماری می‌گردد.

تاثیر فیتوتوکسین‌های نیمه خالص F.graminearum ، روی بذور در حال جوانه‌زنی و بافت گندم در رابطه با مقاومت گندم به بلایت فوزایومی خوشه مورد بررسی قرار گرفت. برای این کار 26 لاین گندم نان، از نقطه نظر تحمل بالقوه بذور در حال جوانه‌زنی به فیتوتوکسین‌ها با استفاده از فیتوتوکسین‌های نیمه خالص قارچ عامل بیماری بررسی شده و همبستگی تحمل آنها به عصاره فیتوتوکسیک و مقاومت مزرعه‌ای آنها نیز محاسبه گردید. با تیمار قطعات کولئوپتیل در حال رشد همان ارقام، بوسیله فیتوتوکسین‌های نیمه خالص، نتایج نشان داد که اگر چه تنوع پذیری زیادی بین لاین‌های متفاوت گندم از نظر تحمل آنها به فیتوتوکسین‌های نیمه خالص وجود داشت، لیکن هیچ همبستگی میان تحمل لاین‌ها به فیتوتوکسین‌های نیمه‌خالص و شاخص بیماری (ns 08/0R=) و بین تحمل لاین‌ها به فیتوتوکسین‌های نیمه خالص و حدوث بیماری (ns 08/0- R=) وجود نداشت (پاکدامن و همکاران، 1379) .
 

چرخه بیماری

عامل بیماری زمستان را در بقایای میزبان می‌گذارند، بقایان گندمیان، ساقه ذرت و کلش گندم از منابع اولیه آلودگی بحساب می‌آیند و در عین حال در بذور گندم نیز باقی می‌مانند. کنیدیها یا آسکوسپورهای حـاصل از این منـابع آلـودگی بـه وسیلـه بـاد انتشـار یـافته و در مـرحله گلـدهی (Anthesis) که حساسترین مرحله گندم به بیماری است، موجب آلوده‌سازی گیاه می‌شوند. در این مرحله سطوح بالایی از اسید آمینه‌های کولین (choline) و بتیین (betaine) درون بساکهای بیرون زده از گل، تولید شده و این مواد باعث تحریک رشد قارچ F.graminearum گردیده و به دنبال آن آلودگی سنبله توسط این پاتوژن شدت می‌یابد. از آنجایی که دوره اصلی آسیب‌پذیری گندم به بیماری در طول مرحله گرده‌افشانی است، قارچ عموماً به یک سیکل آلودگی در فصل محدود می‌شود. فراوانی اینوکلوم اولیه و شرایط آب و هوایی در طور مرحله گرده‌افشانی، از عوامل تعیین کننده شدت این بیماری است. تنش‌های تغذیه‌ای نیز ممکن است حساسیت گیاه را به آلودگی افزایش دهند. درجه حرارت مناسب برای آلودگی و توسعه بیماری 25 درجه سانتیگراد است، در دمای 15 درجه سانتیگراد آلودگی کم بوده یا اصلاً اتفاق نمی‌افتد و بروز بیماری در درجه حرارت 20 تا 30 درجه سانتیگراد شدت می‌یابد. دوره‌های رطوبتی مورد نیاز برای آلودگی بسته به دما و مرحله رشدی گیاه از 36 تا 72 ساعت متغیر است و این دوره‌ها بخصوص در مرحله گلدهی برای آلودگی اهمیت دارد.

 ملیحی پور (1376) بیماری بلایت خوشه گندم و نقش چند عامل محیطی در توسعه آن در مناطق گرگان و مازندران را مورد بررسی قرار داد. بدین منظور داده‌های مربوط به یک سری از عوامل جوی که احتمال می‌رفت، مساعد بودن آنها در دوره گلدهی ارقام مختلف مربوط به یک سری از بیماری بلایت فوزاریومی خوشه را افزایش دهد، برای سالهای 76-1371 از ایستگاههای هواشناسی هاشم آباد (گرگان) و قراخیل (مازندران) تهیه شده و جهت مطالعات مربوط در نظر گرفته شدند. برای هریکی از سالهای مذکور درصد وقوع بیماری در گندم رقم فلات نشان داد که از بین عوامل جوی مورد بررسی، دو عامل میزان بارندگی و تعداد روزهای بارانی در دوره گلدهی، با وقوع بیماری در این رقم همبستگی بالایی دارند. بعبارت دیگر رابطه خطی معنی‌داری بین میزان بارندگی و تعداد روزهای بارانی در دوره گلدهی با میزان بیماری در گندم رقم فلات وجود دارد.

 

مبارزه

در ارزیابی مقاومت ارقام و لاین‌های گندم به بیماری بلایت فوزایومی سنبله، مقاومت نسبی 64 رقم و لاین با استفاده از سه روش؛ مایه زنی مصنوعی (تست درون شیشه‌ای, سنبله‌های جدا شده و متصل به گیاه) طی سالهای 1374 و 1375 تعیین گردید. برای این منظور مخلوطی از هشت جدایه قارچ عامل بیماری، باغلظت 20 اسپور در پنج میکرولیتر تهیه شد و سپس ارقام و لاین های مورد نظر به ترتیب در مراحل گیاهچه (آزمایش درون شیشه ای) و گیاه بالغ (سنبله های جدا شده و متصل به گیاه) مایه‌زنی گردیدند. نتایج حاصل نشان داد، ارقام Sumai#3, Sara/Jup/Biy, Pavon, Pasa و Wang Shui-bai نسبت به بیماری متحمل بودند (ممرآبادی و همکاران، 1379).

یکی از مباحث جالب توجه در بیماری شناسی گیاهی، القای مقاومت می‌باشد. در یک پژوهش، امکان القای مقاومت در ارقام حساس گندم به بیماری فوزاریومی خوشه بررسی شد. بدین منظور همزمان با شروع گلدهی در رقم فلات، سنبله‌ها بطور جداگانه با فعال کننده‌های گیاهی همچون اسید سالسیلیک، عصاره مخمر و میسلیوم کشته شده قارچ عامل بیماری، بوسیله اتوکلاو (1درصد وزن به حجم) دو بار به فاصله 24 ساعت از هم تیمار شده و سپس مایه‌زنی سنبله‌ها با اسپورهای F.graminearum انجام پذیرفت. برای هر محرک 100 سنبله و دو سری شاهد در نظر گرفته شد که یک سری از آنان با آب مقطر استریل و سری دیگر فقط با قارچ عامل بیماری تیمار شدند. نتایج نشان داد که فقط میسلیوم کشته شده قارچ عامل بیماری قادر به جلوگیری از پیشرفت بیماری بر روی سنبله می‌باشد. زیرا پاتوژن پس از تزریق در سنبلچه میانی، موفق به گسترش و آلوده‌سازی تمام سنبله نشد. این نتایج حاکی از این بود که می توان از ترکیبات خاصی، بعنوان فعال‌کننده‌های مکانیزم دفاع در گیاهان علیه پاتوژنها استفاده نمود(کاظمی و همکاران، 1377).

محمدی و کاظمی (Mohammadi and Kazemi 2002) برای اولین بار میزان فعالیت و نقش آنزیمهای پلی فنل اکسیداز و پراکسیداز در سنبله‌های ارقام حساس و مقاوم گندم به بیماری فوزاریومی خوشه و القای مقاومت را مورد بررسی قرار دادند. آنزیم اکسیدکننده پلی فنل اکسیداز (PPO) یکی از مهمترین آنزیمهای دفاعی گیاهان علیه عوامل بیماریزا و آفات محسوب می شود. این آنزیم در اکسیده کردن فنل های گیاهی به کینون ها (ترکیبات سمی ضدمیکروبی) و لیگنین کردن دیواره سلولی گیاه میزبان در برهم کنش ناسازگار نقش بسزایی دارد. در این پژوهش، میزان فعالیت اختصاصی این آنزیم به روش اسپکتروفتومتری، در ارقام متحملWang Shui-bai و Sumai#3 و حساس فلات و گلستان در چهار مرحله تکامل سنبله شامل گلدهی، شیری، خمیری و رسیدن کامل دانه، مورد سنجش قرار گرفت. خصوصیات بیوشیمیایی بدست آمده از بهینه سازی فعالیت PPO سنبله گندم شامل؛ سرعت خطی واکنش (Kinetics) در 30 ثانیه حداکثر جذب در 515 نانومتر، مطلوبترین pH برابر 4/6 ، مناسبترین غلظت سوبستریت پایروکتکول 20 میلی مول و کمک آنزیم ال - پرولین 5 میلی مول بود. فعالیت این آنزیم براساس پروتئین خام محلول، در سنبله تلقیح شده ارقام متحمل، در مرحله شیری به حداکثر میزان رسید و متعاقباً کاهش یافت ، این میزان در مقایسه با شاهدهای مربوطه، به بیش از سه برابر رسید. در ارقام حساس فلات و گلستان میزان فعالیت PPO تا نصف آن در ارقام متحمل کاهش یافت. رنگ آمیزی فعالیت این آنزیم در ژل بومی پلی‌اکریل آمید، تعداد یک آیزوزایم بازی و 6 تا 8 آیزوزایم اسیدی را آشکار ساخت. همچنین تراکم و ضخامت باندهای اسیدی PPO در نمونه‌های مایه‌زنی شده، به مراتب بیشتر از نمونه‌های شاهد بود. عصاره F.graminearum تنها یک باند بازی را در ژل متراکم‌کننده نشان داد. فعـالیت PPO خـوشه گنـدم، در اثر تیمـار ژل، درمحلول سدیـم آزاید (NaN3) و جوشانیدن عصاره ناپدید گردید. در کلیه ارقام مورد آزمایش، فعالیت PPO در مرحله شیری افزایش یافت و از آنجایی که این میزان در ارقام متحمل، 7/1 برابر نسبت به ارقام حساس بیشتر بود، این امکان وجود دارد که بتوان از PPO به عنوان یک نشانگر بیوشیمیایی مقاومت، جهت گزینش منابع مقاوم ژنتیک در برنامه به نژادی استفاده نمود. عملیات فوق‌الذکر برای آنزیم اکسیدکننده پراکسیداز (POX) نیز انجام گرفت. نتایج حاصل نشان داد پراکسیداز سنبله گندم، دارای سرعت واکنش ثابت تا 30 ثانیه، حداکثر جذب فرآورده اکسید شده در 475 نانومتر، مطلوبترین pH برابر 4/5 و مناسبترین غلظت سوبستریت گوییکول 200 میلی مول و سوبستریت H2O2 برابر 3/0 درصد می‌باشد. میزان فعالیت ویژه POX براساس پروتئین خام محلول، در کلیه ارقام متحمل و حساس تلقیح شده، در مرحله شیری در مقایسه با شاهدهای مربوطه افزایش قابل توجه داشته و در بیشتر موارد به حداکثر میزان رسید، ولی این افزایش در ارقام متحمل وانگ و حساس فلات به یک میزان و در ارقام متحمل سرمای در حد متوسط و حساس گلستان ناچیز بود. فعالیت POX در ژل بومی پلی‌اکریل‌آمید رنگ‌آمیزی شد. در ژل متراکم کننده تعداد سه باند آیزوزایمی بازی (کاتدیک) و تعداد 7 باند اسیدی (آندیک) در ژل جداکننده آشکار گردیدند. در ارقام متحمل مایه‌زنی شده، تراکم و ضخامت ایزوپراکسیدازها بیشتر از نمونه‌های شاهد بود. حرارت و تیمار با سدیم آزاید در ژل پلی‌اکریل‌آمید به ترتیب موجب از بین رفتن کامل و یا نسبی فعالیت ایزوزایم‌های POX گردید. عصاره قارچ عامل بیماری فقط یک باند اسیدی را در ژل جداکننده نشان داد.

همچنین در بررسی القای مقاومت، نتایج نشان داد میزان فعالیت ویژه آنزیمهای PPO و POX در مرحله شیری سنبله رقم فلات پس از تیمار با میسلیوم کشته شده و مایه‌زنی با قارچ عامل بیماری در مقایسه با شاهد، بیش از دو برابر بود. همچنین تراکم، ضخامت و تعداد ایزوزایم‌های PPO و POX در الکتروفورز ژل بومی پلی ‌اکریل آمید در نمونه‌های تیمار شده با میسلیوم کشته شده، بیشتر از شاهدهای مربوطه بود.

در ارتباط با کنترل شیمیایی بیماری، گلزار و همکاران (1373) تاثیر چند قارچکش بر فوزاریوز خوشه گندم در گرگان و مازندران را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد قارچکش آلتوکمبی SC460 به میزان 6/0 لیتر در هکتار و در دو بار سم پاشی (یکبار مرحله ظهور خوشه و یکبار نیز در مرحله گلدهی) بیشترین تاثیر را در مقایسه با سایر قارچکش‌های مورد آزمایش داشته و نسبت به شاهد نیز در سطح 1% برتری نشان داده است. از طرفی چون سم‌پاشی در مرحله ظهور خوشه، تاثیر کمتری در مقایسه با زمان گلدهی داشته است، بنابراین می‌توان یک نوبت سم‌پاشی در مرحله شروع گلدهی را توصیه نمود. این نکته هم از لحاظ اقتصادی

هم از جنبه زیست محیطی دارای اهمیت است.

 

هورمون های گیاهی و کاربرد آن در گیاه و باغبانی

هورمون های گیاهی و کاربرد آن در گیاه و باغبانی

واژه هورمون به موادمعینی اطلاق می شود که در بخشی از موجود زنده ساخته شده و پس از انتقال اثرات فیزیولوژیکی محسوسی در دیگر قسمتهای آن به جا می گذارد و در تراکم های بسیار کم فعالند.این تصور کلی در اصل در قلمرو فیزیولوژیکی حیوانی بوجود آمده و این واژه هورمون از ریشه یونانی به معنی تهیج کردن گرفته شده است. در گیاهان ترکیبات مترادف ولی از نظر شیمیایی کاملاً متفاوت یافت می شود و واژه هورمون بطور صحیح آنها را در بر می گیرد هورمون های گیاهی که اغلب فیتو هورمون خوانده می شود در بافتهای مریستمی و یا لااقل جوان از هر نوع ساخته می شوندو غالبا اثرخود را پس از انتقال می گذارندکه تا حدودی دورتر از بافتی که ساخته شده اند. هورمون ها با آنزیم ها و تیامین ها و DNA در این خاصیت مشترکند که به غلظت بسیار کم یا ناچیزباعث ایجاد اثرات فیزیولوژیکی عمیق می شوند. اصولاً واژه هورمون باید به ترکیباتی محدود شود که به طور طبیعی در درون موجود زنده ساخته می شود لذا در تعریف هورمون گیاهی می توان گفت مواد آلی می باشد که مواد غذایی نبوده و توسط گیاهان تولید می شود و در غلظت های کم فرآیند فیزیولوژیکی را تنظیم می کند .آنها در درون گیاه، از محل تولید به محل اثر، انتقال می یابد اما گاهاً موادی که معلوم نیست در گیاه وجود داشته باشد اثرات مشابه و بعضی اوقات عیناً نظییر یکی از هورمون های طبیعی گیاهی را دارندکه از نام نهادن هورمون گیاهی می بایست خود داری نمود بلکه واژه برتر برای این چنین ترکیباتی که اثر هورمون مانندروی گیاه دارند تنظیم کننده رشد می باشد و در تعریف آن می توان گفت ترکیبات سنتزشده یا هورمون های گیاهی هستند که فرآیند های فیزیولوژیکی را تغییر می دهد این مواد تقلید کردن از هورمون ها ، تاثیر روی (سنتزشدن) هورمون ها و از بین بردن و یا انتقال و یا (به احتمال) تغییر دادن محل تاثیر هورمونی رشد را تنظیم می کند . با این وصف برای متمایز کردن آنها می توان گفت تمام هورمون ها ، تنظیم کننده رشد هستند اما تمام تنظیم کننده های رشد هورمون نیستند.
در حال حاضر در دنیا پنج گروه مختلف هورمون های گیاهی شناخته شده که بسیاری از آنها دارای کاربرد های عملی متعددو مهمی در کشاورزی بویژه باغبانی هستند این گروه ها عبارتند از: آکسین ها ، جیبرلین ها ، سایتو کنین ها ، اتیلن . لگاماها( مواد بازدارنده).


• آکسین:
اولین گروه هورمون گیاهی هستند که کشف شدند و مورد استفاده قرار گرفته. ماهیت هورمونی آنها بطور روشن در آزمایشی که برای اولین بار توسط وانت در سال 1928 انجام گرفت در کولئوپتیل یولاف از گیاهان تیره غلات نشان داده شده و در غلظت کمتر از 10*1مولار می توان به کار برد طبیعی ترین ترکیبی که در گیاهان شاخته شده است اسید ایندول -3- استیک (IAA) می باشد که احتمالاًدر گیاهان از اسید آمینه تریپتو فان ساخته می شود . مراکز عمده ساخته شدن آکسین بافت های مریستمی انتهایی از قبیل جوانه های در حال باز شدن ، برگهای جوان ، نوک ریشه ، گلها یا گل آذین روی ساقه گلدار می باشد و نحوه انتقال آکسین در اندامهای جوان از بالا به پایین و در اندامهای پارانشیمی در داخل آوند های آبکشی انجام می گیرد و در ریشه هم از نوک ریشه به سمت بالای ریشه صورت می گیرد. از آکسین های مصنوعی می توان به اسید -نفتالین- استیک، اسید ایندول -3- بوتیریک ، اسید 2-4-در کلرو فنواکسی استیک ، اسید نفتاکسی استیک و اسید تریو یدوبنزوئیک اشاره نمود . اسید ایندول استیک بعنوان هورمون طبیعی در اثر آنزیم هایی ازقبیل اکسیدازها و فنولاز ها تجزیه می شود.قابل ذکر است بکار بردن غلظت های نسبتاً زیاد آکسین ها همچنین منجر به نقایصی در گیاهان از قبیل تغییر شکل برگ، ساقه و ریشه، رنگ پریدگی برگها ٍ جلوگیری از طویل شدن ریشه ها یا باز شدن گلها و ایجاد ورم و آماس می شود.
نقش اکسین در گیاه:
1- طویل شدن سلولها و اندامها:

 اولین اثر آکسین ها می باشد که افزایش غلظت آکسین شدت طویل شدن سلولها را به همراه دارد.اما اثر بازدارندگی نیز دارد یعنی آکسین با همان غلظتی که سبب تشدید طویل شدن اندامها هوایی را دارد طویل شدن ریشه را کند می سازد.
2- نور گرایی(فتوتروپیسم):

این اثر که بیشتر بصورت خمیدگی در گیاه می باشد بعلت توزیع نامتقارن اکسین در اندام مربوط قابل ملاحظه می باشد خمیدگی مزبور ناشی از این است رشد در سمت نزدیک به نور تا حدودی کند و رشد سمتی که به دور از آن است شدید تر است.
3- زمین گرایی:

 در ریشه نظییر ساقه که رشد افقی دارد تجمع زیادتر اکسین در نیمه زیرین رشد ریشه را کند کرده و سبب خمیدگی می شود.
4- فعال ساختن لایه زاینده:

فعالیت لایه زاینده بوسیله آکسین ها که در درون ساقه از بالا به پایین و از جوانه های در حال رشد حرکت می کند تجدید می شود.
5- ایجادگل:

 آکسین گل دادن بعضی از گیاهان روز بلند به شرط آنکه دوره فتوپریود به اندازه کافی برای گلدهی گیاهان طولانی باشد تسریع می نماید.مانند سیلن و بذرالبنج از طرفی گلدهی در برخی گیاهان روز کوتاه در صورت استعمال آکسین در دوره تاریکی متوقف می نماید.
کاربرد آکسین در باغبانی:
1- تنک کردن و جلوگیری از ریزش گل و میوه:

پایدار ماندن میوه های در حال رشد ، گلها و برگهای جوان که از منابع مهم تولید آکسین به شمار می روند بر روی گیاه بستگی به تعادل بین میزان آکسین داخلی آنها و مقدار آکسین دارد.هر گاه به دلیلی این تعادل به بخورد در محل اتصال دمبرگ یا دمگل یا میوه به ساقه یک لایه چوب پنبه ای به نام لایه سواگر ایجاد می گرددو اندام مربوطه از گیاه جدا می شود و ریزش می کند این موضوع در باغبانی بویژه در میوه کاری دارای اهمیت می باشد. چرا که درختان میوه چندین برابر توانایی خود گل تولید می کنند و اگر همگی تبدیل به میوه شوند اولاً: میوه های ریز و نامرغوبی تولید می شود ثانیاً : درخت ضعیف می شودو نهایتاً نه تنها بسیاری از میوه ها بعلت عدم تغذیه کافی ریزش خواهند کرد. از طرفی امکان عدم تشکیل جوانه گا برای سال بعد وجود دارد لذا جهت جلوگیری از این امر استفاده به موقع از محلولهایی اکیسینی که گلها ی ضعیف تر را وادار به ریزش می کند مفید می باشد و به این عمل تنک کردن گفته می شود.
2- تولید بافت پینه ای :

اثبات شده است که قدرت تولید پینه در گیاهان مختلف رابطه مستقیمی با میزان اکسین یاخته های ناحیه زخم شده آنها دارد لذا زخم هایی که به دلیل مختلف مانند هرس ، قلمه گیری در گیاه بوجود می آید و استفاده از آکسین جهت تقسیم یاخته های پارانشیم ناحیه زخمی برای ایجاد بافتی یکنواخت و تر میم محل زخم موثر می باشد.
3- ریشه دار کردن قلمه ها:

 پژروهش ها حاکی از آن است که قدرت ریشه زایی آکسین با غلظت آکسینی که در یاخته ها ی بافت پینه ای ناحیه ته تیل یافت می شود ارتباط مستقیم دارد لذا استفاده از آکسین در ریشه زایی قلمه ها موثر می باشد اما دو نکته لازم تذکر است:
الف- اگر قلمه گرفته شده اصولاً قدرت ریشه زایی نداشته باشد نمی توان آن را با استفاده از هورمون وادار به این کارکرد.
ب- اثر آکسین صرفاً برای تولید سر آغازه های ریشه است و اگر این ماده مدت زیادی در محیط کشت باقی بماند از رشد ریشه ها ی تولید شده جلوگیری می کند.
4- جلوگیری از رشد نرک ها و پاجوش ها :

در گیاهان بعد از هرس شدید تعدادی شاخه غیر بارور به نام نرک تولید می شود که بعلت عدم میوه دهی می بایست هرس شوند لذا اگر محل زخم پیرایش را با محلول یک درصد اسید نفتالین استیک محلول پاشی شود از رشد نرک ها جلوگیری می شود قابل ذکر است که از آکسین برای جلوگیری از رشد پاجوش ها نیز بکار می رود.
5- گل انگیزی و تولید میوه: محلول پاشی گیاهان با آکسین قبل ازاینکه شرایط طول روز برای گل دادن مناسب شود باعث گل می شود مانند آناناس و از طرفی در تولید میوه برخی گیاهان بویژه فلفل و جالیز ها موثر می باشد.
6-پارتنوکارپی: در گیاهانی که میوه آنها هم ناشی از لقاح و هم ناشی از بکرباری (میوه های بدون هسته) در صورت گرده افشانی کافی می توان با کاربرد آکسین وادار به تولید میوه نمود.
7- رشد طولی شاخه و چیرگی انتهایی :

آغشته کردن جوانه انتهایی به آکسین چیرگی انتهایی را تشدید کرده و باعث ایجاد شاخه های بلند و ترکه ای می شود. برعکس موادی که کار آکسین را خنثی می سازند یا با از بین بردن جوانه های انتهایی می توان مانع تولید آکسین شد و گیاه را وادار به تولید شاخه فرعی متعدد و بوته ای شده کرد.
8- کاهش ترک خوردگی میوه گیلاس:

میوه های درخت گیلاس بعد از بارندگی اصولاً ترک خورده می شوند که با مصرف ترکیب مناسب از آکسین از این امر یا پدیده می توان جلوگیری کرد.
• جیبرلین :
علامت اولیه بیماری باکانا(Dakanae) یا نشاء احمق برنج که گیاهان آلوده از گیاهان سالم بلندتر بودند توسط متخصصان ژاپنی کشف شده که عامل آن را قارچ ژیبرلا فوجیکوری از گروه آسکومیستها (کیسه دار) بود و در سال 1938 ماده متبلوری از این عصاره بدون قارچ محیط کشتی که این قارچ در آن رشد کرده بوده کشف شد که اثر این محلول جیبرلین نامیده شد.
نواحی عمده ساخته شدن جیبرلین در گیاهان برگهای مریستمی ، نوک ریشه ، بذر های در حال رشد می باشد و انتقال این هورمون در گیاهان کاملاً بطور آزاد و هم در آوند آبکش و هم در آوند چوبی روی می دهد. جیبرلین ها گروه های مشخصی از هورمون های گیاهی است که بسیار به هم شبیهند و فرمول اسید جیبرلیک GA یکی از بهترین و معروفترین این گروه می باشد.
نقش جیبرلین در گیاه:
1- طویل شدن سلولها: جیبرلین ها همانند اکیسن در طویل شده اندامهای گیاهی نقش بازی می کنند
2- اثر روی گل دادن :برخی از جالبترین اثرات جیبرلین ها روی گل دادن گیاهان است بطوری که همانند اکسین ها در گیاهان روز بلند باعث تولید گل و از طرفی در روی گیاهان روز کوتاه باعث توقف گلدهی می شود.
3- طویل شده وتشکیل ریشه ها: برخی جیبرلین ها به غلظت مناسب لااقل در بعضی گونه ها به طویل شده ریشه کمک می کنند و از طرفی دیگر در اثر جیبرلین ها از تشکیل ریشه روی قلمه ها جلوگیری می کند که علت آن خنثی کردن اثر اکسین ها است.
4- رشد برگ: با توجه به اینکه طول موج های کوتاه ناحیه قرمز در ایجاد رشد برگ موثرترین است این هورمون می تواند جایگزین نور قرمز شود.
5- سبز کردن بذر: بذر تعدادی از انواع گیاهان بعد از جذب آن برای اینکه سبز شود قبلاً لازم است که در معرض نور قرار گیرد که در واقع نور قرمز طیف از این نظر موثرترین است که جیبرلین می تواند جایگزین خوبی برای آن باشد و به عبارت دیگردر شکستن دوره خواب بذور جیبرلین جایگزین نور قرمز می شود.
6- شکستن دوره خواب جوانه: شکستن دوره خواب بعضی از گونه های گیاهان چوبی مناطق معتدل تحت کنترل فتوپریود است لذا این هورمون می تواند جایگزین خوبی برای فتوپریود به طول کافی باشد.
7- افزایش طول میان گره ها: استفاده از این هورمون در گیاهان می تواند منجر به افزایش طول میان گره ها شود.
کابرد جیبرلین در باغبانی:
1- مهمترین کاربرد این هورمون در بالابردن میزان محصول انگور است که این عمل بسته به زمان کاربرد هورمون به دوصورت انجام می گیرد .
الف- هورمون پاشی پیش از عمل باروری یعنی حدود 10 روز قبل از ریزش گلبرگها یا کلاهک گل ها صورت می گیرد که این عمل باعث از بین بردن مادگی و تولید حبه های بدون دانه ناشی از بکرزایی می شود ضمناً این عمل با ریزش تعدادی از حبه ها همراه است و در انگورهای دارای تراکم زیاد است مانند یاقوتی باعث باز شدن خوشه و بالا رفتن کیفیت محصول می گردد.
ب- محلول پاشی پس از انجام عمل باروری و تشکیل حبه ها یعنی از زمان ریزش حدود 75 درصد کلاهک ها به بعد انجام می گیرد در این حالت تک حبه های درشت تر شده و محصول ازدیاد می یابد.
2- جیبرلین ها ایجاد میوه های ناشی از بکرزایی را روی گیاهان که بطور طبیعی توانایی این کار داشته باشند افزایش می دهد.
3- بزرگی درشتی میوه: برای تولید میوه های درشت و بهتر و برای جلوگیری از ترک ناشی از بارندگی در میوهای گیلاس استفاده از جیبرلین سه هفته قبل از برداشت موثر و مفیداست.
4- کیفیت میوه: استفاده از این هورمون 4 الی5 هفته قبل از براداشت برروی میوه های آلوده باعث بهبود کیفیت می شود.
5- تاخیر در رسیدن میوه ها: میوه های مانند خرمالو که اگر پیش از رسیدن چیده نشوند به سرعت نرم و فاسد می شوند و یا میوه های پرتقال و لیمو زمانی روی درخت می رسند که عرضه است به بازار زیاد و یا قیمت ها پایین است که غالبا ضرر اقتصادی را به همراه موارد استفاده از هورمون جیبرلین هنگامی که میوه ها هنوز سبز هستند یعنی حدود یکماه قبل از رسیدن مدتی نسبتا طولانی همانطور سبز روی درخت باقی خواهند ماندواز طرفی استفاده از این هومون در گیلاس حدود سه هفته قبل از برداشت و در گلابی چهار هفته قبل از برداشت در دیر برداشت کردن محصول موثر است.
6- جیبرلین در انگور باعث افزایش اندازه حبه می شود و در سیب و گلابی باعث دراز شدن اندازه میوه ها می شود.
7- افزایش گل در خیار گلخانه ای از هورمون جیبرلین استفاده می شود.
8- در افزایش جوانه زنی بذرهای سیب ، گلابی ، فندق ، گیلاس که قبل از جوانه زنی استفاده می شود .
9- برای اصلاح شکل و اندازه میوه سیب در زمان اولین ریزش گلها
10- برای کاهش اثر ویروس زرد در میوه ها مثل آلبالو که 15الی 15 روز پس از ریزش گلبرگها استفاده می شود.
11- برای وارد کردن گیاهان روزبلند به گلدهی در شرایط روز کوتاه و گیاهان روزکوتاه در روز بلند از این هورمون استفاده می شود.

• سایتو کنین:
در سال 1955 دانشمندی بنام میلر موفق شدکه از DNA تجزیه شده اسپرم شاه ماهی اولین انگیزننده تقسیم یاخته ای را جدا کندو آن را کنین نام نهاد و بعدها معلوم شد که این ماده مصنوعی در گیاه وجود ندارد و اولین ماده طبیعی استخراج شده از گیاه که در واقع سیتو کنین طبیعی می باشد از بذر ذرت به دست آمده که آن را زآتین نامیده شد. زآتین یکی از فعالترین سایتوکنین شناخته شده است که دارای اثرات رونق بخشی دارد که مهمترین آن تقسیم سلولی است . سایتوکنین ها بطور عمده در مریستم های انتهایی ریشه ، گل آذین ها ومیوه های در حال رشد ساخته می شود. . سایتوکنین ساخته شده در نوک ریشه بوسیله شیره خام آوند های چوبی و در بخش های بالایی گیاه توسط آوند های آبکشی بسمت پایین انتقال می یابد.
نقش سایتوکنین در گیاه:
1- بزرگ شدن و طویل شده سلولها: سیتوکنین ها در مرحله طویل شدن سلول یا بزرگ شده آن رشد تاثیر می گذارد ولی اینکه اثر رونق بخشی یا باز دارنده است بستگی به اندام مربوط نوع بخصوص سایتوکینین و غلطت آن دارد.
2- ایجاد جوانه گل و نمو آن: در برخی از گیاهان افزایش نسبت سایتوکنین به اکسین سبب پیدایش جوانه ها و در نتیجه شاخه های برگدار می شود.
3- تشکیل ریشه: سایتوکنین با غلظت خیلی کم به تشکیل ریشه کمک کرده ولیکن در غلظت زیاد از تشکیل آن جلو گیری می کند.
4- پیری دیر رس: این هورمون پیری را در برگها با غلظت نسبتاً کم به تاخیر می اندازد و از ریزش گلهای و برگه و میو ها جلوگیری می کند.
5- پارتنوکارپی: جیبرلین همانند هورمون های گروه آکسین و جیبرلین باعث پارتنوکارپی می شوند.
6- تاثیر روی گل دادن: سایتوکنین باعث تولید گل در گیاهان روز بلند شرایط روز کوتاه و برعکس می شود.
7- شکستن دوره خواب بذر: سایتوکنین ها در غلظت مناسب با جیبرلین ها و نور قرمز خاصیت شکستن دوره خواب بذور حساس به نور را دارد.


کاربرد در باغبانی:
1- کاربرد سایتوکنین در کشت بافت جهت تولید گیاهانی مانند داودی، میخک که هم اکنون بطور تجاری در سطح بزرک انجام می گیرد.
2- بکار گیری جهت بی اثر کردن چیرگی اتنهایی در گلکاری مانندحسن یوسف ، فلفل زینتی، و تولید بوته های منشعب و متراکم و بازار پسند.
3- طولانی کردن عمر گلهای بریدنی و سبزیها برگی در مراحل بعد از برداشت.
4- استفاده از این هورمون در اوایل تابستان می تواند باعث شاخه زایی می شود.
5- بکارگیری این هورمون در سیب 10 روز بعد از اینکه باز شدند باعث تولید میو هایی دراز تر خواهد شد.
6- خیساندن بذور در محل سایتو کنین یک روز قبل باعث افزایش جوانه زنی می شود.
7- محلول پاشی با سایتوکنین روی برگها نسبت رشد ریشه به شاخه را کاهش می دهد در حالی که کاربرد آن روی ریشه این نسبت را افزایش می دهد.
8- جایگزین سرمای مورد نیاز درختانی باشد ریشه هایشان در معرض سرما قرار نگرفته اند.
9- رشد اولیه تخمدان در میوه ها را باعث می شود.
10- ریزش میوه در نهالهای جابجا شده می تواند به علت کمبود سایتوکنین باشد.
11- بوجود آوردن جوانه های اتفاقی روی شاخه های درختان میوه و همچنین وتبدیل پیچک به خوشه در درخت انگور.
12- سایتو کنین دوره نونهالی را را در در ختان میوه کو تاه می کند.
13- هورمون سایتو کنین رقابت بین رشد مریستم انتهایی شاخه و رشد میوه را می شکندوباعث رشد بهتر میوه ها می شود.
14- سایتو کنین ها فعالیت جوانه های جانبی را در شاخه ها را افزایش داده و باعث تولید و ایجاد شاخه های فرعی در درختان میوه شده که این ناشی از شکستن غالبیت انتهایی و نتیجتاً کاهش رشد طولی می باشد.
15- هومورن سایتوکنین در حرکت بخشیدن مواد غذایی موثر است بطوری که این ماده به عضوهایی میوه ها و برگها و غده های جوان که خود تولید کننده هورمون هستند انتقال می یابد.


• اتیلن:
این هورمون که هورمون پیری نام گرفته است معلوم شده است که بصورت گاز اتیلن در بافتهای گیاهی شاخه شده و مانع از رشد ریشه و ساقه گردیده و پیری و ریزش برگهای را تسریع می کند و از طرفی نمو جوانه های جانبی را به تاخیر انداخته و اصولا همه صفات خاص یک هورمون را دارا می باشد اتیلن در شرایط عادی یعنی درجه حرارتهای معمول بصورت گاز است و با توجه به اینکه خواص معینی از خودشان نشان می دهد اتیلن همچنین ممکن است از گیاه خارج شود و رشد و فعل انفعال های فیزیو لوژیکی گیاهان را مجاور را تحت تاثیر قرار دهد و برخلاف سایر هورمونهای گیاهی که در نقاط خاصی تولید می شود این هورمون به صورت موضعی در هر نقطه ای از گیاه ممکن است تولید شود و حرکت آن در داخل بافتها بصورت انتشار گاز می باشد و تحت تنش های فیزیکی در قسمتهای زیادی از گیاه ساخته می شود.
اثرات اتیلن در گیاه:
برگ بسیاری از گونه ها در معرض غلطت های بسیار کم اتیلن اپینایتی(گرایش به پایین) از خود نشان می دهد. اصولاً غلظت لازم برای ایجاد اپیناستی خیلی کمتر از غلظتی است که برای ریزش برگ می شود.
2- زمین گرایی افقی: استفاده از اتیلن در برخی گیاهان که شاخه های آنها معمولاً عمودی رشد می کند و زمین گرایی منفی دارد در جهت افقی رشد می کند.


کاربرد در باغبانی:
1- رسیدن کامل و توسعه رنگ میوه روی درخت و داخل انبار.
2- در غلظت بالا باعث تحریک و ریزش برگ و میوه می شود.
3- آغاز تشکیل جوانه گل را تحریک می نماید.
4- باعث تولید صمغ در بعضی از گونه ها و هم آهنگ با آکسین از نمو جوانه جانبی جلوگیری می نماید.
5- بکاربردن اتیلن در روی میوه هایی که هنوز به حد کامل نرسیده اند مانند خرمالو، موز و طالبی باعث تسریع در رسیده می شود و از طرفی باعث ترکیدن پوست میوه ها می شود و مصرف آن باعث رنگ پذیری بهتر در گوجه فرنگی، مرکبات ، هلو، انگور، گیلاس، آلوو آلبالو می شود.
6- استفاده از اتیلن حدود 10 روز قبل از برداشت در غلظت بالا باعث تحریک ریزش میوه می شود مانند میوه های سیب، گلابیٍ، گیلاس، آلو و هلو.
7- اتیلن در آناناس باعث تولید گلدهی وبروز جنسیت در خیاربصورت عکس هورمون جیبرلین باعث افزایش تولید گل ماده نسبت به گل نر می شود.
8- اتیلن در غلظت های کم باعث تحریک جوانه زنی و در غلظت های زیاد باعث جلوگیری از جوانه زنی می شود.
9- اتیلن بازار پسندی محصولات مختلف را افزایش داده ودر گوجه فرنگی از مرحله گرده افشانی تا زمانیکه سبز و بالغ می شود باعث افزایش محصول می شود.
10- نظر به اینکه صرفه جویی در نیروی کار لازم در برداشت مکانیزه و رسیدن همزمان محصول یک امر مهم و موثر می باشد استفاده از این هورمون مفید و حائز اهمیت می باشدمانندگردو، آلبالو، گیلاس و هلو
11-مصرف این هورمون در اوایل پائیز در میوه هایی هسته دار مانند هلو، گیلاس، شکفتن جوانه های را به تعویق انداخته و از سرمای بهاره محفوظ می دارد.
12- این هورمون می تواند جایگزین در طول روز باشد بطور مثال درپیاز خوراکی که جهت تولید پیاز نیاز به روز بلند دارد با مصرف این هورمون می توان آن را در شرایط روز کوتاه وادار به گلدهی کرد.
13- باتوجه به اینکه در صورت کمپوت سازی باید میوه های بدون دم باشند لذا استفاده از این هورمون در میوه هایی مانند گیلاس و آلبالو حائز اهمیت است.
سایر موارد:
• اتیلن باعث افزایش میزان شیرابه در ختان کائوچو که در صنایع لاستیک سازی اهمیت دارد.
• باعث کوتاهی دوره نونهالی در درختان میوه می شود.
• باعث افزایش مقاومت محصولات انباری می شود.
• باعث افزایش تعدادشاخه های گل دهنده در گل داودی می شود.


بازدارنده ها:
دسته ای ازهورمون های گیاهی هستند که به دو دسته طبیعی و مصنوعی تقسیم می گردند . گروه طبیعی تنها شامل اسید آبسیزیک است که در تمام گیاهان وجود دارد و گروه مصنوعی خود به چهار دسته گروه:

1- بازدارنده های رشد

2- موادکند کننده رشد

3- مورفکتین

4- مواد شاخه زا
1- اسید آبسیزیک :

حدود دهه 1960 دو ماده بنام های طور همزمان بنام های دورمین و آبسایزین از بافتهای مختلف گیاهی استخراج گشت بررسی های نشان داد که اولاً هر دو آنها در حقیقت یکی هستند که اسید آبسیزیک نامیده شد ثانیاً مهمترین قسمت بازدارنده های بتا را تشکیل می دهند. اسید آبسیزیک از سایر بازدارنده های طبیعی گیاهان حدود یکصد مرتبه قویتر است و فرآیند هایی مانند رکود بذرها، جوانه ها و نیز ریزش اندام ها را کنترل می کند . این اعمال مشخصاً به همراهی سایر هورمون ها انجام می پذیرد . بدین معنا که عوامل محیطی مانند کمبود مواد معدنی ، خشکی خاک ، روزهای کوتاه و سردی هوا که باعث ایجاد رکود می شوند باعث افزایش اسید آبسیزیک و کم شدن جیبرلین ها نیز می شوند و عواملی ماند روزهای بلند و سرمای زمستانه که رکود را از بین می برند عکس این عمل را انجام می دهند . (میزان اسید آبسیزیک در گیاه تحت تاثیر کمبود آب ، اکسیژن و مواد غذایی مورد نیاز گیاه می باشد.) تغییرات سریع غلظت از مشخصات خاص این بازدارنده است بدین معنی که وقتی گیاه تحت تاثیر کمبود های آب ، اکسیژن و مواد غذایی قرار بگیرد. میزان اسید آبسایزیک به سرعت بالا می رود و پس از برطرف شدن طی دو روز به حالت عادی بر می گردد. همانند اتیلن برای ساخته شدن آبسایزیک محل خاص در درون گیاه وجود ندارد و تمام اندامها می توانند برحسب نیاز به تولید این ماده بپردازند. نقل و انتقال نیز مانند جیبرلین و سایتو کنین در بافت های آوندی انجام می پذیرد . از این هورمون بنام هورمون تنش یاد شده است چرا که از آسیب خشکی جلوگیری می کندبدین صورت که باعث بسته شدن روزنه های گیاه می شود و در هنگام کم آبی مانع از دست رفتن آب گیاه می شود.
کاربرد آبسایزیک در گیاه
1 -کمک به ریزش: بررسی ها نشان داده است که هورمون های دیگر بخصوص IAA (اسید اندول استیک) و اتیلن در کنترل ریزش با ABA عکس العمل متقابل دارند.
2- کمک به خواب جوانه: اسید آبسیزیک عامل داخلی در ایجاد خواب جوانه های لااقل بعضی از گیاهان چوبی مناطق معتدل است.
3- جلوگیری از سبز شدن بذر: اسید آبسیزیک اثر هورمون های جیبرلین و سیتو کنین را در کمک به سبز شده بذر خنثی می کند.
4- کند ساختن رشد و پیری: اسید آبسیزیک رشد انواع بسیاری از بافتها و اندامهای گیاهی مانند برگها ، کولئپتیل ها، ساقه ها، محور زیرلپه ای و ریشه های را کند نموده. و پیری اندامهای گیاهی را به لحاظ تسریع و تجزیه کلرفیل به تاخیر اندازد.
5- تسریع در تشکیل ریشه: اسید آبسیزیک با خنثی کردن اثر اثر جیبرلین که مانع ریشه زایی می شود باعث تسریع در ریشه زایی می شود.
6- اثر درگل دادن: این هورمون در گیاهان روز بلند باعث توقف در گلدهی شده و در گیاهان روز کوتاه و دارای اثرات متفاوت می باشد.
کاربرد اسید آبسیزیک در باغبانی:
1- در ریزش برگ ها و میوه ها رابطه با آکسین ها وجود دارد.
2- خنثی کردن چیرگی انتهایی و جلوگیری از رشد جوانه های انتهایی در مواردی که بر اثر اسید آبسیزیک حاصل می گردد به دلیل اثر متقابل این ماده با آکسین می باشد.
3- اسید آبسیزیک در گیاهانی که در طول روز کوتاه غده های خود را گسترش می دهند اثر مفیدی در تحریک غده زایی ایفاد می نماید.
4- اسید آبسیزیک با سایتو کنین ها به دلیل اثر متقابل در یاخته های محافظ بسته شدن روزنه های را ایجاد می کند که هورمون تنش به هم دلیل به آن گفته می شود.
مواد بازدارنده رشد:
موادتشکیل دهنده این هورمون از رشد گیاهان بطور کامل جلوگیری نموده و باعث مرگ گیاه می شود به همین دلیل در حال حاضر اکثر آنها برای کنترل شیمیایی علفهای هرز و بعنوان علفکش به کاربرده می شوند. ولیکن اثر کشندگی علف کش ها معمولاً همراه با ایجاد تغییرات ظاهری در گیاه می باشد که از این نظر با کند کننده های رشد متفاوت می باشد.در این گروه علاوه بر علفکش ها ماده ای بنام مالئیک هیدرازید وجود داردکه هرچند در غلظت های بالا دارای خاصیت علف کشی می باشد دارای کاربرد های مهمی می باشد که عبارتند از:
1- جلوگیری از جوانه زدن پیاز، سیب زمینی در انبار یکماه قبل از برداشت با غلظت 5/2 در هزار یا 2500 قسمت در میلون
2- جلوگیری از پاجوش دادن توتون بدین صورت که زمانی که حدود 90 درصد بوته ها به گل نشست سر آنها را قطع کرده و یک الی هفت روز بعد محلول پاشی روی آنها صورت می گیرد.
3- کم کردن رشد چمن و درختان و درختچه های غیر مثمر زینتی که در روی درختان و درختچه های زینتی این ماده با غلظت 2 تا 8 قسمت در هزار بر روی گیاه پاشیده می شود و در چمن کاری پس از هر بار چمن کاری مصرف این ماده درغلظتی حدود 2 در هزار باعث کندی رشد مجدد چمن گردیده و در مصرف آب صرفه جویی می شود که در ایران می توان جهت کم کردن هزینه چمن زنی و پایین آوردن بهای آب مصرفی پارکها ، میدان های ورزشی از این محلول استفاده نمود.
مواد کند کننده رشد:

این مواد بدون اینکه تغییری در شکل ظاهری گیاه ایجاد نماید باعث کند شدن رشد گیاه می شود از مهمترین مواد این گروه که در باغبانی امروزه استفاده می شود آلار درجه اول، سایکوسل(ccc ) و فسفون- دی( phophon-D ) و آمو 1618 (Amo1618 ) در درجات بعدی قرار دارند.
این مواد تقسیم و رشد یاخته ای در ناحیه زیر مریستمی انتهای شاخه ها جلوگیری به عمل می آوردولی برروی خود مریستم تاثیر ندارد . که این امر باعث تولید طبیعی شاخه ها ، برگ و میوه ، کوتاه ماندن درخت و افزایش تولید گل در سال بعد مصرف و کاهش هرس می شود. آلار در غلطت های مختلف برحسب نوع گیاه متفاوت است ولی میتوان در غلظت 5/0 الی 8 در هزار از اواسط بهار تا اواسط تابستان بکار برد.
کاربرد آلار در باغبانی:
1- در درختانی مانند انجییر و گلابی و بعضی از سیب ها که میوه های نرم تولید می کند باعث تولید بافت محکمتر باقابلیت نگهداری و ترابری بیشتر می شود.
2- در میوه های هسته دار مانند هلو، گیلاس و آلبالو در اوایل تابستان باعث تسریع در رسیدن و یکنواختی می شود.
3- محلول پاشی بیدرنگ با آلار پیش یا پس از شکفتن گلها بر گیاهانی مانند گوجه فرنگی و انگور افزایش تعدادمیوه را موجب می شود.
4- بسیاری از گیاهان باغبانی و زراعی که با کند کننده های رشد محلول پاشی شده اند در برابر خشکی مقاومت نشان داده اند که در ایران کمبود آب از عوامل عمده محدود یت کشاورزی است می توان از این پدیده بهره جست.
مورفکتین ها:
این گروه از اوایل دهه 1960 که از مشتقات ماده به نام 9- کربوکسیک اسید فلورین می باشند . به خاطر خواص بیولوزیکی ویژه ای که داشته مورد توجه قرار گرفته مهمترین مورفکتین ها موجود آی تی 3456 ، آی تی3233 ، نام دارند که در غلظت های زیاد برای کشتن علف های هرز و جلوگیری از رشد گیاهان چوبی به کار می روند علاوه براین باعث اختلال در سوخت و ساز و ساختن شدن هورمون آکسین می شود و باعث نابسامانی در نورگرایی زمین گرایی می شود.
کاربرد مورفکتین ها در باغبانی:
1- انگیزش گلدهی و میوه دهی.
2- کمک و سهولت به برداشت مکانیکی میوه ها با سست کردن میوه ها رسیده روی شاخه های درخت .
3- ریزش حبه های اضافی و تنک شدن خوشه های متراکم انگور که این امر در بالا بردن کیفیت محصول مهم است.
4- در گیاهان چوبی زینتی موفکتین ها از طریق خثنی کردن چیرگی جوانه انتهایی باعث رشد جوانه های جانبی می شود.
مواد شاخه زا:
این مواد که بنام هرس کننده(pruning agants ) شناخته شده و متعلق به گروه های شیمیایی مختلف می باشند که از مهمترین آنها می توان بوترالین(Butralin ) ، استرهای متیل اسیدها و الکل های زنجیره ای طویل و مشتقات پیچیده اسید استیک را نام برد که اثر آنها بدین صورت است که با خشک کردن جوانه های انتهایی گیاه جوان ، مشابه هرس عمل می کنند و نهال را در همان سال وادار به تولید شاخه های فرعی می سازد و زمان کاربرد این مواد در اواخر بهار است.

منبع:

1- مبانی فیزیولوژی گیاهی – ترجمه حسین لسانی و مسعود مجتهدی- انتشارات دانشگاه تهران
2- اصول باغبانی – دکتر مرتضی خوشخوی- انتشارات دانشگاه شیراز
3- زندگی گیاه سبز- ترجمه حسین لسانی و مسعود مجتهدی- انتشارات دانشگاه تهران

زهکشی Drainage

زهکشی Drainage

 به زبان ساده میتوان گفت زهکشی خارج کردن آب و املاح اضافی از بستر و یا عمق خاک است .در کشاورزی هدف از زهکشی ، بیشتر فراهم کردن محیطی مناسب برای رشد ریشه گیاه است ( از نظر تهویه و شوری)  در تعریفی جامع تر میتوان گفت زهکشی به معنی خارج شدن طبیعی یا مصنوعی آب مازاد از یک منطقه بوده و از مباحث بنیادی هیدرولوژی مهندسی است .  

اهمیت زهکشی : هر وقت زمین را آبیاری میکنیم سطح آب سفره زیرزمینی بالا می آید و امر تهویه در منطقه ریشه با مشکل مواجه میشود ضمنا تجمع املاح نیز باعث ایجاد شوری در خاک میگردد .

 مسائلی که به خاطر عدم تهویه در خاک بوجود می آیند :

 

1-کاهش تنفس ریشه و موجودات زنده

2-کاهش نفوذپذیری و حرکت کند املاح در خاک

3- تشکیل ترکیبات سمی در خاک ( انجام عملیات احیا به جای اکسیداسیون)

4-کاهش تولید مواد غذایی در خاک

 بعضی از زمینها بصورت طبیعی زهکشی شده اند ( به علت وجود شیب و با کمک نیروی ثقل )و در بعضی از موارد زهکشی بصورت مصنوعی انجام میشود مانند کانال یا لوله .

تاریخچه زهکشی

 زهکشی کشاورزی،‌ بنا به عقیده سازمان خواربار و کشاورزی جهانی، نه هزار سال پیش در بین‌النهرین آغاز شد. در آن هنگام لوله به کار برده نمی‌شده بلکه به احتمال زیاد از سنگ و سنگ‌ریزه و شاخ و برگ گیاهان بهره‌گیری می‌شد. اولین لوله‌های زهکشی حدود چهار هزار سال قدمت دارند. در اروپا، اولین زهکشی زیرزمینی حدود دو هزار سال پیش نصب شده‌است.  

در کتابی که در حدود سه هزار سال پیش در چین نگاشته شده، نقشه‌هایی از سیستم زهکشی مشاهده می‌شود. هرودت،‌ در حدود 2400 سال قبل،‌اشاره‌هایی به کاربرد زهکشی در درّه نیل دارد.

 اولین مدارک ثبت شده زهکشی بوسیله شخصی به نام کاتو در دو سال ق . م .ثبت شده است .  یک سال ق. م . شخصی به نام پلینگ، سیستم زهکشی خندقی را پیشنهاد کرد که از ریگ و شاخ و برگ پر شده بود و به عنوان یک زهکش زیرزمینی عمل میکرد.البته قنات که ابداع آن در حدود سه هزار سال قبل توسط ایرانیان صورت گرفته است یکی از قدیمیترین سیتمهای زهکشی محسوب میشود و در اینجا بد نیست اشاره ای نیز به سیستم زهکشی تخت جمشید کرد که این سیستم در نوع خود در جهان از نظر تاریخی بی نظیر است .  زهکشی مدتی در جهان به فراموشی سپرده شد تا اینکه در 1544 میلادی در انگلستان دوباره زندگی جدیدی یافت. اولین تنبوشه ساز سفالی در 1840 در انگلستان به کار گرفته شد. در امریکا زهکشی لوله‌ای در دو سدة پیش آغاز شد..  

زهکشی در ایران :

احداث اولین شبکه‌های نوین آبیاری و زهکشی در دهه 1310 در جنوب کشور صورت گرفت و اولین زهکش روباز با استفاده از ماشین در حوالی سال 1335 در شاوور خوزستان ساخته شد. در سال‌های 1341 و 1342 اولین شبکه زهکشی زیرزمینی با استفاده از لوله‌های سفالی در دانشکده کشاورزی دانشگاه جندی شاپور (شهید چمران) واقع در ملّاثانی (رامین) اهواز در وسعتی حدود 500 هکتار با نیروی کارگری به اجرا در آمد. در همین سال‌ها بود که اولین ماشین زهکشی وارد کشور شد. اولین طرح بزرگ زهکشی به وسعت 11000 هکتار در هفت تپه به اجرا درآمد. سپس زهکشی اراضی شرکت کشت و صنعت کارون و همزمان با آن زهکشی اراضی آبخور سد وشمگیر در گرگان آغاز شد. دشت‌های مغان، دالکی در بوشهر،‌ زابل، میان‌آب، بهبهان، طرح‌های هفت‌گانه توسعه نیشکر در خوزستان از جمله طرح‌های بزرگ دیگری هستند که اجرای آنها به اتمام رسیده است.

 اهداف زهکشی :  

1-جمع آوری و خارج کردن املاح اضافی 2-جمع آوری آبهای سطحی ناشی از روان آب ،که این مساله بیشتر در مناطق مرطوب کاربرد دارد و لازم به ذکر است در مناطق مرطوب کانالهای سطحی زهکش را بصورت عریض میسازند.3-ایجاد تهویه مناسب در محیط خاک ریشه 4-بهبود کارایی ماشین آلات ( مخصوصا کشاورزی ) 5 -استحکام بخشیدن به ساختمان خاک و ...

 فواید زهکشی :  

از فواید زهکشی میتوان جلوگیری از وقوع سیل ، به زیر کشت بردن اراضی جدید، زودتر گرم شدن خاک در فصل بهار ، شروع زودتر عملیات کشاورزی ، کیفیت و کمیت بهتر محصولات ، شستشوی املاح اضافی و بهتر شدن وضعیت مسائل بهداشتی را نام برد .در تعریفی جامع تر از این فواید میتوان گفت فواید زهکشی به شرح زیر است .

 1-کنترل و جلوگیری از ماندابی شدن ، ۲.کنترل و جلوگیری از شورشدن اراضی ، ۳.کنترل فرسایش ، ۴.کنترل سیل ، ۵.حفاظت محیط زیست ، ۶.سلامت عمومی و بهداشت ، ۷.جلوگیری از راکد شدن آب و ایجاد بوی تعفن و نامطبوع در محیط مزرعه ،۸.حفاظت از ابنیه و تاسیسات عمومی و ۹.توسعه روستایی و امنیت غذایی  

معایب زهکشی :

 1-شستن و خروج بعضی از املاح مفید خاک به همراه املاح مضر 2- هزینه بر بودن مطالعه و اجرا 3-ازبین بردن اکوسیستم طبیعی منطقه به علت کم کردن رطوبت و نتیجتا غیر قابل زیست شدن آن منطقه برای بعضی از موجودات مانند پرندگان به علت کم شدن رطوبت 4- ازبین رفتن علفهای طبیعی منطقه 5- اشغال بخشی از زمین زراعی و تقسیم زمین به قطعات جداگانه 6- افزایش خطر آتش سوزی  

منشاء زه آب:  

 

 زه آب ممکن است ناشی از بارندگی ، ذوب برف ، آب آبیاری ، جریانات سطحی و نشت زیر سطحی از اراضی مجاور ، سریز و طغیان رودخانه ها، نشت از کانالهای آبیاری و صعود سطح ایستابی باشد.

 در نواحی مرطوب بارندگی های مداوم ؛ در نواحی سردسیرتغذیه ناشی از ذوب برف و در نواحی سردسیر تغذیه ناشی از ذوب برف و در نواحی خشک ونیمه خشک ، آبیاری طغیانهای فصلی ، آبشویی اراضی و صعود سطح ایستابی ، منشآ اصلی زه آبها به دشمار میروند.با توجه به موارد ذکر شده ، عواملی چون روش آبیاری ( ثقلی - تحت فشار)، فیزیوگرافی (توپوگرافی، شکل زمین)، شبکه آبراهه ، عمق لایه نفوذ ناپذیر ،لایه بندی خاک، ویژگیهای هیدرودینامیکی خاک (نفوذ پذیری سطحی ، هدایت هیدرولیکی) و خصوصیات شیمیایی خاک( شوری ،کسر آبشویی ، قلیائیت)بطور غیر مستقیم بر زهدار شدن اراضی موثرند.  

انواع سیستم های زهکشی :

 از دیدگاههای متفاوت ، زهکشها را به انواع مختلفی تقسیم بندی می نمایند .در صورتی که نوع زه آب از نظر سطحی یا زیر سطحی مورد توجه باشد ، زهکشها را به دو دسته زهکشهای سطحی و زیر سطحی تقسیم بندی می نمایند . در شرایطی که سازه های زهکشی مورد توجه باشند ،زهکشها را به دو دسته زهکشهای روباز و زهکشهای لوله ای(زیر زمینی) تقسیم بندی می نمایند که در مورد اخیر زهکشی قائم ( چاه زهکش )را نیز در بر میگیرد. توجه به این نکته ضروری است که زهکشهای روباز علاوه بر زه آبهای سطحی ،پروفیل خاک را نیز زهکشی می نمایند.هر سیستم زهکشی دارای اجزایی است که بسته به نوع سیستم ،ابنیه ابی متفاوتی را شامل میشود.  

سیستم زهکشی سطحی : برای مناطق مرطوب بیشترین کاربرد را دارد و به خاطر اینکه بارندگی در سطح زمین تجمع پیدا میکند ، این سیستم بصورت کانالهای عریض و کم عمق( شبکه نهرهای قابل گذر) بکار میرود بطوریکه ماشین آلات هم میتوانند براحتی از روی آن حرکت کنند .

 

 سیستم زهکشی زیرزمینی: بصورت کانال روباز عمیق تا عمق حدود 2 متر و یا لوله گذاری زیرزمینی است . زهکشی زیر زمینی بصورت عمودی نیز میتواند باشد ( حفر چاه )  لوله های زهکش زیر زمینی بصورت قطعه قطعه می باشند که یا بصورت ساده است و یا بصورت نرو مادگی .  

انواع زهکش:

 

1-روباز  2- لوله ای  

 )  Mole drian3-لانه موشی (  4-عمودی ( چاه ) 5-زهکش حائل  

زهکش روباز : کانال با مقطع معمولا ذوذنقه ای شکلی است .

 

 درکانال زهکشی به مراتب بیشتر از کانال آبیاری است .free board

 نکته : کانال زهکشی در گودی و کانال آبیاری در ارتفاع است .  

                                                  زهکش های لوله ای :

 

              -

 

 i-l--

 

 این زهکشها در سه نوع یافت میشوند :

  الف : تن بوشه ای ( سفالی ) ب: پلاستیکی  پ: سیمانی   ، این لوله ها با قطرهای مختلفی تولید میشوند و معمولا روی لوله مشبک است .  

لوله های سفالی معمولا در قطر های 5، 6.5،8،10،20 سانتی متر و طول 30 سانتی متر تولید میشوند. حسن این لوله این است که در برابر واکنش شیمیایی آب مقاوم است .

 لوله های سیمانی معمولا به قطر 10،15،20 سانتی متر و طول 30 سانتی متر موجود است . باید توجه داشت در خاکهای سولفات دار باید در ساخت این لوله ها از سیمان ضد سولفات استفاده شود .  

لوله های پلاستیکی ( پلی اتیلن و پی وی سی )به دو صورت صاف و موجدار تولید میشوند . در شرایط مساوی قطر لوله موجدار را باید 20 درصد بیشتر از طول لوله صاف گرفت که این مساله به خاطر بوجود آمدن افت ناشی از موجهای لوله است .طول این لوله ها تا 100 متر میرسد .

 

 

 زهکش لانه موشی : شبیه زهکش لوله ای ( یک نوع تونل زیر زمینی ) که از عبور یک جسم مخروطی شکل در خاک بوجود میآید .این نوع زهکش معمولا در مناطقی بکار میرود که مواد آلی آن زیاد است و برای یک فصل زراعی کاربرد دارد.

 
زهکش عمودی : بصورت چاه عمل میکند و چنانچه تعداد چاهها در یک منطقه بیشتر باشد اثر زهکشی بیشتر است .ضمنا در این نوع زهکشی می بایست آب جمع شده در چاه مکش شده و به محل مناسبی انتقال یابد.به عمل تخلیه آب از جاه زهکشی را دیواترینگ (Dewatering) گویند.


 
زهکش حائل : بیشتر برای جدا کردن دو قطعه زمین بکار میرود تا آبی که از اراضی مجاور میآید وارد اراضی مورد نظر نشود . عمق این نوع زهکشها معمولا در حدود 2 تا 2.5 متر است و جهت کانال عمود بر آب زیر زمینی می باشد

 

علف های مزارع برنج

علف هرز در مزارع برنج

 

در مزارع برنج بخصوص در برنج زارهای شمال ایران، علاوه بر آفات و بیماریها ، علفهای هرز نیز خسارت زیادی به این گیاه وارد می کنند. این گیاهان با استفاده از آب و مواد غذایی و اشغال قسمتی از زمین زراعی موجب کاهش عملکرد برنج گردیده و ارزش اقتصادی و غذایی آن را پایین می آورند.بنابراین اگر به موقع و به طور دقیق و کامل با آنها مبارزه نشود ، خیلی زود سطح شالیزار را اشغال کرده و برنج را از بین می برند.(۱)

 

علفهای هرز:

علف هرز گیاهی است که بطور ناخواسته خارج از مکان اصلی روییده است. علف هرز ممکن است یک ساله یا دو ساله ویا دائمی باشد وبصورت خود رو در مزارع رشد کرده و رقیب اصلی گیاهان کشت شده می باشد و از لحاظ قدرت حیاتی مقاومت بیشتری نسبت به نباتات زراعی از خود نشان می دهد. برای مثال رشد قاشق واش در مزرعه برنج، علف هرز محسوب می شودچون قاشق واش به صورت خود رو در جایی رشد ونمو کرده که کشت آن با هدف کشاورز همسو نبوده است.

 

طبقه بندی علفهای هرز مزارع برنج:

طبقه بندی علفهای هرز براساس فصل رویش، طول رویش و نوع گیاه، شکل ظاهری(مرفولوژی)، نوع محل رویش، بومی و مهاجر بودن، نوع زیانی که به محصول وارد می کنند، فیزیولوژی گیاه هرز صورت می گیرد.

علفهای هرز مزارع برنج از لحاظ شکل ظاهری (مورفولوژی) به باریک برگها(تک لپه ایها) و پهن برگها(دو لپه ایها) تقسیم می شود:

الف- علفهای باریک برگ:

گیاهان هرزی که دارای برگهایی با رگبرگهای موازی بوده و تعداد اجزای گل در آنها سه یا مضربی از سه می باشد این دسته از علفهای هرز در زمان جوانه زدن غالبا" یک لپه تولید کرده و به فرایند بعدی ادامه حیات می دهند مانند:اویارسلام (با نام محلی :چور،چکا،گالی،جلی)، قیاق(با نام محلی:ارداله)، سوروف( با نام محلی: وازمل،زرا،وازمبیل،کل دمه) ، بند واش یا سگ واش.

ب- علفهای هرز پهن برگ:

علفهای هرزی که دارای برگهایی با رگبرگهایی منشعب بوده و تعداد اجزای گل درآنها ۴، ۵ و یا مضربی از آنها است. جوانه زدن در این دسته از علفهای هرزبا دو لپه و یا دو برگ بذری آغاز شده که در موقع کنترل شیمیایی با این دسته از علفهای هرز قابل توجه می باشد. از این گروه قاشق واش (قاشک یا بارهنگ آبی) و تیر کمان آبی، شبدر آبی،عدسک آبی، علف ارزنی، آزولا،سل واش،جلبکهای ر شته ایی را می توان نام برد (۲ و۳ ).



 

 شکل۲- علف هرز تیر کمان آبی



 

 شکل۳- علف هرز سوروف(وازمل)


 

علفهای هرز مزارع برنج را می توان از نظر طول دوره زندگی به سه دسته تقسیم نمود:
الف- علفهای هرز یکساله:
این علفها کلیه فرایند زندگی آنها در طی یکسال یا کمتر از آن طی می شود. علفهای هرز یکساله دوره رشد را با بذر آغازودر پایان دوره با تشکیل بذر کامل می شوند مانند: سوروف(وازمل)
ب-علفهای هرز دو ساله:
علفهای هرزی که دوره زندگی خود را طی دو سال می گذرانند، در سال اول رشد رویشی خود را کامل کرده و با اندوخته غذایی در سال دوم تولید بذر نموده و سپس به ادامه حیات خاتمه می دهند.
ج- علفهای هرز چند ساله:
این گروه از گیاهان پس از تولید مثل از بین نمی روند بلکه جند ین سال متمادی به زندگی خود ادامه می دهند که برای کنترل این دسته از علف ها احتیاج به هزینه بیشتری است.مثل اویار سلام، مرغ، قیاق یا ذرت خوشه ای، ترشک.




 

 شکل4- دو نوع از اویارسلام (چور)


 

علفهای هرز مزارع برنج از نظر نحوه تکثیر به دو گروه تقسیم می شوند:
الف- تکثیر جنسی: در این روش باتلاقی گرده گیاه نر ومادگی سبب تولید بذر می گردد و بقای علف هرز را تضمین می کند.
ب- تکثیر غیر جنسی: در این روش ازدیاد گیاهان بدون دخالت اندام نر و مادگی، با ریزوم (قیاق) ، غده(اویارسلام) ، پیاز (پیاز وحشی ، سورنجان) و... صورت می گیرد(۲)

 

روشهای مبارزه با علفهای هرز مزارع برنج:
برای مبارزه و از بین بردن علفهای هرز در شالیزارها، معمولا" برنجکاران به روشهای مختلف اقدام می نمایند:
الف - پیشگیری:
قبل از اینکه علفهای هرز در برنج زار رشد ونمو نماید، بهتر است از ورود بذر آنها به مزارع جلو گیری شود و برای این کار اقدامات زیر لازم می باشد:
• بذری که برای کاشت بکار می رود بایستی کاملا پاک و بوجاری شده و فاقد هر گونه بذر علف هرز و بذور غیر تیپ (دلک) باشد.
• در موقع انتقال نشاء به زمین اصلی علف هرز همراه با نشاء علف هرز به زمین اصلی وارد نشود.
• برای آنکه بذر علفهای هرز توسط آب منتقل نگردد، همیشه باید مسیر جویها را از وجود این علفها پاک کرد. (۱)
• حتی الا مکان باید مانع ورود حیوانات به این محل شد، چون در پاییز فضولات و پاهایشان آلوده به بذر علف هرز است که در بهار سبز خواهند شد.
• توصیه می شود که کشاورزان از قسمتهای عاری از بیماری و عاری از علف هرز اقدام به بذر گیری کنند تابذری بدون علف هرز و سالم و مرغوب داشته باشند. (۳)
• از ورود وسایل آلوده به بذر (ماشین آلات های مانند کمباین وخرمن کوب ) به مزرعه جلوگیری بعمل آید.
• از باقی گذاشتن علفهای هرز که توسط وجین از زمین خارج شده اند در داخل مزارع خود داری شود.(۱)
• محل احداث خزانه سال آینده را در موقع وجین از علف هرز کاملا" پاک نگهداشته و نباید گذاشت تا علف هرزی باقی مانده و تولید بذر نماید.
• بعداز برداشت محصول محل خزانه سال آینده را با کاه و کلش آتش زده تا بذر و بوته های علف هرز کوچک باقی مانده در محل خزانه سال آینده از بین برود.
• در صورت بارندگی ویا هر دلیل دیگری که نتوان محل خزانه سال آینده را آتش زد باید بوته های علف هرزی که باقی مانده اند از زمین کند تا بعد از برداشت محصول این بوته ها بعلت شرایط مساعد پیش آمده رشد نکرده و بذر ندهند و پس از این عملیات باید اطراف محل خزانه سال آینده را مرز کشی نمود تا هرز آب مناطق بالا دست وارد محل خزانه نشود.

ب- مبارزه زراعی :
• عملیات و مراحل مختلف آماده کردن زمین اصلی برنج در صورتی که بموقع و به طور دقیق انجام شوند در کم کردن و یا از بین بردن علفهای هرز تأثیری زیادی خواهند داشت. در صورتی که شخم اول در پاییز انجام شود موجب از بین رفتن بذر سوروف شده و از طرف دیگر،چنانچه شخم عمیق و با فاصله انجام گیرد سبب می گردد که بذر علفهای هرز در عمق زیاد خاک قرار گرفته و جوانه آنها قادر به خروج از خاک نباشد( ۳ و۱).
• غرقاب کردن شالیزار نقش مهمی در کنترل علفهای هرز برنج دارد(۳). در صورتی که زمین را در اول بهار، قبل از کاشت و بعد از کاشت نشاء به صورت غرقاب آبیاری نمایند، وجودآب زیاد در داخل کرتها موجب کاهش رشد علفهای هرز بخصوص سوروف شده و از این راه کمک زیادی به کم شدن علفهای هرز خواهد شد(۱). حتی در فصل غیر زراعی چنانچه تنظیم آب خوب انجام گیرد می تواند در کنترل علفهای هرز دائمی موثر واقع شود. در تنظیم عمق آب باید دقت شود که سطح آب خیلی پایین نباشد. شالیزار صاف و تسطیح شده باشدبطوریکه از بعضی نقاط آن خشکی بیرون نزند. خصوصا" ۳ الی ۴ هفته بعداز نشاء کاری شالیزار به تناوب خشک نشود تا علف هرز فرصت جوانه زدن پیدا نکند. با تنظیم آب به عمق ‍‍۱۰ سانتیمتر اکثر علفهای هرز از بین می روند. سطح آب بایستی متناسب با رشد گیاه برنج حداکثر تا ۱۰ سانتیمتری بالا بیاید. وحتی برای مصرف علف کشها فقط در صورت تنظیم آب با عمق مناسب می تواند موثر باشند.
• نشاء کاری برنج شرایطی را فراهم می کند که نشاءها بهتر بتوانند با علف های هرز رقابت کنند.زیرا نشاءها در هنگام کشت حدود ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر طول دارند در حالی که علفهای هرز در ابتدای رویش هستند. بنابراین روش کشت نشایی یک روش مبارزه با علف هرز نیز محسوب می گردد.(۳)

ج – مبارزه مکانیکی:
از بین بردن علفهای هرز مزارع برنج به وسیله کارگر(وجین) رایجترین و متداول ترین روش مبارزه با علفهای هرز می باشد. وجین شالیزار در بیشتر مناطق شمال ایران به وسیله دست انجام شده و بندرت توسط ماشینهای وجین کن دستی صورت می گیرد. (۱)
وجین عمو ما" در دو نوبت، نوبت اول ۱۵ تا ۲۰ روز بعد از نشاء کاری و نوبت دوم حدود ۳۰ تا ۳۵ روز بعد از نشاء کاری است که با دست و یا پا بوسیله نیروی انسانی زن ومرد انجام می گیرد. معمولا در وجین اول ۱۵ تا ۲۰ نفر روز و در وجین دوم ۱۰ تا۱۲ نفر روز در هکتار مورد نیاز است. این روش امتیازات زیادی نسبت به روشهای دیگر به ویژه روش شیمیایی دارد. اولا هیچ علفی در برابر این روش مقاومت نشان نمی دهد زیرا هنگام وجین هر نوع علف هرز از یکساله تا دائمی پهن برگ یا نازک برگ توسط دست جمع آوری و یا مدفون می شوند. ثانیا" برای محیط زیست و حفظ تعادل طبیعی کاملا" بی ضرر است. ثالثا" با دست کشیدن در سطح خاک تهویه و خروج گازهای زیان آور امکان پذیر شده و اکسیژن بیشتری در اختیار ریشه ها قرار می گیرد. رابعا" استفاده از نیروی انسانی داخل کشور خرید مواد شیمیایی خارجی را منتفی می سازد و از نظر صرفه جوئی ارزی فوق العاده مفید می باشد. از معایب وجین دستی این است که پر زحمت و مستلزم نیروی انسانی زیادی است. بنابراین توصیه می گردد یکبار وجین دستی ۱۵ تا ۲۰ روز بعد از مصرف علف کشها در برنامه کار گنجانده شود تا با تلفیق روش شیمیایی و مکانیکی بتوان شالیزار را عاری از علف هرز نگه داشت.(۳)

ح – کنترل بیولوژیک :
استفاده از دشمنان طبیعی تا سطح قابل قبول اقتصادی که در حال حاضر با وجود روشهای شیمیایی ، زراعی و مکانیکی رونق چندانی ندارد.
خصوصیاتی که یک عامل بیولوژیک باید داشته باشد عبارتند از :
برای گیاه برنج زیان آور نباشد، قادر به تولید مثل سریع باشد ، بایستی مقاوم بوده وقادر به حفظ موازنه جمیعت خود با علفهای هرزباشد، با شرایط محیطی میزبان سازگار باشد، از گزند دشمنان و عوامل بیماری دور باشد.
ماشک شمالی علف هرز برنج را کنترل می کند. دو عدد غاز وحشی و یا ۰۰ ۳ عدد اردک علفهای هرز یک هکتار برنج را کنترل می کند. (۴)

د- روش شیمیایی:
یکی از آسانترین و موثر ترین و کم هزینه ترین روشهای کنترل علف هرز ، روش شیمیایی است. علت تمایل کشاورزان از علف کش : 
• علفکش باعث کاهش دفعات عملیات شخم مخصو صا" در زمان کاشت می شود.
• علف کشها تلاش عملی انسان یعنی وجین دستی که کار طاقت فرسایی است را کاهش می دهد .
• در بازار به مقدار کافی موجود است و قیمت مناسبی نسبت به هزینه کارگری دارد. علاوه بر مقرون بصرفه بودن در کنترل علف های هرز سمج مثل قیاق و بند واش موفق است. (۴)

در دو زمان می توان سموم شیمیایی را مصرف کرد: الف- قبل از بذر پاشی ب- بعد از بذر پاشی
البته لازم بذکر است که معمولا" یک هفته بعد از نشاء کاری بهترین موقع است. (۳ )
علف کشها در کشاورزی امروزی به دودسته کلی تقسیم می شوند:
۱ – علف کشهای عمومی: ترکیبات شیمیایی هستند که برای از بین بردن کلیه گیاهان در مزارع زراعی و باغی و اراضی غیرزراعی مصرف می شوند. مانند گلیفوزیت( رانداپ) ، پاراکوآت( گراماکسون)و...
۲ – علف کشهای انتخابی: ترکیبات شیمیایی هستند که با غلظت معینی جهت از بین بردن نوعی خاص از گیاه در زراعت فرموله شده و در شرایط مطلوب پس از مصرف اثر منفی روی گیاهان زراعی ندارد.مانند " تو- فور- دی (D – ۴ – ۲ )، بوتا کلر(ماچتی)
 



 

طریقه مصرف علف کش:
بطور کلی علف کشها در زراعت به دو طریق مصرف می گردند:
۱ - روی شاخ و برگ گیاه
۲ - دیگری در خاک پاشیده می شوند. علف کشهایی که بصورت مایع روی اندامهای هوایی گیاه پاشیده می شوند به دو صورت، یکی به روش تماسی و دیگری به روش سیستماتیک( یعنی علف کش مورد نظر زمانی روی شاخ وبرگ پاشیده می شود از طریق اندامهای هوایی جذب و سپس به درون گیاه راه پیدا می کند.پس از وارد شدن به شیره گیاه به تمام قسمتهای حساس گیاه منتقل و او را از بین می برد. ) باعث مرگ گیاهان مورد نظر می شوند. علف کشهایی که در خاک جهت کنترل علفهای هرز مصرف می شوند، می توان آنها را قبل از زراعت یا قبل از جوانه زدن علفهای هرز در مزرعه مصرف کرد.

علف کشها از نظر حرکت به سه دسته تقسیم می شوند :
۱ – علف کشهای که حرکت محدود دارند؛ این قبیل علف کشها را روی شاخ وبرگ پاشیده و به آنها علف کشهای تماسی گویند(۲ ). البته این علف کشها بخشهای زیر زمینی را از بین نمی برد مانند: پرو پانیل و بنتازون (با زا گران ) (۳)
۲- علف کشهایی که از طریق آوند آبکشی و همچنین در بعضی از گیاهان که ریشه های رونده دارند به دو صورت جذب می گردد. این گونه علف کشها برای کنترل علفهای هرز یکساله ، دو ساله و چند ساله قابل استفاده می باشند. در حقیقت استفاده اصلی این علف کشها وقتی است که هدف از بین بردن تمامی اندامهای گیاه بخصوص اندامهای زیر زمینی باشد. مانند گلیفوزیت(رانداپ ) ، تو فور دی(۲) و لونداکس وستاف (۳).
۳ – علف کشهایی که از طریق آوندهای چوبی حرکت می کنند و خاصیت تاثیر پذیری دارند ،(۲)مانند لونداکس و ستاف(۳) .
* لونداکس ۶۰ % (بن سولفورون متیل) و سینو سولفورون (ستاف) هر دو هم از طریق ریشه و هم از طریق انامهای هوائی گیاه جذب می شوند. بعد از جذب از طریق اندامهای چوبی و آبکشی از تقسیم سلولهای مریستمی جلوگیری می کنند.چون این گروه از علف کشها پس از جذب در گیاه برنج برنج به سرعت خنثی می شوند ضمن انتخابی عمل نمودن از درجه سمیت کمتری برای جانداران خونگرم برخوردار است.
 



 

انواع علف کشهای رایج برای مزارع برنج :
علف کشهای مصرفی برای علف هرز سوروف :
۱- رونستار (اگزا دیازون ):
پس از آنکه زمین برای نشاء کاری آماده شد یعنی یک تا دو روز قبل از نشاء کاری به مقدار ۳ تا ۴ لیتر در هکتار بکار برده می شود. البته بعد از نشاء کاری تا موقعی که سوروف هنوز دو برگی نشده باشد می توان آنرا بکار برد(معمو لا یک هفته بعد از نشاء کاری بهترین زمان مصرف علف کش است). پس ا زمصرف باید ۳ روز از ورود و خروج آب جلو گیری بعمل آورد. باید توجه داشت که مزرعه نبایستی بیش از حد غرقاب باشد زیرا سبب خفگی و سو زانندگی نشاء می شود. هنگام مصرف علف کش می بایست حداقل حدود یک سوم نشاء ها روی آب باشد.
این علف کش به صورت قطره پاش مصرف می شود. روی سر پوش قوطی های این سم سه سوراخ تعبیه شده است که با در دست داشتن قوطی وارد مزرعه شده به فاصله ۲تا ۵ /۲ متر (۷ قدم ) از مرز کناری در خط مستقیم حرکت نموده و هر دو قدم یکبار قوطی را به چپ و راست تکان داده ودر موقع برگشت به فاصله ۴ تا ۵ قدم از مسیر رفت عمل سمپاشی ( قطره پاشی ) را ادامه تا علف کش بصورت یکنواخت همه جا پخش گردد.

۲ – بنتیو کارپ (ساترن ) :
 اگر چه بهترین موقع مصرف این علف کش هم یک هفته بعد از نشاء کاری است، اما ترجیحا" بعد ا ز نشاء کاری تا دو برگه شدن سوروف می باشد. البته می توان قبل از نشاء کاری هم آن را مصرف کرد.
مقدار مصرف آن در قبل از نشاء کاری حدود ۷ لیتر و بعد از نشاء کاری ۵ تا ۶ لیتر است.
۳ – بو تا کلر (ماچتی ) :
زمان مصرف آن مانند ساترن یک هفته بعد از نشاء کاری است. مقدار مصرف آن ۳ تا ۴ لیتر در هکتار است.
۴ – مولینیت (اوردرام ):
موقع مصرف این سم یک هفته بعد از نشاء کاری و قبل از دو برگه شدن سوروف (وازمل) می باشد. چون این علف کش دارای حلالیت زیاد در آب بوده و به سرعت تبخیر می شود بایستی بلافاصله پس از مصرف مزرعه را غر قاب کرده و ۳ تا ۴ روز از خروج آب جلو گیری نموده و در صورت کاهش آب مجددا" مزرعه را غرقاب نماییم.
مو لینیت را می توان بصورت قطره پاش و سمپاش مصرف کرد. در صورت مصرف قبل از نشاء کاری باید بلافاصله بطور سطحی با خاک مخلوط شود.
مقدار مصرف آن ۶ لیتر در هکتار است.
۵ – پروپانیل :
برخلاف علف کشهای بالا علف کش تماسی بوده و از طریق برگ جذب می شودو بخشهای زیر زمینی را ازبین نمی برد. موقع مصرف این علف کش زمانی است که حداکثر سوروفها سبز شده و به مرحله ۳ تا ۴ برگی رسیده باشند. مصرف این سم بصورت سمپاشی می باشد ونمی توان آنرا بصورت قطره پاش مصرف کرد. یک تا دو روز قبل از سمپاشی می بایست آب مزرعه را خالی نموده تا همه سوروفها از آب خارج شده و در معرض سم قرار گیرند وهم فرصتی باشد تا بذر موجود در خاک سبز کرده و با علف کش تماس یابد. در مقع سمپاشی باید دقت شود که محلول سم با تمام سوروفها تماس حاصل نماید. پس از سمپاشی تا ۲۴ ساعت آب مزرعه همچنان قطع و سپس آبیاری گردد. چنانچه تا ۸ ساعت بعد از سمپاشی بارندگی شود اثر سم از بین میرود.
مقدار مصرف ۱۰ تا ۱۵ لیتر در هکتار است.
لازم به تذکر است مصرف این علف کش بعداز نشاء کاری چندان توصیه نمی شود زیرا سبب زردی برگها می شود.

علف کشهایی که برای جگنها و پهن برگها مصرف می شودعبارتند از:
۱ – بنتازون (بازاگران):
این علف کش تماسی بوده و در مرحله ۳ تا ۵ برگی علف هرز و پس از خالی کردن مزرعه از آب با سمپاش پاشیده می شود. مقدار مصرف آن ۳ تا ۵ لیتر در هکتار می باشد.
۲ – تو فو ردی :
علف کشی هورمونی است و مقدار مصرف آن ۱ تا۵ /۱ است.
۳ – لونداکس ۶۰ % (بن سولفورون متیل ):
بصورت قطره پاش مصرف می شود. مقدار مصرفی آن ۵۰ تا ۷۰ گرم را در۴ تا۵ لیتر آب حل کرده و برای یک هکتا ر قابل می باشد.
۴ – سینو سولفورون (ستاف):
این علف کش بصورت قطره پاش مورد مصرف قرار می گیرد. و مقدار ۱۰۰ تا ۱۲۵ گرم آن را در ۴ تا۵ لیتر آب حل نموده و قطره پاش می کنند.در موقع قطره پاش بایستی مزرعه دارای ۳ تا ۴ سانتیمتر آب باشد.

علف کشهایی که بر روی هر سه گروه علفهای هرز( پهن برگها، نازک برگها، جگنها) موثر است : 
• سان رایس پلاس و مقدار مصرف این سم ۳ لیتر در هکتارو زمان مصرف قبل و بعد از نشاء کاری است.
• ریفیت( پر تیلا کلر) و مقدار مصرفی آن ۲ تا ۵/۲ لیتر در هکتار وزمان مصرف آن ۳ تا ۵ روز بعد از نشاء کاری است.
• تاپ استار ( اکسادیارژیل) ومقدار مصرفی این سم ۳ تا ۵/۳ لیتر در هکتار وزمان مصرف آن قبل از نشاءکاری است و بعلت اثر سوزانندگی بالای تاپ استار به هیچ وجه بعد از نشاء کاری توصیه نمی گردد (۴ و ۳).

 

معایب مصرف علف کشها :
- مصرف بی رویه علف کشها سبب آلودگی محیط زیست و خاک و آب می شود.
- هر چه مصرف علف کش بیشتر باشد جذب سیلیس در گیاه برنج کاهش یافته و در نتیجه سلولهای برنج اسفنجی شده و ابتلا به بیماری بلاست افزایش می یابد.از آنجائیکه تولیدکنندگان علف کش بالاترین دوز مصرفی را همواره توصیه میکنند حتی الامکان سعی شود کمتر از مقدار توصیه شده مصرف شود تا احتمال ابتلا به بیماری بلاست کاهش یابد. - مصرف علف کش رسیدگی محصول را به مدت ۱۰ روز با تاخیر روبرو می کند.
 



 

علف هرز آزولا:
 یکی از علف هرز مهم که در منطقه فریدونکنار موجب آزار و اذیت کشاورزان منطقه شده است علف هرز آزولا می باشد برای مبارزه با این علف هرز روشهای زیر توصیه می شود:
۱- فاصله آخرین مرحله شخم (پادلینگ) تا نشاءکاری را کم کنید.
۲- در موقع نشاء کاری مزرعه بدون آب باشد.
۳- بعداز نشاء کاری عمق آب کم باشد یا در صورت امکان مزرعه بدون آب باشد.
۴- با قرار دادن ۳۰۰ عدد اردک در یک هکتار می توان آزولا را کنترل کامل نموده و حتی آن را بصورت یک عامل مفید در مزرعه تبدیل کرد.
5- کود فسفاته در مناطق آلوده به آزولا مصرف نشود چون کود فسفاته موجب زاد و ولد آن شده ، در نتیجه کود فسفاته را در موقع وجین مصرف کنید و از میزان کود ازته بکاهید.لازم بذکر است تغییر رنگ سبز آزولا به رنگ قرمز بد لیل کمبود فسفر مزرعه است که با دادن کود فسفره این علف هرز به رنگ سبز بر می گردد.



 

شکل ۴ – علف هرز آزولا این عکس کمبود فسفات را نشان می دهد این کمبود هم در زمستان وهم در بهار دیده میشود.در زمستان بعلت سرمای آب جذب فسفر به خوبی صورت نمی گیرد.

از مزایای آزولادر مزرعه برنج علاوه بر تامین ازت خاک در زمانهای خشکسالی نقش مالچ را ایفاء می نماید وعملیات وجین برای سایر علفهای هرز را کاهش می دهد.

 منابع:
۱ – خدابنده ،ناصر.(۱۳۸۲). غلات. انتشارات دانشگاه تهران.
۲ – ساداتی ، س اکبر و یحیی ابطالی.(۱۳۷۹). اصول و روشهای کنترل علفهای هرز. انتشارات توسعه علوم.
۳ – سلیمانی، عبدالله و بهمن امیری لاریجانی(۱۳۸۳). اصول بهزراعی برنج . انتشارات آرویج.
۴ – سلیمانی،عبدالله و بهمن امیری لاریجانی(۱۳۸۵). آموزشهای عملی و تئوری در مرکز توسعه منابع انسانی کشاورزی هراز

علفهای هرز خطرناک مزرعه برنج

سوروف (زرا ، وازمیل)

  • Echinochloa cruss- gali

از زیان آور ترین علف های هرز مزارع برنج در دنیا است و در تمام شالیزار سراسر کشور پراکنده است.گیاهی یک ساله که ارتفاع ساقه آن تا دو متر می رسد. ساقه ضخیم و اسفنجی ، ریشه ها انبوه ، برگ باریک ، گل آذین خوشه ای فشرده ، خوشه ها متراکم ، دانه شبیه ارزن ، به رنگ خاکستری براق است. سوروف در مراحل اولیه رشد شبیه به برنج است و فرق آن با برنج در فقدان گوشوارک است . تکثیر از طریق بذر صورت می گیرد .  

مبارزه اصلی با آن مکانیکی است تا هفته دوم پس از نشا با برنج رقابت خوبی دارد که اگر در این دوره کنترل شود مشکل ما حل می شود

مبارزه شیمیایی :

  1. مولی نیت(اوردرام 6 - دی): 5 تا 6 لیتر در هکتارمصرف می شود که مقدار مصرف 3 لیتردر هکتار قبل از  نشاکاری  ولی اگر بعد از نشا هم باشد می توان از آن استفاده کرد

  2. ماچتی(بوتاکلر) : می توان 3 تا 13 وز  بعد از نشا و به میزان 3 تا 5 لیتر در هکتا مصرف نمود. در هنگام مصرف آن سوروف باید در زیر آب قرار داشته باشدو 2 برگی باشد.

----------------------------------

  • Echinochloa colonum

گیاهی یکساله که بیشتر در سطح زمین پخش می شود و شکل گسترده ای دارد. برگ ها به رنگ سبز تیره ، غلاف بگ بدون مو ، بدون گوشوارک و یا زبانک ، ساقه افراشته و راست یا زانویی، روی گره های پایینی دارای ریشه های نابجاست. سنبله ها در چهار ردیف منظم روی محور در انتهای ساقه قرار دارد . دانه بیضی شکل ، آزاد ، پوشیده مابین پوشینه ها ، گلومل های بیرونی با سطح پشتی برآمده نوک تیز و گلومل های درونی مسطح و براق .ب خلاف گونه قبلی خواب ندارد . تکثیر از طریق بذر و در عین حال از طریق غیر جنسی صورت می گیرد. مبارزه مثل گونه قبلی است

-------------------------------------

  • Echinochloa colonum

گیاهی یکساله که بیشتر در سطح زمین پخش می شود و شکل گسترده ای دارد. برگ ها به رنگ سبز تیره ، غلاف بگ بدون مو ، بدون گوشوارک و یا زبانک ، ساقه افراشته و راست یا زانویی، روی گره های پایینی دارای ریشه های نابجاست. سنبله ها در چهار ردیف منظم روی محور در انتهای ساقه قرار دارد . دانه بیضی شکل ، آزاد ، پوشیده مابین پوشینه ها ، گلومل های بیرونی با سطح پشتی برآمده نوک تیز و گلومل های درونی مسطح و براق .ب خلاف گونه قبلی خواب ندارد . تکثیر از طریق بذر و در عین حال از طریق غیر جنسی صورت می گیرد. مبارزه مثل گونه قبلی است

 

 

------------------------

اویارسلام بذری Cyperus difformis

دومین دشمن برنج می باشد گیاهی یکساله که از طریق بذر تکثیر می یابد . دارای ساقه ایستا سه گوش و بدون کرک است . برگ ها کشیده با غلاف لوله ای که در قاعده به هم پیوسته است.گل آذین کروی متراکم و یا به صورت چتر ساده . میوه فندقه ، کروی تا بیضوی شکل است .

در صورتیکه غرقاب مزرعه مناسب باشد این گیاه نمی تواند به خوبی رشد کند. بهترین روش مبارزه وجین دستی می باشد

برای مبارزه شیمیایی  از ترفلان به میزان 6 لیتر در هکتار استفاده کرد

---------------------------------------------------------------------------

اویارسلام (گالیCyperus longus

گیاهی چندساله با ساقه سه گوش توپر و برگها کوتاهتر از ساقه ، گل آذین منشعب است

مبارزه تنها از طریق مکانیکی به ویژه وجین دستی است.

-------------------------------------------------------------

اویارسلام ریزوم دار Cyperus rotundus

از طریق ریزوم ، ساقه های گره دار و بذر تکثیر می یابد. ساقه سه گوش . برگها در بخش زیرین ساقه های فرعی که در انتها به صورت چتری از ساقه اصلی جدا شده قرار دارند. در انتهای ساقه زیر سنبله یا گل آذین سه برگ سر نیزه ای وجود دارد. گل آذین به صورت چترباز ، سنبلک ها قهوه ای ، پهن و نوک تیز است. ریزوم تیره رنگ و غده ها قهوه ای تا سیاه است. گلدهی از اواسط اردیبهشت است.

---------------------------------------

پیزر

·         Scirpus mucronatus

گیاهی دائمی و ایستا و تا حدود یک متر . بذور به طور مجتمع در خوشه متراکم و براکته درست زیر خوشه قرار دارد . برگی ندارد . دارای ریزوم ، بذر و غده است. گلدهی آن در شمال ایران از اوایل تا اواسط تیرماه ظاهر می شود.

مبارزه از طریق  مکانیکی بهتر جواب می دهد.

 

 

 

-------------------------------------------

تیرکمان آبی

 Sagitaria  trifolia

علف هرزی پهن برگ که از علفهای هرز درجه دوم می باشد، چند ساله و اغلب قبل از نشاکاری ها مشاهده می شود.

برای مبارزه می توان از علفکش های مورد استفاده برای جگن ها استفاده نمود.

 

 ----------------------------------------------------------------------------------

بندواش یا سگ واش

 Paspalum distichum

بیشتر روی مرزها رشد می کند. چندساله و خزنده است و اکثر از طریق ریزوم یا ساقه های خزنده زیرزمینی تکثیر می یابد. این گیاه دارای خوشه های دوشاخه است که دانه ها در یک طرف آن قرار دارد. به علت دارا بودن ریشه استحکامی باعث استحکام مرز می شود.

برای کنترل آن از علفکش گلیفوزیت (1.5 تا 2% به میزان 1.5 تا 2 لیتر در 100 لیتر آب مصرف می شود) آن را می توان قبل از کاشت در زمین ، بعد از برداشت و یا در اوایل بهار قبل از نشاکاری مصرف کرد

 

-------------------------------------------------------

سل واش

 Monochoria vaginalis

از طریق بذر تکثیر می یابد.  گل آذین آن خوشه ای است . دارای ساقه کوتاه ، گوشتی و ریشه های بسیار کوتاه می باشد. برگ ها  نیزه ای ، براق و قلبی شکل است  . گل دهی از تیرماه شوع و تا آخر آبان ادامه دارد.از نظر سایه اندازی رقیبی برای برنج محسوب می شود.

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------

لویی

  Typha latifolia

چندساله به ارتفاع 1.5 تا 2.5 متر با برگهای نا مساوی . سنبله نر و ماده نزدیک به هم که سنبله های ماده نازک و به رنگ قهوه ای تیره می باشد.  

 

------------------------------------------------------------------------------------

قاشق واش یا بارهنگ آبی

Alisma plantago – aquatica  (ملاقه واش، کتراواش)

به صورت تک بوته در داخل مزرعه رشد می کند. چندساله و آبزی پهن برگ تک لپه ای . برگ ها قلبی شکل با انتهای نیزه ای . دمبگ طویل ومنشعب از ساقه . گلها متشکل از سه گلبرگ مجزا به رنگ بنفش روشن است تکثیر از طریق بذر  بیشتر قبل از نشاکاری دیده می شود .

برای مبارزه می توان از توفوردی و یا پنتازون (3 تا 5 لیتر در هکتار استفاده نمود) .مبارزه به وسیله علف کش های گروه سولفونیل اوره روی این علف هرز موثر است.   

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قاشق واش نیزه ای

 Alisma lancealatum

گیاهی چندساله و تک لپه . بگ ها نیزه ای تا بیضی . قاعده گل ها قرمز ارغوانی ، بساک بیضی . علاوه بر شمال ایران (چندان مهم نیست)، در شالیزارهای اصفهان هم دیده می شود.

----------------------------------------------

گوش آب یا روغن واش

 potamogeton lucens

گیاهی چندساله با ساقه گرد ، برگها شناور یا غوطه ور در آب ، بدون دم یا دارای دمگل ، شبکه رگبرگها مشخص ، گوشوارک بلند . میان گره ها ، گل ها مجتمع درسنبله های استوانه ای ، نسبتا متراکم و قطورتر از ساقه . برگ ها با حاشیه صاف یا گاهی دندانه دار. غلاف برگ آزاد و گوشوارک مانند . میوه دارای نوک کوتاه ، ساقه محکم و متعدد و منشعب . تکثیر از طریق ریزوم و بذر صورت می گیرد.

بهترین راه  مبارزه وجین دستی است و بلافاصله بقایای آن جمع آوری شود.  

 

------------------------------------------------------------------------------

هزار نی

 Butomus umblatus

گیاهی چندساله دارای ریزوم با گل آذین چتری و برگهای شبیه برگ پیاز . ساقه گل دهنده از برگ ها از برگ ها بلندتر است. کاسبرگ در پشت دارای خطوط سبز رنگ است.

مبارزه مکانیکی بهتر جواب می دهد  

------------------------------------------------------------

آمانیا ammania spp

گیاهی یکساله و با ارتفاع کمتر از برنج  ، ساقه ایستا قرمز رنگ و دارای مقطع چهارگوش ، تکثیر از طریق بذر صورت می گیرد و حدود دو هفته پس از نشاکاری در مزرعه ظاهر می شود و همزمان با برنج به بذر می نشیند . رنگ بذر هم آجری است. 

 ---------------------------------------------------------------------------------------------------

گل آردی

 Eclipta prostrata

دارای ساقه ایستا و گاهی پهن شده روی زمین است در زمین های باتلاقی ارتفاع آن از برنج بیشتر است.روی کرتها مشکل ساز است.

با روش مکانیکی مبارزه بهتر جواب می دهد.

 -------------------------------------------------------------------------------------------

گل مروارید

 Alternanthera sessilis

گیاهی یکساله که علاوه بر مزرعه در اب بندها ، داخل کانال ها و جویها می روید . سطح بذر آن صاف و رنگ آن سیاه براق است.

--------------------------------------------------------

دونیش – دودندان

 Bidens tripartita

گیاهی یک ساله با ساقه افراشته دارای انشعابات با شاخه های زیاد ، برگها متقابل به رنگ سبز تیره با سه لبه کشیده و دندانه دار و دارای دمبرگ . گل ها مجتمع و نسبتا بزرگ . میوه فندقه ای خاردار . فصل گلدهی از خرداد تا تیرماه است.

بهترین راه مبارزه مکانیکی است ولی از علف کش های رایج هم می شود استفاده کرد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------
برگیا

Bergia aquatica

گیاهی پهن برگ یکساله و ایستا و ساقه کوتاه دارد . رنگ ساقه مایل به قرمز تا قهوه ای است . برگ ها کوچک نیزه ای شکل با انتهای کند . گل آذین به شکل گرزن و گل ها به تعداد زیاد و به صورت متقابل دور محور ساقه گرد آمده اند.

مبارزه در درجه اول وجین دستی است.

 

-----------------------------------------------------------

شبدرآبی

quadrifolia Marsilea

گیاهی آبزی ، یکساله دارای برگهای شناور و تکثیر از طریق ریزوم واسپور.

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

سالوینیا

Salvinia natans

گیاهی آبزی ، یکساله و شناور . برگها گوشتی که در سطح بالایی و در بخش پایین کرکدار است. انشعابات محور گیاه ریشه مانند و شناور است. تکثیر از طریق اسپور صورت می گیرد.

 

 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آزولا (azola spp )

از خانواده سالوینیاسه و به عنوان کود بیولوژیک برای تثبیت ازت اتمسفر و تامین آن برای برنج  مورد استفاده قرار می گیرد. ساقه آن به صورت ریزوم های منشعب شناور ، برگ آن کوچک و متناوب است.ریشه به صورت معلق در آب . بخش رویی برگ سبز یا صورتی ، گوشتی و کلروفیلی بوده و قسمت زیرین نازک و بدون کلروفیل با بافت اسفنجی سفید رنگ است. آزولا معمولا به صورت غیرجنسی و از طریق سبزینه تکثیر می یابد.. تکثیر جنسی از طریق اسپوروکارپ صورت می گیرد. از این گیاه پس از برداشت    می توان به عنوان کود سبزاستفاده کرد.

برای کنترل آن :

·         از نشا های بلند استفاده شود

·         از دادن کود فسفره اجتناب شود

·         سطح آب کرتها پایین باشد و به حد صفر نزدیک باشد.